مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
۱۱۴.
مادر
حوزههای تخصصی:
متون دینی اعم از قرآن کریم و روایات معصومین، خصایص و ویژگی هایی را برای مادران برشمرده است که درصورت التزام نظری و عملی به آنها می توانند تأثیرگذاری مفید و مؤثر را در تربیت دینی فرزندانشان داشته باشند. پژوهش حاضر بااستفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه منابع کتابخانه ای و با بهره گیری از آیات و روایات تأثیر خودسازی مادر در تربیت دینی کودک را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. یافته ها و ره آوردهای پژوهش بیانگر آن است که مهمترین مؤلفه های محوری که نقش اساسی در تربیت دینی کودک دارند عبارتند از یقین و ایمان قلبی، تقوا و فضیلت الهی، پایبندی به تعبد و بندگی، قداست خانوادگی، اخلاق مداری و شیر مادر. همچنین مشخص شد که مادرانی که به این خصیصه ها آراسته شده اند و به این سطح از خودسازی و پاک دامنی نائل شده اند، می توانند فرزندان صالح و موفق و مفیدی به جامعه تقدیم نمایند و شاهد رشد و تعالی ظرفیت ها و استعدادهای فرزندانشان باشند.
مطالعه تطبیقی متصدیان تعزیر و تأدیب کودک از منظر مذاهب فقهی
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه فقه اسلامی مکلفی که مرتکب گناهان و خطاهایی شود که برای آنها در شرع مجازات معینی تحت عنوان حد مشخص نشده باشد، در حق او تعزیر جاری می شود مسئله ای که در اینجا مطرح می شود این است که کودکان غیر بالغ و ممیز با توجه به اینکه به سن تکلیف شرعی نرسیده اند، آیا در مورد آنها نیز تعزیر جاری می گردد؟ بر اساس آنچه از کتب روایی و فقهی برمی آید اصل اولیه در هر فردی عدم ولایت داشتن دیگران بر اوست مگر در مواردی که از طریق شرع استثنا شده باشد، یکی از آن موارد کودکانی هستند که مبتلا به گناهانی می شوند که در شرع برای آنها حد تعیین شده است، مانند: زنا، لواط. همچنین گناهان دیگری که در شرع حد مشخصی ندارند. برای جلوگیری از عصیان و تعدی این کودکان و جلوگیری از انحرافات آنها و پرهیز از عادت آنها بر این گناهان لازم است مجازاتی برای آنها در نظر گرفته شود. بنابراین با توجه به نوع گناه و شرایط و وضعیت جسمانی کودکان و جلوگیری از انحرافات جنسی، متناسب با این کودکان مجازاتی در نظر گرفته می شود افرادی که عهده دار تعزیر و تأدیب کودک می باشند، شامل؛ حاکم، ولی، وصی هستند. آنها در اجرای احکام الهی نباید به جهت تشفی دل خود از اجرای حق تجاوز کنند که در این صورت ضامن می باشند.
هدف از این تحقیق آشنایی والدین و متصدیان تربیت کودک با مسائل فقهی و حقوقی می باشد که در سایه تربیت صحیح، علاوه بر پیشگیری از انحرافات اخلاقی و تربیتی فرزندان، زمینه رشد و تعالی فرزندان و سلامت اجتماع را فراهم کنند.
این تحقیق به شیوه علمی توصیفی و از طریق کتابخانه ای جمع آوری شده است.
مؤلفه های موفقیت در نقش مادری بر اساس منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف استخراج و تبیین مؤلفه های موفقیت در نقش مادری براساس منابع اسلامی سامان گرفت. برای دستیابی به هدف پژوهش، آیات و روایات مرتبط با موضوع تحقیق استخراج و بررسی شد و مؤلفه ها و زیرمؤلفه های موفقیت در نقش مادری استخراج و به روش استنباط دینی روان شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد: الف) مادر برای موفقیت در نقش خود باید در چهار بُعد زیستی روانی، شناختی، عاطفی و رفتاری ویژگی هایی داشته باشد که از آنها به مؤلفه های شایستگی در نقش مادری تعبیر می شود؛ ب) هر کدام از این مؤلفه ها دارای زیرمجموعه هایی هستند که از آنها به زیرمؤلفه های شایستگی یاد می شود. زیرمؤلفه های زیستی روانی شامل سلامت جسمی و سلامت روانی است؛ زیرمؤلفه های شناختی، آمادگی شناختی برای مادر شدن و پذیرش نقش مادری را دربرمی گیرد؛ زیرمؤلفه های عاطفی مشتمل بر پذیرش قلبی فرزند، دلسوزی نسبت به فرزند می باشد و زیرمؤلفه های رفتاری عبارت اند از: محبت کردن به فرزند، صبر و بردباری، حضور فعّال در کنار فرزند، مدارا کردن با فرزند، پاسخگو بودن، پاکدامنی، اعتدال رفتاری، راستگویی و عمل به وعده، هماهنگی با همسر در تربیت فرزند و عدالت در نقش مادری.
بازخوانی جایگاه و نقش مادر و فرهنگ مادری درتمدن نوین اسلامی متمرکز بر واژه های «نسائنا» و «أمّ المؤمنین» در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چشم انداز ترسیم شده از ناحیه اهل بیت(ع) برای آینده مطلوب بشریت، ایجاد تمدن اسلامی در سطح جهانی است. عدالت اجتماعی، همگرایی و انسجام و پیوستگی که از شاخصه های اصلی تمدن است، در این تمدن باشکوه رخ می نماید و جمعیت از عناصر تأثیرگذار در ایجاد و شکوفایی آن خواهد بود. نقش مادر و فرهنگ مادری با توجه به جایگاه مادر در پیدایی جمعیت و تربیت انسان متعالی به عنوان یکی از علل تمدن ساز، و نه علت تامّه در ایجاد تمدن نوین اسلامی قابل اهمیت است. در تحقیق حاضر با روش تحلیلی و استفاده از کُدهای موجود در آموزه های دین اسلام به تشریح این نقش پرداخته می شود. بر اساس یافته های تحقیق، رابطه معنادار أُمّ- أُمّت و کلیدواژه های قرآنی «نسائنا» در آیه مباهله و «امهات المؤمنین» در سوره احزاب و نیز تعابیری رمزوارانه در روایات مانند «فاطمه بضعه منی» و «أم ابیها» که قرار گرفتن فرد در مقیاسی بالاتر از یک انسان طبیعی است از کُدها و مستندات نقش تمدن ساز مادر و فرهنگ مادری در تعالیم اسلامی به شمار می رود.
نقش مادر در تربیت فرزند خداباور با نگاهی به داستان همسر عمران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تبیین نقش ما در در تربیت فرزند خداباور تدوین شده است. نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده است که بااستفاده از آیات و روایات به ویژه تأثیر آیه 35 آل عمران بر تربیت کودک بیشتر مورد توجه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مادر بیشترین نقش را در تربیت و شکل گیری شخصیت فرزند دار د؛ زیرا از همان ابتدای انعقاد نطفه تا دوران کودکی، نوجوانی و جوانی مأنوس با فرزند خود است. مادر ازنظر دینی، عاطفی، اخلاقی و جسمانی در تربیت فرزند مؤثر است و لازم است در مسیر تربیت فرزند صالح تلاش کند. کودک تأثیرات اخلاقی، اعتقادی و عاطفی را از رفتار و عملکرد مادر فرامی گیرد. بنابراین، مادر خداباور می تواند فرزندی خداباور و معتقد تربیت کند.
فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.
مستندات قرآنی _ روایی فطری بودن حقّ نسبت در رحم اجاره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
1 - 26
حوزههای تخصصی:
نسبت و قرابت میان فرزند و والدین، از جمله روابطی است که به طور طبیعی با تولّد فرزند ایجاد می شود بدون این که نیاز به اعتبار این رابطه باشد. در این بین، یکی از روش های نوین فرزند دار شدن، رحم اجاره ای است که در نسبت حاصل میان مادر و فرزند اختلاف نظر وجود دارد؛ به این بیان که در صورت تولّد نوزاد از رحم یک زن بیگانه و تخمک و اسپرم از پدر و مادر، مادر نسبی کیست؟ در نوشته پیش رو این نتیجه حاصل شد که از دیدگاه آیات و روایات، اشتراک در رحامت (وراثت) و اشتراک در تخمک (ژنتیک) می تواند نقش بسزایی در به وجود آمدن نسبت فطری و تکوینی داشته باشد. قانون و امور اعتباری، قدرت انکار نسبت و ارتباط واقعی و تکوینی حاصل از تکوین نطفه در رحم جانشین را ندارند؛ از اینرو آن چه از قرآن و روایات برداشت می شود، دو مادره بودن چنین نوزادی است؛ مادر صاحب تخمک و مادر صاحب رحم؛ چنان چه برخی از فقها نیز چنین فتوایی دارند و حتی برخی با جایز ندانستن این نوع تلقیح، صاحب رحم را مادر رضاعی می دانند. بنابراین به نظر می رسد این حکم، از رابطه فطری و تکوینی صاحب رحم و جنین نشات می گیرد.
تحلیل نقش عزت نفس مادر در تربیت اخلاقی کودک با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش به بررسی نقش عزت نفس در تربیت اخلاقی مادر از دیدگاه نهج البلاغه پرداخته است. روش تحقیق: به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از گردآوری داده های کتابخانه ای انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق،کتاب نهج البلاغه و بیانات حضرت علی (علیه السلام ) در زمینه نقش عزت نفس در تربیت اخلاقی مادر را در برمی گیرد. تحلیل نهج البلاغه با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نرم افزار ATLAS.ti صورت گرفته است که در طی آن گزاره های مرتبط کدگذاری و طبقه بندی شده اند نتایج نشان می دهد که عزت نفس به عنوان یک مفهوم چندبعدی و پیچیده، در صورتی که در تعامل اولیه با مادر به درستی پرورش نیابد، بازیابی و اصلاح آن در آینده دشوار است. ایجاد دلبستگی سالم و رابطه متعادل میان مادر و فرزند، به ویژه در دختران که مادر را به عنوان الگو و منبع همانندسازی می بینند، برای تقویت عزت نفس ضروری است. این یافته ها می تواند به عنوان راهنما و منبع مفیدی برای مشاوران خانواده در بهبود روابط خانوادگی و تربیت اخلاقی مؤثر باشد.
شرایط حضانت کننده در حقوق ایران و عراق
حوزههای تخصصی:
در هر نظام حقوقی برای حضانت کننده شرایطی در نظر گرفته شده که شخص در صورت داشتن آن شرایط، صلاحیت حضانت و نگهداری را پیدا می کند و در صورت فقدان این شرایط، حضانت از او سلب می گردد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای شرایط لازم برای تصدّی حضانت در حقوق ایران و عراق است. در نظام حقوقی اسلام شرایطی برای حضانت در نظر گرفته شده که قانون ایران و عراق از آن متأثر هستند. در قانون ایران با استفاده از برخی مواد قانون مدنی مانند مواد 1170، 1173 و 1192 و نیز براساس اصل 167 قانون اساسی ایران و با استفاده از فقه امامیه، می توان گفت شرایط حضانت کننده عبارتند از: بلوغ، عقل، اسلام، سلامت جسمانی، صلاحیت اخلاقی، توانایی نگهداری از طفل، عدم ازدواج مادر و اقامت حضانت کننده در محل ثابت. اما شرایط حضانت در حقوق عراق براساس بند 2 ماده 57 قانون احوال شخصیه عبارتند از: بلوغ، عقل، امانت، توانایی در تربیت و نگهداری طفل و اموری مانند عدم ازدواج مادر با بیگانه، خویشاوند بودن حضانت کننده، فاسق نبودن حضانت کننده و عدم ارتداد وی از فقه حنفیه. بنابراین، قانون مدنی ایران و عراق در بلوغ، عقل و صلاحیت اخلاقی و جسمانی اشتراک داشته و در بحث عدم ازدواج مادر، اقامت در محل ثابت، خویشاوند بودن حضانت کننده، فاسق نبودن حضانت کننده و عدم ارتداد وی تفاوت دارند. بنابراین، شرایط حضانت در حقوق ایران نسبت به شراط حضانت در حقوق عراق از انطباق کامل تری با مقررات شرعی و اسلامی برخوردار است.
بررسی فولکلور مادی زایش در جویُم فارس با تکیه بر نظریه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زایش و باروری به عنوان کلان محور در زندگی بشری به شمار می آیند و در میان اقوام و ملل، اساس زندگی و تداوم نسل انسان هستند. در ادبیات عامه و آیینی ایران زمین، توجه به باورها و آداب و رسوم زایش از گذشته تاکنون با شکل های مختلفی همراه بوده است. در جویم فارس به عنوان شهری تاریخی، آداب و رسومی در ارتباط با زایش و باروری مشاهده می شود و برخی از این آداب با شهرهای دیگر ایران اشتراکاتی نیز دارد. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی سعی بر این گردیده با تمرکز بر آداب و رسوم مردم جویم، آیین های زایش به عنوان نمونه مادی ادب عامه، از رهگذر مراحل سه گانه «نظریه گذار» وَن جنپ مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، شخصیت مادر برای دریافت هویت جدید در سه مرحله «زن- همسر- مادر» و دریافت تشرّف، تحلیل می-شود. دریافت حیات شخصیتی زن و استحاله شخصیتی وی، مهم ترین وقایع زندگیش را با شکل گیری آیین ها، همراه دارد. نتایج نشان می دهد گذر شخصیتی زن مطابق با نظریه ون جنپ در آداب و رسوم مردم جویم، به وضوح مشهود است و آداب در سه مرحله گسست، گذار و پیوندی دوباره نشان داده می شود و این استحاله شخصیتی و قدسی درگرو به جا آوردن این رسوم است؛ زیراکه بسیاری از این آداب با رمزهای کیهانی و معنوی همراه هستند که دستاوردشان استحاله و دگردیسی شخصیتی است. بسیاری از این آداب و رسوم، شکل سنتی خود را از دست نداده اند و همچنان در باور و پایبندی مردم جویم حضور دارند.
مسئولیت کیفری جنایات وارده بر نوزاد و مادر در اثر تولد انتخابی (تقویمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
143 - 162
حوزههای تخصصی:
جنین از زمان تشکیل تا تولد، همواره در حال نمو و رشد بوده تا پس از تکامل و کسب قابلیت حیات مستقل، متولد شود. از این رو عمل تولد انتخابی که به معنای مداخله در دوره جنینی و ممانعت از تکامل جنین و تولد زودتر از موعد طبیعی است، می تواند آسیب هایی را برای جنین و حتی مادر به همراه داشته باشد. تولد انتخابی علاوه بر مبانی علمی با هیچ یک از قواعد حقوقی که توجیه کننده عملیات پزشکی اند، نظیر بند «ج» ماده 158 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز مطابقت ندارد؛ بنابراین چنانچه این عمل منجر به مرگ نوزاد یا حدوث نقص در وی یا بقای نقص جنین پس از تولد گردد، مشمول بند «ب» ماده 291 و تبصره ماده 306 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بوده و وصف عمدی داشته و موجب محکومیت پزشک به قصاص نفس یا عضو خواهد شد. پدر و مادر نیز چنانچه با علم به عواقب احتمالی مترتب بر این عملیات پزشکی بدان اهتمام ورزند، تحت عنوان معاونت در جرم عمدی به مجازات تعزیری محکوم خواهند شد. با توجه به اینکه نفس عمل سزارین علمی و قانونی است، چنانچه از گذر آن آسیبی به مادر وارد شود، در فرض عدم تقصیر پزشک، مسئولیتی برای وی و همچنین برای پدر (زوج) متصور نخواهد بود.
تجربه زیسته دختران از معلولیت جسمی و ذهنی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: موقعیت زندگی زنان دارای معلولیت، پیچیده و سرشار از موانع نگرشی، اجتماعی و اقتصادی بر سر راه آسایش اجتماعی-روانی آنهاست. حال اگر این زنان مادر نیز باشند، مسلماً پیامدهایی نیز برای فرزندان چنین مادرانی به دنبال دارد. ازاین رو، هدف از مطالعه حاضر درک عمیق تجارب زیسته دخترانی بود که مادری با معلولیت جسمی و ذهنی داشتند. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناختی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 11 نفر از دخترانی با میانگین سنی 5/20 سال بودند که مادری با معلولیت جسمی و ذهنی داشتند و به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخب شدند. از افراد مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد، سپس کلمه به کلمه پیاده سازی شده و به روش پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و اوسبورن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 4 مضمون اصلی شناسایی شد:رویارویی با معلولیت مادر، احساس خلاء مادری، ادراک تفاوت در ساختار خانواده و چالش های شخصی ایجاد شده برای فرزند. برخی از مضامین اصلی، شامل زیر مجموعه هایی بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت زندگی دختران تحت تأثیر معلولیت مادر قرار گرفته است و لازم است برای خانواده هایی که با چنین مشکلاتی روبرو می شوند، یک سیستم حمایتی فراهم شود.
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی در مادران دارای کودک اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
219 - 238
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال طیف اوتیسم با چالش های متعددی برای والدین، به ویژه مادران، همراه است. پژوهش ها نشان می دهند این والدین در معرض فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی قرار دارند؛ عواملی که می توانند بر کیفیت زندگی و کارکرد خانوادگی اثر منفی بگذارند. ازاین رو، بهره گیری از مداخلات روان شناختی مؤثر، به ویژه رویکردهایی چون درمان مبتنی بر شفقت خود، اهمیت دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر کاهش فرسودگی والدینی و احساس ننگ اجتماعی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. روش: پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه ی آماری شامل مادران کودکان اوتیسم مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی اوتیسم شهر مشهد بود. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 36 مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (18 نفر) و گواه (18 نفر) جای گرفتند. در پایان جلسات، یک نفر از گروه آزمایش کنار گذاشته شد و داده های 35 مادر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی والدینی (رزکام و همکاران، 2018) و پرسشنامه آستیگمای درونی شده (رضایی دهنوی و همتی علمدارلو، 1395) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله درمان مبتنی بر شفقت خود (گیلبرت، 2009) قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و SPSS-21 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر شفقت خود موجب کاهش معنادار فرسودگی والدینی و ابعاد آن (خستگی از نقش والدینی، تقابل با خود والدینی گذشته و فاصله عاطفی گرفتن از نقش والدینی خود) و احساس ننگ اجتماعی و ابعاد آن (باور دیگران، باور مادر و رفتارهای اجتنابی) در گروه آزمایش شد (05/0 >p). نتیجه گیری: تقویت خودشفقتی با کاهش خودسرزنشی، افزایش پذیرش هیجان های منفی و ارتقای مهربانی با خود، می تواند سلامت روان مادران دارای کودک اوتیسم را بهبود بخشد؛ بنابراین، درمان مبتنی بر شفقت خود مداخله ای کارآمد برای کاهش فشارهای روانی این مادران است.