مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
سلوک عرفانی
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
65 - 82
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان مسلمان هر کدام به نوعی تلاش نمودند انسان ها را به مسیر حقیقی در زیستن رهنمون سازند. برخی از راه استدلال و برخی از راه نقل و برخی دیگر از راه علوم عرفانی و اشراقی در این مورد آثاری نگارش نموده اند. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی اندیشه های محی الدین ابن عربی و شیخ شهاب الدین سهروردی درباره دام دنیا و راه رهایی از آن می پردازد. ابن عربی در مهم ترین آثارش به تهذیب نفس به عنوان بهترین مسیر خروج از دام دنیا توجه نموده و انسان ها را به این راه دعوت نمود. شیخ اشراق در برخی آثارش تلاش نمود انسان ها را نسبت به بحرانی به نام غریبی انسان در جهان خاکی هشیار نموده و هشدار دهد. جهان مادی دارای محدودیت های فراوانی است که شرطی شدن در لذائذ آن باعث می شود انسان از هدف اصلی در زیستن باز ماند. وی با طراحی تمثیلات اشراقی تلاش نمود غربت انسان در جهان خاکی را به نیکی ترسیم کند. در نتیجه، هر دو اندیشمند با روش های گاهی متفاوت به دام های دنیا اشاره نموده و انسان ها را به هشیاری و برون رفت از آن دعوت نمودند.
عیارسنجی بایسته های سلوکی فقر، مقارنت علم و عمل و پایستگی مجاهدت از منظر هجویری در کتاب «کشف المحجوب» با آموزه های اهل بیت (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از بالنده ترین رخدادها در تبیین مطالب عرفانی، آمیزش آن با ادبیات فارسی بوده است. کتاب «کشف المحجوب» ابوالحسن هجویری در شمار اولین کتاب های عرفانی به زبان فارسی است که عارفان پسینی بر اتقان آن گواهی داده اند. این اثر به علم سلوک عرفانی پرداخته و در میان باب های آن مواردی وجود دارد که می توان از آنها با عنوان «بایسته های سلوکی» یاد کرد که تا اندازه ای از روش سلوکی هجویری پرده برمی دارد. از آن رو که یکی از گسترده ترین خرده گیری هایی که به جریان عرفان و تصوف شده، دور شدن از روش های سلوکی، از شریعت و از سرچشمه های دینی و مکتب اهل بیت(ع) است، این نوشتار کوشیده سه نمونه از بایسته های سلوکی را از منظر هجویری (فقر، مقارنت علم و عمل، پایستگی مجاهدت) که انتقادهای مهم و گسترده ای به آنها شده است انتخاب نموده و پس از تبیین هریک از این بایسته ها که سالک از سرآغاز تا فرجام باید به آن توجه پیوسته داشته باشد و بحثی روایی درباره موضوع برپا کرده است تا از خلال بازخوانی و تبیین روایات، عیار کلام هجویری عارف در کتاب عرفان عملی اش، محک بخورد. از ویژگی های روایات بحث شده در این نوشتار، اتقان آنها از نظر سندی و دور نشدن از دلالت ظاهری آنها در تبیین است. نتیجه این پژوهش نشان دادن ناهماهنگی برخی از این آموزه ها یا دست کم برخی خوانش ها از این آموزه ها با عرفان اهل بیت(ع) و همسویی برخی دیگر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته است.
مقایسه چگونگی شکل گیری پرسه زنی در فضاهای شهری در دو دیدگاه اندیشمندان حکمت ایرانی - اسلامی و فلاسفه غربی با تاکید بر ویژگی های زمینه ای( باوری، فرهنگی،تاریخی و ادبی)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
403 - 417
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی اخیر، مفهوم پرسه زنی به عنوان یک عمل اجتماعی و معنوی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد مختلف پرسه زنی از منظر فلسفه غربی و حکمت ایرانی - اسلامی انجام شد. هدف پژوهش، تحلیل و مقایسه این دو دیدگاه و کشف معانی عمیق تر این عمل در هر کدام از سنت های فرهنگی است.روش تحقیق: پژوهش حاضر بر مبنای تحلیل متون ادبی و فلسفی صورت گرفته است. با استفاده از منابع و متون کلیدی از هر دو سنت غربی و ایرانی - اسلامی، ابعاد فلسفی و معنوی پرسه زنی مورد واکاوی قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در فلسفه غربی، پرسه زنی به عنوان یک عمل فردگرایانه و زیبایی شناختی شناخته می شود؛ نویسندگانی چون چارلز بودلر این مفهوم را از طریق توصیف جزئیات زندگی شهری و زیبایی های آن به تصویر کشیده اند. در مقابل، در حکمت ایرانی - اسلامی، پرسه زنی به عنوان سلوک عرفانی و جستجوی حقیقت مطرح شده است، که نمونه های آن در اشعار مولوی و متون عرفانی مشاهده می شود.نتیجه گیری: پرسه زنی، در هر دو سنت غربی و ایرانی - اسلامی، نه تنها به عنوان یک فعالیت فردی، بلکه به عنوان یک فرآیند شناختی و معنوی درک می شود. این فعالیت، فرصتی برای درک عمیق تر از هویت فردی و معنای زندگی فراهم می آورد و به تعاملات اجتماعی و فرهنگی معنا می بخشد.
بحرالحقیقه و هفت بحر سلوک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
241 - 268
حوزههای تخصصی:
بحرالحقیقه به عنوان یکی از آثار گرانسنگ اهل تصوّف به شیخ احمد غزّالی نسبت داده شده است؛ امّا تأمل در فرم و محتوای این اثر آشکار می کند که رساله مذکور متعلّق به غزّالی نیست و مؤلف کتاب بیشتر به عرفان زاهدانه تمایل دارد؛ در حالی که احمد غزّالی از نظریه پردازان موهبت عشق و اصول جهان نگری او با این اندیشه سازگار است.بحرالحقیقه کتابی است که مراحل سیر و سلوک عرفانی را شرح و تفسیر می کند. نویسنده پس از بیان مقدمه ای مفصل در خصوص عهد الست و ضرورت سلوک و بازگشت به عالم برین، مفاهیم، تعابیر و تفاسیر بدیعی از دقایق عرفانی و حقایق روحانی بیان می کند و مشاهدات و مکاشفات درونی خود را تا حدّ ممکن به زبان می آورد.این جستار با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل مضامین سلوک عرفانی و مراحل سیر الهی در مجموعه بحرالحقیقه می پردازد. غور در این مجموعه آشکار می کند که نویسنده دارای ایدئولوژی مستقل در عرصه سلوک است و گفتار او با دیگر کتب عرفانی تفاوت زیادی دارد. مؤلف کتاب سفر اهل تصوّف را به چهار بخش تقسیم می کند که دو بخش از آن اکتسابی و دو بخش عطیتی است. وی همچنین سفر خشکی را با سفر دریا متفاوت دانسته و مراحل سلوک را به هفت بحر تقسیم کرده است: 1- بحر اول معرفت است و گوهر آن یقین؛ 2- بحر دوم جلال است و گوهر آن حسرت؛ 3- بحر سوم وحدانیت است و گوهر آن حیات؛ 4- بحر چهارم ربوبیت است و گوهر آن بقا؛ 5- بحر پنجم الوهیت است و گوهر آن وصال؛ 6- بحر ششم جمال است و گوهر آن رعایت؛7- بحر هفتم مشاهده است و گوهر آن فقر.
منازل و مقامات سیر و سلوک در مشرب عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مباحث در طی طریق معنوی و سلوک عرفانی، مراحلی است که سالک در این سفر انفسی باید آن ها را پشت سر بگذارد. بررسی متون عرفانی از ابتدا تا سده هفتم نشان می دهد که درباره تعداد مراحل سلوک میان عارفان اختلاف نظر وجود داشته، به گونه ای که تعداد این مراحل از حداقل سه مرحله تا ده هزار مرحله گزارش شده است. شیخ روزبهان بقلی (متوفی 606 ق) نیز از جمله عارفانی است که در باب مراحل سلوک و مراتب آن نظرگاهی منحصر به فرد و متمایز دارد. نویسندگان مقاله حاضر، نخست آراء پراکنده روزبهان در باب منازل و مقامات سلوک را از کتاب های عبهرالعاشقین، رساله القدس، غلطات السالکین، شرح شطحیات و کشف الاسرار و مکاشفات الانوار جمع آوری کرده و سپس با تحلیل آن ها، منظومه فکری شیخ و مراتب سلوکِ روزبهانی را ترسیم کرده اند. جستجو در آثار روزبهان نشان می دهد که سلوک مورد قبول وی، دارای سه منزلگاه اصلی یعنی «عشق انسانی، فنا در عشق الهی و هستی» است و هر کدام از این منازل نیز شامل چندین مقام است. منزل نخست و دوم متشکل از دوازده مقام و منزلگاه آخر نیز دارای دو مقام است. نیز به نظر می رسد سه مفهومِ «زیبایی، عشق و تجلّی» در تمام مراتب سلوک روزبهانی دیده می شوند و با منظومه فکری شیخ پیوندی ناگسستنی دارند.
بررسی تطبیقی مراحل سلوک عرفانی از منظر ابن عربی و ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
397 - 424
حوزههای تخصصی:
سیر و سلوک آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال، و چگونگی در طریقت است و ترقی زندگی روحی را به سیر و سفر تشیبه کرده اند. سالک در سیر و سلوک از همان لحظه ای که به راه می افتد و در پی تکمیل خود برمی آید، در راه وصول به منظور و مقصود خود از منازل و مراحل گوناگونی می گذرد. سیر و سلوک طی کردن مراحل جهت تهذیب و تصفیه نفس است؛ و سالک را اهل سلوک و نیز اهل طریقت هم می نامند از آنجایی که در مورد سلوک عرفانی نظرات و انتقادات فراوانی وجود دارد، نویسنده کوشیده است تا دیدگاه ابن عربی و ترزا در مورد سلوک عرفانی را در اثر حاضر بررسی کند. این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی انجام پذیرفته و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روشاسنادی و کتابخانه ای گردآوری و تجزیه و تحلیل شده است. و در نتیجه نهایی تحقیق میتوان گفت ترزا در بیان مراحل، شرایط، روش و نتایج سلوک عرفانی منظم تر و روشمندتر بوده اما شیوه پردازش ترزا کاملاً علمی نیست بلکه بیشتر توصیه هایی ناظر به رفتار و تجربه سالکان است. اما ابن عربی شیو های کاملاً علمی دارد. او فردی است که اهل شهود و مکاشفه است و در دریافت شهود مقام دارد و حال نیست. او در تعبیر و تفسیر شهودها (چه خود و چه دیگران) ید طولانی دارد. ابن عربی حفظ سلامتی جسم در تمام مراحل سلوک را از ضروریات می داند و معتقد است در ریاضت نباید زیاده روی کرد اما ترزا به ریاضت شاقه نیز توجه دارد. هر دو عارف به کسب فضایل اخلاقی توجه داشته که ابن عربی اهم آن را توکل اما ترزا بیشترین تأکید بر تواضع و فرونی دارد. از دیدگاه ابن عربی غایت سلوک روحانی است. سالک الی الله در ابتدای سلوک معرفت به خویش و به تبع آن معرفت به خدا ندارد و در نهایت سلوک و معرفت به نفس می یابد و پی می برد که خود چیزی جز خدا نیست، که نتیجه سیر و سلوک را خودشناسی و درک وحدت وجود می داند. و ترزا مراحل سلوک را در "کاخ درون" هفت مرحله برشمرده و در نهایت به وحدت شهود رسیده است.
بازنمایی طرح واره های حجمی سیروسلوک در حدیقه الحقیقه و تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
232 - 262
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریّات زبان شناسان شناخت گرا، آنچه امکان بیان تجارب انتزاعی را فراهم می آورد، تجارب بدنمندی است که از آن ها به «طرح واره های تصویری» تعبیر می شود. با وجود آن که این مقولات بسیار پایه ای هستند، تفاوت در تجارب زیسته باعث می شود افراد طرح واره ها را به شکل های متفاوتی به کار ببرند. سنایی و عین القضات همدانی دو عارف هستند که در زمانی نزدیک به هم می زیسته اند؛ یکی در مرکز ایران و دیگری درخراسان. یکی به عرفان عابدانه گرایش دارد و دیگری عرفانی عاشقانه دارد. با این اوصاف طرح واره هایی که این دو در مورد سیر و سلوک به کار می برند، چه تفاوت ها و شباهت هایی دارد؟ در این پژوهش قصد داریم با بررسی طرح واره های حجمی، شباهت ها و تفاوت های دو عارف را در کاربرد این طرح واره تبیین کنیم. پیکره متنی این پژوهش حدیقه الحقیقه سنایی و تمهیدات عین القضات همدانی است. در این پژوهش روش تحلیل محتوای کیفی غالب است؛ اما از روش های آماری نیز بهره گرفته ایم. در این پژوهش به این پرادخته ایم که در دو اثر چه چیزهایی ظرف هستند، مظروف این ظرف ها چیست و چه تفاوت ها و شباهت هایی در این موارد دارند. یافته ها ما نشان می دهد غلبه بعد معرفتی و تندروتر بودن عقاید عین القضات بستری برای کاربرد بیشتر این طرح واره حجمی در تمهیدات شده است. دو اثر در کاربرد این طرح واره با هم اشتراکاتی دارند که معلول گفتمان عرفانی مشترک در دو اثر است. تفاوت در جهان بینی و نوع مخاطب باعث ایجاد تفاوت هایی در کاربرد طرح واره حجمی شده است؛ برای نمونه نگاه جبرگرایانه تر در تمهیدات باعث شده قاضی از حجم های دایره ای بهره ببرد.