مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
عملکرد صادراتی
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمانها ناگزیر هستند برای ماندن درصحنه رقابت و حفظ مزیت رقابتی خود در بین رقبا فراتر از مرزهای بازاریابی سنتی گام برداشته و برای بهبود عملکرد خود به دنبال کشف فرصتهای ایده آل، تولید محصولات جدید و شناسایی بازارهای فروش جدید باشند. تحقیق حاضر به بررسی تأثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد صادراتی شرکت با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر مهارت های ارتباطی در صنایع دستی روستایی پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف تحقیق، از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش مدیران و سرپرستان شرکتهای صادرکننده صنایع دستی به تعداد 300 نفر هستند که با استفاده از جدول مورگان تعداد 209 نفر بعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار LISREL استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توانایی اطلاعاتی بازار بر عملکردصادراتی، توانایی قیمت گذاری صادراتی برعملکردصادراتی، توانایی افزایش صادرات بر عملکرد صادراتی وتوانایی خدمات پس ازفروش بر عملکرد صادراتی تأثیرمثبت و معناداری دارد. همچنین قابلیتهای بازاریابی برعملکرد صادراتی، توانایی توسعه محصول برعملکرد صادراتی،توانایی توزیع صادرات بر عملکرد صادراتی تأثیر معناداری ندارد. نتایج پژوهش نشان داد که مهارتهای ارتباطی تأثیر قابلیتهای بازاریابی بر عملکرد صادراتی را تعدیل می کند.
بررسی تاثیر استراتژی های رقابتی بر توسعه عملکرد صادراتی فرآورده های گوشتی شهر تهران
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر استراتژی های رقابتی بر توسعه عملکرد صادراتی شکل گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل 200 نفر از مدیران و سرپرستان فروش فرآورده های گوشتی در شهر تهران بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و جدول مورگان، تعداد 101 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار PLS و با استفاده از آزمون های تی معناداری و ضرایب مسیر انجام پذیرفته است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که استراتژی های رقابتی به میزان 0.59 بر توسعه عملکرد صادراتی فرآورده های گوشتی شهر تهران تاثیر مثبت و معناداری دارند. نتایج همچنین نشان داد که استراتژی کاهش هزینه به میزان 0.43 و استراتژی تمایز به میزان 0.66 بر توسعه عملکرد صادراتی موثر می باشند. در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد که مدیران توجه ویژه ای به مقوله استراتژی رقابتی و تعیین استراتژی تمایز برای خود در راستای توسعه عملکرد صادراتی داشته باشند.
بررسی نقش میانجی راهبرد های تقلید و نوآوری در اثرگذاری سرمایه فکری و ظرفیت جذب بر عملکرد صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر ظرفیت جذب و سرمایه فکری بر عملکرد صادراتی شرکت های فناور استان گیلان با در نظر گرفتنِ نقش میانجی راهبرد های نوآوری و تقلید است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از نوع کمّی و به شکل توصیفی-پیمایشی است. 220 شرکت با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس تعیین گردید. داده های جمع آوری شده با روش مدلسازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادند که رابطه معناداری میان ظرفیت جذب، راهبرد های نوآوری و تقلید، و عملکرد صادراتی وجود دارد اما رابطه سرمایه فکری با راهبرد های تقلید مورد تایید قرار نگرفت. همچنین، فقط نقش میانجی راهبرد نوآوری در ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد صادراتی مورد تایید قرار گرفت. ارزش/ اصالت پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از مدل تاثیر ظرفیت جذب و سرمایه فکری بر عملکرد صادراتی با نقش میانجی راهبرد های نوآوری و تقلید، ادبیات موجود در زمینه راهبرد تقلید را بسط می دهد و به بررسی ویژگی های آن می پردازد. یافته های پژوهش حاضر باعث افزایش شناخت و آگاهی در این حوزه می شود و می تواند زمینه ساز اقدامات کاربردی و اثربخش باشد.
مدل سازی تفسیری- ساختاری توانمندسازی عملکرد صادراتی با رویکرد کلاس جهانی با تاکید بر راهبردهای صادرات تولیدات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
164 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و سطح بندی روابط توانمندسازی عملکرد صادراتی با رویکرد کلاس جهانی با تاکید بر راهبردهای صادرات تولیدات ورزشی با به کارگیری مدل سازی تفسیری- ساختاری بود.روش شناسی: پژوهش حاضر آمیخته، توسعه ای– کاربردی است. بر اساس رهیافت گلیزری و مصاحبه عمیق با 15 نفر ازخبرگان (اقتصاددانان، مدیران بازاریابی ورزشی، مدیریت صنعتی، آشنا باکلاس جهانی، تولیدکنندگان تولیدات ورزشی) در محیط نرم افزارNVIVO10 عوامل اصلی مدل در قالب 97 کد باز، 12کد انتخابی و 5 کد نظری شناسایی شده و سپس با استفاده از فرآیند مدل سازی تفسیری - ساختاری در محیط نرم افزار MATLAB2014 سطح بندی و روابط درونی بین عوامل استخراج و در نهایت با تحلیل میک مک بر اساس قدرت هدایت و وابستگی دسته بندی شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که عوامل مدل در 5 سطح قرار دارند و استراتژهای (تمرکز، توسعه و نیروی رقابتی پورتر) در سطوح پایین مدل قرار گرفته و دارای بیشترین تأثیرگذاری بر دیگر عوامل بوده و عامل ظهور و یا تشدید راهبردهای صادرات تولیدات ورزشی، عوامل تولید و خدمت در کلاس جهانی و صنعت ورزش در کلاس جهانی و توانمند سازی عملکرد صادراتی تولیدات ورزشی می باشند. تحلیل MICMAC نشان داد ابعاد راهبردهای صادرات (استراتژی توسعه، تمرکز، نیروی رقابتی پورتر) و ابعاد (نوآوری، کیفیت، انعطاف پذیری،کاهش زمان، کاهش قیمت، خدمت در کلاس جهانی، خدمات فروش و خدمات پس از فروش)، محرک و برانگیزاننده (صنعت ورزش در کلاس جهانی) است.نتیجه گیری: با توجه به راهبردهای صادراتی معرفی شده، هرگونه برنامه و اقدام از طرف مدیران بازاریابی ورزشی، برای ارتقای توانمند سازی عملکرد صادراتی تولیدات ورزشی در حمایت از تولید وکالای ورزشی ایرانی، نیازمند توجه به نقش کلیدی این عوامل است.
بررسی تأثیر رهبری زهرآگین بر عملکرد صادراتی با میانجیگری سکوت سازمانی و تعدیلگری پراکندگی درون سازمانی قابلیت های بازاریابی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
121 - 138
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تأثیر رهبری سمی بر عملکرد صادراتی شرکت ها با میانجیگری سکوت سازمانی و تعدیلگری پراکندگی درون سازمانی قابلیت های بازاریابی بین المللی بررسی شده است. پژوهش حاضر مطالعه ای کاربردی و در زمره پژوهش های توصیفی تحلیلی است که به صورت مقطعی و به شیوه پیمایشی انجام گرفته است. این پژوهش از روش تحقیق کمّی و پیمایشی بهره گرفته و جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت های بازرگانی و صادراتی استان خراسان رضوی بوده است. با استفاده از نمونه گیری مدل سازی معادلات ساختاری، چهارصد نفر از مدیران و کارکنان این شرکت ها انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری و پایایی و روایی آن ها تأیید شد. برای بررسی فرضیات مدل از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد کمترین مربعات جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری سمی به طور معناداری باعث افزایش سکوت سازمانی (ضریب مسیر=0.693، عدد معناداری=22.39) و کاهش عملکرد صادراتی (ضریب مسیر = 0.405-، عدد معناداری=6.216) می شود. همچنین، سکوت سازمانی به طور منفی بر عملکرد صادراتی تأثیر می گذارد (ضریب مسیر = 0.167-، عدد معناداری=2.669)؛ هرچند این رابطه در مدل اثر تعدیلی معنادار نبود. پراکندگی قابلیت های بازاریابی بین المللی توانست تأثیر منفی رهبری سمی بر عملکرد صادراتی را کاهش دهد (ضریب مسیر= 0.129، عدد معناداری= 2.172). این نتایج بر اهمیت مدیریت صحیح رهبری و توجه به قابلیت های بازاریابی بین المللی در بهبود عملکرد صادراتی تأکید دارد. پژوهش حاضر نشان می دهد رهبری سمی به طور قابل توجهی می تواند به سکوت سازمانی منجر شود که خود عملکرد صادراتی را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. با این حال، قابلیت های بازاریابی بین المللی پراکنده می تواند به عنوان تعدیلگر مثبت عمل کند و اثر منفی رهبری سمی را کاهش دهد.
ارائه الگوی تحلیلی ارتباط کارآفرینی صادراتی با عملکرد صادراتی محصولات جدید در کسب و کارهای کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی ارتباط بین کارآفرینی صادراتی، صادرات، و تولید محصولات نوآورانه و جدید می پردازد، که یکی از مسائل مهم در حوزه اقتصاد کلان است. کارآفرینی صادراتی، به عنوان یک رویکرد استراتژیک در کسب و کارهای صادراتی، به ارتقای روند صادرات و توسعه بازارهای جدید کمک می کند. همچنین، تولید محصولات نوآورانه و جدید، به عنوان یکی از عوامل اصلی توسعه و رشد اقتصادی، از اهمیت بالایی برخوردار است. متدولوژی این تحقیق شامل استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر آزمون فرضیه است که به دلیل ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، به روش توصیفی-پیمایشی متمرکز شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل صادرکنندگان، مدیران و کارشناسان فعال در حوزه بازرگانی در استان آذربایجان شرقی است. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل عاملی تاییدی و معادلات بهره گرفته شده است، نتایج به دست آمده از تخمین مدل نشان می دهد که کارآفرینی صادراتی تأثیر مثبتی بر عملکرد صادراتی محصولات جدید بنگاه دارند. این نتایج نقش مهمی را در توسعه کسب و کارهای صادراتی و ایجاد ارزش افزوده از طریق نوآوری و تحول در محصولات و خدمات دارند. در نهایت، این مطالعه می تواند به سیاست گذاران و صاحبان کسب و کارها در ارتقای استراتژی های صادراتی و نوآوری کمک کند و درک بهتری از ارتباط بین عوامل مختلف در راستای توسعه اقتصادی فراهم آورد.
تبیین نقش تعهد مدیریت در عملکرد صادراتی : با تاکید بر نقش میانجی شراکت راهبردی و نوآوری محصول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال تبیین نقش تعهد مدیریت در عملکرد صادراتی : با تاکید بر نقش میانجی شراکت راهبردی و نوآوری محصول، مطالعه موردی ( صادرات سنگ های ساختمان ایران ). در سال 1403-1402 است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان و مدیران مرتبط با صادرات و مدیران شرکت های تولیدی و صادرات سنگ های ساختمان ایران تشکیل می دهد که نمونه ای متناسب با جامعه آماری به تعداد 180 نفر انجام شده است. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده که بعد از برآورد اعتبار و پایایی، در بین پاسخ گویان، توزیع گردید. بعد از جمع آوری پرسش نامه ها با استفاده از ضرایب آماری متناسب با نوع متغییر ها تحلیل ساختارهای عاملی و تحلیل مسیر و به کمک نرم افزار Amos به منظور بررسی فرضیه های تحقیق و به جهت بررسی نقش میانجیگر شراکت راهبردی و نوآوری محصول، از روش رگرسیون سلسه مراتبی با کمک نرم افزار (SPSS 22) محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد عدد اثر کل برای این متغیر عدد 1.76 بدست آمده که بزرگتر از 0.3 می باشد از این رو همبستگی مطلوب برقرار می باشد و می توان این گونه استنباط کرد که متغیرهای شراکت راهبردی و نوآوری محصول تأثیر تعهد مدیریت بر عملکرد صادراتی را به میزان 1.76 را تعدیل می نماید.
بررسی نقش تعدیل گر فناوری های دیجیتال در ورود شرکت های نوظهور به بازارهای بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و تجارت نوین سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115-151
حوزههای تخصصی:
شرکت های فعال در حوزه صادرات در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، با موانع مختلفی در مسیر حضور در بازارهای بین المللی مواجه اند؛ ازاین رو بررسی نقش فناوری های دیجیتال در کاهش موانع صادراتی و بهبود عملکرد صادراتی اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل اثر مستقیم و نقش تعدیل گر فناوری های دیجیتال در رابطه میان موانع صادراتی و عملکرد صادراتی شرکت ها انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی–هم بستگی با رویکرد پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه از ۷۰ شرکت فعال در حوزه صادرات ایرانی گردآوری شده و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد فناوری های دیجیتال اثر مثبت و معناداری بر عملکرد صادراتی دارند (β =0.305). همچنین، موانع صادراتی اثر منفی و معناداری بر عملکرد صادراتی شرکت ها دارند (β =-0.339). با این حال، اثر تعدیل کننده فناوری های دیجیتال در رابطه میان موانع صادراتی و عملکرد صادراتی تأیید نشد (β =0.003). این یافته ها بیانگر آن است که بهره گیری از فناوری اگرچه بهبود دهنده عملکرد صادراتی است، اما به تنهایی برای غلبه بر محدودیت های ساختاری کافی نیست و اثربخشی آن تابع شرایط زمینه ای و ظرفیت های سازمانی می باشد.