مطالب مرتبط با کلیدواژه

اندیشه ایرانی


۱.

بازتاب هنر و اندیشه ساسانیان در هنر عهد آل بویه: هنر معماری و فلزکاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر ساسانیان آل بویه معماری فلزکاری اندیشه ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی آل بویه فرهنگی
تعداد بازدید : ۴۹۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۸۲
هنر و معماری یکی از مهم ترین عناصر فرهنگ مادی هر سرزمین است که از عوامل گوناگونی چون: احکام دینی، سنت های قومی و ملی، محیط جغرافیایی و ورود فرهنگ های ملت های دیگر تأثیر می پذیرد. به دنبال گشوده شدن ایران توسط مسلمانان و گرویدن اکثریت ایرانیان به دین اسلام، فرهنگ و هنر ایرانی دچار تغییر و دگرگونی گردید. اما از سده چهارم ق. بر اثر تلاش های ایرانیان به ویژه حکام آل بویه سرزمین های ایرانی در مرکز، جنوب و غرب ایران استقلال سیاسی و فرهنگی خود را از دستگاه خلافت به دست آوردند و جنبه هایی از تمدن ایرانی دوباره احیا شد و فنون و صنایع ایرانی فرصت تداوم، پیشرفت و توسعه یافت. هنر در این زمان هر چند تا حدی تحت تأثیر اسلام قرار گرفت، اما نیاز به تداوم هنر و صنایع و نیز کوششی که در حفظ و احیای آثار ملی و سنت های باستانی در میان ایرانیان تا سده های چهارم و پنجم وجود داشت، به ویژه هنرهایی نظیرمعماری و فلزکاری را بشدت متأثر از هنر باستان و به ویژه دوره ساسانی ساخت. در این پژوهش تلاش شده تا با استفاده از رویکرد تاریخی و روش تحلیلی و توصیفی به بازتاب هنر دوره ساسانی در هنر معماری و فلز کاری عهد آل بویه پرداخته شود و میزان و زمینه های تأثیرپذیری آن از هنر و اندیشه باستانی ایران تعیین گردد.
۲.

کشف المحجوب مشروطیت ایران، طرح پدیدارشناسانه هرمنوتیک چرایی ناکامی مشروطه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی پدیدارشناسی هستی شناسی هرمنوتیک اندیشه ایرانی مشروطه اروپایی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار مشروطه
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ فلسفه تاریخ مباحث نظری
تعداد بازدید : ۱۳۶۷ تعداد دانلود : ۷۵۸
درباره ناکامی مشروطیت ایران، اکثر پژوهشگران گواهی داده اند. سؤال اساسی و بنیادین آن است که سرّ این ناکامی چیست؟ مقاله حاضر بر آن است که اگر سرّ ناکامی مشروطیت، در نسبت میان اندیشه ایرانی، یعنی سنت و مشروطه اروپایی، یعنی مدرنیسم، جست وجو شود پاسخی درخور و راهگشا به دست خواهد آمد. در این مقاله، تلاش شده است تا ضمن پیشبرد بحث، بر روش پدیدارشناسانه هرمنوتیک به عنوان روش مناسب پژوهش های تازه در باب مشروطیت، به لحاظ ضرورت غور در تاریخ اندیشه و توجه به مبانی و مبادی آن، تأکید شود. تذکر این نکته لازم است که درباره اندیشه ایرانی، به اعتبار حوزه معناگرایانه آن، هرمنوتیک تأویلی (کشف المحجوب) را به کار گرفته ایم. در ادامه، سعی شده است تا برای مشخص ساختن فضای تازه ای که از این منظر گشوده می شود، به دو نمونه از مبانی معرفتی، یعنی نسبت دین و سیاست که در اندیشه ایرانی امتزاج آن به لحاظ هستی شناسانه مسلم قلمداد شده و در مدرنیزم، بر تفکیک و جدایی آن تأکید شده است، اشاره ای مختصر کنیم؛ همچنین، امر قدسی و امر واقع وجوه تمایز معرفتی آن دو اندیشه را نشان دهیم. البته بر آنیم اگر از این منظر به موضوع مشروطه بنگریم، علاوه بر رهایی از مجادلات موجود، راهی برای تأملات فکری به سوی آینده نیز گشوده خواهد شد.
۳.

روند رواج و برگزیدن نام های کیانی در میان شاهان و شاهزاده گان سلاجقهٔ روم

کلیدواژه‌ها: سلاجقه روم اندیشه ایرانی غیاث الدین کیخسرو اول نام های کیانی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی سلجوقی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه باستان شناسی
تعداد بازدید : ۱۳۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۴۹
حکومت سلاجقهٔ روم در حدود 470 ه . ق با جدا شدن از حکومت سلجوقیان بزرگ به همت یکی از بزرگان این خاندان به نام سلیمان بن قتلمش در بخشی از سرزمین جدایی ناپذیر روم در قلب امپراتوری بیزانس یعنی در منطقه آسیای صغیر تاسیس گردید. با تاسیس این سلسله شاهد نفوذ، احیا و گسترش هویت فرهنگ ایرانی، زبان فارسی و به کار گیری روش سیاست-مداری و احیای سنت های ایرانشهری و مشروعیت گزینی در خارج از مرز های ایرانشهر و درون سرزمین روم رقیب جهانگشای ایران پیش از اسلام هستیم اما شاید مهم ترین موضوع مرتبط با اندیشه ایرانی و احیای سنت های ایران باستان در حکومت سلجوقیان روم حضور اسامی ایرانی و شاهنامه ای بخصوص نام شاهان کیانی در اسامی پادشاهان و شاهزاده گان سلجوقی هستیم روند رواج نام های کیانی که با سلطنت غیاث الدین کیخسرو اول هفتمین سلطان این سلسله آغاز گردید، تا پایان دوران سلاجقه در نام شاهان و شاهزادگان سلجوقی تکرار می شود. چرایی و چگونگی نفوذ عناصر ایرانی و نام های کیانی، پرسش اساسی در این پژوهش است که با رویکردی تحلیلی و تفسیری، تلاش شده به شناسایی عوامل مؤثر و میزان نقش این عوامل در اشاعه اندیشه ایرانی گرایی در میان سلاجقه روم پرداخته شود و به علل و چگونگی انتخاب نام های پادشاهان حماسی ایران توسط سلاجقه روم پاسخ داده شود.
۴.

نقدی بر کتاب متنبی و سعدی؛ ردپای یک اندیشه ایرانی در اشعار سعدی و ادب عربی (بوسیدن پنجه شیر)

کلیدواژه‌ها: اندیشه ایرانی سعدی متنبی مضامین عربی و فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۳۰۴
تأمّل در منابع عربی مؤیّد این نکته است که بوسیدن دست دشمن قوی قبل از آنکه به ذهن شاعر عرب برسد، در آثار ثعالبی (قرن چهارم هجری) از پرویز نقل شده است: ادّعای ما این است که این مضمون و شیوه بیانی قبل از اسلام در ایران شناخته شده بوده است؛ زیرا با نگاهی به گنجینه‏های کهن ایرانی و دست سایه‏بان ساختن بر چشم، می‏توان این اندیشه را در میان حکمت‏های ایرانی یافت. آنجا که پرویز می­گوید: قال ابرویز: «یَدٌ لَا یُمْکِنُکَ قَطْعُهَا قَبِّلْهَا.» (ثعالبی، بی‏تا: 664) (دستی را که نمی‏توانی ببری ببوس.)
۵.

تحلیل تطبیقی مدرنیسم و پست مدرنیسم غربی و میراث فلسفی و ادبی ایران

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مدرنیسم پست مدرنیسم عقلانیت تجربی گرایی اندیشه ایرانی گفتمان فمنیستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
این پژوهش به طور انتقادی تحول اندیشه فلسفی در سنّت های فکری غرب و ایران را مقایسه می کند. در غرب، سلطه کلیسای قرون وسطی، آزادی اندیشه را محدود کرد که منجر به ظهور مدرنیته شد؛ مدرنیته ای که عقلانیت، تجربی گرایی و فردگرایی را به جای یقین های متافیزیکی قرار داد. مدرنیته، بنیان های معرفت شناختی و هستی شناختی نوینی را بنا نهاد؛ اما زیاده روی های آن به تناقضاتی انجامید که پست مدرنیسم به نقد روایت های کلان و ادّعاهای عقل گرایانه پرداخت. پست مدرنیسم، هرچند، اغلب به نسبیت گرایی گرایش یافت و این منجر به تکه تکه شدن فرهنگی شد. در مقابل، سنّت فکری ایران که از قرن ۹ تا ۱۳ با هماهنگی فلسفه عقلانی، اندیشه دینی و خلاقیت ادبی شکل گرفت، مسیر متفاوتی طی کرد. بدون وجود سرکوب مرکزی کلیسایی یا تحوّلات بنیادین رنسانس یا روشنگری، فرهنگ فلسفی ایران، دوره هایی از پرسشگری پویاتر و رکود طولانی را تجربه کرد. بی ثباتی سیاسی و جداافتادگی از جریان های فلسفی جهانی، رشد معرفتی آن را مختل کرد و آمادگی لازم برای ورود ناگهانی علم و فناوری مدرن به عنوان واردات غربی را از دست داد. این مواجهه، باعث بی ثباتی چارچوب های سنّتی، بحران های قدرت، هویت و تداوم فرهنگی شد؛ اما جایگزین بومی و منسجمی ارائه نکرد. این مقاله با بهره گیری از عقلانیت، تجربی گرایی و نظریه انتقادی، ریشه های این واگرایی و افول را بررسی کرده و راه هایی برای احیای مجدّد اندیشه پیشنهاد می دهد. همچنین، بر گفتمان فمنیستی به عنوان لنزی انتقادی برای بازنگری روایت های مدرن و پست مدرن تأکید کرده و از بازسازی سنّت های گفتگومحور و عقلانی حمایت می کند تا بتوان میان سخت گیری سرکوبگرانه و فروپاشی آشفته، در هر دو بستر غرب و ایران، تعادل فلسفی و پیشرفت متعادل ایجاد کرد.