وقتی در سال 1341 روزنامههای تهران خبر از تصویب لایحه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی دادند، روحانیون طراز اول کشور از جمله به دلیل حق رأیی که در این لایحه به زنان داده شده بود، آن را تحت نفوذ اندیشههای غیراسلامی و ضداسلامی دانستند. کمتر از بیست سال بعد و در اولین رأیگیری ای که در حکومت جمهوری اسلامی ایران برقرار شد، حق رأی زنان نه فقط دیگر غیراسلامی دانسته نشد که جزو حقوق مسلمی بود که زنان میبایست در حکومتی اسلامی از آن برخوردار باشند. مطالعه این تغییر که هدف نوشته حاضر است، از جمله راهگشای درکِ یکی از کارکردهای انقلاب اسلامی است. در این کارکرد، انقلاب واسطه دسترسی تودههای مردم به خواستهای دستنیافتهای است که حکومت پیشین وعدهاش را داده بود. در این کارکرد، انقلاب نه همچون طریقی برای بازگشت به روابط اجتماعی و سیاسی سنتی، بلکه همچون میانجی دستیابی به جامعهای مدرن رخ مینماید.
در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم جهانی، مرزهای شمالی ایران شاهد سرریز انبوهی از پناهندگان بود که سعی داشتند از قلمرو شوروی بگریزند. در دو دوره 1310-1308 و 1317-1316- بویژه دوره اخیر که بخش چشمگیری از اتباع ایران مقیم شوروی را نیز در برگرفت- این موج ابعادی چشمگیر یافت و از لحاظ اقتصادی و همچنین امنیتی،گرفتاریهای فراوانی را برای ایران پیش آورد. در این بررسی واکنش ایران نسبت به این پدیده و تلاشیش برای رسیدگی به مسائل مختلفی که پیش آورد، مورد بررسی قرار گرفته است.