مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱۴٬۱۸۱ تا ۴۱۴٬۲۰۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
امید؛ مؤلفه ی اساسی به زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
عصمت انبیا در آرا و آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
مدل سازی و پیش بینی قیمت نفت خام WTI
پیش بینی مصرف بنزین تا سال 1400 و نقش مترو تهران در کاهش مصرف آن
حوزههای تخصصی:
تاثیر افزایش قیمت حامل های انرژی بر هزینه تولید و بودجه خانوارهای شهری و روستایی
عدالت اقتصادی از دیدگاه اسلام با اشاره موردی به نظام سرمایه داری لیبرال
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۴ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
حُسن عدالت به جهت فطریبودن آن، همیشه مورد توجه مردم و مکاتب الاهی و بشری بوده است. اسلام در جایگاه دین کامل و خاتم، این آموزه را در همه ابعاد زندگی بشری مورد تأکید فراوان قرار داده است. عدالت اقتصادی، به معنای مراعات حقوق اقتصادی در حوزه رفتارها و روابط اقتصادی است. این امر بهصورت هدف اقتصادی، هنگامی بهطور کامل محقق میشود که هر یک از افراد جامعه، به حق خود از ثروت و درآمدهای جامعه دست یابند.
از دیدگاه اسلام، منشأ حق برای انسانها دو امر است: کار و نیاز. براساس میزان کار و تلاش، حق انسان نسبت به ثروت و دارایی جامعه بالفعل میشود. همچنین انسانهای نیازمند که توان کار ندارند، نیازشان حق آنها را درباره ثروتها و دارایی جامعه بالفعل میکند؛ و بر حکومت و ثروتمندان لازم است که نیاز آنها را در حد متعارف برطرف کنند. همه انسانها در بهرهمندی از نعمتهای الاهی باید دارای فرصت و شرایط مساوی باشند؛ گرچه بعد از تقسیم فرصتها بهنحو مساوی، اگر گروهی به دلیل استعداد و تلاش زیادتر، از نعمتها بیشتر بهرهمند شود، این امر خلاف عدالت نیست
حکومت دینی؛ عدالت گستری یا سلب ارزش و آزادی انسان
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۴ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
این مقال بر آن است تا این مسأله را که آیا حکومت دینی، درپی عدالت گستری است یا اینکه ارزش و آزادی انسان را سلب میکند، مورد نقد و بررسی قرار دهد. ایمانوئل کانت، از فیلسوفان بزرگ مغرب زمین معتقد است که حکومت دینی، با خودمختاری اراده انسانی که عنصر لازم در اخلاق است، سازگار نیست، و آن را یکی از مصادیق دگرآیینی اراده دانسته و درنتیجه غیراخلاقی است.
در این مقاله ضمن نقد و بررسی این دیدگاه، ثابت کردهایم که حکومت دینی کاملاً با خودمختاری اراده سازگاری دارد و متدینان با خودمختاری اراده است که به این حاکمیت تن میدهند و با اخلاق کاملاً سازگاری دارد؛ همچنین در ادامه این مسأله مورد بحث قرار گرفته که هم حاکم حکومت دینی باید عادل باشد و هم هدف آن، اجرا و تحقق عدالت است و اینکه امر به عدالت یکی از احکام عقل عملی است و با معیارهای اخلاقی کانت سازگاری دارد؛ درنتیجه حکومت دینی، مورد تأکید عقل و ازاینرو اخلاقی است.
سالشمار دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران
نقش و عملکرد متفقین در بحران غله ایران به هنگام جنگ جهانی دوم
اندیشه جهان شمولی حقوق بشر (دیدگاه مقایسه ای میان اعلامیه جهانی و اسلام)
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۴ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به این موضوع میپردازد که آیا اعلامیه جهانی حقوق بشر به رغم عنوانی که یدک میکشد، میتواند جهان شمول باشد یا جهان شمول بودهاست؟ و در مقابل، آیا اسلام توان ارائه حقوق جهانشمول را دارا است؟ و اساسا چه چالشهای عمومیای فراروی جهان شمولی حقوق بشر وجود دارد؟
در پاسخ به این پرسشها باید گفت که با توجه به تکثرات فرهنگی و جهان شناختی، مراد از حقوق بشر جهان شمول، حداقلی از حقوق است که هر انسان از آن جهت که انسان است از آن بهرهمند میباشد و این همان چیزی است که در اسلام وجود دارد و همه انسانها از آن برخوردارند. اعلامیه جهانی فراتر از این نگرش درجهت تعمیم و تحمیل دیدگاههای جهان شناختی و معرفتشناختی همچون سکولاریسم، دموکراسی لیبرال و آزادی لیبرالیستی و فردگرا گام برمیدارد و تکثر را فقط در این چارچوب میپذیرد؛ ولی در اسلام تکثر در قالب زندگی مسالمتآمیز در پرتو دو عنصر «حقیقت» و «نفی سلطه» مورد پذیرش است. در پرتو اصل حقمداری که مبنای عقلانیت است، مفهوم انسان با آنچه در اعلامیه مورد پذیرش است، مغایرت دارد؛ زیرا انسان فقط همان موجود دوپا و مستقیم القامه نیست، بلکه هویتی مبتنی بر شعور و ادراک فراحیوانی دارد و بر اساس آن از حقوقی افزون بر حقوق حیوانات برخوردار است. برخورداری انسان از کرامت انسانی مطلوب اسلام است ، درحالیکه اعلامیه جهانی، انسانی را دارای کرامت میداند که زندگی و ادراک او در سطح چارپایان بلکه پایینتر است؛ به بیان دیگر میتوان گفت که اعلامیه حقوق بشر برای انسان حقوقی فراتر از آنچه اسلام برای حیوانات قایل است، تعریف نکرده و به این سبب شان انسان را از جایگاه رفیع و متمایز انسانی تنزل داده است.
اعترافات یک بازجو: مقدمه و تعلیقات : محسن دانش
نظریه پردازان استبداد منور: تأملی در دیدگاههای سیاسی علی دشتی و مرتضی مشفق کاظمی
تجربه های عرفانی و شبه عرفانی
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۴ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
عرفان مسیری است که انسان را به نوعی دیگر از معرفت و شناخت میرساند که با معرفت حسی و ظاهری متفاوت است. به همین منظور باید ابزار دیگری را برای سالک پدید آورد یا در درون او کشف کند تا بتواند راه دستیابی به معرفتی دیگر را هموار سازد.
مکاتب عرفانی گوناگون در سراسر جهان همیشه به نوعی معرفت درون بینانه که با شهود قلبی و درونی دریافت میشود، اشاره دارند و برای استفاده از آن تلاش میکنند. همین تلاش، نیاز به برنامه عملی خاصی را پدید میآورد که اگر از سوی خداوند و به واسطه پیامبران به انسان برسد، شریعت نام دارد.
بیتردید با پذیرش این که انسان را خالقی دانا و حکیم آفریده که از همه اسرار وجودش آگاه است، باید اعتراف کنیم شریعت الاهی بهترین راه شکوفاسازی استعدادهای نهفته عرفانی است و با عمل به شریعت میتوان به عرفان راستین رسید. از این رو این شریعت به همه پیامبران رسیده است خداوند به حضرت محمد(ص) میفرماید:
«شرع لکم من الدین ما وصی به نوحاً و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ....» آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آنچه را بر تو وحی فرستادیم، به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم.....
سید حیدر آملی رابطه شریعت و حقیقت عرفان را به پوست بادام و روغن بادام تشبیه میکند. اگر این پوست نباشد، آن مغز فاسد و تباه میشود و تازگیاش را از دست میدهد و اگر آن مغز شیرین و تازه نباشد، این پوسته بیارزش است.
بزرگان اهل معرفت همواره اصرار دارند که بدون شریعت نمیتوان به مسلک عارفان درآمد و به حقیقت رسید؛ زیرا اگر راه الاهی طی نشود، به جای مکاشفات و مشاهدات رحمانی، اوهام شیطانی به درون انسان هجوم میآورد و فرد به خیال اینکه در عرفان سیر میکند، به دام پندارهای شیطانی فریفته میشود.
این مقال بر آن است که بگوید عرفان در صورتی که از شریعت فاصله بگیرد و برنامههای عملی الاهی را به دنبال ایمان به خداوند یکتا و معاد کنار گذارد، پایهای برای استقرار سلطه در جامعه بشری شده و سلطهگران دنیاطلب را بر مردم مسلط میکند.
جایگاه عقل و عاقلان در کلام خاتم پیامبران
تواضع و فروتنی
سیاست اقتصادی در عصر جهانی شدن
حوزههای تخصصی:
شعر زنان عارف تا پایان قرن چهارم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستجو در سرچشمه های عرفانی و آغاز شکل گیری سخن عارفانه از جمله مطالعات ضروری حوزه ادب فارسی و عربی است. محققین و منتفدین بسیاری تلاش کرده اند تا به زمینه های شکل گیری این هنر منظوم دست پیدا کنند. مقاله حاضر در صدد است تا نشان دهد که چگونه زنان عارف شاعر در اولین قرون شکل گیری عرفان اسلامی در سرودن نخستین اشعار عارفانه سهیم بوده اند و چگونه حدیث حب الهی را در حوزه سخن منظوم وارد کرده اند. پس از جست و جویی فراگیر در اکثر کتب تذکره و مقامات، شرح احوال و آثار دوازده زن از قرن دوم و سوم هجری پیدا شد که از ایشان اشعاری هم باقی مانده بود. هر چند انتساب بعضی از ابیات به ایشان مورد تایید است، اما روشن است که اگر فرض کنیم قائل و گوینده ابیات در حدیث حب الهی رابعه نبوده باشد، در قرن دوم هجری در بصره پارسا زنان شاعر دیگری بوده اند که سخن از عشق الهی رانده و آن را در موعظه ها، مناجات ها، دعاها و حالات وجد و شیفتگی خود بیان کرده اند.
برج بابل و پیدایش ترجمه: خوانش والتر بنیامین و ژاک دریدا از انجیل عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله خوانشی دقیق از شاید معروف ترین داستانها (روایتها) در تاریخ انسان باشد: 1) خلق جهان و کنش نامگذاری، 2) خوردن سیب از درخت دانش و اخراج انسان از باغ عدن، 3) ساختن برج بابل، تخریب آن توسط خدا، تفرقه انسانها و زبان آنها، و در نتیجه گریزناپذیری ترجمه. این داستانها بر اساس خوانش دو متفکر (والتر بنیامین و ژاک دریدا) در حوزه نظریه نقادانه معاصر مورد بررسی قرار گرفته اند. هدف این مقاله در بررسی این سه داستان تحلیل «پیدایش» زبان و ترجمه است: نامگذاری: زبان در اولین قدم خود کلام خداست. در این مرحله، خلق خدا با کلام او یکی است: «در آغاز کلمه بود.» اینکه انسان بر دیگر خلقتهای خداوند نام می گذارد خود تقلیدی از کنش خلق خداوند است. در این مرحله، کلمات (یا بهتر بگوییم «نامها») کیفیت ارتباطی ندارند. آنها تنها خود را بازنمایی می کنند. درخت دانش: در دومین مرحله از داستان زبان است که دانش، داوری، یا ارزشهای بیرونی به حوزه زبان وارد می شوند. این اولین «هبوط» زبان است. کلمات حال تنها وسیله یا ابزاری برای ارتباط با چیزهای بیرون از خود هستند. کلمات دیگر ذات بی واسطه و مقدس ندارند و دیگر «نام» نیستند. برج بابل: در سومین مرحله یا دومین «هبوط» زبان، آرزوی یکی کردن زبان به بن بست می رسد. در این مرحله، با پراکندگی زبانها و خلق هر روزه زبانهای جدید، انسانها دیگر قادر به فهم یکدیگر نیستند. آنها حال به ترجمه نیازمندند. این مقاله با تحلیل این سه روایت سعی بر تشریح اساس فلسفه انجیلی زبان و ترجمه دارد.
ترجمه در گفتمان فلسفی ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در میان رویکردهای گوناگون به ترجمه، فلسفی آن در فرانسه از اعتبار ویژه ای برخوردار است و حتی فیلسوفی به نام ژان – رنه لدمیرال، که مبانی معرفت شناختی ترجمه شناسی فرانسه را تبیین نموده، خود، واژه (Traductologie) یا «ترجمه شناسی» را ابداع نموده است. در میان فلاسفه پست مدرن، دریدا بیش از دیگران به ترجمه پرداخته است و حتی اولین کتاب منتشر شده او ترجمه ای از هوسرل بوده است.
در نوشتار حاضر، ابتدا به رابطه برخی فلاسفه با ترجمه اشاره ای گذرا می کنیم؛ سپس به بررسی جایگاه ترجمه متون فلسفی در میان انواع ترجمه خواهیم پرداخت. و سرانجام، گفتمان فلسفی دریدا در باب ترجمه به اختصار تحلیل خواهد شد."







