در این مقاله روش تفسیری استاد شهید مطهری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نویسنده، نخست، به گزارش عصر استاد مطهری پرداخته و گونهشناسی آثار قرآنی و پیش فهمهای تفسیری ایشان را گزارش کرده است. سپس به ویژگیهای روش تفسیری استاد روی آورده و از روشهای تفسیر عقلی، تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر اثری، تفسیر ادبی، تفسیر علمی، تفسیر موضوعی و تفسیر عصری سخن به میان آورده و در هر بخش، ابتدا، روش تفسیری مربوطه را تعریف کرده و سپس با استناد به آثار و سخنرانیهای استاد، جایگاه آن روش را در روش تفسیری استاد مورد بررسی قرار داده و، با ذکر یک یا چند مثال از آثار ایشان، دیدگاه خود را به اثبات رسانده است. در پایان به این نتیجه رسیده است که روش تفسیری استاد مطهری، هر چند به عبارتی روش جامع است که در آن از همهی ابزارها و مصادر فهم در جهت بهرهبرداری بیشتر از معارف قرآنی استفاده شده است، اما، آنچه در نگاه استاد، به تأسی از استادش علامه طباطبایی، اهمیت داشته است، روش تفسیر قرآن به قرآن بوده است، به طوری که ایشان تمام دریافتهای دیگر روشهای تفسیری را با ملاک و معیار این روش میسنجیده و مهر اعتبار بر آنها مینهاده است و این نگرش بر پایهی پیش فهمها و پیش فرضهای مفسر شکل گرفته است. از این رو، روش تفسیری ایشان، روش تفسیر قرآن به قرآن با رویکرد اجتماعی و سیاسی و با تأکید بر پاسخ گویی به نیازها و سؤالات عصر است.
تصوف، شیوه فکری گروهی خاص از مسلمانان می باشد که بیش از هر چیز وانمود به تعبد و دنیاگریزی می کند، براساس تعریفی که در فرهنگ لغات عربی از تصوف ارائه شده، صوفی کسی است که وجود فانی اش در این دنیا به ذات ابدی و لایتناهی باریتعالی گره خورده باشد و به واسطه اتصال به حقیقت وجود از طبایع مادی و دنیایی رهایی یافته باشد. در مورد تاریخچه تصوف در اسلام، بسیاری پیدایش آن را قرن دوم هجری و از شهر کوفه دانسته اند...
جهانی شدن که آزادسازی بازارهای داخلی و خارجی از آن استنباط می شود، شرایطی را در کشورهای فقیر فراهم می آورد که مستعد ظهور جنبش های افراطی، بی ثباتی و درگیری می باشد. ازادسازی همراه تقاضا برای تثبیت اقتصاد کلان، مردم را به تغییرات سریع و گاهی مخرب در اینده سوق می دهد. علاوه بر این ،جهانی شدن، اثرات گوناگونی به میزان وسیع در کشورهای فقیر مختلف داشته است. بسیاری با رشد فردی یا رکود، نابرابری و آشوب از پا درآمده اند، اگرچه دیگر کشورها عمدتا به یک موفقیت.
در این مقاله سعى شده است به دو پرسش مهم درباره دفاع مقدس پاسخ داده شود: 1. آیا استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر به مصلحت نظام بوده است یا به ضرر آن؟ 2. آیا استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر بدون نظر قاطع حضرت امام(ره) امکان پذیر بود یا خیر؟ در بررسى هاى به عمل آمده در خصوص پرسش اوّل به این نتیجه رسیدیم که چون صدام و حامیان بین المللى او به اهداف از پیش تعیین شده خود نرسیده، بلکه نسبت به اهداف خود نیز حساس تر شده بودند و با توجه به خوى تجاوزگرى صدام و حزب بعث و با عدم ضمانت اجرایى بین المللى درباره قطعنامه 598 سازمان ملل در آن مقطع زمانى، هیچ اقدامى از نظر عقل جز استمرار جنگ به مصلحت نظام نبوده و هر تصمیمى غیر از آن نادرست بوده است. اما در پاسخ به پرسش دوم نیز با توجه به ویژگى هاى خاص حضرت امام(ره) در مدیریت و رهبرى انقلاب و سخنان ایشان پس از فتح خرمشهر و اظهارات فرماندهان دفاع مقدس، به این نتیجه مى رسیم که حضرت امام(ره) به هیچ وجه تمایل به صلح تحمیلى نداشتند، بلکه مى خواستند ضمن احتیاط و دقت لازم تصمیمى عقلانى گرفته شود. بدین جهت نیز پس از گرفتن نظرات کارشناسانه فرماندهان دفاع مقدس متقاعد شدند که مى بایست با تمام توان در مقابل دشمن ایستاد و امر دفاع را ادامه داد.
فلسفه رسالت رسول اعظم (ص )، ابلاغ پیام وحى به همه مخاطبان دین ، دعوت آنان به پـذیـرش این پیام و تربیت و هدایت ایشان براساس ارزشهاى وحیانى در جهت رسیدن به ((حیاة طیبه )) بوده است . در ایـن مـسـیـر، سـیـره مـدیـریـتـى آن حـضـرت در دو جـنـبـه کـامـلاً مـجـزا و مـتـفـاوت قـابـل بررسى و الگوبردارى است : الف ـ جنبه تطبیقى ، که موظف و مکلف بوده اوامر و نواهى خداى متعال را بى کم و کاست ابلاغ نماید و خود نیز با دقت و تعهد تمام بر اقامه ((حـدود الله )) وفـادار بـاشـد. ب جـنـبـه تـدبـیـرى ، کـه به تناسب شرایط و مقتضیات وبـراسـاس مـبـانـى عـلمـى ، عقلى و منطقى و با ملاحظه مصالح کلى جامعه و امت اسلامى در چارچوب شریعت اسلام به تنظیم و ساماندهى امور جامعه بپردازد. در ایـن رابـطـه ، در تـمـام وظایف اساسى مدیریت که در فرایند عقلایى آن وجود دارد، در سیره مدیریتى پیامبر اعظم نکات ارزشمندى وجود دارد که در این مقاله به فراخور هر یک از مـحـورهـاى آن مـواردى اسـتـخـراج شـده و مـورد تـجـزیـه و تحلیل قرار گرفته است .
پـس از شـکل گیرى حکومت اسلامى در مدینه گروههاى متعددى در برابر پیامبر(ص ) صف آرایى نمودند که از جلوه هاى بارز آن قوم یهود ساکن در مدینه و حوالى مدینه بودند. تـعـامـل پـیـامـبـر(ص ) بـا یـهـودیـان و سـیـاسـتـهـاى ایـشـان در مـقـابـل حـرکـات و سـکـنـات ایـن قـوم لجـوج و گـسـتـاخ از جـهـات بـسـیـار قابل تاءمّل است . این پژوهش بر آن است تا ضمن تبیین دشمنیها و کینه ورزیهاى یهودیان نـسـبـت بـه رسـول الله (ص )، دیـن و امـت وى ، خـط مـشـى و عـمـلکـردهاى حضرت را براى حل این معضل و تهدید درونى حکومت مدینه مورد کاوش قرار دهد.
نظارت و کنترل در امر مدیریت و اِعمال آن در هر سازمان و تشکیلات و نیز در سطح گسترده تر، در هر حکومتى اجتناب ناپذیر است. اگر در تشکیلاتى نظارت و کنترل صورت نپذیرد، دچار هرج و مرج مى شود و به اهداف از پیش تعیین شده خویش دست نخواهد یافت. مقاله حاضر با رویکردى دینى و با استفاده از سیره و گفتار حضرت على(ع) و نوع نگرش آن بزرگوار به امر خطیر نظارت، و هدف از آن مى پردازد.