از قصاید مشهور خاقانی، شاعر دیر آشنای زبان فارسی، قصیده ترساییه است با مطلع: فلک کژروتر است از خط ترسا مرا دارد مسلسل راهب آسا این قصیده به دلیل آنکه شماری از مصطلحات آیین ترسایان در آن به کار رفته، از قصاید دشوار خاقانی به شمار آمده است و در دوره های مختلف اهل ادب به شرح آن پرداخته اند. تا کنون چندین شرح از آن به چاپ رسیده، ولی قدیمترین شرح این قصیده از شیخ آذری طوسی (م866 هـ. ق) است که در سال 830 هـ ق آن را فراهم کرده. وی این شرح را در باب چهارم از کتاب ارزشمند مفتاح الاسرار و خلاصه مشهورتر آن جواهر الاسرار آورده است. از این شرح زرین کوب در تعلیقات خود بر ترجمه شرح قصیده ترساییه مینورسکی و سید ضیاء الدین سجادی در تصحیح و تعلیق دیوان خاقانی و دیگر پژوهشگران در آثار بهره برده اند. شیخ آذری 35 بیت از 91 بیت این قصیده را شرح نموده است. وی در این شرح گاهی برخی ابیات را به طور کامل شرح کرده و گاهی فقط یک واژه را توضیح داده است. شرح شیخ آذری به خاطر فضل تقدم و اینکه به نکاتی اشاره کرده است که در شروح دیگر به آن توجه نشده است و اینکه نمایانگر توجیهات عجیب و غریب قدما در شرح مشکلات متون است، اهمیت ویژه ای دارد.
تاریخ جهانگشای جوینی، اثر عطاملک جوینی، از نمونه های برجسته نثر فنی است که در قرن هفتم به نگارش در آمده است. نثر فاضلانه کتاب، استشهادات قرآنی و حدیثی فراوان، کثرت استعمال لغات و اصطلاحات مغولی و عربی، استعمال واژهها در معنای نادر و کمیاب، بهرهگیری از ابیات عربی بیشمار، ظرایف بیانی و سرانجام کثرت اعلام، شرح کتاب را ضروری نموده است. از این رو، در کنار تصحیح محققانه علامه قزوینی، کتب و مقالاتی چند در شرح و تصحیح این اثر به چاپ رسیده است. مقاله حاضر به نقد و بررسی تعلیقات تصحیحی میپردازد که اخیرا به همت آقایان عباسی و مهرکی منتشر شده و در ضمن نقد و بررسی، برخی از دشواریهای کتاب نیز، شرح و تحلیل شده است.
جمله خبری و وجه تمایز آن با انواع دیگر جمله (انشا) از مباحث اصلی علم معانی است که نه تنها در این علم، بلکه در دانشهای گوناگون مرتبط با زبان، همانند فلسفه، منطق، زبانشناسی، معنی شناسی و حتی علوم ارتباطات و گفتمان شناسی نیز مورد بررسی و دقت نظر قرار گرفته است. به طور کلی، جمله خبری جمله ای در نظر گرفته شده که قابل صدق و کذب باشد و در اکثر علوم مذکور معیارها و ملاکهایی نیز برای سنجش صدق یا کذب آن ارایه شده است. هدف اصلی از این پژوهش، دست یافتن به پاسخی برای این سوال است که آیا امکان بررسی صدق و کذب در همه فرآیندهای زبانی وجود دارد یا خیر؟ و اگر پاسخ منفی باشد، چگونه می توان برای جمله های خبری در ادبیات- که منطق ویژه ای بر آن حاکم است - تعریفی براین مبنا در نظر گرفت؟ نویسنده براین باور است که نه تنها در ادبیات، بلکه در زبان ارتباطی نیز امکان بررسی صدق و کذب در همه فرآیندها وجود ندارد. بنابراین، لازم است چنین تعریفی بازنگری شده، معیارهای دیگری جهت تمایز این نوع جمله با انواع دیگر در نظر گرفته شود.
برشهای درون مصراعی که به لحاظ شکل نوشتاری، برش یا تقطیع پلکانی و عمودی نیز نامیده می شود، عبارت از برش زدن در مصراعهای شعر و ایجاد وقفه های زیبا شناختی از طریق تقسیم هر مصراع به دو یا چند بخش و نوشتن آن پاره ها به صورت عمودی یا پلکانی است. برشهای درون مصراعی پدیده تازه ای در شعر معاصر است که مایاکوفسکی (1930-1893) شاعر معاصر روس بنیان گذاری کرد و پس از اینکه برخی از شعرای فارسی زبان به صورت تفننی از آن تقلید کردند، شاملو از حدود سال 1328 به بعد به صورت گسترده، آن را به عنوان یک تمهید القاگر وارد شعر فارسی کرد. این تمهید بنابر اهداف خاصی از قبیل برجسته سازی و تاکید بر مقوله های خاص یا دیداری کردن تصاویر در مصراعهای شعر رخ می دهد. تعیین جایگاه برش در مصراعها یا سطرهای شعر از جهت القای پیام بسیار حایز اهمیت است. گرچه قوانین ویژه ای برای این کار وجود ندارد با جستجو در اشعار شاعرانی که از این تمهید بهره برده اند می توان تا حدودی این جایگاه را استنباط و مشخص کرد. در مقاله حاضر سعی بر این است که پس از توضیح مختصری درباره پیشینه برشهای درون مصراعی، با توجه به نمونه های موجود در اشعار معاصر مشخص شود اینگونه برشها در چه مواضعی از مصراع ها یا سطرهای شعر رخ می دهد. نتیجه کار گویای آن است که برشهای درون مصراعی را در سه گروه می توان جای داد: 1- برش بین اجزا و واحدهای تصویری برای دیداری کردن تصویرهای شاعرانه. 2- برش بین اجزا و واحدهای زبانی به منظور تکیه و تاکید بر آنها. 3- برش بین اجزا و واحدهای موسیقیایی برای برجسته سازی هماهنگی های آوایی
سؤال مطرح در مقاله حاضر این است که آیا محل زندگی زنان بر سن ازدواج آنها تأثیر دارد یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤال، مدل تحلیل تحقیق با به کارگیری نظریههای اقتصادی، برابری جنسیتی، و نوسازی طرحریزی شده است. برای ارزیابی مدل از دادههای طرح آمارگیری مرکز آمار ایران در سال 1380 در مورد خصوصیات اجتماعی- اقتصادی خانوار استفاده شده است. بنابراین، کلیه زنانی انتخاب شدهاند که حداقل یک بار ازدواج کرده اند و محل تولد و سکونتشان یکی است. نتایج آزمون T نشان میدهد که میانگین سن ازدواج زنان در نواحی شهری (7/18 سال) و روستایی (6/17 سال) تفاوت معنیداری با هم دارند. نتایج آمارهای دومتغیری هم نشان میدهند که رابطه معنیداری بین محل زندگی و سایر متغیرهای مستقل تحقیق وجود دارد. محل زندگی زنان با میزان تحصیلات آنها بیشترین همبستگی را دارد، به طوری که زنان شهری نسبت به زنان روستایی از تحصیلات بالاتری برخوردارند. از طرف دیگر، تأثیر محل زندگی زنان بر سن ازدواج آنها در رگرسیون چند متغیری معنیدار نیست. بنابراین، محل زندگی زنان سـن ازدواج آنها را تحـت تأثیر قرار نمی دهد، بلکه سـایر متغیرها (ازجمله میزان تحصیلات) هستند که ازطریق محل زندگی بر سن ازدواج زنان تأثیر میگذارند.
باغ شمال تبریز، یکی از ابنیه مهم دوره صفوی و به خصوص دوره قاجار است. این عمارت در دوران بعد، به خصوص زمان پهلوی اول، به دلیل عدم رسیدگی، به کل تخریب شد و در حال حاضر به جز اسم، چیزی از آن باقی نمانده است. هدف اصلی مقاله، بازسازی نقشه ای از باغ شمال براساس اسناد و مدارک موجود در دوره قاجار می باشد. متون تاریخی و نقشه های ترسیم شده از شهر در دوره قاجار حایز اهمیت است. از بین نقشه های موجود (نقشه روسی، نقشه دارالسلطنه قراجه داغی، نقشه دارالسلطنه اسدالله خان مراغه ای)، نقشه دارالسلطنه قراجه داغی به علت دقت ترسیم و اطلاعات به کار رفته درآن، به عنوان مبنای بازسازی نقشه ی باغ شمال قرارگرفته است. در این راستا نقشه ترسیم شده باغ شمال در نقشه دارالسلطنه قراجه داغی، به وسیله عکس ها، متون و کروکی های موجود، بازخوانی شده است. آنچه از متون یاد شده استنباط می شود، این است که طرح باغ شمال در یک دوره مشخص و با طرحی از پیش اندیشیده شده شکل گرفته است و جزو باغ های سکونتگاهی- حکومتی بود. طرح هندسه باغ شمال بر اساس محور طولی و قرینه سازی در دو سوی محور میانی طرح ریزی شده بود و در میان شبکه باغچه های گوناگون مستطیل و مربع شکل، کوشکی بزرگ با استخری زیبا قرار داشت.
زیبایی (جمال) و هیبت (جلال) دو اصطلاح منحصربه فرد فلسفه و عرفان اسلامی است، اما نقش آنها در ساحت هنر سنتی و بالاخص نگارگری، آنچنان شگفت انگیز است که بدون بررسی کارکردشان، تبیین نگارگری چندان ممکن نیست. در نگارگری ایرانی، شخصیت های متنوعی با ظرافت های خاص وجودی و بصری به تصویر کشیده شده اند. این ویژگی را می توان با عناوین ارزشی: «موجودات خیر و شر»، خیالی: «موجودات اسطوره ای و واقعی»، عرفانی: «عاشق ها و معشوق ها»، اجتماعی: «شاهان و گدایان»، دینی: «انبیاء و فرشتگان» و اهریمنی: «دیوان و اژدهایان» بررسی کرد. تمامی این موجودات ذیل جلوه های جمال و جلال قابل بررسی اند، اما در این مقاله موجودات اهریمنی موردنظر هستند. سؤال: چرا موجودات اهریمنی و مخوف علی رغم هویت ترسناک یا نقش منفی شان زیبا تصویر شده اند؟ پاسخ: فرض این است که روح حاکم بر نگارگری ایرانی، زیبایی است؛ تا آنجا که اهریمنی ها هم زیبا تصویر می شوند. این ویژگی یک رمز است و هدف این مقاله رمزگشایی این زیبایی است. یافته های تحقیق نیز عبارتند از: 1. ساختار ذهنی هنرمند حین روند خلق هنری، در مواجهه با اهریمنی ها، زبان و بیان زیباشناختی را انتخاب می کند؛ 2. خاستگاه نظری زیباشناختی جلوه های اهریمنی نگارگری مبتنی بر نظریه تجلّی ابن عربی است که جمال و جلال، دو شعاع ساطع از ساحت تجلی هستند، اما هیبت جلال چنان است که به دلیل انوار محرّقه، نمی توان جز از خلال جمال و زیبایی به موجودات خوفناک نگریست و آنها را تصویر کرد.