هر نرم افزار کتابخانه ای از چند بخش تشکیل شده که هر یک به تناسب وظیفة مشخص، یاری دهندة بخشهای کتابخانه میباشد. اما اینکه تا چه حد امکانات موجود در نرم افزارهای کتابخانه ای، با نیازهای کاربران همخوانی داشته، مبحثی است که مد نظر این نوشتار است و تمرکز اصلی آن بر بخش امانت نرم افزار کتابخانه ای پارس آذرخش میباشد. از یک سو امکانات موجود در بخش امانت این نرم افزار را بررسی و از سوی دیگر، قابلیتهایی به عنوان پیشنهاد برای آن مطرح کند. معیار توانمندی نرم افزار کتابخانه ای پارس آذرخش در پنج قسمت اخطار دیرکرد، تغییر در زمان امانت، رزرو منابع، جریمه دیرکرد وتسویه حساب در مقاله حاضر بررسی و پیشنهادهایی برای بهبود روند گردش کار نرم افزار در بخش مزبور، متناسب با خواسته های کتابدار، ارائه شده است
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر تئوری عمل منطقی در پیشگیری از سوء مصرف اکستازی در بین دانشجویان شهر همدان انجام گردید.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که روی 140 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر همدان انجام شد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده بود که با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد در دوبخش کلی آگاهی از عوارض سوء مصرف اکستازی و سازه های تئوری عمل منطقی بود که قبل و 2 ماه بعد از انجام مداخله آموزشی توسط دانشجویان تکمیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بین سازه های تئوری عمل منطقی، هنجارهای انتزاعی قویترین پیش بینی کننده سوء مصرف اکستازی بود. اختلاف معنی داری برای میانگین نمرات سازه های این تئوری از قبیل نگرش نسبت به مصرف، هنجارهای انتزاعی ترغیب کننده و قصد مصرف اکستازی در گروه های مداخله و شاهد به دست آمد. همچنین ارتباط معنی داری بین بهره گیری از مداخله آموزشی در افزیش آگاهی دانشجویان از پیامدهای سوء مصرف اکستازی بین گروه مداخله و گروه شاهد مشاهده گردید.
نتیجه گیری: با توجه با یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که آموزش اختصاصی بر اساس تئوری عمل منطقی در بهبود نگرش، هنجارهای انتزاعی و قصد رفتاری دانشجویان موثر بوده است، لذا پیشنهاد می گردد از این الگو در آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد استفاده گردد.
یکی از مسائل مربوط به مهریه در نکاح دائم، نصف شدن آن در برخی موارد است. هرگاه در عقد نکاح دائم، مهریه ای برای زوجه معین گردد ولی این ازدواج قبل از آمیزش، به موجب طلاق، منحل شود، زوجه مستحق نصف مهریه ی مفروض است. این نظریه ای است که اجماع فقیهان امامیه بر آن اقامه شده است. حال اگر جدایی میان زوجین به سبب فوت زوج باشد حکم مساله چیست؟ آیا زوجه مستحق تمام مهریه ی تعیین شده است؟ و یا اینکه مانند طلاق قبل از دخول زوجه، صرفاً مستحق نصف مهریه می باشد؟
در پاسخ باید گفت: مشهور امامیه گزینه نخست را مختار خویش برگزیده و معتقدند قول به تنصیف مهر در «طلاق قبل از دخول»، مستند به دلیل خاص است و سرایت آن به فرض «فوت زوج قبل از دخول»، محتاج به مؤونه یی است که ادله را یارای تامین آن نیست؛ در نتیجه در فرض اخیر زوجه مستحق تمام مهر می باشد. در مقابل، کتب مفصل فقهی نظر دیگر را به شواذی از فقیهان منسوب دانسته اند.
نگارندگان متن حاضر با بازخوانی مساله و با غور و تدقیق در همه ابعاد و زوایای موضوع و با واکاوی و کنکاش مجدد، قول نادر را مستند به ادله یافته اند و در مقایسه این نظر با نظریه مشهور، آن را با ضوابط اجتهاد مناسب تر دیده اند. همت مقاله، عیار سنجی و نقد اقوال و ارزیابی ادله ایشان و در پایان تبیین نظریه مختار خواهد بود.
تفرقه در لغت، جداگشتن، و فاصله گرفتن معنا می دهد و در فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت :، دورشدن قلب ها، عواطف اعتقادات از یکدیگر است. این عمل، پی آمد رذالت ها و صفات ناپسندیدهی انسانی است که ریشه در اعتقادات ناصحیح دارد.
هدف اصلی نوشتار حاضر دستیابی به عوامل اخلاقی تفرقه از منظر قرآن و سنّت معصومین :است. نتیجه و ثمره ی این پژوهش، تبیین علمی، جامع و دقیق عوامل اخلاقی تفرقه، جهت دستیابی به آن در تمام ابعاد زندگی دنیوی و اخروی مسلمانان و امّت اسلام است. برای تحقّق این خواسته، نگارنده به استقصای تمام آیات قرآن و نیز قسمت اهمّ روایات ائمّه ی معصومین : پرداخته است.
معرفت الهی در هستی نبی اکرم| را میتوان در آئینه آیات قرآن، روایات معصومین^ و سخن اهل معرفت از جمله شاعران اهل معنا یافت؛ این معرفت در قالب بیان اوصاف نبی اکرم| متجلی و بازگو شده است.
صحابه رسول خدا| مثل ابن عباس و بخصوص امیرمؤمنان علی× جلوه ای از سیمای پرفروغ نبی اکرم| را در کلمات و جملات خود منعکس کرده اند، سیمایی که در آن لحظه های پربار عبادت و عرفان و بندگی و نور و تابندگی و همراهی و هم نوایی با فرشتگان الهی در آن منعکس شده است.
مولوی، سعدی، خاقانی، نظامی و سنایی از جمله شاعرانیاند که شرح این عاشقی و مشتاقی و دلدادگی را در اشعار خود بیان کرده اند.
تقوا؛ ورع و پرهیز از حرام های خدا و اجتناب از ارتکاب معاصی است. درآیات قرآن تقوا به معنای محافظت خود از چیزهای است که باعث ضرر و زیان است. تقوا درپی عمل به دستورات خدا و عبادت(بندگی) او ایجاد می شود، و امری مشکّک (ذو مراتب) است. تقوا؛ سرآمد فضائل اخلاقی، وصیّت خدا و اهل بیت:، بالاترین کرامت، بهترین پوشش، محکم ترین عزّت، والاترین فضیلت و بهترین توشه برای آخرت است. در آیات قرآن متعلَّق تقوا؛ خداوند،آتش جهنّم و بیت المال مسلمین است. مخاطب تقوا گاه عامّ و گاه خاصّ است. تقوا در زبان قرآن وسنّت با مفاهیم: ایمان، سکینه، اطاعت و ورع مرادف است. برخی از مفاهیم مقابل تقوا در زبان قرآن و سنّت عبارتند از: فجور، غوایت و طغیان. ثمره این جستار، مفهوم شناسی علمی و روشمند تقوا است.
حجاب و پوشش از جمله مسایلی است که در کتاب مقدّس با معانی متعدّد و در قالب های مختلفی مورد توجّه قرار گرفته است. در یک تقسیم بندی کلّی می توان به دو نوع استفاده- مثبت و منفی- از حجاب در کتاب مقدّس اشاره نمود. هریک از این دو نوع استفاده، ممکن است به صورت حقیقی و یا مجازی باشد.
کاربرد مثبت به صورت حقیقی در پنج حوزه است، که عبارتند از: 1. پوشش موسی پس از ملاقات با خدا؛ 2. پوشش نوعروسان؛ 3. پوشش زنان در عبادت همگانی؛ 4. پوشش مقدّس در معبد؛ 5. پوشش جذامیان. کاربرد مثبت به صورت مجازی نیز در دو قالب پردهی سمبلیک و پوشش ایمان، است.
کاربرد منفی حجاب به صورت حقیقی در دو حوزه: 1. پوشش پیامبران زن دروغین؛ 2. پوشش زنان فاحشه است. کاربرد منفی به صورت مجازی نیز شامل ذهن حجاب دار و کتاب مقدّس در پوشش، است.
در مقالهی پیش رو، در هر بخش موارد یاد شده را تبیین نموده و آیات کتاب مقدّس را نیز متذکّر خواهیم شد.
آنچه به طور قطعی از پوشش و حجاب در کتاب مقدّس بر میآید این است که حجاب و پوشش برای زن، مسأله ای ضروری به حساب میآمده و دلیلی بر عفّت و پاکدامنی او شمرده میشده است. در حال حاضر نیز اگر مسیحیان و یهودیان کتاب مقدّس را به عنوان دلیل و حجّت به حساب آورند و فرامین آن را غیز قابل نسخ بدانند، پایبندی به قانون حجاب از کتاب مقدّس قابل استخراج خواهد بود. البتّه عدّه ای از اندیشمندان مسیحی و یهودی در صدد توجیه و تفسیر این مسأله برآمده و شرایط فرهنگی موجود در غرب را، حاکم بر قانون حجاب میدانند.
تاریخ داوری بین المللی، ممزوج و تنیده شده با حقوق قراردادهای نفت و گاز و تحولات آن است. مطالعه این تحولات و آرای داوری های نفتی به روشنی نمایانگر انعکاس معادلات سیاسی و اقتصادی داخلی و بین المللی و رابطه قدرت با ساختارهای حقوقی و قراردادی پذیرفته شده هر کشور در عرصه نفت و گاز آن است بدین نحو که با متحول شدن این معادلات، ساختارهای قراردادی فی ما بین کشورهای نفت خیز در حال توسعه و شرکت های بین المللی نیز دچار تحول گردیده که حاصل آن زوال رژیم امتیاز و ظهور ساختارهای قراردادی گوناگون بوده است. شروط داوری نیز همانند سایر شروط آن پیکره واحد ساختاری، از این تحولات بی نصیب نمانده و راه تکامل را در پیش گرفته است. نواقص و مشکلات عملی شروط داوری قراردادهای قبل از ربع قرن اخیر سده سابق از یک سو و رشد فزاینده نهادهای داوری و مقررات متحدالشکل از سوی دیگر، موجب تسریع دگرگونی شروط داوری شده به گونه ای که گذار از رویه های متشتت داوری های موردی به مقررات متحدالشکل و داور ی های نهادی، مهمترین نتیجه آن بوده است. شروط داوری قراردادهای بین المللی نفت و گاز یکی از کلیدی ترین شروط مندرج در این نوع از قراردادها است که بکارگیری فرمولی مناسب در آن می تواند قدرت مانور قابل توجهی را در تامین منافع شرکت یا کشور درگیر اختلاف، ایجاد نماید. در این راستا جهت گیریهای اخیر قانونگذاران برخی کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت و گاز و هم رویه عملی فعالان خصوصی این عرصه بدین سمت بوده که با ترجیح تعیین چارچوب های شرط داوری در قالب ارجاع اختلافات خود به مقررات و احیاناً مراکز داوری چون UNCITRAL، ICSID، ICC، سعی در مدیریت شایسته اختلافات احتمالی و امتناع از ورود در نابسامانی های خاص داوری های گذشته داشته اند. این مقاله سعی دارد ضمن پرداختن اجمالی به تحولات حقوق قراردادهای بین المللی نفت وگاز، تلاش نماید درخلال بررسی قوانین برخی کشورها، رویه های قراردادی و پرونده های داوری، چهره ای از رویه های سابق و کنونی شروط داوری را در قراردادهای نفتی ترسیم نماید.
استفاده از قراردادهای بیع متقابل برای توسعه میادین نفت و گاز، ساز و کاری تثبیت شده در ایران است. قوانین و مقررات جاری، شرکت ملی نفت ایران را مجاز می دارند تا قراردادهای بیع متقابل را هم برای اکتشاف و هم برای توسعه میادین به کار برد. قرارداد بیع متقابل را می توان به عنوان یک قرارداد «خرید خدمات خطرپذیر» تعریف کرد که در آن، بازپرداخت هزینه های پیمانکار از طریق تخصیص بخشی از نفت و گازی که در نتیجه خدمات ارائه شده از طرف وی تولید شده، صورت می گیرد. قرارداد بیع متقابل بر قلمرو کاری مشخص، سقف هزینه های سرمایه ای، حق الزحمه ثابت و دوره معین برای بازیافت سرمایه استوار است. زمانی که بیع متقابل، هم برای اکتشاف و هم برای توسعه به کار می رود، مشخصات میدان مد نظر برای توسعه در هنگام انعقاد قرارداد نامعین است. بنابراین، توافق در مورد قلمرو کاری، مدت عملیات توسعه، سقف هزینه های سرمایه ای، حق الزحمه ثابت، و دوره بازیافت سرمایه باید به زمانی موکول شود که یک میدان تجاری کشف شده است. این مقاله نخست به نحو اجمال، به استفاده از قرارداد بیع متقابل برای توسعه میادین نفت و گاز ایران می پردازد. سپس مهم ترین ویژگی های این ساز و کار را مورد بررسی قرار می دهد. آنگاه استفاده از بیع متقابل برای اکتشاف، توسعه و چالش های مربوط مورد بحث قرار می گیرند. در پایان، این مقاله برای پرداختن به چالش های موجود مروری بر مدل جدید بیع متقابل دارد که از طرف شرکت ملی نفت ایران ارائه شده است.
عرف بین المللی از منابع اصلی حقوق بین الملل است. معاهدات سرمایه گذاری بین المللی، به عنوان شاخه نسبتاً جدید حقوق بین الملل، که در اواخر دهه 1950 ظاهر و از اواسط دهه 1990 بسیار فعال شده، نیروی محرکه و عرصه ای مهم برای تکوین، اجرا و تغییر قواعد حقوق بین الملل عرفی است.