دما به عنوان شاخصی از شدت گرما، یکی از عناصر اساسی شناخت هوا است. یکی از اشکال تغییرات دما، نوسانات نابهنگام آن به ویژه افت دما تا نقطه انجماداست که به آن یخبندان می گویند. دی ماه سال 1386 سرما و یخبندان شدیدی همه ایران را در بر گرفت. به تبع آن ایران مرکزی نیز چندین روز متوالی شاهد سرمای شدید و یخبندان بود. در این تحقیق به منظور تحلیل همدیدی (سینوپتیکی) این دوره، نقشه های سطح زمین، سطوح 850، 500 و 300 هکتوپاسکال برای ساعات 0000 UTC و 1200 UTC و داده های جو بالای ایستگاههای اصفهان، کرمان و یزد از سایت NECP/NCAR استخراج و مورد بررسی قرار گرفت. سپس نقشه های سطوح مختلف جو و امگا به وسیله نرم افزار Grads ترسیم شد. آرایش همدیدی این موج سرما نشان می دهد، که این سرما زا نوع فرارفتی بوده و طی روزهای برف و یخبندان، پرفشاری روی روسیه در شمال خزر مستقر بود در سطح 850 هکتوپاسکال نیز پرارتفاع 160 ژئوپتانسیل دکامتر بر روی روسیه بسته شده و به طور مرتب با حرکت واچرخندی خود هوای سرد عرض های بالا را به طرف ایران هدایت می کرد. این توده هوای جبهه ای به مدت 10 روز بر شمال ایران حاکم بوده و در تمام دوره سرما با ایجاد بلوکینگ موجب ریزش هوای سرد عرض های بالا به طرف ایران شده است. همچنین ناوه عمیق کم فشاری نیز از طرف شرق مدیترانه بر روی ایران فعالیت می کرده است. فعالیت همزمان این دو توده هوایی باعث ریزش برف و باران و سرمای شدید در ایران و منطقه مورد مطالعه شده است.
حرکات پوسته زمین یکی از عوامل مهم در شکل دهی زمین منظره هاست، به طوری که تاثیر این حرکان برروی زمین ریخت شناسی وعوارض مربوط آن میتوان با مطالعه شاخصهای ریخت زمین ساخت شناسایی کرد. البرز باختری که دراین تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته در حد فاصل طولهای جغرافیایی˝ 30و 50- ́ 49 درجه خاوری بین دودشت خزر در شمال وقزوین در جنوب قرار گرفته است دراین مطالعه انواع شاخصهای ریخت زمین ساخت نظیر سینوسیه جبهه کوهستان ( smf )، گرادیان رودخانه ( SL )، پهنای دره به عمق ( VF )، عدم تقاران آبراهه ها ( AF ) و منحنی های هیپومتری در سی حوضه آبخیز با استفاده از نقشه های توپو گرافی وتصاویر ماهواره ای مطالعه شده است. نتایج نشان میدهد سیزده حوضه آبخیز در رده فعال، چهارده حوضه دارای فعالیت متوسط ومابقی حوضه ها غیر فعال هستند که این نتیجه گیری با تلفیق کلیه داده ها به دست آمده است.
رودخانه به عنوان سیستمی پویا، مکان و خصوصیات مورفولوژیکی خود را همواره بر حسب زمان، عوامل ژئومورفیک، زمین شناختی، هیدرولوژیکی و گاه در اثر دخالت بشر تغییر می دهد. رودخانه قزل اوزن یکی از مهمترین رودخانه های ایران است که شکل گیری هندسه بستر در بازه های مختلف با یکدیگر تفاوت فاحشی دارد. این رودخانه تحت تاثیر عوامل مختلفی نظیر زمین شناسی منطقه، خصوصیات تشکیلات آبرفتی، مشخصات هیدرولوژیکی حوضه بالادست آن، سازه های موجود در آن و شرایط هیدرولیکی جریان، دارای رفتار مورفولوژیکی پویایی است. هدف این مقاله بررسی نقش عوامل ژئومورفیک و زمین شناختی بر شکل هندسه رودخانه و نشان دادن علت خمیدگی بستر در بازه دشتی و بازه کوهستانی است . از معیارهای نسبت پهنا به عمق، ضریب بریدگی، شیب طولی، توان رود، ضریب خمیدگی، زاویه مرکزی پیچان ها، شکل پلان و لیتولوژی بستر رودخانه برای بررسی شکل هندسی رودخانه استفاده شده است. جهت تعیین کمی پارامترهای فوق از تصاویر ماهواره ای لندست 7 سنجنده ETM+ ، نقشه های توپوگرافی (1:25000)، مقاطع عرضی برداشت شده در طول مسیر رودخانه و حاشیه آنها، نیمرخ طولی رودخانه مستخرج از مدل رقومی ارتفاعی ( DEM ) استفاده شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که طول زیاد رودخانه و عبور از تشکیلات مارنی و فرسایش پذیر، باعث شده که هندسه رودخانه در بازه دشتی شدیداً تحت تاثیر لیتولوژی بستر شکل بگیرد و فرسایش کناری و توان رودخانه نقش عمده در پیچان رودی رودخانه داشته باشد. در بازه کوهستانی مسائل زمین ساختی حائز اهمیت است و هندسه بستر تحت تاثیر پارامترهای زمین ساختی از قبل طراحی شده است و الگوی مسیر رودخانه از این عوامل تبعیت می کند.
حوضه آبریز جاجرود به عنوان یکی از حوضه های کوهستانی کشور در شمال شرق استان تهران واقع شده است. وجود دو سیستم گسلی اصلی مشاء – فشم به طول تقریبی ۱۷۰ کیلومتر و گسل شمال تهران به طول ۷۵ کیلومتر و گسل های فرعی متعدد، نشان دهنده ظهور پدیده های مهم زمین ساختی در این منطقه است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی وضعیت نو زمین ساخت در این حوضه با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیکی و ارزیابی صحت و دقت نتایج حاصل از این شاخص ها با استفاده از داده های ژئودینامیکی است. برای دستیابی به این هدف از هفت شاخص ژئومورفولوژیکی: عدم تقارن حوضه زهکشی ( AF )، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره ( VF )، شکل حوضه ( Bs )، تقارن توپوگرافی عرضی ( T )، منحنی هیپسومتری حوضه ( Hc )، پیچ و خم رود ( S ) و گرادیان طولی رود ( SL ) و همچنین داده های ژئودینامیکی ایستگاه دائمی GPS حوضه، به عنوان ابزارهای اصلی پژوهش بهره گرفته شده است. داده های مورد استفاده در ارزیابی شاخص های ژئومورفولوژیکی، نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی و تصاویر راداری بوده و در تحلیل داده ها و تهیه نقشه های مربوطه از سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزار9.3 ArcGis استفاده شده است، داده های ژئودینامیکی حوضه نیز از بانک مشاهدات ایستگاه های دائمی GPS اداره کل نقشه برداری زمینی سازمان نقشه برداری ایران تهیه و با استفاده از نرم افزار GLOBK پردازش شد. نتایج حاصل از شاخص های ژئومورفولوژیکی و داده های ژئودینامیکی حاکی از آن است که حوضه مورد مطالعه این پژوهش از نظر نو زمین ساختی فعال، اما میزان فعالیت حرکات نو زمین ساخت در همه جا یکسان نبوده و مناطق بالادست حوضه از این لحاظ فعال تر است.
رشد و گسترش سریع ارتباطات، سبب تغییر در سلسله مراتب نیاز به خدمات پستی شده است؛ به گونه ای که به تدریج از ارزش پایین ترین سطوح سلسله مراتب یعنی صندوق های پستی کاسته شده و در مقابل بر اهمیت سطوح بالاتر یعنی مرکز پستی افزوده شده است. از این رو با گذشت زمان، روزبروز بر اهمیت مراکز پستی افزوده می شود. بدیهی است در این رهگذر، مکانیابی بهینه مراکز پستی اهمیت بسیاری داشته باشد. در این پژوهش مراکز پستی مناطق 5 و 6 شهر اصفهان به منظور تعیین میزان کمبودها و نیز مکانیابی بهینه مراکز جدید مورد نیاز، بررسی شده است. نتایج حاصل نشان می دهد مراکز موجود در این مناطق از توزیع نامناسبی برخوردارند و اکثر آنان در مجاورت خیابان های درجه یک شهری قرار گرفته اند که مشکلات متعدد دیگری مانند افزایش هزینه های دسترسی و نیز مشکلات ترافیکی را به وجود آورده اند. بنابراین، در این پژوهش با بهره گیری از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی( AHP ) در محیط GIS به منظور پهنه بندی سطح مناطق 5 و 6 برای ایجاد مراکز پستی و نیز استفاده از قابلیت تجزیه و تحلیل های شبکه ( Network Analysis )، در مجموع 10 مرکز جدید مورد نیاز در دوره های زمانی کوتاه، میان و بلند مدت در مکان های مناسب با تعیین شعاع دسترسی 750 متر به منظور رسیدن به استانداردهای مطلوب پیشنهاد شده است. بر این اساس، در دوره کوتاه مدت 2 مرکز، میان مدت 3 مرکز و بلند مدت 5 مرکز در مکان هایی که از طریق تلفیق لایه های در محیط GIS به عنوان مکان های مناسب شناخته شد، تعیین گردید.
در اختیار داشتن نقشههای کاربری اراضی جدید در بسیاری از زمینهها از جمله مدیریت منابع طبیعی و برنامه ریزی برای سرزمین از اهمیت بسیاری برخوردار است. پارک های ملی و پناهگاه های حیات وحش از مهمترین سرمایههای اکولوژیکی کشور ما به شمار میروند. از این رو اطلاع بهنگام از وضعیت آنها نقش اساسی در کیفیت مدیریت چنین مناطقی دارد. دادههای سنجش از دور یکی از مهمترین و بهترین منابع در تولید و به روز رسانی نقشههای کاربری و پوشش اراضی به شمار می روند. در این پژوهش، به منظور به روز کردن و تهیه نقشه کاربری اراضی جدید پارک ملی و پناهگاه حیات وحش بختگان از تصاویر سال 2010 سنجنده TM ماهواره لندست استفاده شد. برای طبقهبندی تصویر از مدلی جدید بر پایه تلفیق نتایج حاصل از خوارزمیک حداکثر احتمال با طبقهبندی درخت تصمیم گیری استفاده شد. به این منظور یک مدل با استفاده از پردازش شاخصهای پوشش گیاهی، آب و دادههای جانبی در خوارزمیک درخت تصمیم تعریف و اجرا شد. صحتکلی72/92 درصد و صحتهای بالای کاربر و تولید کننده حاکی از قابلیت بالای خوارزمیک درخت تصمیم در تهیه نقشههای کاربری اراضی است. در نتیجه استفاده از این خوارزمیک می توان دقت طبقهبندی را از طریق استفاده از دادههای جانبی در طبقه بندی تا حد زیادی افزایش داد و نقشه های کاربری و پوشش اراضی را با کیفیت بهتر تولید نمود.
برای سنجش و سطح بندی توسعةیافتگی مناطق، شاخص های بسیاری وجود دارد. هر یک از این شاخص ها دارای ارزش و اهمیت خاصی می باشند که با توجه به نوع هدف و روش مطالعه مورد استفاده قرار می گیرند. پژوهش حاضر با استفاده از 61 شاخص مربوط به بخش های مسکن، کشاورزی و صنعت به دنبال سنجش سطح توسعة یافتگی شهرستان های استان لرستان و تعیین سطوح برخورداری آنها می باشد. روش تحقیق بصورت توصیفی – تحلیلی بوده و داده های تحقیق به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که نابرابری بین شهرستانهای استان طی دوره زمانی مورد بررسی در بخش مسکن و خدمات رفاهی- زیربنایی افزایش و در بخش کشاورزی و صنعت کاهش یافته است. همچنین باید بیشترین توجه را به شهرستان های محروم دلفان، الیگودرز و پلدختر داشت.
ذرات با قطر کمتر از 5/2 میکرومتر به شدت سلامتی ساکنین شهرهای بزرگ را تهدید میکند. تا کنون روشهای مختلفی برای آشکارسازی این ذرات با استفاده از تصاویر ماهوارهای پیشنهاد شدهاست. اغلب این روشها نیاز به واسنجی برای اقلیمهای متفاوت دارند. در این پژوهش با استفاده از رگرسیون خطی، بین سهم بازتابندگی ناشی از پراکنش توسط هواویزها ، مستخرج از دادههای سنجنده مودیس و غلظت ذرات معلق با قطر کمتر از دو نیم میکرومتر اندازهگیریشده توسط دوازده ایستگاه آلودگیسنج شهر تهران یک ارتباط برقرار شد. محاسبه هواویزه مستلزم محاسبه بازتابندگی سطحی میباشد. برای محاسبه بازتابندگی سطحی در باندهایی که از ذرات معلق شهری متاثر میشوند، از روابط تجربی موجود بین بازتابندگی در طول موجهای مرئی و 12/2 میکرومتر استفاده شد. با استفاده از نقشه توزیع آلودگی ذرات معلق که از این روش ترسیم شد، ملاحظه میشود که آلودگی مناطق مرکزی بیش از سایر قسمتهای شهر میباشد. برای کاهش عدم قطعیت، در مراحل آمادهسازی و پردازش در این تحقیق تست ابر با استفاده از روش آستانهگذاری دمای درخشندگی انجام گردید.
در پژوهش حاضر نگارندگان با تکیه بر دستور زبان عربی و فارسی و نیز بر اساس مطالعات دستورپژوهان و فرهنگ نویسان دو زبان، به بررسی مفهوم تعلیل به عنوان یکی از مهم ترین معانی مشترک حروف جر عربی و حروف اضافه فارسی پرداخته، با اتخاذ روش تحلیلی ـ تقابلی، حروف جر و اضافه بیانگر این مفهوم و ویژگی های آن ها را گزارده اند.از دستاوردهای قابل توجه این پژوهش آن است که حروف جر و اضافه همیشه در بیان یک معنی خاص، رابطه یک به یک ندارند به گونه ای که گاه یک حرف در یک زبان با رکن دستوری متفاوتی از زبان دیگر برابر یابی می شود. این مطلب در ترجمه متون عربی و فارسی حائز اهمیت است، ضمن آن که برای زبان شناسان و زبان آموزان نیز سودمند خواهد بود.
اگر دیوانهای شاعران زبان فارسی را از نظر توجه به مفاهیم و اصطلاحات ادبی، بررسی کنیم؛ در مییابیم آنان در خلال اشعارشان درباره بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم ادبی نظر داده اند؛ جالب اینکه دیدگاه آنان، یا با نظر منتقدان و صاحبنظران ادبی یکی است یا به آن بسیار نزدیک است؛ امّا متأسفانه کمتر بدان توجّه شده و گویا روش بر این بوده و هست که مسائل ادبی تنها از منظر ناقدان نگریسته شود نه از دیدگاه خالقان آن. در حالی که به نظر می رسد، یکی از راههای درست درک مفاهیم و مسائل ادبی، بررسی و تحلیل آنها از دید شاعران و نویسندگان به عنوان خالقان و مؤلفان آثار ادبی، است. پژوهش حاضر مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با سبک را در آثار شاعران پارسی زبان- تقریباً به صورت کامل- تا اوایل قرن نهم بررسی کرده است؛ دراین تحقیق ضمن تبیین اهمیت مفهوم سبک، اصطلاحاتی را که ناظر بر این مفهوم است، تحلیل کرده ایم؛ این اصطلاحات، که می توان گفت قدیمترین آنها طرز، در اشعار بازمانده از صایغ هروی است، عبارتند از: طرز، طریق، نمط، طور، شیوه و راه. نکته درخور تأمّل اینکه خود اصطلاح سبک در این دوران رایج نبوده است، شاعران هنگام کاربرد اصطلاحات مذکور، ابتدا از شاعران پیشین که به نظر سبکشان در خور تقلید است یاد کرده سپس سبک (طرز، طریق و شیوه) خویش را برتر از آنان دانسته اند؛ در بیان ویژگیهای سبک خود تنها به صفاتی مانند: غریب، عجیب، نادر و نظایر آن اکتفا نموده و مختصّه دیگری که به صورت عینی نمودار سبک آنان باشد، یاد نکرده اند؛ گاهی نیز بررسی سبک ناظر بر محتوا و درونمایه آثار است که می توان در این حیطه از خاقانی و سعدی یاد کرد
هدف: تحقیق حاضر به منظور شناخت سنجش تاثیر عوامل دینی و جمیعتی بر روی گرایشهای ارزشی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده و چارچوب نظری آن بر اساس نظریه رونالد اینگلهارت (1373) استوار شده است. روش تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده است. تعداد 285 نفر با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده در پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند: 1. بین میزان دینداری و گرایشهای ارزشی دانشجویان رابطه وجود دارد. 2. بین میزان دینداری (بعُد اعتقادی) و گرایشهای ارزشی دانشجویان رابطه وجود دارد. 3. بین میزان دینداری (بعُد اخلاقی) و گرایشهای ارزشی دانشجویان رابطه وجود دارد. 4. بین میزان دینداری (بعُد مناسکی) و گرایشهای ارزشی دانشجویان رابطه وجود دارد. 5. بین جنسیت و نوع گرایشهای ارزشی، رابطه وجود ندارد. 6. بین سن و نوع گرایشهای ارزشی رابطه وجود دارد.
نتیجه گیری: کشور ما به لحاظ اقتصادی، جزء کشورهای جهان سوم است. لذا برای پیشرفت و آبادانی باید با تکیه بر ارزش ها و فرهنگ خود قدم بردارد. یکی از این ارزش ها، ارزش های فرامادی است که می توان با استفاده از تمام ظرفیتهای دینی در جهت تقویت آن گامهای موثری برداشت.
هدف این مطالعه تعیین متغیرهای مرتبط با جذب دانش آموزان به نماز جماعت از نظر عوامل مدرسه در دورة تحصیلی متوسطه است. نمونة این مطالعه 247 نفر از عوامل مدرسه بوده است که به روش نمونه گیری چندمرحله ای از بین کلیه عوامل مدرسه (معلمان، مربیان، امامان جماعت، مدیران و معاونان) مقطع متوسطه در استان اردبیل در سال تحصیلی 89-90 انتخاب شده اند. در قالب روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی از پرسش نامه ارزشیابی عوامل مرتبط با گرایش دانش آموزان به نماز جماعت مدرسه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان میدهد که از نظر عوامل مدرسه، هفت عامل، بارعاملی معنا دار داشته و به ترتیب اولویت، عامل حسن روابط معلمان و مربیان و سپس امکانات فیزیکی مدرسه و نمازخانه، ایمان فردی ـ خانوادگی، همسالان، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده، تبلیغات رسانه ها و جنسیت و پایه تحصیلی در گرایش دانش آموزان به نماز جماعت مدرسه اهمیت دارند.
این تحقیق، برای استفاده از عقود مشارکتی در تأمین مالی خرد اسلامی، رویکردی مرحله ای، عرضه می کند. بدین صورت که در مرحله اول، تأمین مالی با عقود مبادله ای، مانند مرابحه ، و در مرحله دوم، با عقد مشارکتِ کاهنده، انجام می شود. استفاده از عقود مبادله ای در مرحله اول، این فرصت را برای مؤسسه تأمین مالی خرد فراهم می کند تا بتواند ضمن بررسی موفقیتِ وام گیرندگان در اجرای صحیح طرح ها و متابعت از ضوابط عقد، گروه هایی را که شایستگی دریافت تأمین مالی مشارکتی در مرحله دوم دارند، بشناسد. یافته های این تحقیق -که با روش تحلیلی-توصیفی به دست آمده است- نشان می دهد که کاربرد الگوی مرحله ای در تأمین مالی خرد اسلامی، نه تنها، امکان پذیر است، بلکه مزیت های گوناگونی نیز برای مؤسسات تأمین مالی خرد و وام گیرندگان به همراه دارد. الگوی عرضه شده در این تحقیق -که به طور محدود در کشور سریلانکا نیز تجربه شده است- مبانی لازم را برای تشکیل مؤسسات تأمین مالی خرد اسلامی در ایران فراهم می کند. علاوه بر این، الگوی مرحله ای می تواند دلالت های مناسبی برای بانک ها و مؤسسات قرض الحسنه که در ذیل قانون بانکداری بدون ربا، فعالیت می کنند داشته باشد.
بررسی تغییرات فناوری در جهان، مبین رشد سهم شرکت های دارای فناوری پیشرفته و به طور ویژه فناوری نانو از اقتصاد جهانی است. در این میان، وضعیت فناوری در ایران در مقایسه با سایر کشورها مبین ضعف صنایع ایران در این حوزه است. یکی از عوامل مؤثر در رشد و توسعه این شرکت ها، میزان سرمایه گذاری در این فناوری است. از آنجا که سرمایه گذاری در هر حوزه ای همراه با ریسک و عدم اطمینان است این مقاله به دنبال آن است که از طریق روش دلفی، ریسک های سرمایه گذاری را در این صنعت، بشناسد و اولویت بندی کند. بر اساس یافته های تحقیق، با توجه به نظر خبرگان، 23 عامل اثرگذار در ریسک سرمایه گذاری در شرکت های دارای فناوری نانو در سه حوزه ریسک های تجاری، مالی و سیاسی شناخته و با تکنیک تحلیل واریانس فریدمن، اولویت ریسک ها مشخص شد. پس از شناخت و اولویت بندی ریسک ها، مشخص شد که ریسک های تجاری دارای بیشترین اهمیت است و ریسک های سیاسی و مالی، به ترتیب، در رده های بعدی قرار می گیرد.
هدف کلی تحقیق حاضر تعیین رابطة بین کارآمدی مربیگری و هوش هیجانی مربیان ورزش دانشگاه هاست. بدین منظور 120 مربی زن و مرد، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامه های هوش هیجانی (سیبریاشرینگ، 1986) و کارآمدی مربیگری (فیلتز و همکارانش، 1999) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تک متغیره و چندمتغیره) و به وسیلة SPSS16 در سطح معنیداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. آزمون فرضیه ها نشان داد که مقیاس و خرده مقیاس های متغیر هوش هیجانی مربیان با مقیاس و خرده مقیاس های متغیر کارآمدی مربیگری در ارتباط اند. همچنین میزان هوش هیجانی مربیان پیش بین مناسبی برای کارآمدی مربیگری آن ها محسوب میشود. در نهایت مشخص شد مربیانی که هوش هیجانی بالاتری دارند، از کارآمدی مربیگری بیشتری نیز برخوردارند؛ بنابراین توصیه میشود رابطة علّی هوش هیجانی به عنوان متغیری مؤثر بر کارآمدی مربیگری مطالعه شود.
هدف این تحقیق، مقایسه عزت نفس و رضایت از زندگی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه تربیت مدرس است که با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و به صورت میدانی اجرا شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تشکیل میدادند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ویژگیهای جمعیت-شناختی، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت استفاده شد. پرسشنامه های مذکور در میان نمونه آماری (240 دانشجوی ورزشکار و 240 دانشجوی غیرورزشکار) توزیع شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و برای مقایسه بین گروه ها از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی دانکن استفاده شد. یافته ها نشان داد بین عزت نفس دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0P<،591/7F=) و در آزمون تعقیبی دانکن مشخص شد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروه ها دارای بیشترین میزان عزت نفس بودند (01/0P<). همچنین بین رضایت از زندگی دانشجویان ورزشکار و دانشجویان غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0P<،732/25F=) و در آزمون تعقیبی دانکن مشخص شد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروه ها دارای بیشترین میزان رضایت از زندگی بودند (01/0P<). نتایج تحقیق نشان میدهد فعالیت های ورزشی توانایی ارتقای سطح عزت نفس و رضایت از زندگی را دارد.
هدف از تحقیق حاضر سنجش میزان هوش فرهنگی مدیران فدراسیون های منتخب در کشور و بررسی رابطة آن با سبک رهبری تحول آفرین است. جامعة آماری تحقیق حاضر را 58 مدیر فدراسیون تشکیل میدادند که از این تعداد 52 مدیر پرسشنامه را تکمیل کردند. روش تحقیق حاضر توصیفی- همبستگی است. در این پژوهش از پرسشنامه های هوش فرهنگی (آنگ و همکاران، 2007) و سبک رهبری تحول آفرین (باس و آلویو، 1993) استفاده شد. از آزمون های کلموگروف - اسمیرنف، همبستگی پیرسون، t مستقل و آنوای یک راهه استفاده شد. نتایج نشان داد مدیران به صورت کلی هوش فرهنگی نسبی دارند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش فرهنگی و سبک رهبری و رفتار با سبک رهبری ارتباط معنیداری وجود دارد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نشان داد هوش فرهنگی میتواند متغیر پیش گوی رهبری باشد. نتایج آزمون t مستقل نشان داد بین هوش فرهنگی و سبک رهبری با جنسیت و رشتة تحصیلی (تربیت بدنی و غیرتربیت بدنی) مدیران فدراسیون های منتخب تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد بین دانش و سبک رهبری با سطح تحصیلات مدیران فدراسیون منتخب ورزشی تفاوت معنیداری وجود دارد. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد بین متغیرهای تحقیق و سابقة کار و مدیریت تفاوت معنیداری وجود ندارد. نتایج تحقیق، با توجه به رابطة مثبت بین هوش فرهنگی و سبک رهبری تحول آفرین، بر ضرورت توجه به هوش فرهنگی مدیران به منظور اثر بخشی بهتر سازمان تأکید میکند.