رفتارنابهنجار سازمانی، رفتاری داوطلبانه با رویکردی منفی است که موجب کاهش بهره وری سازمان می شود. هدف پژوهش حاضر که از روش ترکیبی استفاده می کند، تبیین (علت یابی) رفتارنابهنجار سازمانی ابعاد، مولفه ها، شاخص ها و نحوه ارتباط بین آنها است. پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی از نوع پیمایشی و حجم نمونه آن در بخش کیفی 14 نفر و در بخش کمّی ۳۰۰ نفر است. برای سنجش پایایی پرسشنامه تحقیق و اجرای آمار توصیفی از نرم افزار SPSS و برای آزمون فرضیه های پژوهش از معادلات ساختاری و نرم افزارهای AMOS و LISREL استفاده شد. مصاحبه های بخش کیفی توسط نرم افزار ATLAS و با هدف تبیین رفتارنابهنجار سازمانی تحلیل شدند و دو بُعد عوامل درونی و عوامل بیرونی شناسایی شدند. برای بُعد عوامل درونی پنج شاخص و برای بُعد عوامل بیرونی، دو مولفه عوامل محیطی و عوامل سازمانی شناسایی گشتند که هرکدام به ترتیب به 2 و 7 شاخص کاهش یافتند. همچنین، بین عوامل محیطی - عوامل درونی و عوامل محیطی - عوامل سازمانی، ارتباط برقرار گشت. یافته های بخش کمّی که با هدف میزان تطبیق نظرات مدیران در جامعه هدف صورت گرفت حکایت از عدم ارتباط بین عوامل محیطی و عوامل درونی و همچنین عدم تایید شاخص های مدیریت برداشت و فرهنگ سازمانی دارد. به منظور مدیریت رفتارنابهنجار سازمانی، مدیران باید از ابزارهایی نظیر آموزش و مشاوره استفاده کنند و تعهد به رعایت قانون را چه در رفتار خود و چه در سازمان نهادینه گردانند.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سفتی اندام تحتانی و تغییرپذیری آن بین سه شیوه مختلف اجرای آزمون هاپینگ انجام شد.30 دانشجوی پسر فعال و سالم، هاپینگ عمودی به سه شیوه دوطرفه، یک طرفه روی پای برتر و یک طرفه روی پای غیر برتر را با استراتژی کنترلی (فرکانس ۲/۲ هرتز) برای تعیین متغیرهای سفتی اندام تحتانی اجرا کردند. مقایسه بین شیوه های اجرای مختلف از طریق آزمون آنووا با اندازه گیری مکرر یک راهه انجام شد. یافته های پژوهش حاکی از این بود که میزان سفتی اندام تحتانی بستگی به شیوه اجرای آزمون هاپینگ دارد. همچنین نتایج پژوهش کمتر بودن تغییرپذیری سفتی یک طرفه نسبت به دوطرفه را نشان داد که می تواند بیانگرساده تر بودن الگوی حرکتی هاپینگ یک طرفه نسبت به دوطرفه باشد. بنابراین به نظر می رسد بهتر است به جای آزمون هاپینگ دوطرفه، از آزمون هاپینگ یک طرفه به عنوان آزمون استاندارد برای تعیین سفتی اندام تحتانی در افراد سالم استفاده شود.
افزایش رقابت و انگیزة بقا، بسیاری از سازمان ها را بر آن داشته است که فعالیت های خود را بر ارائة خدمات اساسی و توانمند ی های محوری متمرکز کنند که این امر مستلزم سرمایه گذاری در پژوهش ها و ایجاد نوآوری ها است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر در توانمندی های تحقیق و توسعه در پژوهشگاه علوم ورزشی تدوین شده است. روش پژوهش آمیخته بود و به صورت میدانی انجام شد. نمونه های این پژوهش رئیس ها، معاون ها، اعضای هیئت علمی و کارشناسان پژوهشگاه علوم ورزشی بودند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های پژوهشگرساخته استفاده شد که روایی و پایایی آن به تأیید رسید. تحلیل داده ها در نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخة 24 و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار آموس انجام شدند. نتایج نشان داد که از دید نمونه های پژوهش متغیرهای عوامل انسانی، فناورانه، مدیریتی، تجاری کردن، راهبردی و مالی دارای درجة اهمیت بودند و اولویت در هر بخش براین اساس بود: مدیریت دانش در عوامل راهبردی، روحیة خلاقیت و نوآوری در عوامل انسانی، توانایی انتقال و انتشار فناوری در عوامل فناورانه و افزایش انگیزش افراد فنی در عوامل مدیریتی. در دو عامل مالی و تجاری کردن، اختلاف معناداری بین مؤلفه ها وجود نداشت. برمبنای نتایج به دست آمده و لزوم اهمیت تأسیس این واحد در این نهاد علمی، بدیهی است که درراستای تحقق اهداف کلان پژوهشگاه، تأسیس این واحد ضروری به نظر می رسد.
نهاوند یکی از شهرهای غربی ایران و هم اکنون جزء استان همدان محسوب می شود. نهاوند به دلیل رونق کشاورزی و سایر جاذبه های طبیعی همواره مورد توجه حاکمان و شاهزادگان قاجار بود؛ چنانچه از این طریق عایدات خوبی نصیب آنها می گشت. قاجاری کردن ایران جریانی بود که با واگذاری حکومت ایالات و ولایات به شاهزادگان در دوره فتحعلی شاه شروع شد. افزایش شاهزادگان و اجتماع آنها در پایتخت ممکن بود که خطراتی برای حکومت مرکزی ایجاد کند؛ به همین دلیل این شاهزادگان را به عنوان حاکم به سمت ایالات و ولایات روانه نمودند. بین سال های 1229-1250ق سه تن از این شاهزادگان در نهاوند مستقر شدند و امور حکومتی این ولایت را بر عهده گرفتند، در ولایات همجوار نهاوند نیز سایر شاهزادگان حکومت یافتند؛ استقرار آنها در این ولایات باعث درگیری هایی بین آنها در این مناطق گشت، به طوری که اوضاع اجتماعی و سیاسی این ولایات را آشفته نمود.این مقاله قصد دارد که چگونگی و نتایج واگذاری ایالات به شاهزادگان قاجار در ولایت نهاوند را بررسی کند.
توسعه نیافتگی، مسئله اصلی جوامع درحال توسعه ازجمله ایران است. این مسئله پس از انقلاب اسلامی همواره دغدغه اندیشمندان و سیاست گذاران بوده که در دوره های مختلف، موجد طرح گفتمان های چندگانه ای شده و نسبت های متفاوتی را با برنامه ریزی توسعه برقرار کرده است. به منظور بررسی موانع برنامه ریزی توسعه، دورهٔ زمانیِ بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1392 براساس روش تحلیل موقعیتی (منطق موقعیت)، موردمطالعه قرارگرفته و در قالب پنج موقعیت اجتماعی توصیف شده است. تلاش شده در هر دوره، وضعیت برنامه ریزی توسعه به ویژه در نسبت با علوم انسانی انتقادی مورد تحلیل قرار گیرد. همچنین کنشگران، نهادها و جریان های مؤثر در فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری کشور نیز ارزیابی شده اند. یافته ها نشان می دهند برنامه ریزی توسعه و فرایندهای نوسازی در ایران در دو سطح نظری (عقل گرایی انتقادی) و عملی (مهندسی اجتماعی) با چالش های اساسی مواجه است. موفقیت در برنامه ریزی توسعه از حیث معرفت شناسی مستلزم فهم واقع گرایانه مسائل، پیشرفت علوم انسانی و نقد اندیشه هاست و از بعد اجتماعی نیز منوط به اصلاحات تدریجی، نقد عملکردها و رشد مشارکت اجتماعی در فرایندهای سیاست گذاری است.
توجه به سلامت روانی به ویژه سلامت روانی دختران اهمیت زیادی دارد. براساس معارف دینی از جمله مهم ترین عواملی که سبب ارتقای سلامت روان می شود، شادکامی همراه با اطاعت خداوند، پرهیز از گناه، احیای ارزش ها و تحول معنوی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه سلامت روان و شادکامی با ویژگی های جمعیت شناختی دانشجویان دختر دانشگاه قم به روش توصیفی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه قم در سال تحصیلی 1397-1396 بود که تعداد 351 نفر از آنها به روش نمونه گیری طبقه ای برای گروه نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سلامت روان گلدبرگ و شادکامی آکسفورد جمع آوری و به روش همبستگی پیرسون، آزمون تی و تحلیل واریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سلامت روان و شادکامی رابطه مثبت و معناداری است. همچنین شادکامی با مؤلفه های سلامت روان شامل سلامت جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی به ترتیب با ضرایب همبستگی 150/0، 336/0، 619/0 و 459/0 رابطه معناداری داشت و بین شادکامی دانشجویان باتوجه به متغیرهای سن، تحصیلات و وضعیت تأهل تفاوت معناداری وجود داشت، اما بین شادکامی دانشجویان دانشکده های مختلف تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین سلامت روان با سن و دانشکده های مختلف رابطه معناداری نبود، اما بین سلامت روان با تحصیلات و وضعیت تأهل تفاوت معناداری مشاهده شد. باتوجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود زمینه افزایش شادکامی فطری، معقول و مورد تأیید آموزه های دینی در بین دانشجویان فراهم شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تحریم های مالی و انرژی بر شکاف تولید در اقتصاد ایران است. بدین منظور از رهیافت تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) با رویکرد کینزی جدید به منظور طراحی ساختار الگو استفاده شده است. در این ساختار، تحریم های مالی و انرژی به صورت یک شوک وارد مدل سازی واحدهای اقتصادی شده است که در نتیجه آن، رفتار خانوار در زیربخش های مصرف، انباشت سرمایه و مخارج سرمایه گذاری و همچنین رفتار تولیدکننده در قسمت تابع تولید و هزینه نهایی از اعمال تحریم های مالی و انرژی غرب از سال 1390 متأثر شده است. داده های مورد استفاده در این تحقیق، سری زمانی فصلی دوره 1393 – 1368 است. در ابتدا، شکاف تولید با استفاده از روش فیلتر کالمن و سایر متغیرهای الگو با استفاده از فیلتر هودریک - پرسکات محاسبه شده اند. سپس، با استفاده از روش بیزین پارامترهای معادلات ساختاری برآورد شده که نتایج حاصل از آماره اصل مونت کارلو زنجیره مارکف، گلمن و بروکز و همچنین مقایسه توابع توزیع پسین و پیشین مبین صحت نتایج برآورد شده هستند. پس از اطمینان از نتایج برآورد، اثر تحریم های مالی و انرژی بر شکاف تولید و سایر متغیرهای الگو با استفاده از شبیه سازی شوک آن بررسی شد. نتایج حاصل از شبیه سازی مبین آن است که با وقوع تحریم های اقتصادی، از یک سو، مخارج سرمایه گذاری، مصرف کل و فرآیند تشکیل سرمایه روندی نزولی و از سوی دیگر، هزینه های مرتبط با تولید روندی افزایشی می گیرند و در نتیجه، شکاف تولید در اقتصاد افزایش می یابد. همچنین براساس نتایج تجزیه واریانس، متغیرهای سرمایه گذاری و تورم، بیشترین تأثیرپذیری را از تحریم ها دارند.
یکی از ویژگی های مهم در طراحی بازار، ویژگی ثبات و پایداری تخصیص هاست، زیرا تخصیص های ایجاد شده اگر پایدار نباشد، حتی اگر تشکیل شود نیز از هم فرو می پاشد؛ به عبارتی، اگر عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان با مکانیسمی به یکدیگر برسند، اما پایدار نباشند، امکان خارج شدن برخی عوامل از مکانیسم وجود دارد. به همین دلیل، مسئله اصلی در تطبیق عوامل، پایداری آن است. تخصیص پایدار وضعیتی است که هیچ عضوی نمی تواند از آن ائتلاف جدا شود، به طوری که وضعیت اعضا را بهبود ببخشد. بازار کلیه از این نوع بازارهاست که باید توسط طراحان بازار احیا شود. در این پژوهش از اطلاعات 20 نفر بیمار دیالیزی و 20 نفر اهداکننده کلیه برای بررسی تخصیص های پایدار استفاده شده است. روشی که در این پژوهش به منظور بررسی تخصیص های پایدار استفاده شده، روش ارزش شپلی است. یافته های مقاله حاکی از آن است که همکاری بین بیماران به ایجاد دو ائتلاف سه طرفه به ارزش 930 و 880 میلیون ریال و دو ائتلاف دوطرفه به ارزش 610 و 530 میلیون ریال و یک ائتلاف زنجیره ای به ارزش 660 میلیون ریال منجر شده است. از آنجا که ارزش شپلی به دست آمده از همکاری بیماران دارای شرایط پایداری است، بنابراین، تمام ائتلاف های به دست آمده در این پژوهش دارای ویژگی پایداری است. نتایج حاصل نشان می دهد که طراحی بازار در تبادل کلیه سبب افزایش تعداد پیوند های کارا در نمونه انتخابی از 4 زوج به 17 زوج شده است و علاوه بر آن، بیمار و اهداکننده ای که دارای گروه خونی یکسانی هستند لزومی ندارد در مکانیسم شرکت کنند.
با توجه به وجود برخی از مشکلات، سیستم مالیاتی کارآمد هنوز به طور کامل در کشور اجرا نشده است؛ بنابراین زکات می تواند به عنوان یکی از مالیاتی های مهم اسلامی مدنظر قرار گیرد؛ ازاین رو در این مطالعه میزان تأثیرگذاری عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مؤثر بر زکات جمع آوری شده در استان های منتخب و بزرگ ایران بررسی می شود. برای این منظور از داده های مربوط به سال های 1383−1393 و از روش پنل دیتا برای تخمین مدل استفاده شده است. نتایج این برازش نشان می دهد که متغیرهای درآمد سرانه، ارزش افزوده بخش کشاورزی و ارزش افزوده بخش صنعتی به عنوان متغیرهای اقتصادی، شاخص امید به زندگی و نرخ رشد جمعیت به عنوان متغیرهای اجتماعی، اثر مثبت بر درآمد زکات در استان های مورد بررسی دارد که ضریب متغیر درآمد سرانه از بقیه بیشتر و نشان از اثرگذاری بیشتر این متغیر دارد. متغیر شاخص آزادی سیاسی طی دوره مورد بررسی، اثر معناداری بر درآمد زکات در استان های منتخب ندارد.
از آنجا که نظام مالیاتی منبع اصلی درآمد دولت و ابزار سیاست مالی برای توزیع درآمد و ثروت بوده و حساسیت زیادی نسبت به نوسانات اقتصادی و شوک های تولید ناخالص داخلی دارد، عامل تعیین کننده در تحقق اقتصاد تلقی می شود. بنابراین تحول نظام مالیاتی در راستای بهبود وضعیت آن به لحاظ کارکردهای آن و در راستای دستیابی به اهداف مدنظر در قانون برنامه ششم به ویژه اهداف کمی آن، امری ضروری می باشد. از این رو پژوهش حاضر، در ابتدا به بررسی وضعیت فعلی نظام مالیاتی در چارچوب شاخص های مالیاتی و تبیین هدف گذاری های برنامه ششم در خصوص هریک از این شاخص ها پرداخته و سپس با توجه به چالش های عمده نظام مالیاتی کشور، برنامه هایی به منظور ایجاد تحول در نظام مالیاتی کشور ارائه خواهد شد. هدف این پژوهش، از یک طرف ارزیابی نظام مالیاتی کشور است و از طرف دیگر رتبه بندی سامانه ای منتخب امور مالیاتی می باشد. برای شناسایی نظام مالیاتی در ابتدا توسط خبرگان، مؤلفه های اصلی شناسایی شده توسط 10 خبره با رویکرد دلفی ارزیابی شده و در نهایت 31 مؤلفه که در نظام مالیاتی احتمال وجود آن می رفت، شناسایی شدند. سپس مؤلفه های شناسایی شده با روش DANP ارزیابی شدند و ناکار آمدی سیستم حقوقی به عنوان مهمترین مؤلفه معرفی شد. همچنین؛ نتایج ویکور نشان داد رتبه بندی سازمان ها، ابتدا سازمان امور مالیاتی استان البرز، سپس سازمان امور مالیاتی استان تهران و رتبه سوم نیز به سازمان امور مالیاتی استان کرمانشاه تعلق گرفت.
یکی از مفاهیم کلیدی که در متافیزیک توماس نقش اساسی دارد، مفهوم بهره مندی است، که بر اساس آن، بین خالق و مخلوق ارتباط برقرار می کند. بهره مندی پیشینه ای در فلسفه افلاطون و بوئثیوس دارد و در عبارات توماس عبارت است از چیزی که به نحوی جزئی، آنچه را که به دیگری به نحو کامل تعلق دارد، دریافت می کند. از آنجا که متافیزیک وی براساس توجه خاص به «وجود» بنا شده است و وجود نیز هم به خالق و هم به مخلوق نسبت داده می شود و موجودات از وجود برخوردار هستند، بنابراین باید نوع ارتباط بین خالق و مخلوق مورد مطالعه قرار گیرد و معلوم گردد هرکدام به چه نحو در وجود سهیم اند. همچنین در رابطه بین وجود و ماهیت، بهره مندی چه نقشی دارد. این مقاله در نظر دارد با مطالعه آثار توماس آکوئیناس و شارحین و محقیقن به شیوه تحلیلی و پژوهشی مسأله بهره مندی را بررسی نماید تا منظور از بهره مندی، انواع بهره مندی و موارد استعمال مفهوم بهره مندی در فلسفه توماس مشخص گردد. وی سه نوع بهره مندی را تشخیص می دهد که تنهایکی از آنها قابل استناد به خدا و موجودات است. وی با نظریه بهره مندی رابطه خالق و مخلوق، رابطه ماهیت و وجود، رابطه کثیر با واحد را توجیه می کند.
باجگیری عاطفی شکلی از دستکاری کردن شدید دیگران است، به طوری که اگر خواسته های یک فرد در رابطه صمیمانه برآورده نشود، به طور مستقیم و غیر مستقیم از تهدید استفاده می کند تا طرف مقابل را تنبیه کند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های روان سنجی مقیاس باجگیری عاطفی (EB) شامل روایی سازه، روایی همگرا و همسانی درونی بود. روش تحقیق از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زن متاهل شهر اهواز بودند که از بین آن ها 269 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس باجگیری عاطفی و مقیاس چهار اسب سوار مهلک پاسخ دادند. نتایج تحلیل عامل تاییدی ساختار سه عاملی (ترس، التزام و احساس گناه) مقیاس باجگیری عاطفی را تایید کردند اما ساختار دو عاملی این مقیاس تایید نشد. روایی همگرای مقیاس باجگیری عاطفی از طریق همبسته کردن این مقیاس و عوامل آن با مقیاس چهار اسب سوار مهلک محاسبه شد که همگی معنادار بودند. همسانی درونی باجگیری عاطفی و عوامل آن برحسب ضرایب آلفای کرونباخ 78/0 تا 85/0 مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش مشخص ساخت که مقیاس باجگیری عاطفی برای مطالعات پژوهشی و درمانی کاربرد دارد و استفاده از این مقیاس به روانشناسان و مشاوران خانواده توصیه می شود.
زمینه و هدف: سرگردانی ذهن و انحراف از توجه روی کار در زمان حال در بین نوجوانان شایع است و دارای عواقب منفی می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان فراشناخت و تکنیک های آن ( آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت) و درمان پذیرش و تعهد بر سرگردانی ذهن نوجوانان انجام گرفت . مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری و جامعه آماری ۲۰۸۳۷ نوجوان دختر در مدارس متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ۷ ۵ نفر که بر اساس ابزار اندازه گیری سرگردانی ذهن ی دارای کمترین نمره در سرگردانی ذهن بودند، انتخاب شده و بر اساس ملاک های پژوهش، به طور تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند. درمان های فراشناخت، تکنیک آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت و پذیرش و تعهد، طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای، هفته ای یک بار در مورد گروه های آزمایش اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس آمیخته یا مختلط توسط نرم افزار آماری SPSS-۲۳ بررسی شد . یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که هر چهار درمان بر کاهش میزان سرگردانی ذهن نوجوان مؤثر است و اثربخشی درمان فراشناخت بیشتر از درمان های دیگر بود (۰۱ /۰> p ). این اثربخشی در مرحله پیگیری ۳ ماهه نیز پایدار بود . نتیجه گیری : درمان فراشناختی، نوجوان را قادرمی سازد که با سرگردانی ذهن خود به شیوه ای متفاوت ارتباط برقرار کند به طوری که توانایی جدا کردن خود از سرگردانی ذهن را داشته باشد .
تغییرات کاربری اراضی موجب تغییر مؤلفه های مختلف چرخه هیدرولوژیکی می شوند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاربری های مختلف و تغییرات آن طی سال های 1371، 1381 و 1391 بر روی سیلاب و نوسانات آب زیرزمینی در بخشی از حوضه آبخیز قره سو اردبیل است. در ابتدا نقشه های کاربری اراضی و شماره منحنی در سال های مذکور تهیه و روند تغییرات کاربری اراضی مطالعه و تأثیر آن بر سطح تراز آب زیرزمینی و رواناب بررسی و سپس شبیه سازی سیلاب با استفاده از مدل HEC-HMS انجام گردید. نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، مساحت کاربری جنگل، زراعت آبی و زمین بایر به ترتیب 54/2، 69/16 و 19/1 درصد کاهش و مساحت کاربری مرتع، زراعت دیم و مناطق مسکونی به ترتیب 74/5، 39/12 و 29/2 درصد افزایش یافته است. با توجه به مقدار شماره منحنی و شبیه سازی سیلاب، نتایج به دست آمده نشان داد که دبی اوج و حجم سیلاب به ترتیب با افزایش 49/9 و 67/6 درصدی رو به رو شده است. درنهایت این تغییرات باعث کاهش سطح آب زیرزمینی به میزان 14/6 متر (06/39 درصد) در طول دوره آماری 30 ساله شده است. محاسبه ضریب همبستگی بین کاربری های مختلف و حجم سیلاب و سطح آب زیرزمینی نشان داد که این متغیرها با کاربری های مرتع، زراعت دیم و مناطق مسکونی رابطه ی مستقیم دارند، درحالی که با کاربری های جنگل، زراعت آبی و زمین بایر دارای رابطه ی معکوس می باشند.
امروزه به دلیل گسترش علوم مختلف و رواج مباحث زبانشناسی جدید، پدیده ی تعدد معانی متون مختلف، از جمله قرآن کریم از جذابترین زمینه های تحقیقاتی است که می تواند بابی جدید روی عالمان دین و دریچه ای تازه برای فهم متون دینی بگشاید. دانش نشانه شناسی از جمله دانش های نوینی می باشد که موجب افزایش آگاهی انسان، و توجه به اموری است که تاکنون از دیدگان او پنهان مانده اند و تفسیر و تاویل قرآن قرنها مورد توجه دانشمندان اسلامی می باشد. موضوع مورد بحث در این مقاله جادو یا سحر و جادوگری است که از کهن ترین پدیده های عوامانه هستند که آثار آنها در بسیاری از فرهنگ ها در سراسر جهان دیده می شود. از این رو هدف از این مقاله بررسی نشانه شناسی کلمه پر تکرار جادو و سحر و ابعاد آن در قرآن کریم می باشد. بنابراین ما در این مقاله به نشانه شناسی و بررسی ابعاد آن، جادو و معنای لغوی جادو و اقسام آن از دیدگاه قرآن، می پردازیم. اطلاعات این مقاله به صورت توصیفی-تحلیلی و اسنادی گردآوری شده است. جستجو از سایت پارس قرآن در مجموع 58 آیه در مورد سحر پیدا شده است. از 114 سوره قرآن این کلمه در 22 سوره آمده است که همگی این آیات مورد بررسی قرار گرفته اند. از نشانه هایی که در آیات بررسی شده می توان دریافت کرد اینست که سحر، از رایج ترین نسبت هایى بود که مشرکان به پیامبر مى دادند. خداوند برای دعوت پیامبران به خداوند یکتا دروغ نمی گوید و برای نبوت از سحر استفاده نمی کند بلکه با صداقت و دلایل عقلی مردم را دعوت می کند و انسانها را به معاد آگاه می کند.
واژه «عقل» و مشتقات آن در نهج البلاغه در موارد متعدد به کار رفته است. امام علی(ع) بسیار به بهره گیری از عقل و تعقل در امور مختلف توصیه می کند. هرچند امام در صدد ارائه آثار به کار گیری عقل نبوده است، اما از بررسی موارد استعمال این واژه و مشتقاتش، می توان به آثار آن از دیدگاه امام علی(ع) پی برد. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، به استخراج آثار مثبت به کار گیری عقل می پردازد و این آثار را در چهار دسته ارائه می نماید: 1) در ارتباط انسان با خدا؛ یعنی موهبتهای الهی، و ثمراتی که به واسطه تعقل درباره خداوند و دستوراتش نصیب انسان می شود. 2) در ارتباط انسان با خود؛ یعنی مواردی که باعث بهره مندی از زندگی دنیا و آماده شدن برای آخرت می شود. 3) در ارتباط انسان با دیگران؛ یعنی مواردی که باعث تعامل بهتر در زندگی اجتماعی می شود. 4) در ارتباط انسان با طبیعت و جهان؛ یعنی مواردی که باعث تعامل بهتر با طبیعت و جهان می شود. برخی از این آثار، به صورت مستقیم در نهج البلاغه بیان و برخی دیگر به صورت غیرمستقیم و از فحوای کلام امام استخراج شده اند.
بیان مسئله: در نوشتار با ترفند پاورقی و ارائه منابع می توان حضور دیگری را در روایت بازتاباند، اما تاریخ معماری آثار مستندسازی شده و نشده ای را در برمی گیرد که حضور دیگری در آنها پیدا و پنهان است. بحث بر سر جعلی1 یا اقتباسی2بودن اثر از اموری است که در دهه های آخر قرن بیستم در هنر معاصر مطرح شده اند. از سویی کشمکش بر سر آفرینش متأثر از خودآیینی3 یا دگرآیینی4 اثر، در مقابل برساختگی (جعلی) آن، دغدغه ای دیگر است. هدف و پرسش: بنا بر ماهیت، پژوهش به بازشناخت آستانه هم پیوندی/یکتایی، آلوگرافی5 (چندامضایی)/ آتوگرافی6 (تک امضایی) و شناسایی مرز اقتباس/برساختن وابسته است. پرسش های پژوهش عبارتند از: الف. در گفتمان معماری خودانگیختگی متأثر از دگر نیرویی درونی را چگونه می توان تفسیر کرد؟ ب. مرز میان اقتباس و برساختن (جعل) کجاست؟ روش: پژوهش با ماهیت کاربردی، با راهبرد تحلیلی-تفسیری متکی بر استدلال منطقی است و بر پایه واکاوی چگونگیِ پیوندگونی و خویشاوندی آثار، با تکیه بر رهیافت درهم آمیزی افق ها، مبتنی بر فرایند «میان متنی» شکل گرفته است. برای روشن شدن پاسخ پرسش های پژوهش، نمونه هایی از تاریخ هنر و معماری معاصر ایران (دهه سی و چهل) مطرح می شوند. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد فرایند میان متنی را می توان به عنوان رهیافتی نظری در مطالعات معماری به کار بست و تأکید دارد که متون (آثار) معماری خودآیین نیستند و هر اثری در گفتگومندی میان آثار پیش و پس از خود قرار دارد. این به معنای آن نیست که آثار جعلی را نیز بر مدار میان متنیت قرار دهیم چرا که آثار جعلی برخلاف آفرینش اثر در فرایند میان متنی بر پرسش های شناختی اصرار نمی ورزند و از مجال گفتگو میان آثار و همراهی مخاطب، تهی هستند.
به رغم توسعه یافتگی هنجارین نظام بین المللی حقوق بشردوستانه، یکی از چالش های اصلی بلکه چالش اصلی این نظام، تضمین اجرای قواعد و مقررات آن است. اگرچه ماده 1 مشترک کنوانسیون های ژنو 1949دولت های عضو را علاوه بر موظف کردن به رعایت مقررات این کنوانسیون ها، به تضمین رعایت آن نیز مکلف ساخته است، لیکن رویه عملی دولت ها چندان نشان از استقبال آنها از چنین تعهدی ندارد، ضمن اینکه تفسیر این تعهد به لحاظ ماهیت و مبنای آن نیز بحث هایی را برانگیخته است. بررسی تطبیقی ماهیت و مبنای تعهد به تضمین حقوق بشردوستانه از نگاه اسلام و حقوق بین الملل موضوع این پژوهش است. تجزیه وتحلیل داده های قابل دستیابی در منابع، اسناد و رویه های موجود، بر پایه اصول، قواعد و موازین حقوقی بین المللی، توجیه تعهد به تضمین را براساس الگوی تعهدات اِرگااُمنس ممکن می سازد. حال آنکه در نگاه اسلام بنیانی بس ژرف تر و اصیل تر برای تعهد به تضمین قابل استناد است که آن را بر پایه اصولی همچون یاری رسانی به مظلوم، تعاون بر برّ و امر به معروف و نهی از منکر استوار می سازد.
از مهم ترین مواردی که خانواده ها و نظام آموزشی به آن توجه دارند، پیشرفت تحصیلی و توانایی حل مسأله اجتماعی در دانش آموزان می باشد. از انجاییکه دانش آموزان سرمایه اجتماعی هر جامعه محسوب می شوند، از این رو،توجه به آنان و نحوه گذراندن دوره پیش دبستانی و توانایی حل مسأله اجتماعی اهمیت دارد. لذا هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه گذراندن دوره ی پیش دبستانی با میزان پیشرفت تحصیلی و ادراک حل مسأله اجتماعی در دانش آموزان دختر پایه اول دبستان از دیدگاه معلمان پایه اول شهرستان گنبد می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان پایه اول ابتدایی شهرستان گنبد به تعداد 230 نفر که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به کار بودند. لذا، نمونه آماری تحقیق با استفاده جدول کرجسی مورگان برابر با 140 نفر بدست آمد. جهت بررسی و جمع آوری داده های تحقیق، از پرسشنامه توانایی حل مسئله اجتماعی دزوریلا و همکاران (2002)، پرسشنامه گذراندن دوره پیش دبستانی و پیشرفت تحصیلی شاه محمدی (1392) استفاده شد. برای بیان همبستگی بین متغیر های گذراندن دوره ی پیش دبستانی با میزان پیشرفت تحصیلی و ادراک حل مسأله اجتماعی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که بین گذراندن آموزش دوره پیش دبستانی با میزان پیشرفت تحصیلی و ادراک حل مسأله اجتماعی دانش آموزان دختر پایه اول دبستان های شهرستان گنبد از دیدگاه معلمان رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به یافته های پژوهش که بیانگر رابطه بین گذراندن دوره پیش دبستانی و پیشرفت تحصیلی و نیز توانایی حل مسأله اجتماعی، می توان اظهار داشت که، گذراندن آموزش های دوره پیش دبستانی، نقشی مهم در سرنوشت کودکان ایفا خواهد کرد.