این مقاله با استفاده از مدل سازی ترکیبی چارچوب حذف فرضی داده ستانده و تکنیک MICMAC که رویکردی تلفیقی است، تعاملات میان بخشی تمامی بخش ها و فعالیت های اقتصاد ایران را بر پایه جدول تجمیعی داده ستانده آماری به روز شده سال 1396 در 75 بخش اصلی، بررسی می کند. تحلیل شدت نفوذ و وابستگی واسطه ای بین بخشی و ضریب ارزش افزوده هر بخش مورد توجه قرار گرفته است. مطابق نتایج پژوهش، بخش های «ساخت مواد و فرآورده های شیمیایی»، «ارتباطات» و «بانک و مؤسسات ارتباطی» براساس پیوند پسین و پیوند پیشین، سطح ارزش افزوده و داشتن فناوری مناسب، بهترین بخش های پیوندی برای ایجاد جهش در اقتصاد ایران هستند و توانایی بالفعل برای ایجاد تحول در اقتصاد ایران را دارند. یازده بخش پیوندی دیگر اقتصاد ایران، یعنی «دامداری»، «ساخت محصولات غذایی»، «ساخت منسوجات»، «ساخت چوب و فرآورده های حاصل از چوب، چوب پنبه، نی و مواد حصیربافی بجز مبلمان»، «ساخت کاغذ، محصولات کاغذی و چاپ»، «ساخت کُک و فراورده های حاصل از پالایش نفت»، «ساخت محصولات لاستیکی و پلاستیکی»، «ساخت محصولات کانی غیرفلزی طبقه بندی نشده در جای دیگر»، «ساخت، تعمیر و نصب محصولات فلزی ساخته شده، بجز ماشین آلات و تجهیزات»، «ساخت وسایل نقلیه موتوری و سایر تجهیزات حمل و نقل و قطعات و وسایل الحاقی آنها» و «تولید، انتقال و توزیع برق»، دارای ساختار بالقوه مناسب برای ایجاد تحرک در اقتصاد هستند؛ اما به دلیل نامناسب بودن فناوری، در حال حاضر دارای بازده مناسب برای سرمایه گذاری نیستند. سایر بخش های وابسته، مستقل و خودمختار نیز قابلیت پیشرانی اقتصادی را ندارند.
هدف این مقاله بررسی ساختار و نحوه مالیات ستانی و اداره نهاد بیت المال در اقتصاد صدر اسلام در زمان حکومت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با بکارگیری روش تحلیلی و استفاده از منابع دست اول تاریخ اسلام و کتب روایی معتبر و مقایسه آن با نظام مالیات ستانی جمهوری اسلامی ایران است. نهاد بیت المال در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دارای مکانی معین در محدوده خانه ایشان بود. مهم ترین منابع درآمدی بیت المال در زمان ایشان عبارت بود از: درآمد ناشی از زکات، جزیه و خراج. بر اساس یافته های مقاله، نظام مالیات ستانی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در صدر اسلام، اولاً داوطلبانه و تبرعی بوده، پایه های مالیاتی در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم تنوع کافی داشته و موارد هزینه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیز کاملاً معین و شفاف بوده است. عدالت مالیاتی و انعطاف مالیات ستانی، از دیگر خصوصیات این نظام بوده که در مقایسه با نظام مالیاتی جمهوری اسلامی ایران در هر چهار مورد پیش گفته، نقایصی وجود دارد.
اقتصاد مالی رایج براساس مبانی فلسفی لیبرال شکل گرفته و با حذف ارزش ها و اخلاق، زمینه بحران های بزرگ اقتصادی را فراهم آورده است. این مبانی هدف هایی را ترسیم کرده که دانش مالی براساس آن شکل گرفته است. حاکمیت امیال، تجربه گرایی، اصالت فرد و حرص طلبی از این دسته است. این مبانی منجر به ساخت نظام مالی جدای از بخش واقعی گردیده است؛ لذا نمی توانیم با تغییرات روبنایی، آن را اسلامی کنیم. این نوشتار بعد از ارزیابی اجمالی نظام مالی رایج به بررسی و نقد رویکردهای موجود در کشف نظام اقتصادی اسلام پرداخت. در نتیجه، تکمیل روش کشف شهید صدر، به عنوان بهترین رویکرد با عنوان روش نظام ساز در کشف نظام مالی اسلام انتخاب گردید. این روش از مبانی شروع می کند و در چارچوب ضوابط فقهی (سطح مقبول) و اخلاقی (سطح مطلوب) به اهداف منتهی می گردد. برای کشف نظام مالی اسلام، ابتدا باید ضوابط عام و خاص آن کشف شود؛ سپس با توسعه مفهومی و تفسیر روزآمد آن ضوابط به عنوان چارچوب نظام مالی اسلام، به پاسخ گویی به نیازهای بخش واقعی پرداخت. البته استفاده از تجارب و تکنیک های عقلانی بشری، تا زمانی که منافات با معیارهای اسلامی نداشته باشد، مانعی ندارد.
چگونگی تسهیم سود و زیان در قرارداد مشارکت مدنی، ازجمله چالش های موجود نظام بانکی است. براساس ماده ۱۱ قرارداد مشارکت مدنی بانک مرکزی، شریک مؤظف به پرداخت سود ابرازی حتی در فرض عدم تحقق آن است. این مقاله، با روش تحلیل محتوا، به بررسی دیدگاه های فقهی در رابطه با این شرط پرداخته و از تبیین و تحلیل این دیدگاه ها، مقتضای قرارداد مشارکت را مشخص کرده است. بسیاری از فقها معتقدند: این نوع تسهیم سود و زیان، با اشکالات فقهی ازجمله مخالفت با مقتضای عقد مواجه است. گروه دیگری از محققان نیز بر این باورند که این نوع توافقات، ماهیت قرارداد مشارکت مدنی را تغییر می دهد و متعاملین را از کاربردهای واقعی این قرارداد محروم می سازد، خواه در ضمن قرارداد مشارکت یا در ضمن قرارداد مستقلی شرط شده باشد؛ چراکه فهم عرفی مشارکت حقیقی در سود و زیان، مقتضای عقد شرکت می باشد. از نگاه ایشان، چون این اثر با انشاء عقد به وجود می آید، سلب آن به وسیله شرط ضمنی یا عقد خارج لازم، باعث می شود که انشاء عقد، امری لغو و بیهوده گردد.
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی بی صداقتی تحصیلی براساس هویت تحصیلی و باورهای هوشی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهرستان لردگان در سال تحصیلی 97-1396 بودند. 254 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها مقیاس نظریه تلویحی هوش عبدالفتاح و یتس (2005)، مقیاس بی صداقتی تحصیلی مک کابی و تروینییو (1997)، و پرسشنامه هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008) به کار گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد هویت تحصیلی موفق با بی صداقتی تحصیلی همبستگی منفی و معنادار دارد. هویت های تحصیلی سردرگم، دیررس و زودرس نیز همبستگی مثبت و معنادار با بی صداقتی تحصیلی دارند. همچنین، باور هوشی افزایشی با بی صداقتی تحصیلی همبستگی منفی و معنادار دارد، ولی باور هوشی ذاتی با بی صداقتی تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد. از دیگر یافته های پژوهش این است که باور افزایشی و هویت تحصیلی موفق بیشترین سهم معناداری را در پیش بینی بی صداقتی تحصیلی دارند. همچنین، مطابق با نتایج پژوهش حاضر، توجه و شناخت نسبت به باورهای دانش آموزان درباره توانایی خود و هویت تحصیلی شکل گرفته و اثر گذاری آن ها بر بی صداقتی تحصیلی، به منظور اتخاذ مداخلات مؤثر تربیتی و آموزشی، از ضروریات نظام آموزشی محسوب می شود.
از آنجا که منظر محیط مصنوع و نیز قضاوت جامعه درباره «معماری خوب»، به ویژه در شهرهای کوچک ایران، متأثر از بخش بزرگی از بدنه جامعه حرفه ای معماری، یعنی تکنیسین های معماری است، آموزش معماری، به ویژه در هنرستان ها، به عنوان سنگ بنای اولیه آموزش، اهمیت بالایی دارد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر محتوایی کتاب های درسی در روند یادگیری هنرجویان بود. به این منظور، میزان توجه به مؤلفه های محتوای فعال یا غیرفعال از دیدگاه ویلیام رومی در نمونه انتخاب شده از کتاب عناصر و جزئیات بررسی شده، و وضعیت موجود تببین شد. همچنین،مواردی که باید در محتوای درسی به آن ها توجه بیشتر شود، مشخص شد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و به روش تحلیل محتوا با به کارگیری تکنیک ویلیام رومی، برای بررسی ضریب درگیری متن کتاب، انجام گرفت. براساس تجربه تدریس نگارنده در برخی دروس هنرستان های معماری، هنرجویان در یادگیری و درک برخی از این دروس از جمله « عناصر و جزئیات » با وجود عینی و ملموس بودن مباحث آن ها، مشکلات متعددی داشته اند. به دلیل اتکا به کتاب درسی در هنرستان ها، بررسی کارآمدی کتاب عناصر و جزئیات سال سوم معماری و تحلیل این کتاب، در نوشتار حاضر تأکید شده است. نتایج نشان داد متن، شکل، تصاویر و پرسش های کتاب عناصر و جزئیات زمینه درگیری دانش آموزان را به میزان کمتر از حد معمول فراهم می کند. همچنین، ناهماهنگی بین مطالب کتب معماری در هنرستان ها، سبب ایجاد اختلال در یادگیری هنرجویان شده است. با توجه به نتایج، پیشنهادهایی برای اصلاح کتاب و کارایی بیشتر آن مطرح شد.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی ساختاری قصد ترک خدمت و عملکرد شغلی مدیران براساس ذهن آگاهی با تأکید بر نقش میانجی فرسودگی هیجانی در میان مدیران دبیرستان های دوره دوم شهر اصفهان انجام گرفت. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی – همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش مدیران دبیرستان های دوره دوم شهر اصفهان به تعداد 399 نفر بودند که براساس جدول کرجسی و مورگان (1970) و به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، 205 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های ذهن آگاهی ترویجنز و همکاران (2015)، فرسودگی هیجانی مسلش و جکسون (1981)، قصد ترک خدمت لنتز (2004)، و عملکرد شغلی ناگیوئن، ترانگ و ناگیوئن (2012) بود. داده ها با به کارگیری آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد بین ذهن آگاهی با قصد ترک خدمت رابطه معکوس و با عملکرد شغلی رابطه مستقیم وجود دارد. بین فرسودگی هیجانی با قصد ترک خدمت رابطه مستقیم و با عملکرد شغلی رابطه معکوس وجود دارد. یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد فرسودگی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و عملکرد شغلی مدیران نقش میانجی دارد. با توجه به نتایج، مسئولان آموزش و پرورش با برگزاری کارگاه های آموزشی ذهن آگاهی می توانند، ضمن کاهش فرسودگی هیجانی مدیران زمینه کاهش قصد ترک خدمت و بهبود عملکرد شغلی آن ها را فراهم کنند.
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های دانشگاه پایدار در دانشگاه علامه طباطبائی و ارائه راهکارهایی به منظور بهبود آن بود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود، جامعه آماری همه اعضای هیئت علمی و دانشجویان دکتری دانشگاه علامه طباطبائی به تعداد 2906 نفر بود، که از این تعداد با فرمول کوکران 340 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه دانشگاه پایدار ملکی نیا (1393) با آلفای کرونباخ 92/0 به کار گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز متناسب با پرسش های پژوهش آزمون فریدمن، تحلیل عاملی تأییدی، تی تک نمونه ای و تی مستقل اجرا شد. نتایج نشان داد وضعیت موجود دانشگاه علامه طباطبائی از نظر اعضای هیئت علمی در مؤلفه های نظام آموزش و پژوهش پایدار در وضع مطلوب، نظام مدیریتی پایدار در وضع نسبتاً مطلوب و در مؤلفه های نظام محیط زیست پایدار، شفافیت صورت مالی و خدمات تخصصی پایدار در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. همچنین، وضعیت موجود دانشگاه علامه طباطبائی، از نظر دانشجویان دکتری در بعد آموزش پایدار در وضعیت مطلوب و در ابعاد، مدیریت پایدار، خدمات تخصصی پایدار و شفافیت صورت مالی در وضعیت نسبتاً مطلوب و در ابعاد، پژوهش پایدار و مدیریت زیست محیطی در وضعیت نامطلوب قرار دارد. همچنین، یافته ها نشان داد بین دانشجویان و اعضای هیئت علمی از نظر ابعاد نظام آموزش پایدار، نظام پژوهش پایدار، نظام مدیریتی پایدار و نظام محیط زیست پایدار تفاوت وجود دارد و در دو زمینه دیگر یعنی شفافیت صورت مالی و خدمات تخصصی پایدار تفاوتی مشاهده نشد.
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی برای توانمندسازی معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر رویکرد درس پژوهی انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع کیفی بوده که در آن با تحلیل محتوای کیفی، داده های حاصل از متن اسناد بالادستی و شیوه نامه های آموزش و پرورش، نتایج پژوهش های داخل و خارج کشور و متن مصاحبه با 13 نفر از مشارکت کنندگان تحلیل شد. فرایند نمونه گیری به شیوه هدفمند بوده است. اعتباریابی مدل در طول فرایند پژوهش و مطابق با شیوه های مطرح در پژوهش کیفی، از جمله سه سوسازی داده، بازنگری تحلیل ها زیر نظر سایر پژوهشگران و مشارکت کنندگان، به کارگیری یادداشت های میدانی پژوهشگر و رسیدن به اشباع داده ها تأمین شده است. در تحلیل نهایی 235 مفهوم اولیه استخراج شد. درون مایه های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها نشان داد که عناصر اصلی مدل شامل فلسفه و چرایی توانمندسازی، هدف ها، سطوح، موانع، عوامل تسهیل کننده، پیامدها و نتایج توانمندسازی مبتنی بر رویکرد درس پژوهی برای معلمان دوره ابتدایی است. نتایج نشان داد مدل تدوین شده متناسب با نظام آموزشی متمرکز کنونی از جنبه علمی می تواند زمینه ساز پژوهش های دیگر در حوزه توسعه حرفه ای معلمان و توانمندی آنان باشد و نیز از جنبه عملی می تواند مورد استفاده سیاست گذاران آموزشی، مدیران، معلمان قرار گیرد.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل کتاب شیمی 2 پایه یازدهم چاپ 1396 از لحاظ فعال یا غیر فعال بودن محتوا است. بدین منظور روش تحقیق تحلیل محتوا به سبک ویلیام رومی به کار گرفته شد. همچنین، برای رسیدن به نتایج دقیق و قابل اعتماد، کل محتوای کتاب بررسی شد. ابزار این تحقیق سیاهه تحلیل براساس ویلیام رومی است که پس از تهیه وانجام دادن یک نمونه توسط پژوهشگر، روایی آن توسط دو استاد علوم تربیتی بررسی و تأیید شد. محتوای کل کتاب شامل متن، تصاویر و پرسش ها در مقوله های معین کدگذاری شد و براساس سیاهه تحلیل بررسی شد. نتایج نشان داد ضریب درگیری متن کتاب در فصل های اول، دوم، سوم و کل کتاب، به ترتیب، 31/0، 225/0، 204/0 و 254/0 است که نشان می دهد «متن تمام فصول و کل کتاب» به روش غیر فعال طراحی شده است. ضریب درگیری تصاویر فصل های اول، دوم، سوم و کل کتاب به ترتیب 75/0، 292/1، 587/0و 864/0 به دست آمد که نشان می دهد «تصاویر تمام فصول وکل کتاب» به روش فعال طراحی شده است. ضریب درگیری پرسش های فصل های اول، دوم، سوم و کل کتاب به ترتیب 8 ، 8 ،909/2 و 846/5 به دست آمد که نشان می دهد «پرسش های تمام فصول و کل کتاب» بیش از توان دانش آموز، است، پس به روش غیر فعال طراحی شده است.
ایجاد محیط مناسب برای رشد و شکوفایی دانش آموزان همواره یکی از مهم ترین دغدغه های مدیران محیط های آموزشی بوده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تفاوت های سنی با رویکرد ترجیح رنگ در دانش آموزان ابتدایی استان های تهران و خراسان رضوی به تفکیک جنسیت بود. طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی است و نوع پژوهش حاضر پیمایشی بود. جامعه آماری همه دانش آموزان ابتدایی استان تهران و خراسان رضوی بودند. از این میان و براساس جدول مورگان، 607 دانش آموز دوره ابتدایی (نیمی از شرکت کنندگان پسر و نیم دیگر دختر بودند) به روش دردسترس در نظر گرفته شدند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از کارت های رنگی شامل رنگ های سیاه، سفید، خاکستری، قهوه ای، بنفش، سبز، آبی، قرمز، نارنجی، صورتی و زرد جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره انجام گرفت. نتایج نشان داد تأثیر جنسیت و پایه تحصیلی بر ترجیح تمام رنگ ها در استان تهران معنادار است، اما در استان خراسان رضوی این تفاوت ها فقط در سطح جنسیت مشاهده شد. در هر دو استان، پسران رنگ آبی و دختران رنگ زرد را به عنوان رنگ اصلی انتخاب کردند و پسران رنگ سبز و دختران رنگ صورتی را به عنوان رنگ های فرعی انتخاب کردند. از محدودیت های پژوهش حاضر نبود امکان بررسی محیط زندگی رنگی کودکان و همچنین، مسائل روزمره است که در ترجیح رنگ می تواند نقشی مهم داشته باشد. پیشنهاد می شود پژوهش های بعدی به این متغیرها توجه کنند.
در فهم عامل سوء سرنوشتِ قهرمان تراژدی واژه کلیدی هامارتیا ( ἁμαρτία ) با دریافتهای چندگانهای همراه بوده است. در مقاله حاضر، ضمن مفتوحدانستن امکان بازبینی تفاسیر موجود از این اصطلاح، فاجعه کرونا بهعنوان طغیانی کور و خارج از ضوابطِ جهان منضبط مدرن، به خصیصه وحشی طبیعت بازگردانده میشود؛ درنتیجه این تفسیر منتخب، هامارتیا معادل با توهم تسلط تام بر محیط و تلقی کرنش مداوم طبیعت در برابر خرد انسانی است. این تفسیرِ مبتنی بر جولان بخت و اتفاق در مناسبات حیات انسان، هرچند با فقرات مهمی از اندیشه ارسطو سازگار نیست، با بخشی دیگر از نگرش او، یعنی شناخت واقعنگر و غیرالوهی از طبیعت تناسب دارد. پیداست که در فهم افراطی از این تفسیر، انسان در برابر اهریمن طبیعت یکسره تسلیم بخت و اتفاق خواهد بود؛ اما میتوان با ارجاع دوباره به رئالیسم ترکیبی از تنظیمات عقل و سرکشیهای طبیعت را به رسمیت شناخت.
برخی از صاحب نظران علوم قرآنی بر این باور هستند که در بعضی از آیات قرآن بدون آگاهی بر سبب نزول امکان فهم وجود ندارد. با توجه به اینکه سخن حاضر با دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان که قرآن را در روشنگری و بیان خود نیازمند چیز دیگر نمیداند، مغایرت دارد؛ لذا ضرورت دیده شد، پژوهشی در نحوه تبیین آیات مورد بحث مولفان آثار علوم قرآنی در تفسیر المیزان صورت پذیرد. با توجه به ساختار پژوهش و کمیت آن، به احصای آیاتی پرداخته شد که بیشترین استناد توسط دانشمندان علوم قرآنی درباره بحث حاضر را داشته-اند. نتیجه تحقیق آنکه در تبیین معنای آیات ایشان متکی به ظاهر آیات و روش قرآن به قرآن است. با این وجود در آیاتی که سبب نزول به صورت روایت از معصوم(ع) نقل شده و ملاک احادیث معتبر را دارد، در نظریه تفسیری ایشان نمود دارد، بدین ترتیب که در استنباط مطلبی که آیه به صورت قطع بدان دلالت ندارد، دیدگاهی که روایات بدان اشاره دارند را تقویت میکند و با این بیان میتوان گفت که علامه طباطبایی در بیان آرای تفسیری خود متأثر از روایات معصومان(ع) بوده است و تا جایی که ظاهر آیه بدان دلالت دارد، مورد استناد ایشان قرار گرفته است.
بسیاری از اصحاب پیغمبر «صلی الله علیه و آله و سلم» در بی کفایتی عثمان اتفاق نظر داشتند و همین امر انگیزه ای برای مقابله آن ها با خلیفه شد. هر یک از مخالفین در برکناری عثمان از خلافت اقداماتی انجام دادند که در نهایت منجر به قتل او شد. آنچه به غلط میان برخی شهرت یافته دفاع امیرالمومنین «سلام الله علیه» از عثمان به وسیله امام حسن و امام حسین «سلام الله علیهما» است، در حالی که آن حضرت برای دفاع از جان خلیفه نسبت به فرزندان خود هیچ امری نداشتند و آنچه در میان برخی شهرت یافته با کلام آن حضرت تعارض دارد و از همه مهم تر با ادله امامت نیز سازگاری ندارد. حکومت عثمان یک حکومت طاغوت بود و خود او از ظالمین بود، دفاع از چنین شخصی اعانه بر اثم است و این با عصمت امام سازگاری ندارد. کلید واژه: عثمان، مخالفین، فساد، خلیفه، حکومت
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی رویکرد توسعه محور، دو سند فرادستی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه بوده و روش پژوهش تحلیل محتوا است. برای این منظور دو سند «2023 آموزش ملی» (ترکیه) و « تحول بنیادین آموزش و پرورش» (ج ا ایران) بررسی شد. از ابتدای مطالعه هر سند، فعالیت کدگذاری باز و محوری صورت گرفته و اشتراکات و افتراقات اسناد احصاء شد. قابلیت اعتماد از طریق بازکدگذاری پژوهشگر و بازکدگذاری توسط کدگذار دیگر بررسی و تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد افتراق های مهم رویکرد توسعه محور سند نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران، ایدئولوژیک و دینی ، مذهبی بودن مفاهیم با جهت گیری فرهنگ اسلامی ایرانی است و در اسناد نظام آموزشی ترکیه مهم ترین افتراق در رویکرد توسعه محور رویکرد فلسفی با جهت گیری فرهنگ ملی بوده، همچنین به نظر می رسد؛ رویکرد سند آموزشی ترکیه به رویکردهای جهانی و نگاه اسناد ایرانی به تفکر ورویکردهای جهان اسلام، نزدیک تر بوده و نگاه جهانی و غربی کمتر مورد توجه بوده است. برخی عناصر مهم در رویکرد توسعه محور سند نظام آموزشی ترکیه، نظیر ترسیم الگوی توسعه مدرسه ای، الگوی فلسفی انسان محور، آماده سازی برای دنیای رقابتی، ارزش افزوده، ارزش های جهانی بیشتر با دیدگاه های غربی و مؤلفه ها و مفاهیم سند آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران نظیر «حیات طیبه»، جامعه عدل مهدوی، بسیج، ارزش های معنوی و الهی، الگوی زندگی ائمه معصومین (ع)، رعایت موازین و معیار و چارچوب های قوانین اسلامی و همکاری با حوزه های علمیه و...با دیدگاه های جهان اسلام همخوانی دارد.
هیجانات و عواطف دانشجویان از جمله مواردی است که ممکن است تاثیرگذاری مثبت و منفی ای در دانشگاه ها ایجاد کنند و عملکرد آنان را متاثر سازند. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی دانشجویان نظامی با عملکرد آنان در دانشگاه علوم انتظامی امین می باشد. روش تحقیق بکار رفته از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. بر اساس فرضیه های تحقیق به بررسی رابطه هوش هیجانی و مولفه های این هوش با عملکرد دانشجویان (دانشگاه علوم انتظامی امین) و همچنین به بررسی رابطه متغیرهای جمعیت شناختی (جنس، سن و تحصیلات) با هوش هیجانی و مولفه های این هوش می پردازد، که از بین مولفه های هوش هیجانی (آگاهی هیجانی، کنترل هیجانی، تسهیل هیجانی و ادراک هیجانی)، مولفه کنترل هیجانی دارای بیشترین اهمیت و مزیت می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استاندارد با طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است. پرسشنامه این پژوهش دارای 40 سوال می باشد که 16 سوال اول آن مربوط به متغیر مستقل هوش هیجانی و 24 سوال پایانی آن مربوط به متغیر وابسته عملکرد دانشجویان می باشد که روایی محتوایی آن توسط تعدادی از صاحب نظران و متخصصین مربوطه مورد تأیید قرار گرفت؛ و همچنین پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ برای پرسشنامه (هوش هیجانی = 874/0 و عملکرد دانشجویان = 919/0) مورد تایید قرار گرفت. در مجموع هوش هیجانی و تمام مولفه های این هوش رابطه معنادار با عملکرد دانشجویان داشتند، که از میان این مولفه ها کنترل هیجانی دارای بالاترین همبستگی با عملکرد دانشجویان داشت. در پایان نیز پیشنهادهایی در این باره مطرح می شود.
یکی از مهم ترین و اثرگذارترین بخش های صنعت گردشگری زیرساخت های خدمات گردشگری است که نقش بسیار پررنگی در افزایش بهره وری صنعت گردشگری ایفا می کند. زیرساخت های خدمات گردشگری به نوعی سکوی توسعه گردشگری بوده و نقش زیادی در کسب رضایت گردشگران دارد. هدف این مقاله بررسی چکونگی توزیع زمانی فضایی زسرساخت های خدمات گردشگری در شهرستان شاهرود و سنجش تاثیر آن بر افزایش و یا کاهش بهره وری صنعت گردشگری دارد. سوال اصلی مقاله حاضر این است که توزیع زمانی فضایی زیرساخت های خدمات گردشگری در شهرستان شاهرود چگونه است و چه تاثیری بر افزایش و یا کاهش بهره وری صنعت گردشگری در این شهرستان داشته است؟ روش این مقاله توصیفی تحلیلی است و شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات نیز کتابخانه ای است. نتایج مقاله نشان می دهد که به طور کلی زیرساخت های خدمات گردشگری است که جاذبه های گردشگری را به مقصد گردشگری تبدیل می کند وگرنه صرف داشتن حاذبه های گردشگری تعیین کننده حضور گردشگران نخواهد بود.
جغرافیای سیاسی به طور کل درگیر تحلیل فضایی پدیده های سیاسی است ضمن اینکه به اختصاصات فضایی فرآیند سیاسی نیز توجه دارد. در جغرافیای سیاسی مفهوم منطقه، یک فضای جغرافیایی است که از یک سلسله پدیده های مشابه و عوامل پیوند دهنده در محیط تشکیل شده است که دارای یک شخصیت جغرافیایی یکپارچه و متمایز از دیگر مناطق است. در این تحقیق، قدرت هوشمند جمهوری اسلامی ایران و ارائه یک مدل مهندسی شده در روابط فی مابین ایران و کشور انگلستان با تمرکز بر جغرافیای سیاسی ایران بررسی، تجزیه و تحلیل شده است. در این راستا نقش پارامترهای قدرت، فرهنگ و قدرت هوشمند که تا بحال در برقراری روابط سیاسی، اقتصادی و غیره جدی گرفته نشده بودند برجسته خواهد شد. نتایج این تحقیق در برقراری صلح و امنیت پایدار بین المللی و درک متقابل و همچنین رفع مشکلات و معضلاتی که مانع توسعه پایدار ج.ا.ایران در حال و آینده می شود اثربخشی ویژه ای خواهد داشت. مفاهیم نوین قدرت هوشمند که بر بستر تجارب معاصر بین المللی جایگاه خود را در ادبیات قدرت و سیاست پیدا کرده است، موضوع فهم و به کارگیری مولفه های قدرت هوشمند را به منظور افزایش توانمندی ها در ابعاد مختلف به ویژه بازدارندگی ج.ا. ایران در برابر هرگونه تهدیدات خارجی و داخلی را حائز اهمیت نموده است. مهندسی روابط بین الملل به کمک نرم افزارهای تحلیلی و آماری با استفاده از داده های میدانی در قالب مصاحبه ها و پرسشنامه ها و همچنین مطالعات اسنادی انجام شده است.
مراکز شهری که به نوعی نماد فرهنگی شهرهای بزرگ و کوچک به شمار می آیند از مهم ترین قلمروهای همگانی در فضاهای شهری هستند. بی توجهی به مراکز شهری در جریان رشد شتابان شهرنشینی، این مراکز را با مشکلات متعددی رو به رو کرده که باعث کاهش کیفیت محیط زندگی در آنها شده است. در پژوهش حاضر با بررسی و ارزیابی دو تئوری فرایند طراحی شهری و منطق فازی به ارائه مدل مناسب برای مداخله در مراکز شهری پرداخته شده است. مدلی که مهمترین اصل آن فرایند محور بودن و امکان رفت و برگشت در طول مسیر طرح و اجرای آن است. مراحل انجام این پژوهش به منظور رسیدن به مدل مناسب با ویژگی های کالبدی و اجتماعی مراکز شهری شامل چند مرحله اصلی میباشد در مرحله اول با کمک مطالعات نظری و تجارب مداخلات در مراکز شهری، اصول کلی برای مداخله در مراکز شهری تاریخی - اجتماعی تعریف گردیده است، پس از آن در مرحله دوم تئوری های مهم مداخله با دیدگاه فرایندی بررسی و با یکدیگر مقایسه شدند، مرحله سوم اختصاص دارد به تعریف یک مدل منطبق با اصول مداخله که برگرفته از مطالعات نظری و تئوری های فرایند محور مداخله است، پس از آن در پایان مدل موردنظر تدوین گردیده است. نتایج این پژوهش گویای این امر خواهد بود که با کمک طراحی شهری فرایندگرا می توان کیفیت مداخله در فضاهای شهری و درنتیجه رضایتمندی بهره برداران را افزایش داد و نتایج منفی اقدام مداخله را تعدیل نمود.