ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۶٬۳۸۱ تا ۱۲۶٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۲۶۳۸۱.

تأملی درباب پیشنهاد مکان گزینی اتابک هزار اسب برای مقابله با مغولان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۵۶۲
از همان آغاز هجوم مقتدرانه مغولان به قلمرو سلطان محمد خوارزمشاه، پیشنهادهای متعددی برای مقابله و دفع یورش مطرح شد. یکی از مهم ترین پیشنهادها از جانب «ملک نصره الدین هزاراسب» اتابک لُر ارائه شد. او تنگ (تنگه) مشهور و استراتژیک «تَکوُ»[1] (تکاب) در نزدیکی های بهبهان -میان بهبهان و دهدشتِ کهگیلویه- را برای جلوگیری و مواجهه با مغولان مطرح کرد. این تنگه مهم که بیش از پنج کیلومتر طول دارد، از جهات مختلف مکانی و مادی حائز اهمیت بود. همچنین بنا به باور اتابک، می توانستند ده ها هزار نیروی جنگی از اقوام مختلف -نظیر لر و شول و فارس- گرد کنند و در تنگ مذکور به مبارزه و مقاومت بپردازند. البته سلطان پیشنهاد اتابک را نپذیرفت و سلوک تواری و تقدیر را پی گرفت. در این مقاله، با استفاده از شیوه تحقیق تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، گزارش های منابع دست اول گردآوری و ارزیابی شده و نگارنده با نقد نظر محققان کنونی، در پی پاسخ بدین پرسش ها بوده است که: موقعیت جغرافیایی و استراتژیک مکان مذکور چگونه بوده؟ و چرا سلطان محمد پیشنهاد اتابک را نپذیرفته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که از لحاظ موقیت مکانی و مزایای مادی، این تنگه مشحون از آب روان و چشمه سارهای جاری و راکد، قله ها و کمرهای سخت گذر و غیرقابل تسخیر، غارها و اشکفت های بزرگ جهت انبار و ذخیره مواد غذایی، پرتگاه ها و سراشیبی های تند و تیز برای پرتاب سنگ های گران و ویرانگر بوده است. علاوه بر آن، سلطان خوارزمشاهی از سر تشویشِ خاطر و نداشتن اراده قوی برای تصمیم گیری قاطع و نیز آگاهی از اختلاف و تضاد اتابک لر با اتابک فارس بر سر قلمرو، پیشنهاد مزبور را نپذیرفت.   [1]. Takow
۱۲۶۳۸۲.

جنبش زنان در تونس: از شکل گیری رویکرد اسلامی تا پیدایش دیدگاه سکولاریستی (1956-1881م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۴۰۵
تونس در قرن نوزدهم میلادی همچون سایر جوامع اسلامی با جریان مدرنیته آشنا شد. ورود مدرنیته به تونس زمینه ساز تحولات گسترده سیاسی، اداری، نظامی، فرهنگی و آموزشی شد. با وجود این تحولات، تا اوایل قرن بیستم حقوق زنان و اصلاح وضعیت اجتماعی آنان مورد توجه حاکمان و متفکران نوگرای تونس قرار نگرفت. تنها از نخستین دهه های سده بیستم، مقارن با ورود استعمار فرانسه (1881-1956م) زنان و حقوق آن ها کانون توجه قرار گرفت. در این دوره، جریان اصلاح طلبی دینی همچون زنجیری منطقه مغرب عربی و تونس را در برگرفت و باعث شد جریان نوگرایی رنگ و بوی اسلامی به خود بگیرد. بر همین اساس، برای نخستین بار بحث حقوق زنان از سوی نوگرایانی چون طاهرالحداد مطرح شد که از تحصیل کردگان جامع اعظم زیتونه بودند. آن ها با رویکرد اسلامی به دفاع از زنان و حقوق اجتماعی آن ها پرداختند و با تفسیرهای جدید از متون دینی، مفاهیم دینی را در خدمت نهضت فمینیسم قرار دادند. موضوعاتی چون حجاب، آموزش و اشتغال زنان، تعدد زوجات و حق طلاق به چالش کشیده شد. البته این مسئله از سوی مردم و برخی علمای سنت گرا با واکنش منفی مواجه شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چه عواملی به تحول وضعیت زنان و شکل گیری جنبش های حمایت از زنان در دوره استعمار منجر شد؟ و این تحولات چه پیامدهایی در پی داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون ورود مدرنیته به تونس، نقش استعمار، حمایت نوگرایان اسلامی از حقوق زنان و تشکیل اتحادیه ها نقش مؤثری در اصلاح وضعیت اجتماعی زنان داشت و مواردی چون احداث مدارس دخترانه، افزایش نسبی سواد زنان، مشارکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی از جمله پیامدهای مهم اصلاحات بود. این اصلاحات زمینه ساز تحولات گسترده تر بعدی، یعنی حمایت دولت از فمینیسم و ظهور جنبش زنان به شکل سکولار در دوره استقلال تونس شد.
۱۲۶۳۸۳.

وضعیت زنان در نظام اجتماعی ساسانیان در عصر پسامزدکی و تأثیر آن در تألیف ارداویراف نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۲ تعداد دانلود : ۵۸۹
مطابق محتوای کتب فقهی و حقوقی تدوین یافته در دوره ساسانی و طبق نظر محققان این حوزه، جنسیت یکی از ملاک ها و معیارهایی بوده که باعث ایجاد تفاوت میان وضعیت حقوقی افراد جامعه شده، به طوری که وظایف و حقوق زن در ساختارها و نهادهای اجتماعی مطابق با قوانین حقوقی و جایگاه فرودستی زنان نسبت به مردان را نشان می دهد این برتری مردان نسبت به زنان در محتوای برخی متون این دوره چون متن ارداویراف نامه که متعلق به قرن ششم میلادی و زمان حکومت خسرو انوشیروان (531-579م) بوده است، کاملاً مشهود به نظر می رسد. غالب محتوای این متن پیشگویانه، ناظر بر شرح مجازات های دوزخی زنانی است که در عرصه روابط خانوادگی و زناشویی قصور کرده یا مرتکب گناه شده اند. از طرفی مزدک نگاه ویژه و البته ساختارشکنانه ای به زنان داشته است. منابع رسمی ساسانی، شعارها و اهداف مزدک درباره زنان را منفی ارزیابی کرده اند، اما به دنبال رویکرد خاص مزدک به زنان جامعه، ذیل شعار مساوات خواهی برای همگان، آزادی هایی به زنان اعطا شد که پیامد آن، رفتارهای هنجارشکنانه ای از سوی مردمان عموماً طبقات پایین جامعه بوده که در نهایت منجربه بروز بی نظمی و فساد می شود. در این مقاله تلاش بر این است بر اساس منابع اوستایی و پهلوی و منابع فارسی و عربی در بطن نظام اجتماعی ایران، تولید متن ارداویراف نامه را واکنشی اصلاحی از سوی دین مردان و صاحبان حکومت در برابر بی نظمی ها و فساد ناشی از نشر تعالیم مزدکی در جامعه ایران نشان داده شود و معلوم شود که تولید این متن، اقدام اصلاحی و هدفمند در راستای اصلاحات اجتماعی خسرو انوشیروان جهت اعاده و احیای نظم در جامعه، بعد از قیام مزدک بوده است.
۱۲۶۳۸۴.

بررسی و مقایسه آرای ارسطو و فارابی در مسئله خطای حسّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۰ تعداد دانلود : ۴۲۲
در فلسفه ارسطو و فارابی معرفت از حواسّ آغاز می گردد. این رویکرد به اکتسابِ معرفت، با دو چالش مطرح شده توسّط سوفیزم دربابِ ادراکاتِ حسّی _ یعنی «خطای حسّ» و «تفسیرهای متعارض از ادراکاتِ حسّی»_ مواجه می شود. ارسطو با تقسیمِ محسوسات به «مختصّ» و «مشترک» و طرحِ مفهوم «شرایط متعادل» و همچنین با طرح دوگانه ی «نمود» و «ادراک» تلاش می کند به این دو مسئله پاسخ دهد. فارابی نسبت به چالش دوّم موضِعی اتّخاذ نکرده است امّا در بابِ چالش اوّل با تقسیم یقین به «تامّ» و «غیرتامّ» راهکار متفاوتی را ترسیم می کند. از منظرِ وی یقینِ ناشی از «ادراکاتِ حسّی» یقین غیرتامّ است و با پایبندی به شرایط سه گانه ای، می توان به یقین های حاصل از شهودِ حسّی پایبند بود. به نظر می رسد هیچ یک از دو راهکارِ این دو متفکّر در حلّ مسئله خطای حسّی تامّ نیست؛ امّا راهکار ارسطو در تبیین مسئله، قابل دفاع تر از نظر فارابی است.
۱۲۶۳۸۵.

ارزش باریِ علم و برهان تعیّن ناقص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۳۳۸
یکی از مسائل مهم در دامان فلسفه علم در دهه های اخیر، ارزیابی امکان و لزوم پاک سازی فرایند علم از ارزش هاست. تأثیر ارزش های علمی در فرایند علمیْ محل مناقشه نیست، اما دخالت ارزش های غیر علمی - به دلایل مختلف و ازجمله خدشه در عینیت علم - محل تردید جدّی است. یکی از مهم ترین استدلال های مدافعان این اثرگذاری، تمسک به تعیّن ناقص گذرای فرضیه بر اساس شواهد و قواعد موجود است. در فرایند علم، گاه اتفاق می افتد که مجموعهی شواهد در دسترس به همراه قواعد منطقی و علمی، پژوهشگر را به نتیجه معیّنی رهنمون نمی شود و هنوز چند گزینهی بدیل پیش روی او وجود دارد. حال، از آنجا که مؤلفه های علمی بنا به فرض، از تعیّن کامل فرضیه ناتوان هستند، انتخاب از میان این گزینه ها بر پایهی ارزش های غیر علمی خواهد بود و در نتیجه، دخالت این قسم از ارزش ها در فرایند علم مُجاز خواهد بود. مهم ترین چالش پیش  روی این دفاع، خدشه به عینیت علم است؛ زیرا شکاف بین فرضیه و مؤلفه های علمی، با عوامل غیر علمی پر شده است و این نگرشی غایت گرایانه و عمل گرایانه به علم است؛ نه نگاهی واقع گرایانه. همچنین عوامل اثرگذار بر انتخابِ نظریه در حالت تعیّن ناقص، اعم از ارزش های غیر علمی هستند و می توان انتخاب نهایی را مولود ویژگی های شخصیتی یا عوامل محیطی و فرهنگی غیر هنجاری دانست.
۱۲۶۳۸۶.

مسأله منشأ و اجتناب ناپذیری متافیزیک در فرامتافیزیک: مطالعه موردی دیالکتیک عقل محض بر پایه تفسیر مارکوس ویلاشک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۶۵
هدف این نوشتار این است که این پرسش را که چرا انسان ها، تقریباً به طور لاینقطع، پرسش های متافیزیکی طرح می کنند به عنوان پرسشی درجه-دوم در فرامتافیزیک پیش بکشد و نشان دهد که یک فرامتافیزیک بالغ، بدون بحث از «منشأ و وجه پرسش های متافیزیکی» که از آن به پرسش پذیری متافیزیک تعبیر می کنیم، نه تنها از تبیینِ برآمدن و باز-برآمدنِ این پرسش ها نزد انسان ها عاجز خواهد بود بلکه در متعین کردن پرسش های متافیزیکی نیز خام دستانه عمل خواهد کرد. در این راستا ابتدا می کوشیم چارچوبی نظری برای مواضع بدیل ممکن در باب پرسش پذیری را ترسیم کنیم و در انتها به عنوان یک مطالعه موردی، بر اساس تفسیر مارکوس ویلاشک از نقد عقل محض، فرامتافیزیک کانت را نمونه ای معرفی خواهیم کرد که چارچوب نظری مذکور در آن قابل ردیابی است و نشان خواهیم داد که بواسطه ی همین توجه، فرامتافیزیک کانت در نسبت با دیگر منتقدان متافیزیک، از خصلتی دو لایه برخوردار است. در مورد نقد کانت بر متافیزیک باید جور دیگری اندیشید.
۱۲۶۳۸۷.

پیشینی انگاری و خوریسموس افلاطونی در خاستگاه تمایز هستی شناختیِ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۵۹
در این نوشتار کوشیده می شود با پیگیریِ نقد خوریسموس افلاطونی به اندیشه متأخر هایدگر، نشان داده شود که تمایز، تقدم و تعالیِ رویدادِ روشنگاه یا خودِ وجود نسبت به وجودِ موجود و فهم وجود، به مثابه خاستگاه تمایز هستی شناختی، چه ضرورتی برحسب مسأله پدیدارشناسی، یعنی امکان ظهور و پدیداریِ پدیدار دارد. این ضرورت از سه منظر، نخست با تفسیر تمایز و تقدمِ روشنگاه، ذیل جایگاه امر پیشینیِ پدیدارشناختی در اندیشه متقدم و متأخر هایدگر و رجوع او به نظریه یادآوری افلاطون بررسی می شود؛ سپس با بررسی تفسیر هایدگر از نظریه ایده ها و به ویژه، ایده خیر افلاطون در سه دوره فکری هایدگر، جدایی و تعالیِ روشنگاه از وجود و ظهور، و بر این اساس، سرانجام پوشیدگی و دسترس ناپذیریِ روشنگاه در پیوند عمیق آن با تمثیل خورشید و غار افلاطون نشان داده می شود، پیوندی که باید آن را در تقابل با موضعِ خودِ هایدگر متأخر درباره آموزه حقیقت افلاطون، برجسته ساخت.
۱۲۶۳۸۸.

قرابت بیان رمزی- تمثیلی سهروردی و افلاطون درباره خودشناسی به عنوان سرآغاز سلوک فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۷۷
پیوند فلسفه افلاطون و حکمت اشراقی را صرف نظر تصریحات سهروردی درباب افلاطون به عنوان برجسته ترین حکیم صاحب شهود، می توان از طریق واکاوی قرابت های این دوفیلسوف درپرداختن به معانی کلیدی که به تعبیر سهروردی در«خمیره ازلی حکمت» ریشه دارند، بازشناخت. طبق این روش که فراترازپژوهش های تاریخی است، آثار این دو فیلسوف از جهتی مقایسه می-شوند که واجد مضامین سلوکی و معنوی اند. غایت فلسفه راستینی که افلاطون و سهروردی بدان اشتغال داشته اند سعادت بوده واین سعادت همان تشبّه به اله است. ازاین رو، مضمون بنیادی دراین فلسفه عبارت است ازسنخیت حقیقت انسان باحقایق الهی که براثرتعلق یافتن به تن فراموش شده است. بدین ترتیب اصل آغازین فلسفه به عنوان نوعی سلوک معنوی تذکار خود الهی به عنوان استعدادی درانسان برای حصول آن غایت است. سهروردی و افلاطون علاوه بر بحث نظری درباره این مضمون، بابیان رمزی نیز بدان پرداخته اند. درآثار سهروردی، به صورت متمرکز دررساله های تمثیلی، و در افلاطون نیز، در گفتگو هایی نظیر جمهوری و فایدروس می توان رمز هایی که درمقام این تذکارند بازشناخت. رمز هایی نظیر خارپشت، قطره شبنم، پرنده، قلب و جام جهان نما، و رمز های همبسته باآن ها، نظیر اسارت دردام و چرم و چاه همگی نمودار وضعیّت دوگانه بشرند: آسمانی و زمینی. این معانی رادرافلاطون بارمز هایی نظیرارابه بالداروچشم جان،ودرمقابل باهیولای توفونی، گلاوکس دریایی ونیزدرپیوندبارمز های اسارت درغار و دفن شدن درقبر می توان بازشناخت.
۱۲۶۳۸۹.

بررسیِ نسبتِ تکوینِ شخصیت و چندصدایی با تکیه بر سال مرگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۳۶
مقاله حاضر به بررسی داستان «سالمرگی» اصغرالهی از منظر تک صدایی و چندصدایی پرداخته است. بنیان نظری در این بررسی مبتنی بر دیدگاهی است که باختین در کتاب مسائل بوطیقای داستایفسکی طرح و تبیین کرده است. در ضمنِ مقاله نخست کوشش شده است تعریف دقیقی از تک آوایی و چندآوایی به دست داده شود و سپس اصول و موازینی که از خلال اثر باختین قابل دریافت است به منظور تبیین موضوع به کار گرفته و در نهایت رمان سالمرگی براساس آن ها بررسی و تحلیل شود. مقاله در کلیت خود می کوشد به پرسش های زیر پاسخ دهد: 1- براساس چه معیارهایی می توان رمانی را چندصدایی دانست؟ 2- چه نسبتی میان چندصدایی و تکوین شخصیت در رمان وجود دارد؟ 3- آیا داستان سالمرگی را می توان اثری چندصدایی تلقی کرد؟ و اگر چنین است کدام خصوصیات آن را در طراز چنین داستان هایی قرار داده است؟ نتایج مقاله نشان می دهند که رمان سالمرگی چند صدایی است و شخصیت های مستقلی که نسبت گفتگویی با هم دارند در داستان باعث این چند صدایی شده اند.
۱۲۶۳۹۰.

تأثیر گفتمان بصری در تداوم و تقویت قرائت های تحریفی از واقعه کربلا (مطالعه موردی: تصویرسازی محاربه قاسم بن الحسن(ع) در مراثی دوره قاجار، اثر میرزا علی قلی خویی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۵۳۲
ازجمله موضوعات مغفول در زمینه تحریفات واقعه کربلا، تأثیر عناصر بصری در تداوم و تقویت این جریان است. این تحریفات که در گزارش های روضه الشهدا، متأثر از آثار پیشین، تا حد بارزی به صورت تجمیع شده بروز یافت، در دوره قاجار با ورود چاپ سنگی و سهولت در انتشار کتاب، در دیوا ن های مراثی به صورت گسترده ادامه یافت. در این میان یکی از قابلیت های چاپ سنگی، بهره گیری از تصویرسازی های درونِ متن و مرتبط با وقایع (ترجمه گفتمان مکتوب به گفتمان بصری) بود. هدف از پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که تصویرسازی های میرزا علی قلی خویی از مجلس محاربه قاسم بن الحسن (ع) با فرزندان اَزرَق شامی، در طوفان البکاء، ماتمکده و اسرارالشهاده، به مثابه گفتمانی بصری از چه پیشامتن های متأثر و تا چه میزان در تداوم و تقویت این گزارش تحریف آمیز نقش داشته است؟ یافته ها حاکی از آن می باشد که تصاویر (متن) ضمن تأثیر از پیشامتن های موجود و اختصاصاً روضه الشهدا، به گسترش این گزارش تحریف آمیز پرداخته است، به طوری که این جریان را می توان متأثر از هنجارها و باورهای جامعه و اختیارات هنری، جهت خلق سیمایی حماسی از قاسم (ع) و نیز نمایش قدرت تصویرسازی در تقابل نسبی با سایر گونه های مراسم یادبود کربلا دانست. واژگان کلیدی: قاسم بن الحسن (ع) ، گفتمان بصری، قرائت های تحریفی، تصویرسازی، چاپ سنگی، میرزا علی قلی خویی.
۱۲۶۳۹۱.

آداب تنظیم و نگارش کتابچه های مفاصاحساب در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۶ تعداد دانلود : ۴۶۴
نظارت و کنترل بر بودجه به عنوان یکی از ارکان مهم در بودجه بندی، در دوره قاجار اهمیت زیادی داشت. کتابچه های مفاصاحساب، یکی از دفاتر مالی قابل دسترس از دوره قاجار است که شناخت آن می تواند زوایای تاریک و ناشناخته مالی ایران به ویژه مباحث بودجه ریزی را روشن کند. هدف : پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که ساختار، اجزا و محتوای دفتر مفاصاحساب در عصر قاجار چگونه تنظیم و نگارش می شده است و این اجزا چه تغییراتی داشته است. روش/ رویکرد پژوهش : داده ها براساس 46 سند موجود در پنج مرکز آرشیوی، جمع آوری و تحلیل شده است. یافته ها و نتیجه گیری : ساختار مفاصاحساب از چهار بخشِ مفرده، من ذالک، الباقی-الفاضل، و اضافات تشکیل شده است. مفرده در اصطلاح به معنای درآمد و من ذالک به معنای مخارج است. چنانچه مقدار من ذالک کمتر از مفرده باشد درپی آن «الباقی» نوشته می شود و چنانچه مقدار من ذالک زیادتر از مفرده باشد درپی آن «الفاضل» نوشته می شود که به معنای کسری بودجه است؛ ولی اگر در نقد کمتر و در جنس بیشتر باشد یا بالعکس، در این صورت «الباقی به مافیه الزیاده» آورده می شود. مفرده به لحاظ ساختار شکلی از دو حرف اول و حرف ثانی و چهار دفعه تشکیل می شود. حرف اول برای درآمدهای سال جاری و حرف ثانی برای درآمدهای سال های قبل است. حرف اول خود به دو بخش مالیات اصل و اضافه تقسیم می شود که به ترتیب به معنای مالیات مستمر و غیرمستمر است. مخارج نیز در غالب برات های مالی به دو بخش مستمر و غیرمستمر تقسیم می شود. اضافات سند نیز ساختاری منظم و منسجم داشت، ولی در دوره مظفری، نسبت به دوره ناصری به لحاظ شکلی تغییراتی پیدا کرد؛ به این ترتیب که مهر و طغرای شاهی در صدر صفحه اول کتابچه حذف شد؛ اتصالات هم که به نوعی عنوان بندی هریک از صفحات است در مفاصاحساب دوره قاجار مرسوم نبود.
۱۲۶۳۹۲.

کارکرد ازدواج های سیاسی در تنظیم روابط حکومت های متقارن ازقرن 4-7ق ( با تکیه بر تواریخ عمومی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۴۴۵
ازدواج سیاسی، پیوندی مصلحتی میان خاندان های حکومتگر بود و به عنوان راهکاری مؤثر برای دستیابی به اهداف مهم حکومتی محسوب می شد. این نوع ازدواج از قرن چهارم ق به بعد، همزمان با شکل گیری و توسعه ی حکومت های نیمه مستقل در ایران، رواج بیشتری یافت. حاکمان که نیازمند برقراری روابط مسالمت آمیز و بهره برداری از موقعیت های پیش رو بودند، در حل معادلات پیچیده ی سیاسی از آن استفاده می کردند. در این خصوص که ازدواج های سیاسی در تنظیم روابط حکومت ها از قرن 4-7ق چه کارکردی داشته، تا کنون پژوهشی منسجم وموضوعی به ویژه مبتنی بر تواریخ عمومی انجام نیافته است. یافته ها نشان می دهد، برخی از خلفای عباسی، حکومت های نیمه مستقل آل بویه، غزنویان، سلجوقیان، قراخانیان و برخی از حکومت های محلی بیشترین بهره برداری را از آن داشته اند. نتایج حاکی از آن است که حکومت ها معمولا برای حفظ موقعیت، مقابله با دشمن، تعمیق دوستی، صلح و امنیت، گسترش قلمرو و به ندرت تهدید و تحقیر، پیوند زناشویی برقرار می نمودند. کارکرد عمده این ازدواجها تسهیل، تضمین و تکمیل توافقات بود و گاه تنها راه حل محسوب می شد. مقاله ی حاضر با روش توصیفی تحلیلی به تبیین مصادیق ازدواج سیاسی در تنظیم روابط حکومت ها خواهد پرداخت.
۱۲۶۳۹۳.

جایگاه باورهای تنجیمی در کیهان شناسیِ عجایب نامه نویسان (قرون چهارم تا هشتم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۴۲۴
عجایب نگاری های قرون چهارم تا هشتم هجری با هدف کیهان نگاری و نشان دادن عظمت و قدرت خداوند در خلقت موجودات عالم به نگارش درآمده اند. تلاش برای درک طبیعت و نحوه تعامل با آن در قالب دو گونه کیهان شناسی فلسفی و اسطوره ای در عجایب نامه ها قابل بازشناسی است. اساس کیهان شناسی اسطوره ای بر اعتقاد به وجود نیروهای اسرارآمیز در تدبیر احوال عالم است. شناخت تنجیمی در پیوند تنگاتنگ با این گونه کیهان شناسی قائل به وجود نیروهای ماورایی در اجرام سماوی است. با عنایت به شواهد متعدد تنجیمی در عجایب نامه ها پرسش اصلی این مقاله این است که باورهای تنجیمی در عجایب نامه های این دوران چگونه در شکل دادن به نگرش کیهان شناسی اسطوره ای تأثیر گذار بوده اند؟ در این تحقیق از روش تاریخی به منظور توصیف و تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد می توان در عجایب نامه های این دوران تأثیر کواکب و سیارات را در شکل دهی به رخدادهای زندگی آدمیان در ذیل اراده خداوندی به عنوان نشانه ای از قدرت الهی پذیرفت.
۱۲۶۳۹۴.

تبیین عملکرد کدخدایان در مدیریت بحران های طبیعی روستاهای استان اصفهان در دوره پهلوی 1304-1357ش/1978-1925م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۰۹
پیش از انجام اصلاحات ارضی سال 1341ش/1962م، در مدیریت روستایی، کدخدا پس از مالک نقش محوری داشت. هر چند نهاد کدخدایی یک ساختار کهن در جامعه روستایی داشت، اما از دوره پهلوی و تشکیل دولت مدرن در ایران، همزمان با تلاش روزافزون دولت با هدف نفوذ در جامعه روستایی، تغییراتی در وظایف، ساختار و کارکرد منصب کدخدا ایجاد شد. هدف این مقاله، تبیین کارکرد منصب کدخدا با رویکرد مدیریت بحران های طبیعی در روستاهای استان اصفهان دوره پهلوی است. سوال اصلی تحقیق، این است که کنش کدخدا در رویارویی با بحران های طبیعی در روستاهای استان اصفهان دوره پهلوی چگونه بود؟ مطالعه به روش توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر گردآوری اطلاعات منابع کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های تحقیق، نشان می دهد، کدخداها در سراسر دوره پهلوی، عملکرد فعال، مؤثر و مثبتی در جهت مدیریت بحران های طبیعی نداشتند. ضمن اینکه عواملی چون، نداشتن آگاهی علمی، تخصص، تسلیم پذیری در برابر بحران های طبیعی، نداشتن قدرت تصمیم گیری و ابتکار عمل به دلیل نظام اداری متمرکز، چالش های موثر بر عملکرد کدخداها بود.
۱۲۶۳۹۵.

ایل کلهر و قدرت های حاکم از دوره صفویه تا پایان حاکمیت محمدشاه قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۹ تعداد دانلود : ۸۰۷
ایل کلهر یکی از ایلات برجسته در غرب ایران است که از گذشته های دور در کوه پایه های زاگرس سکونت داشته و همچون سایر ایلات در تاریخ سیاسی و نظامی ایران نقش ایفا کرده است. این پژوهش با هدف روشن کردن جایگاه ایل کلهر در رویدادهای سیاسی و نظامی غرب کشور و با توصیف و تحلیل داده های منابع دست اول، تاریخ های محلّی و متون تحقیقی معتبر در پی پاسخگویی به این پرسش ها است که روابط ایل کلهر با حکام ایران از دوره صفویه تا پایان دوره حاکمیت محمدشاه قاجار چگونه بود؟ و این ایل چه نقش و جایگاهی در روابط ایران و عثمانی ایفا نمود؟یافته های پژوهش حاکی است که سران ایل کلهر نسبت به ایل زنگنه نفوذ و توان کمتری در قدرت و دربار شاهان صفویه داشتند، زیرا شورش های مداوم این ایل به خصوص در نیمه نخست حاکمیت این سلسله تا روزگار حکمرانی شاه عباس اول به بی توجهی قدرت حاکم به سران این ایل منجر گردید. در دوره افشاریه به دلیل درگیری های نادر با عثمانی و لزوم همراهی ایلات غرب، بهبودی نسبی در مناسبات ایل کلهر با حاکمیّت حاصل شد. در روزگار زندیه بزرگان ایل کلهر با یاری رساندن به کریم خان زند در دستیابی به سلطنت و نیز با برقراری پیوندهای خانوادگی با وی، نقش تاریخی خود را در کنار قدرت مرکزی ایفا نمودند. ایل کلهر در دوره قاجاریه و حکمرانی محّمدعلی میرزا دولتشاه بر کرمانشاه تا پایان حکومت محمدشاه قاجار نقش مؤثری در نبردهای ایران و عثمانی به عهده داشت. 
۱۲۶۳۹۶.

پیامدهای تنفر از برند در استفاده کنندگان از پوشاک ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۶۱
هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای تنفر از برند در استفاده کنندگان از پوشاک ورزشی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی و از نظر هدف، کاربردی بود که به شکل میدانی انجام و استفاده کنندگان از پوشاک ورزشی جامعه آماری بود. نمونه آماری پژوهش حاضر 360 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه های استاندارد تنفر از برند هگنر و همکاران (2017)، پرسش نامه اجتناب از برند رومانی و همکاران (2012)، پرسش نامه کاهش یا توقف حمایت از برند گریگوری و فیشر (2006)، پرسش نامه تبلیغات منفی دهان به دهان تامسون و همکاران (2012)، پرسش نامه شکایت از برند گریگوری و فیشر (2006) و پرسش نامه انتقام از برند رومانی و همکاران (2012) بود. جهت روایی ترجمه از روش روایی ترجمه پیشرو–پسرو استفاده شد. روایی صوری و محتوایی به تأیید پانزده تن از اساتید مدیریت ورزشی رسید. همچنین مقدار پایایی پرسش نامه مطلوب برآورد شد. تحلیل نتایج به روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل و اس. پی .اس. اس انجام شد. نتایج نشان داد تنفر از برند به طور معناداری بر اجتناب از برند، کاهش/توقف حمایت، تبلیغات منفی دهان به دهان، شکایت از برند و انتقام از برند تأثیر مثبت دارد. به طور کلی با توجه به این که تنفر از برند باعث افزایش پیامدهای منفی بر روی برند می شود، به مدیران پیشنهاد می شود با اتخاذ رویکردهای در مدیریت برند، راه هایی را برای مقابله با بحران های این چنینی مد نظر قرار دهند
۱۲۶۳۹۷.

غایت اخلاقی اسلوب ادبی و گفتار شرعی از دیدگاه ابن رشد(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۸۸
ابن رشد در تلخیص بوطیقا به ابداعات و نوآوری هایی دست زده است؛ او در این کتاب بیشتر قوانین شعر را به گونه ای بیان می کند که مطابق طبع زبان عرب باشد. حال این پرسش مطرح می شود که مقصود ابن رشد از این ابداعات چیست. در این مقاله سعی شده است با بررسی یکی از ابداعات او در تلخیص بوطیقا به این پرسش پاسخ داده شود. در این مطالعه غایت اخلاقی اسلوب ادبی و گفتار شرعی ابن رشد ذیل دو موضوع بیان می شود: جایگاه اشعار و اسلوب ادبی در اخلاق و غایت اخلاقی شعر در گفتار شرعی. ابن رشد در این موضوعات اهداف اخلاقی را دنبال کرده است. او در عین ستایش بعضی از اشعار عربی از نظر زیبایی و اسلوب ادبی، اهداف موردنظر آن ها را به دلیل حقارت و بیهودگی مذمت کرده است؛ زیرا اشعار شاعران عرب به دور از تربیت اخلاقی اند و قادر به تربیت جوانان نیستند. از نظر ابن رشد، هر عملی با تشبیه و محاکات به سوی دو امر حسن و قبح یا فضیلت و رذیلت کشیده می شود. فضیلت اخلاقی در گفتار شرعی به ویژه در قصه حضرت یوسف (ع) به خوبی نشان داده می شود؛ شقاوت از جانب برادران بر یوسف موجب تغییرات در نفس او شد. به سخن دیگر، ترس از خدا و رحم به برادران موجب کسب فضایل بیشتر در او گردید. بدین ترتیب، یوسف (ع) به سعادت دست می یابد و جایگاه اخلاق را نشان می دهد. لذا غایت اخلاق در تلخیص بوطیقا با آیات قرآن و گفتار شرعی کامل می شود؛ زیرا ابزار کاملی برای تربیت انسانی فراهم می کند.
۱۲۶۳۹۸.

اتانازی از منظر وظیفه گرایی شهودباور(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۳۲۱
اتانازی، از جمله مسائل مطرح در مراقبت های پایان حیات است. بسیاری از انسان ها خواهان آن هستند که در پایان عمر خود، درد و رنجی نبینند و سربار دیگر اعضای خانواده خویش نباشند. در کنار این افراد، پزشکان زیادی می کوشند تا مرگ راحت و آرامی برای آن ها مهیا کنند. اکنون بعضی از اَشکال اتانازی، در شماری از کشورهای جهان به صورت قانونی در حال انجام اند یا روند قانونی شدن را طی می کنند؛ البته اتانازی مخالفان بسیار جدی ای نیز دارد. در میان بررسی های پزشکی، فقهی، حقوقی و غیره، تحلیل اخلاقی اتانازی جایگاه ویژه ای دارد. این مقاله، اتانازی را از منظر وظیفه گرایی شهودباور، با توجه به پاره ای از مهم ترین اصول و مبانی اخلاقی دیوید راس که یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان در حوزه اخلاق است، مورد مداقه قرار داده است تا روایی انواع مختلف آن را بررسی کند؛ اصولی نظیر وفاداری، نیکوکاری، خوداصلاح گری و صدمه نزدن به دیگران در نگاه راس، از مهم ترین اصول معارض اتانازی هستند. در این بررسی نشان داده شده که صرفاً اتانازی منفعل داوطلبانه و تجویز دارو برای تسکین درد را می توان بر پایه اصول و مبانی وظیفه گرایی شهودباور مجاز دانست.
۱۲۶۳۹۹.

مدیریت دانش، چیستی و چرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۳ تعداد دانلود : ۴۲۶
تنوعِ کاربردِ واژه دانش، مفهوم این اصطلاح را پیچیده کرده است و به تبع آن درک درست و تعریف مورد توافقی از اصطلاح مدیریت دانش وجود ندارد. همان گونه که در چرایی مدیریت دانش نیز تفاوت نظر است. این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی در تلاش است با بررسی کاربردهای دانش، تبیین کند که منظور از دانش چیست و چه چیزی با مدیریت دانش رخ می دهد که انجام آن را ضروری می سازد؟ ازاین رو؛ پس از بررسی ماهیت دانش در قلمرو ذهنی و عینی و کاربردهای آن، مدیریت دانش را که موضوعی میان رشته ای است از زاویه های مختلف مورد مطالعه قرار داده است و به چرایی مدیریت دانش، بر پایه استراتژی و راهکارهایی استاندارد پرداخته و در جمع بندی، بر کیفیت مدیریت دانش و مدیریت پویا و اجتهاد علمی تاکید کرده است.
۱۲۶۴۰۰.

واژگان مرتبط با طلاق عاطفی در فقه اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۹ تعداد دانلود : ۴۵۳
از واژه هایی که در حوزه مشکلات مربوط به روابط زناشویی، در سالیان اخیر، متداول شده واژه طلاق عاطفی است. زوجین در طلاق عاطفی گرچه ازنظر قانون، متأهل محسوب می شوند لیکن در حقیقت دل ها جدای از هم است و معمولاً، نفرت، کراهت و شقاق بین زوجین، موج می زند. طلاق عاطفی که معلول علل خاص فردی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است خود، عامل مشکلات دیگری مانند بگومگوهای خانوادگی، فشارهای روحی روانی، ضرب وجرح و دعوا و مرافعه و طلاق رسمی و شرعی می شود. این پژوهش به دنبال این بوده که آیا طلاق عاطفی در منابع فقهی آمده است یا خیر؟. در این مقاله با پژوهشی که در منابع فقهی انجام شده معلوم شد که واژه طلاق عاطفی و به عبارت بهتر فراق عاطفی گرچه در منابع فقهی نیامده ولی در ابواب مختلف فقهی مرتبط با طلاق و فراق زوجین، می تواند سراغ واژگانی را گرفت که در ارتباط با طلاق عاطفی است. این واژگان عبارت اند از: کراهت در روابط زوجین (شامل کراهت زوج از زوجه، کراهت زوجه از زوج و یا کراهت هریک از زوجین با دیگری)، نشوز، شقاق، سوء خلق و جز آن که اهتمام فقه در همه این موارد، اصلاح روابط موجود در طلاق عاطفی است. روش پژوهش از نظر گردآوری، کتابخانه ای و از نظر ماهیت پژوهش، توصیفی تحلیلی است

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان