فاصله نسلی، یکی از مسائل مهم جوامع معاصر و به عنوان یک آسیب مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و محققان قرار گرفته است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی علل فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه شهری است. روش تحقیق از نوع کمی است و تکنیک جمع آوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان و والدین تهرانی اند که 985 نفر از آنان به کمک فرمول حجم نمونه و به روش نمونه گیری خوشه ای در مناطق مختلف تهران انتخاب شده اند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با آمارهای استنباطی و مدلسازی معادله ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داده که متغیرهای مستقل جنسیت، گروه همسالان، ارزش های اخلاقی خانواده، فضای آموزشی، رسانه های جمعی ملی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مظاهر جهانی شدن، اثر معناداری بر میزان فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه داشته اند که در این بین رسانه های جمعی ملی با ضریب (50/0) بیشترین تأثیر و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با ضریب (10/0) کمترین تأثیر را داشته اند. همچنین متغیر پایبندی به ارزش ها با ضریب (69/0-) اثر معکوس و معناداری بر میزان فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه داشته است. در رابطه با سنجش اثرات کل نیز همه متغیرهای مستقل؛ جنسیت، گروه همسالان، ارزش های اخلاقی خانواده، فضای آموزشی، رسانه های جمعی ملی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مظاهر جهانی شدن، همگی با هم توانسته اند 53/0 از تغییرات فاصله نسلی را تبیین کنند.
این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر امیدواری در زندگی بر مهارت های زندگی زنان شهری صورت پذیرفته است. این پژوهش بر اساس معیار هدف در گروه پژوهش های کاربردی، بر اساس معیار زمان گردآوری داده ها در گروه پژوهش های پیمایشی، بر اساس معیار ماهیت داده ها و مبنای پژوهش یک پژوهش کمی است. اصلی ترین ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش 2 پرسشنامه (پرسشنامه امیدواری در زندگی و پرسشنامه مهارت های زندگی زنان) و طیف مورد استفاده در پرسشنامه این پژوهش یک طیف لیکرت 5 درجه ای است. پایایی ابزار پژوهش نیز بر اساس آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه امیدواری در زندگی 76/0 و برای مهارت های زندگی 75/0 به تأیید رسیده است. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان سرپرست خانواده شهر اصفهان است و حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS SAMPLE POWER برابر با 270 نفر و شیوه نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری سهمیه ای و ابزار تجزیه و تحلیل اطلاعات پرسشنامه ای این پژوهش نرم افزار آماری SPSS & AMOS است. برای تعیین وجود یا عدم وجود تأثیر بین متغیرها و برآورد و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی با متغیر پنهان برای بررسی فرضیه های پژوهش استفاده گردیده است. با توجه به یافته های این پژوهش، امیدواری در زندگی و مؤلفه های آن (عزت نفس، اشتیاق زندگی، خوداتکایی، رضایت از زندگی، مسئولیت پذیری، خوش بینی) بر مهارت های زندگی زنان سرپرست خانواده شهر اصفهان تأثیر معناداری داشته است.
از دوره ناصری تا اواسط حکومت پهلوی دوم خیابان لاله زار یکی از کانون های اصلی تجددگرایی در شهر تهران بود. تعداد قابل توجهی از سالن های تئاتر و سینما و کافه ها و دفاتر برخی از مطبوعات آن دوره در این خیابان قرار داشتند. نکته مهم این است که اطلاعات ما درباره بسیاری از این موارد محدود و غیردقیق است. به عنوان نمونه می توانیم به پیشینه پژوهش در مورد تئاترهای لاله زار اشاره کنیم. این تئاترها از اواخر دوره قاجار تا زمان وقوع انقلاب اسلامی از مهم ترین مراکز نمایشی شهر تهران بوده اند. با این حال پژوهش های کافی و روشنگر درباره وضعیت این تئاترها در بخش قابل توجهی از این دوره در دست نیست. ما در مقاله ای به بررسی وضعیت تئاترهای لاله زار از سال 1288 شمسی (زمان نخستین اجرا در طبقه فوقانی مطبعه فاروس) تا سال 1320 شمسی پرداخته ایم. در این پژوهش به دنبال توضیح وضعیت تئاترهای لاله زار در فاصله سال های 1320 تا سال 1357 شمسی هستیم. پرسش اصلی این پژوهش این است که چه عواملی در فراز و فرود تئاترهای لاله زار در فاصله زمانی میان سالهای 1320 تا 1357 شمسی مؤثر بوده اند؟ برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره برده ایم. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در پی گسترش آزادی های سیاسی و اجتماعی پس از شهریور 1320 تمایل به اجرای تئاتر فزونی گرفت و گروه های گوناگون تئاتر شروع به کار کردند. در این دوره اجراهای گروه نوشین در تئاترهای فرهنگ و فردوسی سبب افزایش سطح کیفی سایر تئاترها شد. پس از کودتای 28 مرداد و در جریان بازداشت افراد وابسته به جبهه ملی و حزب توده، تعدادی از هنرمندان تئاتر نیز بازداشت شدند. با این حال تئاترهای لاله زار دچار مشکل جدی نشدند و به کار خود ادامه دادند. البته استقبال مردم از سینما در دهه 1330 سبب شد که تئاترهای لاله زار دچار مشکل اقتصادی شوند و از سال 1335 به اجرای آتراکسیون روی بیاورند. ضمناً در نتیجه توسعه جغرافیایی شهر تهران از اواسط دهه 1330 به تدریج افراد ثروتمند و اعضای طبقه متوسط به جای تئاترهای لاله زار به مراکز تفریحی دیگری روی آوردند و فرودستان مراجعان اصلی این تئاترها شدند. سرانجام در دوره وقوع انقلاب اسلامی تغییراتی جدی در وضعیت تئاترهای لاله زار پدید آمد.
اگر شاعر یا ادیبی درآفرینش اثر هنری، رسالتی را جستجو کند، مهم ترین رسالتی که بیش از هر چیز باید مورد توجه قرارگیرد، اخلاق است. با توجه به رویکرد اعتقادی و سیاسیِ خاصّی که دعبل دارد، همواره و در طول تاریخ، شخصیّت و شعر شاعر محل تاخت و تاز گروه های موافق و مخالف واقع شده است. گروهی بیشتر از روی غرض ورزی تمام محاسن اخلاقی او را نادیده گرفته و شخصیّتی سراسرگناه آلود از او ترسیم نموده اند. در طرف مقابل گروهی که به اصطلاح در اردوگاه موافقان صف آرایی نموده اند، با غلو و بزرگ نمایی و خَلق شخصیتی آرمانی و پیامبرگونه به شکلی دیگر به تخریب شخصیت شاعر پرداخته اند. این دوگانگی و آشفتگی در تبیین شخصیت شاعر، مقدمات سردرگمی مخاطبان را فراهم آورده و آنان را در شناخت جنبه های مختلف شخصیت وی، با نوعی تردید و سردرگمی مواجه ساخته است؛ از این رو برآن شدیم تا طرحی نو درافکنیم و به جای توجه به آرای سایر پژوهشگران، که غالباً تحقیقاتشان را با تعصّب و غرض ورزی آمیخته اند، محور و اساس قضاوت را دیوان شاعر قرار دهیم؛ تا ضمن بررسی و تحلیل مهم ترین مؤلفه های اخلاق در دو جنبه مثبت و منفی به تصویری درست از شخصیت شاعر دست یابیم. نتایج تحقیق-که برآمده از شعر شاعر است- نشان می دهد؛ شجاعت به عنوان فضیلت برتر اخلاقی به شکلی زیبا در وجود شاعر تجلّی یافته است و شاعر با اختصاص حجم نسبتاً زیادی از ابیات، جلوه هایی از شجاعت خود را به نمایش گذاشته است. در نقطه مقابل بدزبانی و سخنانِ پرده درانه با نمودی که در شعر شاعر دارد موجبات تنزّل شخصیت شاعر را فراهم آورده و او را در مظان برخی از اتهامات قرار داده است.
در میان همه ی رویکردهایی که در نقد ادبی دست مایه ی پژوهش گران بوده است، سهم نقدِ رتوریکی بسیار ناچیز است. نقدِ رتوریکی که از آن با عنوان نقدِ نو- ارسطویی هم یاد می شود در سال 1925 توسط هربرت ویچلز با ارائه ی مقاله ایی با عنوان «نقدِ ادبیِ سخنوری » بنیاد نهاده شد. او در این مقاله به چارچوب های اصلی این نقد پرداخت و تفاوت های آن را با نقدِ ادبی نشان داد. پس از وی نقدِ رتوریکی با به کارگیری آموزه های آموزگاران خطابه، مانند ارسطو، کیکرو، کوئینتیلیان و ... قصد دارد تا راهبردهای اقناعی متن را کشف و آنان را بررسی کند. این نقد عواملی مانند، سخنور، مخاطب، شیوه های کشف استدلال، اعتبارِ شخصی (اتوس)، شورمندی (پاتوس) و لوگوس و هم چنین دیگر ابزارهای رتوریکی را برای تحلیل متن به کار می بندد. باتوجه به این توضیحات یکی از روش های نقد رتوریکی نقدِ نو-ارسطویی است. در این شیوه منتقد با به کارگیری ارکان خطابه در پی دستیابی به شیوه هایی است که سخنور قصد در اقناع مخاطب داشته است. ادر این مقاله تنها یکی از بخش های نقدِ رتوریکی یعنی سخن یابی (ابداع) را به کار بسته ایم. رکنِ سخن یابی به آن بخش از خطابه نظر دارد که خطیب می بایست روشی را برای ارائه ی سخنِ خود بیابد. هدف این مقاله این است که تاریخ نگاران دوره ی صفوی برای این که روایت شان را باورپذیرتر کنند، از چه مواضعی برای شروعِ موضوعِ سخنِ خود بهره می گرفتند. به عبارت دیگر پشت هر موضعی استدلالی نهفته است که تاریخ نگار می خواهد آن را برای مخاطب عرضه کند تا از آن طریق مخاطب را اقناع کند.
نشانه تغییر و تحول در آموزش و پرورش همواره نشانه ای شناور در مفصل بندی کنش های سیاستی آموزش و پرورش و محور منازعات معنایی متعدد بوده است. در این مقاله در چارچوبی ترکیبی از نظریه گفتمان لاکلا و موفه و نورمن فرکلاف، به تحلیل گفتمان این منازعات معنایی در متون سیاستی تولید شده در دهه نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که منازعات معنایی در عرصه آموزش و پرورش، در فضایی که «جهاد فرهنگی» ایجاد نمود، تغییر بنیادی در اهداف، محتوا، ساختار، برنامه ها و فلسفه آموزش و پرورش را با محوریت نشانه «اسلامی سازی» مفصل بندی کرد. این نشانه محوری از طریق کنش هایی مثل تغییر محتوای دروس، پاکسازی نیروی انسانی و حذف نشانه های گفتمان سابق، تأسیس نهاد امور تربیتی، جهت دهی به فعالیت های فوق برنامه، دولتی کردن مدارس و...، ثبات معنایی یافت. قابلیت اعتبار و دسترسی این معنا نیز با برجسته شدن ضرورت تثبیت نشانه های گفتمان انقلاب اسلامی پیوند برقرار کرد.
اتنوموزیکولوژی کاربردی گرایشی در رشته اتنوموزیکولوژی محسوب می شود. در نیمه دوم قرن بیستم، اتنوموزیکولوژی کاربردی فعالیت های گوناگونی مانند برگزاری جشنواره ها را به منظور حفظ و اشاعه موسیقی های سنتی شامل می شد. در قرن بیست و یکم، دومین جریان عمده در اتنوموزیکولوژی کاربردی ظهور کرد. در این جریان، به موسیقی به عنوان ابزاری برای حل مشکلات اجتماعی نگریسته می شود. برخی از متداول ترین حوزه های کاری در اتنوموزیکولوژی کاربردی عبارت اند از: تلاش برای احقاق حق گروه های فرهنگی و موسیقایی محروم، حفاظت از حقوق موسیقایی در قالب پروژه های آرشیوی، تلاش برای احقاق حق فرهنگی و موسیقایی اقلیت ها، تلاش برای محافظت و بازتولید محیط های طبیعی و اجتماعی فرهنگ های موسیقایی، حضور در بحران هایی مانند جنگ و درگیری های اجتماعی، حضور فعالانه در بحران های حوزه سلامت و بهداشت، آموزش موسیقی به شکل بینافرهنگی. اتنوموزیکولوژی کاربردی به معنای امروزی اش در گفتمان رایج در فضای اتنوموزیکولوژی ایران جایگاهی ندارد. در میان واحد های مصوب رشته اتنوموزیکولوژی و پایان نامه های دانش آموختگان این رشته هیچ ردی از اتنوموزیکولوژی کاربردی یافت نمی شود. ظرفیت های اتنوموزیکولوژی کاربردی در حوزه سیاست گذاری فرهنگی مغفول مانده است. از جمله فرصت هایی که اتنوموزیکولوژی کاربردی در اختیار سیاست فرهنگی قرار می دهد می توان به این موارد اشاره کرد: باز تعریف گروه های فرهنگی-موسیقایی محروم و حمایت از آنها در قالب جشنواره های رایج در کشور، تأسیس آرشیو های موسیقی منطقه ایی در مناطق کمتر برخوردار به منظور تأثیر پایدار بر حیات موسیقایی این مناطق و ارائه راه حل هایی برای بهبود شرایط فرهنگی موسیقایی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایران.
إن ترجمه النصوص المختلفه وخاصّه المقدّسه منها والصور الأدبیّه المستخدمه فیها، بما فی ذلک الکنایه، تتطلّب حلولاً أساسیّه. ولارسون هی واحده من اللغویّین الذین قدّموا استراتیجیات عملیّه لترجمه الصور المجازیّه، حیث تؤکّد، من خلال تقدیم ثلاث ااستراتیجیات والتمییز بین الأسس الدلالیّه والبنى الفوقیّه النحویّه والمعجمیّه والصوتیّه للغه، على اکتشاف المعانی الأصلیّه من خلال فحص البناء اللغویّ ثم إعاده التعبیر عنه فی إطار اللغه الهدف؛ إذ ترجمتها الدلالیّه هی ترجمه وفیّه للغه المصدر وتعتبر طریقه موثقه لترجمه النصوص المختلفه وخاصه النصوص الدینیّه. والغرض من هذا البحث هو التعرّف على طرق الترجمه فی نموذج لارسون ودراسه مدى فعالیّه الاستراتیجیات المقترحه فی هذا النموذج ونسبه توافقها مع ترجمه "مکارم الشیرازی" و"حسین أنصاریان" فی ترجمه کنایات النصف الأول من القرآن الکریم. تم تنظیم هذا البحث من خلال طریقه مراجعه الترجمات بناءً على نهج لارسون، حیث اختیرت اثنتا عشره صوره کنائیّه من إحدى وعشرین صوره موجوده عن موضوع القیامه فی هذا القسم. ومن أهمّ نتائج البحث التی تجدر الإشاره إلیها هی أنّ أداء المترجمَیْن کان مختلفاً فی مکوّنات الترجمه الدلالیّه، إذ کان "مکارم" فی ترجمه المعانی المجازیه أکثر دقّه من أنصاریان، واتّصف الأخیر فی ترجمه المکوّنات المعجمیّه المهمّه ونقل المعلومات الضمنیّه والصریحه للنصّ بأداء أکثر دقّه وحساسیّه. ولکنهما فی ترجمه العلاقات العامّه والخاصّه للکلمات یتّبعان نهجاً مشابهاً.
تخریب منابع طبیعی و مشکلات زیست محیطی به دغدغه های انسان معاصر تبدیل شده اند. بررسی ابعاد این معضلات و رابطه آن با حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی باعث شد تا به نقش انسان در افزایش و یا کاهش آسیب های زیست محیطی توجه شود. از نظر پیر شونتچه، نظریه پرداز زیست محیط، زبان و ادبیات نقش مهمی در آموزش مسئولیت پذیری اجتماعی نسل آینده، برای رسیدن به توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست ایفا می کنند. اکوفمینسم جنبش فکری است که ادعا دارد بهره برداری سودجویانه از منابع طبیعی و نگاه فرودست به زنان با یکدیگر رابطه مستقیم دارد و ازبین رفتن تبعیض جنسیتی راهی برای حفظ محیط زیست می باشد. در این پژوهش چگونگی بازتاب مؤلفه های اکوفمینیسم در رمان ره ش رضا امیرخانی بررسی خواهد شد، با خوانش اثر بر پایه تحلیل گفتمان انتقادی، رویکرد فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نشان می دهیم چه رابطه ای در جامعه مردسالار، بین تخریب محیط زیست و تمایل بر اقتدار بر زنان وجود دارد. نتایج نشان داد، زن بدن خود را به جهان هستی وام می دهد تا بیانگر اندیشه شود، رابطه تعاملی تن زنانه در تارو پود جهان و تجلی هستی در زن پیام نمادین تشابه تسلط توجیه ناپذیر مردان در هرم قدرت جامعه مردسالار بر زنان و هستی را دارد که بهره برداری بی رویه از محیط زیست را به دنبال می آورد.
در غالب پژوهش های انجام شده، هرمنوتیک فلسفی گادامری را در برابر ساختارشکنی دریدایی قرار داده اند و بر تقاوت ها و تقابل هایشان تأکید کرده اند. این پژوهش برآن است که با برقراری تناظر مفهومی میان این دو جریان مهم تفسیری معاصر، ضمن اشاره به تفاوت ها، همدلانه، و با توجّه به آثار و نوشته های گادامر و دریدا، بر همانندی و همسویی های مفردات اندیشه هایشان تأمّل و درنگ تازه ای داشته باشد؛ بدین منظور، مقاله حاضر به طرح و شرح تلقّی گادامر و دریدا از مفاهیمی چون: زبان و نشانه، حقیقت و معنا، تفسیر، و روش پرداخته است و نشان می دهد که گادامر و دریدا در احکامی چون: هستی فی نفسه دارای انشتقاق و در خود متفاوت است، رد مدلول استعلایی، ظهور خودکفاترین وجه زبان در نوشتار، مخاطره آمیز بودن گفتار و نوشتار در ایجاد ابهام و فریب، عدم باور به تفسیر و حقیقت واحد، انضمامی و سیّال بودن فهم، خلق و آفرینش معنا، نفی روش و... از جهت مناسبات فکری به هم نزدیک می شوند و با یکدیگر هم داستان اند. این پژوهش تلاش می کند پاره ای از بدفهمی های نظری رایج درباب هرمنوتیک فلسفی و ساختارشکنی را برطرف نماید.
این مقاله برگرفته از پژوهشی توصیفی به روش آمیخته، به منظور شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری کارآفرینانه و بررسی تأثیر آن بر کارآفرینی سازمانی در شرکت خودروسازی سایپا در بازه زمانی زمستان سال 99، تدوین شده است. بخش کیفی پژوهش با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد و بخش کمی بروش پیمایش انجام گرفته است. جامعه آماری شامل اعضای هیئت مدیره، مدیران ارشد، میانی، کارشناسان شرکت بوده و شیوه نمونه گیری هدفمند و تصادفی طبقه ای است. داده های کیفی، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 نفر گروه خبرگان، و داده های کمی با تکمیل پرسشنامه توسط 358 نفر نمونه ، جمع آوری شده است. داده های کیفی از طریق فرآیند کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) و داده های کمی نیز بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل عاملی تأییدی و مدل ساختاری) تحلیل شده است. براساس یافته های پژوهش، مدل رهبری کارآفرینانه با شناسایی 5 بعد و 13 مؤلفه، شامل هدایت گری (هدف گرایی، الهام بخشی، الگوسازی)، تسهیل گری (قابلیت ادراکی، قابلیت ارتباطی، توانمندسازی)، حمایت گری (ایجادتعهد، ایجادانگیزه، هوش هیجانی)، مربی گری (جهت گیری تیمی، مشارکت جویی) و عامل کارآفرینی (قابلیت حرفه ای، قابلیت کارآفرینی)، ارائه شده است. نتایج مربوط به شاخص های ارزیابی مدل اندازه گیری یعنی تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم و مدل ساختاری مورد آزمون در این پژوهش از جمله معیار های روایی سازه ای و پایایی و نیز شاخص های برازش مدل ها، نشان دهنده قابل قبول و مناسب بودن آنها است. نتایج این تحقیق نشان می دهد مهمترین عوامل تأثیرگذار رهبری کارآفرینانه بر کارآفرینی سازمانی در شرکت سایپا، در وهله اول عامل کارآفرین بودن خود رهبران و در وهله دوم عامل هدایت گری رهبران است.
زمینه و هدف: تعامل پلیس با سازمان های مردم نهاد می تواند نقش بسزایی در پیشبرد مأموریت های پلیس داشته باشد؛ بر همین اساس، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر تعامل اطلاعات محور پلیس و سازمان های مردم نهاد بر جرم یابی انجام شده است. روش: این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری آن، شامل کارکنان فرماندهی انتظامی شهرستان اصفهان و نمونه موردمطالعه شامل 280 نفر است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است که به روش تصادفی ساده در بین نمونه، توزیع شده است. روایی ابزار پژوهش به روش صوری و با نظر خبرگان انتظامی تأیید شده و برای اندازه گیری پایایی پژوهش نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی با مدل سازی معادله ساختاری به وسیله نرم افزار ایموس انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که تعامل اطلاعات محور پلیس و سمن ها از طریق بُعد مشارکت مردمی با ضریب همبستگی 1.025، بُعد سرمایه اجتماعی با وزن 0.928، بُعد اصلاح گری با وزن 0.850، بُعد تسهیل گری با همبستگی 0.594، بُعد پیشگیری با وزن 0.294 و بُعد خلّاقیت و نوآوری با همبستگی 0.016 بر جرم یابی مؤثر است. نتیجه گیری: تعامل اطلاعات محور پلیس و سمن ها در ابعاد سرمایه اجتماعی، اصلاح گری، تسهیل گری، پیشگیری و خلّاقیت بر جرم یابی مؤثر است. ارتقای اثربخشی این تعامل بر جرم یابی در گروِ ارائه آموزش های متناسب و مسئول سازی سمن ها است.
بسیج و سازمان دهی افراد و گروه ها یکی از امکان هایی است که به وسیله رسانه های اجتماعی تسهیل شده است و می تواند همانند هر پدیده ای فرصت ها و تهدیدهایی برای جوامع داشته باشد، لذا مقاله پیشِ رو به دنبال شناخت نقش رسانه های اجتماعی موبایلی در آئین های اجتماعی است و به صورت موردی پدیده تشییع جنازه 175 شهید غواص را مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش، با روش کیفی و از طریق تکنیک مصاحبه عمیق انجام گرفته است. بر اساس قاعده اشباع نظری و به روش نمونه گیری هدفمند، دیدگاه های 10 نفر از صاحب نظران رشته ارتباطات و متخصصان حوزه رسانه های اجتماعی موبایلی گردآوری شد. پس از جمع آوری داده ها، کدگذاری و مقوله بندی، 10 کد انتخابی شامل «بسترسازی»، «هم افزایی»، «سرعت دهی»، «تسهیل کنندگی»، «ایجاد ارتباط و شبکه سازی»، «کاربرسازی »، «چسبندگی»، «مدیریت»، «تغییر ذائقه خبری» و «آئین سازی» استخراج شد. با توجه به نتایج این پژوهش، سه کد انتخابی نقش «بسترسازی»، «هم افزایی» و «مدیریت» رسانه های اجتماعی موبایلی با نقش این رسانه ها در هدایت جریان های اصلی تولید اخبار مراسم تشییع 175 شهید غواص به سمت نهادهای اصلی تولید اخبار مرتبط بودند. سه کد انتخابی «سرعت دهی»، «ارتباطات و شبکه سازی» و «آئین سازی» رسانه های اجتماعی موبایلی با نقش این رسانه ها در شیوه های پوشش اخبار مرتبط بودند و چهار کد انتخابی «تسهیل کنندگی»، «کاربرسازی»، «چسبندگی» و «تغییر ذائقه خبری» رسانه های اجتماعی موبایلی با نقش این رسانه ها در نحوه مصرف اخبار مرتبط بودند.
در این جستار نخست با بازنگری نقادانه در مفهوم سازی های سیاست های عمومی، که به ویژه دربرگیرنده سیاست های آموزشی و آموزش عالی نیز هست، این مفاهیم، مفهوم سازی مجدد شده اند که نیازمند جستارگشایی دامنه دار و ژرف کتابخانه ای بوده است. سپس، سیاست ها، فرایندها و رخدادهای برجسته آموزش و آموزش عالی در دوره قاجار و پهلوی، با رویکرد بازنگری نظام مند و نقادانه، با استفاده از اسناد و نگاشته های علمی بازکاوی شده است. بر پایه یافته ها، به نظر می رسد سیاستمداران دوره پهلوی، به جای پی ریزی ساختار و سیاست های مناسب، بر اساس مطالعات علمی نظام مند و کنش مشارکتی بازیگران کلیدی سیستم، به گونه ای که بتواند به حل مشکلات نظام آموزشیِ در حال گسترش ایران بپردازد، بیشتر بر نهادهای دیوان سالار کنترل گر و سیاست نهادهای هم راستا تکیه می کردند که به گونه ای ناموزون و حتی فراقانونی گسترش می یافت. چنین وضعیتی می تواند بیانگر اراده تمامیت خواهانه و تمرکزگرایانه آن دوره در سیاست های آموزش عالی با رویکرد مهندسی اجتماعی باشد که سرانجام نیز چندان کامیابی نیافت.
پایبندی به فرم و شگرد در داستان، استخوان بندی اندیشه های گلشیری را تشکیل می دهد. او به دنبال نمایش حرکت و پویایی در ادبیات، به سنت شکنی دست زد و داستان را به ابزاری برای شناخت خود و دیگران مبدل ساخت و با این دیدگاه در رمان شازده احتجاب به جستجو در اعماق و نفوذ در لایه های پنهان ذهن شخصیت ها و کشف و شناخت خود و دیگران و بیان حقایق جامعه با استفاده از برهم زدن ترتیب و توالی پیوسته زمان پرداخت و با بهره گیری از ژانر گروتسک، چشم خوانندگانش را به روی حقایقی گشود که در زندگی روزمره در مواجهه با واقعیت به ورطه فراموشی سپرده شده بود. نویسندگان در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شگرد های مدرن در این رمان پرداخته و به این نتیجه دست یافته اند که شازده احتجاب توانسته مدرن گرایی نویسنده اش را به نمایش درآورد و به دلیل مشخصه های عدول از هنجارهای عادی و پذیرفته شده، مسخ شدگی، برانگیختن خنده تلخ و نفرت آور، جان بخشی به اشیاء، تصویر دیوانگی در معنای رمانتیک، ترسیم فضاهای تاریک، رعب آور، تشریح شکنجه های هولناک و نشان دادن مرگ تلخ با بهره گیری از استعاره و مجاز، تصویرگر وقایع روی داده برای چهار نسل از یک سلسله در ژانر گروتسک باشد.
پیوند دیرین و ناگسستنی ادبیات و موسیقی، موضوعی است که در ادوار مختلف همواره مورد توجه و تأمل قرار گرفته است. پژوهش پیش رو که در حوزه مطالعات میان رشته ای جای می گیرد، این ارتباط را در دفتر شعر زمستان مهدی اخوان ثالث با رویکردی توصیفی تحلیلی و از منظر موسیقی دستگاهی ایران واکاوی کرده است. توجه ویژه اخوان ثالث به مقوله موسیقی شعر و تعدد آثار منتشر شده موسیقایی مبتنی بر اشعار دفتر زمستان موجب گردید تا به بررسی و کشف ظرفیت های موسیقایی موجود در این دفتر برآییم. در این پژوهش، با بررسی آلبوم های موسیقی «زمستان است»، «فریاد» و «هم آواز پرستوهای آه» به بازنگری و تحلیل آثار موسیقایی برگرفته از اشعار دفتر زمستان پرداخته و عوامل ایجاد آهنگ و موسیقی در شعر نو را متناسب با ساختار این آلبوم ها در فضای موسیقی کلاسیک ایران مورد توجه قرار داده ایم. برآیند این بررسی دستیابی به شناخت بیشتر نسبت به غنای موسیقایی اشعار اخوان ثالث و میزان تطبیق پذیری شعرهای او با موسیقی دستگاهی ایران بوده است.
امروزه مصرف پوشاک، کارکرد اصلی خود را تا حدود زیادی ازدست داده و در ورای تأمین نیازهای واقعی، به عرصه ای برای ابراز هویت و پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی افراد، بدل شده است.هدف از این پژوهش، تبیین جامعه شناختی مصرف نمایشی پوشاک در شهر بیرجند بوده و سعی شده است تا تأثیر عاملیت انسانی و عوامل ساختاری در تکوین این پدیده، موردبررسی قرار گیرد. ازآنجاکه محقق با تمرکز بر روی متغیرها، قصد مطالعه یک واقعیت اجتماعی از بیرون را داشته است، رویکرد مناسب، رویکرد کمی بوده است؛ لذا داده های لازم برای آزمون فرضیات تحقیق، با روش پیمایش و از طریق پرسشنامه، گردآوری شده است. بر این اساس، محقق با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، 383 نفر از ساکنان شهر بیرجند را با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، برگزیده است.اعتبار صوری ابزار از طریق قضاوت داوران، شاخص وزنی متغیرها به وسیله آزمون تحلیل عاملی و پایایی ابزار با آزمون آلفای کرونباخ، محاسبه گردیده است.نتایج این تحقیق نشان داد که متغیرهای همنوایی، تمایزطلبی، جلوه گری، فرصت های خودنمایی، محدودیت های اجتماعی و عادات مصرفی، بر مصرف نمایشی پوشاک، تأثیر معناداری داشته اند . البته دسترسی به منابع، تأثیر معناداری بر این متغیر نداشته است. به علاوه، ازنظر میزان مصرف نمایشی پوشاک، بین زنان و مردان، تفاوت معناداری مشاهده نشده است.یافته های این پژوهش، با بخشی از مباحث نظری که از سوی نظریه پردازانی چون: زیمل، وبلن و بوردیو، درباره مصارف نمایشی و کارکرد هویت بخشی آن ها ارائه شده است، در جامعه موردمطالعه، همسویی دارد.
رفاه ذهنی از جمله مسائل قابل بحث از جنبه های گوناگون است که می تواند نظریه پردازان رشته های مختلف را برای فهم بهتر این مفهوم به تحقیق و پژوهش مشتاق کند . رفاه را بیش از آنکه بتوان صرفا از دیدگاه های اقتصادی و کمی نگر به مرحله تحلیل آورد می تواند جنبه های روانشناختی و اجتماعی را نیز در بر بگیرد . تحقیق حاضر در مورد مضامین روانی _ اجتماعی رفاه ذهنی بر اساس شواهد تحقیقاتی آزمون شده می باشد . هدف از پژوهش استخراج مضامین روانی _ اجتماعی رفاه ذهنی در مقالات و پژوهش های علمی پیشین در بازه زمانی سال های 2000 تا 2021 است . پژوهش از نوع کاربردی و کیفی و در آن از روش تحلیل مضمون و تکنیک آتراید _ استرلینگ استفاده شده است. با استفاده از روش هدفمند و انتخاب متون و استفاده از معیار اشباع نظری 34 مقاله انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل مضامین و ترسیم شبکه از نرم افزار MAXqda 2018 استفاده شده است. نتایج نشان داد عوامل رضا مندی شغلی، سرمایه روانشناختی ، مولفه های اجتماعی، کیفیت زندگی ، تخریب گرها و بازدارنده ها و مدرنیته مضامین روانی_ اجتماعی رفاه ذهنی را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: همسو با یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت رفاه ذهنی در محور های مختلف زندگی اثر گذار بوده و از زوایا ی گوناگون مرتبط با حیات بشر قابل ارزیابی است .
ماهیت علم با پژوهش عجین است و بنیان پژوهش بر مسأله استوار است. مسأله رکن اساسی علم است و در این قلمرو معرفتی، مسأله یابی مهم ترین فعالیت به شمار می رود. این گزاره ها، مفروضاتی هستند که مقاله حاضر بر پایه آن ها قوام یافته است. این مقاله از جنس مباحثات و ملاحظات نظری است و بنابراین فاقد کارپایه تجربی و مشاهدات برآمده از آن است. در این پژوهش تلاش شده است تا با اتکاء به آموزه های فلسفه علم، جایگاه مسأله در پژوهش های علوم اجتماعی و اقتضائات دانشیِ مسأله یابی مورد مطالعه قرار بگیرد. از این رو، چیستی مسأله و اهمیت آن در پژوهش های اجتماعی مورد توجه واقع شده است. این که مسأله ها نقطه آغاز و انجام جستجوی حقیقت علمی هستند و در عرصه شناختی، مسأله یابی بر حل مسأله اولویت دارد. از سوی دیگر به گستردگی و پیچیدگی مسائل اجتماعی و عرصه رخداد آن ها، تاریخی بودنشان و همچنین ناپایداری شناخت و دلایل آن اشاره شده است. در ادامه به شیوه مستدل، پاره ای از ملاحظات و ضرورت های دانشیِ انجام پژوهش اجتماعی برشمرده شده اند که برای حرکت در مسیر دانشِ زنده و پویا ضروری و الزامی هستند. در میان این ملاحظات، مفروضات معرفت شناختی، هستی شناختی و روش شناختی جایگاه ویژه ای دارند، چرا که منطق و موضع پژوهشگر را در قبال دستگاه استدلالی پژوهش تعیین می کنند.