ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۸۶۱.

تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
این پژوهش با هدف تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر اصفهان در سال 1404 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 253 نفر انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس خود-خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس زناشویی انریچ (EMS، فاورز و السون، 1989)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که رضایت زناشویی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند. همچنین ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به صورت غیر مستقیم و از طریق سرکوبی، قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک، با نقش کلیدی تنظیم هیجان، می توانند خود-خاموشی در زنان متأهل را تبیین کنند و بنابراین درک این مکانیسم ها می تواند به توسعه مداخلات روان شناختی برای بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک شایانی کند.
۸۶۲.

مقایسه مؤلفه های کارکردهای اجرایی ذهن (برنامه ریزی - سازماندهی) مغز و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا شناخته می شوند که مسئولیت کنترل، نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف مقایسه برنامه ریزی سازماندهی و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری شامل دو گروه مستقل از حافظان کل قرآن ثبت شده در بانک اطلاعات دارالقرآن مرکزی استان تهران و مقایسه آن با گروه سنی و تحصیلی مشابه در افراد عادی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای سنجش برنامه ریزی سازماندهی از کارت های ویسکانسین و برای سنجش خرد از پرسش نامه خرد آردلت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که حافظان قرآن در شاخص های کارکردهای اجرایی یعنی برنامه ریزی سازماندهی عملکرد بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که سطح خرد در میان حافظان قرآن به طور معناداری بالاتر از گروه مقایسه است. این یافته ها نشان می دهد که حفظ قرآن کریم می تواند علاوه بر تقویت جنبه های شناختی، در ارتقای خرد نیز مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و تربیتی برای بهبود کارکردهای شناختی و پرورش خرد در سطوح فردی و اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۸۶۳.

رویکردی نظری و انتقادی به مطالعات علل و پیامدهای شکست دولت؛ با تمرکز بر تجربه دولت در آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۲
اگرچه تمایز بین چرایی شکست دولت ها (علل) و آنچه پس از شکست آن ها اتفاق می افتد(پیامدها)، برای درک و روشن شدن این پدیده، طراحی مداخلات مؤثر و اتخاذ رویکردهای سیاستی درباره شکنندگی و شکست دولت بسیار مهم است، اما ادبیات مربوط به دولت های ناکارآمد درواقع درهم تنیدگی چشمگیری بین عوامل علّی و پیامدها را نشان می دهد و جدایی دقیق را از نظر تحلیلی چالش برانگیز می کند. علی رغم این واقعیت و به نظر نگارندگان، نمی توان مرز روشنی بین ریشه ها و عواملی که باعث شکست دولت می شوند و پیامدهایی که درنتیجه شکست دولت به وجود می آیند، دست کم در ادبیات نظری، ترسیم کرد. ازاین رو، پرسش مقاله این است که چرا علل و پیامدهای دولت های ناکارآمد، مرزهای روشن میان خود را به چالش می کشند؟ پنج علت به عنوان فرضیه ای برای این پرسش تبیین می شود: زنجیره علّی و هم پوشانی نقش علل و پیامدها در شکست دولت؛ وابستگی متقابل علل و پیامدها؛ حلقه های بازخورد یا زوال چرخه ای؛ شکست دولت به عنوان فرایندی پیوستار و چندبُعدی و شبکه گسترده پیامدها. در نهایت، «مدل دَوَرانی چندبُعدی علّیِ به هم وابسته» ارائه می شود که گویای پیچیدگی میان ابعاد و حوزه های مختلف سیاسی، نهادی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و وضعیت های متعدد و متنوع دولت های ضعیف تا فروپاشیده است. «این پژوهش با اتکا به روش تطبیقی تاریخی و به کارگیری فراتحلیل، به بررسی تعامل پیچیده علل و پیامدهای شکست دولت در چندین کشور آفریقایی می پردازد. یافته ها نشان می دهند که مرز میان علل و پیامدهای شکست دولت نه تنها مبهم است، بلکه در عمل پیامدها خود به علل جدید بدل می شوند؛ بنابراین سیاست گذاری های بین المللی باید از مدل های خطی فاصله بگیرند.
۸۶۴.

تأملی بر رهیافت های نظری بر حمایت از حقوق محیط زیست در نظام مالکیت فکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۹
حفاظت از محیط زیست، از مسائلی است که توجه زیادی را در سطح بین المللی به خود جلب نموده است. به جهت گستردگی حوزه محیط زیست، به یقین حفظ آن هم مستلزم بکار گیری ابزار های گوناگون است. یکی از این ابزار ها بر پایه «حقوق مالکیت فکری» است. چرا که به کمک آن می توان به حمایت از راهکار های ابداعی حفظ محیط زیست پرداخت. در تحلیل این ارتباط، دو نظریه عمده مطرح است که یکی بر بی طرفی نظام مالکیت فکری نسبت به حفاظت از محیط زیست دلالت دارد و دیگری بر عکس، معتقد به اثر پذیری حوزه محیط زیست از حقوق مالکیت فکری است. در نوشتار حاضر، می کوشیم تا به شیوه تحلیلی توصیفی، ارتباط میان حقوق مالکیت فکری و حفظ محیط زیست را مورد تحلیل قرار دهیم. سئوال اساسی این است که از لحاظ نظری کدام رهیافت در مناسبات میان حقوق محیط زیست و مالکیت فکری قابل پذیرش است. فرض اساسی این مقاله در پاسخ پرسش اصلی این است که ارتباط هم افزا و مثبتی میان حوزه حفاظت از محیط زیست و حقوق مالکیت فکری است.
۸۶۵.

The U.S. Securitization and Desecuritization of Iran: An Analysis of the American Presidential Rhetoric on Post-Revolutionary Iran (1979-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
This article examines the U.S. presidents’ securitization and desecuritization of post-revolutionary Iran. Employing securitization theory as its theoretical framework and qualitative content analysis as its research method, it analyzes 104 paramount instances of U.S. presidential rhetoric including State of the Union addresses, speeches delivered during the United Nations General Assembly's General Debates, and National Security Strategy reports. The analysis shows how successive U.S. presidents have framed Iran as an existential threat across multiple security sectors—military, political, societal, economic, and emerging cybersecurity—to justify their extraordinary policies regarding the country. A key finding of the research is the distinction between U.S. presidents’ securitization of the Iranian state and the Iranian nation, which first emerged during George W. Bush’s first term. Moreover, the study identifies both continuity and change in U.S. securitization and desecuritization of Iran over the past four decades, conceptualizing them into two overarching frameworks: the Realist approach and the Constructivist approach. This research introduces the novel concept of Positive Securitization, or Desecuritizing Securitization, as a new addition to the theoretical framework of securitization theory, and highlights its application during the Obama administration. Positive securitization refers to the use of securitizing discourse to justify the desecuritization of dialogue and political engagement within a specific context. It does so by claiming that even extreme exceptional measures—military or economic—would prove inadequate in addressing a perceived threat, thereby presenting diplomacy as the only viable solution. The article offers a comprehensive exploration that provides a detailed understanding of U.S. presidential rhetoric and the gradual construction of Iran’s image as a threat.
۸۶۶.

نقش بازارچه مرزی اینچه برون در توسعه اقتصادی و معیشت پایدار نواحی روستایی (نمونه موردی: روستاهای بخش داشلی برون شهرستان گنبد کاووس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۳
بازارچه های مرزی به عنوان پل ارتباطی بین دو کشور، فرصت های اقتصادی متنوعی را برای ساکنان محلی و منطقه ای فراهم کرده و نقش مهمی در توسعه اقتصادی و معیشت پایدار خانوارهای روستایی ایفا می کنند. مبادله های تجاری یکی از شاخص های اصلی در برقراری ارتباط بین کشورها و امرار معاش مرزنشینان است که از این طریق می توان از فرصت ها و نقاط قوت استفاده کرد و در راه نیل به استمرار و پایداری دوستی و تفاهم، امنیت و رونق اقتصادی، ایجاد فرصت های اشتغال، تثبیت جمعیت و در نهایت توسعه منطقه ای تلاش نمود. نوع تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش تحقیق توصیفی - تحلیلی می باشد. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برای مؤلفه های مورد بررسی تحقیق برابر با 72/0 به دست آمده است. روایی تحقیق یا اعتبار پرسش نامه نیز با اعتبار صوری (با استفاده از نظرات متخصصان و کارشناسان) حاصل شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر سرپرستان خانوار 6 روستای پیرامون بازارچه مرزی اینچه برون در بخش داشلی برون است که برابر با 5804 نفر جمعیت دارند. جهت انتخاب نمونه های تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران بهره گرفته شد و تعداد 360  نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. داده های مستخرج از پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزار «spss» و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی از قبیل؛ تحلیل همبستگی خی دو و گاما، مقایسه میانگین فریدمن و رگرسیون خطی چندگانه با روش همزمان مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. نتایج همبستگی خی دو تا سطح اطمینان 99 درصد رابطه معناداری را بین ایجاد بازارچه مرزی و بهبود شاخص های اقتصادی نشان می دهند. همچنین نتایج آزمون فریدمن حاکی از آن است که شاخص های مورد بررسی تا سطح اطمینان 99 درصد تفاوت معناداری را نشان می دهند. نتایج ماتریس همبستگی گاما نیز نشان دهنده رابطه معنادار بین استقرار بازارچه مرزی با بهبود شاخص های توسعه اقتصادی و معیشت پایدار روستاییان می باشد. همچنین ضریب تعیین در معادله رگرسیونی نشان می دهد که شاخص های بررسی شده حدود 71 درصد، توسعه یافتگی ناحیه مورد مطالعه را پیش بینی کرده است و حدود 29 درصد وابسته به متغیرهایی است که در این پژوهش مورد شناسایی قرارنگرفتند. براین اساس، بازارچه مرزی اینچه برون نقش حائزاهمیتی در بهبود معیشت پایدار و ارتقای شاخص های کیفیت زندگی در روستاهای ناحیه مورد مطالعه داشته است.
۸۶۷.

شناسایی تهدیدات و ظرفیت های دیجیتال در حوزه سلامت روان شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
با توسعه روزافزون فناوری های دیجیتال، تهدیدات و ظرفیت های متعددی برای سلامت روان شهروندان پدید آمده است. رشد سریع این فناوری ها و دیجیتالی شدن زندگی شهرنشینی در ایران نیز چالش ها و ظرفیت های تازه ای را در حوزه سلامت روان ایجاد کرده است. با این حال، تاکنون هیچ مطالعه ای به طور خاص به بررسی این ظرفیت ها و تهدیدات در شهرهای ایران نپرداخته است. به همین منظور این پژوهش با هدف تلفیق دیدگاه های متخصصان و پژوهش های داخلی و شناسایی و تحلیل تهدیدات و ظرفیت های مرتبط با سلامت روان دیجیتال در محیط های شهری ایران انجام شده است. این پژوهش یک مطالعه کاربردی است که یک رویکردی ترکیبی کیفی را در پیش گرفته است. بدین منظور، علاوه بر مرور نظام مند و تحلیل محتوای پژوهش های مرتبط، تلاش شده است تا از طریق انجام مصاحبه های عمیق با متخصصان و فعالان این حوزه، دیدگاه های تخصصی و تجربیات دست اول نیز گردآوری شود. ابتدا با مرور نظام مند منابع علمی، مطالعات مرتبط با سلامت روان دیجیتال شهری از پایگاه های معتبر جمع آوری و طی مراحل غربالگری، 16 مقاله واجد شرایط برای تحلیل محتوای مقوله ای باقی ماند. سپس در گام بعدی، به منظور تکمیل و تعمیق داده ها، مصاحبه های عمیق با متخصصان و فعالان حوزه سلامت روان دیجیتال انجام شد. داده های حاصل از هر دو بخش تلفیق و نتایج نهایی استخراج گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد، عوامل مدیریتی با بیشترین سهم (51.07٪ فرصت و 23.34% تهدید از مقولات تحلیل شده) نقش محوری در سلامت روان دیجیتال شهری دارند. مهم ترین فرصت مدیریتی، امکان گسترش مراقبت های متمرکز بر بیمار و مهم ترین تهدید آن، تشدید شکاف دیجیتالی نسلی می باشد. در بعد فردی، 21.71٪ مقولات بر افزایش تاب آوری و آگاهی و اطلاعات عمومی شهروندان در خصوص سلامت روان تاکید دارند، در حالی که کمبود مهارت و سواد دیجیتال، اصلی ترین تهدید فردی با 39.34% شناخته شد. همچنین عوامل اجتماعی-فرهنگی با سهم (12.54٪ فرصت و 31.76% تهدید از مقولات تحلیل شده) و عوامل محیطی (با 14.68% فرصت و 5.47% تهدید) کمترین سهم را داشتند.. نتایج حاکی از آن است که اگرچه فناوری های دیجیتال پتانسیل قابل توجهی برای بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان، افزایش آگاهی عمومی و توانمندسازی افراد دارند، اما در صورت عدم مدیریت صحیح و توجه به چالش های موجود، می توانند پیامدهای منفی قابل توجهی بر سلامت روان جامعه شهری داشته باشند.
۸۶۸.

عوامل معنوی و اعتقادی موثر در کاهش نشانه های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
معنویت و عوامل اعتقادی یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند افراد را در برابر مشکلات مختلف جسمانی و روان شناختی محافظت کند، بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل معنوی و اعتقادی مؤثر در کاهش نشانه های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهش های کیفی و به روش تحلیل محتوای نهفته بود. جامعه هدف پژوهش شامل 7 نفر از متخصصان سلامت روان و 7 نفر از زنان ایرانی بود که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل یافته ها منجر به کشف 5 طبقه اصلی از قبیل داشتن امید و انگیزه، باور و اعتقاد درونی به خدا، پایبندی به اصول مذهبی، آرامش و سعه صدر و داشتن معنا در زندگی شد. نتایج بیانگر آن است که می توان از مؤلفه های معنوی-مذهبی در جهت کاهش مشکلات روان شناختی همچون اختلالات سوماتیک سمپتوم و به ویژه اختلال اضطراب بیماری در زنان به شکل مؤثری استفاده نمود.
۸۶۹.

نسبت سنجی نقش زنان و نهادهای اجتماعی در بازسازی نظم اجتماعی در پسابحران های سیاسی-اجتماعی دهه 90 و 1401 در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
تحولات اجتماعی دهه 90 و به ویژه رخدادهای ۱۴۰۱ نشان داد که زنان به یکی از مهم ترین کانون های منازعه ادراکی و رسانه ای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده اند؛ با این حال، تحلیل های رایج غالباً یا زنان را به کنشگرانی احساسی و واکنشی تقلیل می دهند یا آنان را در چارچوب روایات رسانه های بیگانه به عنوان پیشران گسست اجتماعی صورت بندی می کنند. این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی–تحلیلی و اتکا بر داده های مستند، می کوشد با استفاده از یک چارچوب نظری سه سطحی شامل آسیب های نهادی پسا بحران، الگوهای کنشگری زنان در دوره بحران و سازوکارهای بازسازی نظم اجتماعی در مرحله پسا بحران، نقش واقعی زنان را در پویش های ادراکی و هنجاری جامعه ایران آشکار سازد. یافته ها نشان می دهد که عملیات شناختی علیه زنان از طریق برجسته سازی سوژه هایی چون پوشش، کرامت، نشاط اجتماعی، نقش مادرانه و مشارکت مدنی، در پی تخریب انسجام ادراکی و ایجاد چندپارگی هویتی است؛ اما ظرفیت نرم زنان در عرصه خانواده، نهادهای اجتماعی زنانه و شبکه های محلی، این عملیات را تا حد زیادی خنثی کرده و مسیر ترمیم شکاف های ادراکی و هنجاری را تسهیل کرده است. تحلیل نتایج نشان می دهد که زنان با تقویت مرجعیت های عاطفی، بازتعریف مرز میان اعتراض مشروع و آشوب، تثبیت روایت ملی و بازتولید سرمایه اجتماعی، به بازیگران کلیدی در عبور جامعه از بی ثباتی ادراکی به سامان یابی اجتماعی تبدیل شده اند. بر این اساس، پژوهش نتیجه می گیرد که فهم نقش زنان در ایران معاصر باید از سطح تحلیل های احساسی عبور کرده و در چارچوب «نظم سازی پسابحران» و «مدیریت ادراک جمعی» بازتعریف شود؛ امری که تقویت جایگاه زنان در حکمرانی و نهادهای اجتماعی را به ضرورتی راهبردی برای امنیت اجتماعی و ثبات ملی بدل می سازد.
۸۷۰.

Metadiscursive Nouns in Iranian Scholars' Research Articles: Disciplinary and Gender-based Variations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۷
Academic discourse is the collaborative interaction within academic communities, primarily aimed at convincing readers that the writers' arguments are valid. Despite the fact that nouns are frequently used in academic writing, the rhetorical functions of nouns have received limited attention in academic writing analysis. This research sets out to: (1) investigate the frequency of Metadiscursive Nouns (MNs) in Iranian scholars' research articles, and (2) compare MN usage across academic disciplines and genders. In this corpus-based study, 40 articles from the fields of Applied Linguistics, Psychology, Medicine, and Chemistry were carefully selected and analyzed based on Jiang and Hyland's (2016) MNs taxonomy. Chi-square analyses revealed significant differences across disciplines and genders, with generally weak effect sizes. The findings revealed gender-based disparities, with male scholars using MNs more frequently in soft disciplines (78.4%) compared to female scholars (69.6%), while female scholars (30.4%) exceeded male researchers (21.6%) in MN usage in hard disciplines. The results also indicated that MN usage differed significantly across disciplines, with the highest frequencies observed in Linguistics and Psychology, despite the relatively small effect size. This research underscores the impact of disciplinary norms and gender on MNs' selection and usage in academic writing, providing valuable insights for teaching academic writing skills, developing instructional materials, and conducting academic discourse analysis.
۸۷۱.

ردیابی و تحلیل همدیدی بارش سنگین فراگیر در شمال غرب ایران (مطالعه موردی: 2 فوریه 1988)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: بارش های شدید همه ساله منجر به ایجاد سیلاب های سنگین و غیرقابل پیش بینی در جهان و ایران می شوند که خسارت های شدید مالی و جانی را به ارمغان می آورند. هدف از مقاله حاضر، بررسی سینوپتیک بارش سنگین و فراگیر منطقه شمال غرب ایران در تاریخ 2 فوریه سال 1988 است. روش شناسی: ابتدا مقدار بارش سنگین رخ داده به وسیله ایستگاه های زمینی شمال غرب ایران شناسایی شدند و با دریافت داده های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن ها، عوامل کلیدی جهت ریزش بارش سنگین و فراگیر مشخص گردید. در ادامه از نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، سرعت باد و ضخامت در تراز 500 هکتوپاسکال برای روزهای 31 ژانویه الی 2 فوریه سال 1988 استفاده شد. نتایج و یافته ها: نقشه های جوی بارش سنگین و فراگیر 2 فوریه سال 1988 منطقه شمال غرب ایران، حاکی از استقرار سامانه پرفشار سیبری در شمال کشور ایران و نفوذ سامانه کم فشار حرارتی مهاجر اروپایی در شمال غرب محدوده موردمطالعه در تراز 500 هکتوپاسکال است که با ایجاد گرادیان شدید فشار، صعود هوای گرم هم زمان با انتقال رطوبت از منابع آبی گرم پیرامون ازجمله دریاهای سیاه و مدیترانه نقش کلیدی درشدت و توزیع بارش شدید منطقه موردنظر داشته اند. در سطوح فوقانی جو نیز با تشکیل بلاکینگ های امگایی شکل و رکس، ایجاد فرود عمیق مدیترانه ای حاصل از این سیستم های بندالی که با قرارگیری محدوده موردمطالعه در مقابل محور ناوه موجود به همراه فرا رفت هوای بسیار گرم و مرطوب، موجب تداوم بارندگی سنگین و فراگیر 2 فوریه منطقه شمال غرب ایران شده است.
۸۷۲.

تحلیل وضعیت حکمروایی خوب شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: حرکت به سمت ایجاد حکمروایی خوب شهری اجتناب ناپذیر و ضروری است. حکمروایی خوب شهری امروزه از مباحث مهم و مطرح جامعه است، بر این مفهوم که مدیریت شهری بجای آنکه به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را بعهده گیرد، باید در کنار شهروندان بعنوان یکی از نهادها یا عوامل مسئول اداره جامعه محسوب شود و با این تغبیر مدیریت شهری نقش تسهیل کننده و زمینه ساز توسعه جامعه شهری و محلی را ایفا کند. مدیریت شهری اردبیل نیز می تواند در جهت حکمروایی خوب شهری و مسائل شهری آن از قبیل کاهش آلودگی ها، حمل و نقل عمومی و... در جهت راهبرد حکمروایی خوب شهر اردبیل جهت دست یابی به توسعه پایدار برنامه ریزی شود. روش شناسی: در این مقاله سعی برآن است تا با مرور مفاهیم و حکمروایی خوب شهری ، مؤلفه ها وشاخص های آن برای شهر اردبیل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد .با مصاحبه نیمه ساختاریافته از کارشناسان و مدیران به تعداد 22 نفر در حوزه شهرداری اردبیل به روش نمونه گیری تصادفی می باشد و همچنین پرسشنامه شهروندان اردبیل به روش نمونه گیری کوکران به تعداد 384 نفر میباشد که شاخص های مستخرج نهایی در قالب الگویSWOT بررسی شد. نتایج و یافته ها: نتیجه حاصله از جایگاه حکمروائی خوب شهری در شهر اردبیل از بین چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، تدافعی و رقابتی در بدترین وضعیت ممکن یعنی تدافعی(تقابل ضعف و تهدید) قرار دارد. همچنین از نظر عوامل درونی (قوت وضعف)با ضعف روبروست ودربرابر عوامل خارجی (فرصت وتهدید )شرایط مناسبی نشان نداده است.
۸۷۳.

بررسی کیفیت محیطی مبتنی بر پیاده مداری در کوی اندیشه شهر دزفول با رویکرد شهر 15 دقیقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: با گسترش شهر نشینی و چالش هایی نظیر آلودگی هوا، تراکم ترافیک و کاهش کیفیت زندگی، توجه به پیاده مداری به عنوان راهکاری پایدار در برنامه ریزی شهری اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت محیطی محله کوی اندیشه دزفول مبتنی بر شاخص های پیاده مداری و در چارچوب رویکرد شهر ۱۵ دقیقه ای انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. ابتدا هفت شاخص کلیدی شامل اختلاط کاربری، ایمن سازی محیط، حمل و نقل عمومی، طراحی پیاده رو ها، تمرکز بر تقاطع ها، اصلاح پارکینگ ها و مسیر دوچرخه سواری تعیین شد. سپس با بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تحلیل SWOT، داده ها تحلیل و اولویت بندی گردید. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج AHP نشان داد شاخص های اختلاط کاربری (۰.۳۴۸) و ایمن سازی محیط (۰.۲۲۲) بالاترین اهمیت را دارند. تحلیل SWOT نیز بیانگر آن بود که فرصت هایی نظیر افزایش ارزش املاک و دسترسی به خدمات در کنار تهدید هایی چون مقاومت اجتماعی در برابر کاهش وابستگی به خودرو و امنیت فضاهای پیاده مدار وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که محله کوی اندیشه به لحاظ کالبدی و اجتماعی ظرفیت تحقق الگوی شهر ۱۵ دقیقه ای را داراست، اما تحقق کامل آن مستلزم ارتقاء زیر ساخت های پیاده مداری، فرهنگ سازی، و برنامه ریزی مشارکتی است. این پژوهش می تواند الگویی کاربردی برای بهبود کیفیت محیطی سایر محلات شهری فراهم سازد.
۸۷۴.

نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی ترین وسیله ارتباطی بین انسان ها، دولت ها و فرهنگ ها به شمار می رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ ها ایفا کرده اند و وجود آن ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن ها بوده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی باستان شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال غرب ایران طی دوره های سلجوقی و تیموری می پردازد. این منطقه، به سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است. نتایج و یافته ها: یافته های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دوره سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل گیری شبکه ای منسجم از راه های ایمن و پایگاه های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی که در دوره تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده ها گویای آن است که پویایی شبکه راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال غرب ایران را می توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.
۸۷۵.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۶۳
زمینه: عدم دسترسی به منبع ایمن از جمله مراقب اصلی زمینه را برای آسیب پذیری در برابر اختلالات روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی در افراد فراهم می کند. بنابراین زمانی که دسترسی به مادر به عنوان مراقب اصلی امکانپذیر نیست؛ جهت تعدیل آسیب پذیری روانشناختی افراد آموزش و بکارگیری مهارت های روانشناختی می تواند زمینه را برای بهبودکیفیت زندگی فراهم سازد. هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران در حال تحصیل فاقد مادر شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 45 نفر از دختران نوجوان فاقد مادر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش واقعیت درمانی (15 نفر)، آموز راه حل محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه های آزمایشی واقعیت درمانی را با توجه به راهنمایی آموزش (گلاسر، 2010) و آموزش راه حل محور را با توجه به راهنمایی آموزش (کورمان و همکاران، 2013) دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ریونز-سیبرر و همکاران، 2008) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر فاقد مادر اثربخش است (05/0 >P). مداخلات آموزشی بعد از 2 ماه بر روی گروه های آزمایشی از پایداری و ثبات برخوردار بود. نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی با گروه گواه تفاوت وجود دارد (05/0 >P)، اما بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی تفاوت وجود نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج استفاده از واقعیت درمانی و درمان راه حل محور به عنوان مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد جهت بهبود کیفیت زندگی نوجوانان که مراقبین اصلی خود را از دست داده اند؛ می تواند بخش مهمی از آسیب پذیری روانشناختی آن ها را در برابر اختلالات روانشناختی کاهش دهد. همچنین به هر میزان این مداخلات در سنین پایین تر انجام شود میزان تأثیرگذاری آن در آینده نیز بیشتر خواهد بود.
۸۷۶.

Senior Tourism in Global Perspective: A Systematic Review ofMotivations, Preferences, and Constraints(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۹
The global demographic shift toward an aging population has driven the growth of senior tourism as a vital and expanding part of the tourism industry. This systematic review synthesizes empirical and theoretical studies published from 1980 to 2025, examining the main motivations, travel preferences, and challenges faced by senior tourists. Using the PRISMA protocol, 31 peer-reviewed studies were systematically identified and analyzed through thematic content analysis in NVivo software. The findings show that senior tourists are mainly motivated by intrinsic factors, such as relaxation, nostalgia, social engagement, and personal growth. At the same time, extrinsic motivators—like destination features and leisure activities—also play a role but are less explored. Preferences among senior travelers are quite diverse, influenced by age, health, socioeconomic status, and cultural background, and reflected in different choices regarding accommodation, travel timing, activities, and services needed. Key barriers to senior travel include physical and health limitations, financial constraints, psychological fears, and infrastructural issues, all of which affect participation and satisfaction. The literature indicates a regional focus on studies from Asia and Europe, with notable gaps in the Middle East and other underrepresented areas. Quantitative methods dominate, highlighting the need for more qualitative and mixed-method research to better understand the lived experiences and changing needs of senior tourists. This review provides an integrated thematic perspective that enhances understanding of senior tourism behavior and lays a foundation for creating more accessible and inclusive travel options that address the complex needs of aging populations.
۸۷۷.

واکاوی کیفی راهبردهای معلمان درمسئولیت پذیری دانش آموزان دوره ابتدایی: رویکردی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
هدف : واکاوی کیفی راهبردهای مسئولیت پذیری در دانش آموزان دوره ابتدایی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی می باشد . روش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و پیمایشی، از لحاظ رویکرد و روش پژوهش ،کیفی(پدیدارشناسی) است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1404-1403 بوده و روش نمونه گیری (هدفمند – گلوله برفی) و حجم نمونه به روش اشباع نظری(۱۵نفر) تعیین گردید. در پژوهش های پدیدارشناسی، هدف انتخاب نمونه های غنی از اطلاعات است که بتوانند به بهترین شکل تجربه پدیده مورد مطالعه را بازنمایی کنند. ابزار گرد آوری داده ها دراین پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته پدیدار شناسانه می باشد.برای تحلیل داده های جمع آوری شده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای پدیدارشناسانه ، مدل کلایزی استفاده شده است. یافته ها: در نقشه مفهومی برای راهبردهای مسئولیت پذیری مدرسه ، خانواده و جامعه 4 مضامین اصلی درک مفهوم ، راهبردهای رفتاری ، تجربه عاطفی وعوامل زمینه ای مسئولیت پذیری و 14 مضامین سازمان دهنده شامل برنامه ریزی و سازماندهی ، پیگیری و پشتکار ، کمک خواستن از دیگران ، خود کنترلی و مدیریت زمان ، انجام وظایف محوله ،تعهد و نظارت ، مسئولیت پذیری شخصی ، مسئولیت پذیری اجتماعی ، شایستگی و توانمندی ، رضایت و غرور ، تعلق و ارتباط ، زمینه فردی و خانوادگی ، مدرسه ای و اجتماعی – فرهنگی تعیین گردید . نتایج : نشان داد که می توان مدل ها یا برنامه های آموزشی طراحی کرد که راهبردهای مسئولیت پذیری را در دانش آموزان دوره ابتدایی تقویت کند. این مدل ها می توانند شامل فعالیت های گروهی، پروژه های عملی و برنامه های مشارکتی باشند که در کلاس های درس اجرا می شوند.
۸۷۸.

بررسی علمی اهله ی ماه و تاثیرات آن بر سیاره زمین با تکیه بر طراحی واحد آموزشی با رویکرد STSE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
ماه به عنوان نزدیک ترین همسایه زمین و مهم ترین جرم آسمانی قابل مشاهده برای انسان، نقشی بنیادی در شکل دهی نظام های تقویمی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بشر داشته است. چرخه فازی ماه که از تعامل هندسی سامانه سه جسمی ماه–زمین–خورشید حاصل می شود، اساس گاه شماری قمری را در تمدن های کهن و ساختارهای فرهنگی و مذهبی جوامع مختلف تشکیل داده است. این مقاله با رویکردی نجومی–تحلیلی و آموزشی، به بررسی دقیق فازهای ماه، مفاهیم زاویه فازی، الونگیشن، تربیع، تثلیث، مقارنه و مقابله می پردازد و نقش آنها را در تعیین ماه های قمری، رؤیت پذیری هلال و محاسبات رصدی تبیین می کند. افزون بر این، به پیدایش و تکامل تقویم های قمری در تمدن های بین النهرین، مصر، چین، ایران و شکل گیری تقویم هجری قمری پرداخته می شود.در بخش دیگر مقاله، انواع گاه شماری قمری، قمری–خورشیدی و حسابی معرفی شده و چالش های اجرایی آنها بررسی می شود. مفاهیمی چون حرکت انتقالی ماه، قفل گرانشی، حضیض، اوج، ابرماه و میکروماه نیز با تکیه بر داده های نجومی تحلیل شده اند. از منظر آموزشی، مقاله نشان می دهد که پدیده های مربوط به ماه، به ویژه چرخه اهله، فرصت ارزشمندی برای طراحی واحدهای یاددهی–یادگیری مبتنی بر رویکرد STSE فراهم می کنند؛ رویکردی که در آن ارتباط میان علم، تاریخ، فناوری، فرهنگ و محیط زیست به صورت هم زمان مورد توجه قرار می گیرد و بررسی اهله ماه طبق این رویکرد دیدگاه جدیدی در عرصه آموزش و یادگیری به ما نشان می دهد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از پدیده های طبیعی ماه با طراحی این واحد آموزشی در آموزش علوم می تواند به افزایش درک مفهومی، ارتقای سواد نجومی، تقویت تفکر انتقادی و پیوند تجربه های شخصی یادگیرندگان با مفاهیم علمی بینجامد.
۸۷۹.

بازخوانی انتقادی رویکرد برنامه ریزی جامع عقلانی: مبانی، چالش ها و درس هایی از تجارب جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه و هدف: برنامه ریزی جامع عقلانی به عنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامه ریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیش بینی پذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، به ویژه در کشورهای درحال توسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامه ریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیت ها و محدودیت های نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگی های امروز شهرها است. روش شناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامه ریزی جامع عقلانی، به ویژه در بازه های زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاه های معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شده اند. نتایج و یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مفروضات بنیادین برنامه ریزی جامع عقلانی در عمل، به دلیل محدودیت داده ها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدم قطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه حاکی از آن است که اجرای نسخه های تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاه های غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئله برنامه ریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینه محور امکان پذیر است؛ رویکردی که می تواند پاسخ گوی واقعیت های پیچیده شهرهای معاصر باشد.
۸۸۰.

The Myth of AI, The Future of Human Intelligence, and The Role of Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۱
In this essay, I argue (i) for the thesis I call dignitarian neo-luddism with respect to digital technology, which says not all digital technology is bad and wrong, but instead all and only the digital technology that harms and oppresses ordinary people (i.e., people other than digital technocrats), by either failing to respect our human dignity sufficiently or by outright violating our human dignity, is bad and wrong, and therefore all and only this bad and wrong digital technology should be rejected but not—except in extreme cases of digital technology whose coercive use is actually violently harming and oppressing ordinary people, for example, digitally-driven weapons or weapons-systems being used for mass destruction or mass murder—destroyed, rather only either simply refused, non-violently dismantled, or radically transformed into its moral opposite, also (ii) that the members of what I call “the military-industrial-digital complex” are systematically harming and oppressing ordinary people like us by not only enabling but also effectively mandating our excessive use of and addiction to digital technology, which in turn systematically undermines our innate capacities for thinking, caring, and acting for ourselves, and therefore undermines our human real personhood, and thereby violates our human dignity—therefore, we ought to ban all giant AI experiments and LLM/chatbot technology while they are still in their infancy, just as we ought to have banned all atomic bomb experiments and nuclear weapons technology while they were still in their infancy.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان