نظام حقوقی اسلام بنابر فقه مذاهب پنج گانه آن، امتیازهای مالی ویژه ای را برای زوجه در نظر گرفته است که در مقایسه با نظام های حقوقی غربی تقریباً منحصر به فرد میباشد. از جمله این امتیازها "مهریه" و "حق نفقه" میباشد. مهریه، هدیه و عطیه واجبی است که به زوجه تعلق می گیرد و اگر چه ذکر و تعیین آن در صحت عقد شرط نمی باشد ولی به مجرد عقد، حداقل به مقدار مهرالمثل به عهده زوج قرار می گیرد. حق نفقه زن عبارت است از آنکه مسئولیت تأمین کلیّه مخارج زندگی زوجه اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و غیره به عهده زوج میباشد و زن در تأمین هزینه زندگی خود و فرزندانش اگر چه توانایی مالی داشته باشد مسئولیتی ندارد. هم چنین قوانین ویژه ای برای کسانی که از پرداخت "مهریه" و یا "نفقه" خودداری کنند در نظر گرفته شده است. اگر چه تشریع این حقوق مالی در جای خود امتیازی برای زوجه به شمار میآید و منزلت وی را در خانواده استحکام می بخشد ولی در برخی موارد دیده میشود به لحاظ جانبداری از حقوق مرد، علی رغم وجود و ظهور مستندات قرآنی و روایی، احکام فقهی و به تبع آن مواد قانون مدنی حقوق زنان را رعایت ننموده است.
مقاله حاضر تحت عنوان (ساختار نهاد وقف در عصر صفوی)، بر اساس روش کتابخانه ای و اسناد تدوین شده است و از آن جا که شناخت دقیق نهاد وقف میتواند به شناخت دقیق تر کارکردهای آن منجر شود، چنین پژوهشی لازم به نظر میآید. در این پژوهش پیشینه این نهاد، اجزای تشکیل دهنده و نحوه اداره آن در دوره صفوی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و نشان داده شده است که این نهاد از دوره های قبل وجود داشته، در این دوره با تغییر برخی کارکردها؛ که ناشی از رسمیت یافتن آئین تشیع در ایران بود، به کار خود ادامه داده است و در اثر سیاست های مذهبی خاندان صفوی بر دایره فعالیت های آن و در نتیجه بر اهمیت و قدرت آن افزوده شده است.
بهره وری، این واژه یا مقوله پرراز و رمز، هر طور و به هر زبانی که تعریف شود، آینه روشنی است که شایستگی ها و شادابی ها و پویش ها، منش ها و بینش ها، و رشادت ها و همت ها را می نمایند …. هر چند بهره وری بعدهای مختلف و فراوان دارد امّا تعریف رایج بهره وری به آئینه بی قواره ای می ماند که همه شکوه و جلال این مقوله پر معنا را در بعد اقتصادی آن خلاصه میکند. البته، انتظار دیگری هم نیست؛ چرا که این تعریف از جایی آمده است که زبان منفعت اقتصادی را نمی شناسد و جز با این زبان ابتردیالوگ نمی کند. متأسفانه این تعریف تأثیرات ناقص زیادی را هم در جوامع داشته است، بگونه ای که در این تیپ جوامع، بهره وری را صرفا در مسائل اقتصادی و مراکز صنعتی و تولیدی قابل اجراء یا عملی می دانند.در حالی که در فرهنگ متعارف، بهره وری، گزینش و پرداختن به کارهای مهم را به معنای اثر بخشی گرفته اند و می گویند که بهره وری، تلفیقی از کارآیی و اثر بخشی است. با این وجه حرکت بهره وری در تمامی زمینه های اجتماعی، اقتصادی و غیره ریشه می دواند و باعث اصلاح بهره مندی درست،یا بهره وری جامع و کامل تمامی امور میشود به همین دلیل در کشورمان مشاهده میگردد که در یکی از زمینه هائی که حرکت بهره وری در آن حوزه به خوبی مورد انجام نگرفته است، در زمینه علوم باستانی یا حوزه مواریث فرهنگی میباشد. زمینه و بستری که سایر کشورها، موفقیت های چشمگیری در آن راستا داشته و دارند. در این مقاله نیز تلاش میشود برای اولین بار به طور عملی به این مسأله پرداخته شود تا مورد توجّه جامعه، دست اندرکاران و مسئولین مربوطه قرار گیرد.
دانستن اسباب نزول آیات و سور، هم چنین مکی و مدنی بودن آن ها، از آن جهت که در کشف معنا و دلالت آیات اهمیت شایان دارد، از جمله مباحث مهم علوم قرآن است. قرآن پژوهان شناخت مکی و مدنی بودن سور و آیات را از دو راه ممکن دانسته اند: طریقی مستند بر سماع و نقل و طریقی دیگر متکی بر قیاس. عوامل متعدد چون: کمبود نصوص؛ اختلاف و تناقض روایات و … ایشان را بر آن داشت تا با توجّه به ویژگی های اسلوبی و سبک و سیاق آیات، قواعد و معیارهایی وضع نمایند تا تشخیص آیات مکی و مدنی را ممکن سازد. با این حال شناخت قطعی و یقین به سبب نزول بسبیاری از آیات هم چنان در پرده ابهام و اختلاف نظر مانده است. یکی از این موارد سوره انسان است که چهار رأی متفاوت را بر تافته است. 1.مدنی بودن سوره با اذعان به سبب نزول خاص. 2.مکی بودن سوره و نفی سبب نزول خاص. 3.مدنی بودن بخش نخست سوره (آیات 1-22) و مکی بودن آیات انتهائی. 4.مکی بودن تمام سوره با اذعان به شأن نزول خاص. در این مقاله آراء فوق بررسی شده است و با امعان نظر به اینکه در بعضی سور و آیات، شأن نزول لزوما به معنی سبب نزول نیست، قول چهارم را موجه تر شمرده است.