"ماده 40 قانون برنامه سوم توسعه که در فروردین سال 1379 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، دولت را موظف کرد طی حداکثر شش ماه طرح نظام تامین اجتماعی را تدوین و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند. پس از نزدیک به دوسال و نیم از تاریخ تصویب برنامه سوم، بالاخره دولت لایحه ای را در مرداد ماه سال جاری (1381) به مجلس شورای اسلامی ارایه کرد. نزدیک به دو سال تاخیر دولت در انجام تکالیف برنامه سوم نشان دهنده اختلافات جدی در نظرات دستگاه های مرتبط با بخش بهزیستی و تامین اجتماعی از یک سو و کارشناسان و صاحبنظران مسایل رفاه و تامین اجتماعی از سوی دیگر در زمینه نظام جامع است. قانون اساسی، قانون برنامه سوم توسعه، وضعیت موجود بخش بهزیستی و تامین اجتماعی و مکاتب نظری در زمینه رفاه و تامین اجتماعی منابعی هستند که در تدوین نظام جامع باید مورد بررسی قرار گرفته و مبنای طراحی این نظام باشند. مقاله حاضر به بررسی دیدگاه های متفاوت صاحب نظران در مورد هر یک از منابع فوق و نقش آن در طراحی نظام جامع می پردازد.
"
"پژوهش مورد بحث در این مقاله در ارتباط با نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی طی مدت 11ماه در شورای پژوهشی موسسه عالی تامین اجتماعی شکل گرفت. رئوس مطالب مهم پژوهش مذکور که در مقاله توضیح داده شده عبارتند از:
1- اهمیت تامین اجتماعی و ارتباط مستقیم آن با رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و سرافرازی ملی 2- مبانی و فرصت های مختلف در نگرش به نظام رفاه و تامین اجتماعی 3- تصویر وضع موجود نظام تامین اجتماعی در ایران 4- تامین اجتماعی در سازمان های بین المللی چند کشور منتخب جهان 5- تامین اجتماعی و چشم انداز اجتماعی و اقتصادی آن در ایران 6- انتخاب دیدگاه، مبانی و فروض مناسب برای ایران و تصویر وضع مطلوب. حاصل پژوهش مورد بحث به تدوین پیش نویس ماده واحده نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی توسط موسسه عالی پژوهش و تامین اجتماعی انجامید که در این مقاله دیدگاه ها پیرامون آن ارایه شده است.
"
"اثرات روان شناختی و بهداشت روانی حوادث طبیعی، موضوعی است که از اهمیت خاص برخوردار بوده و متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. تاکنون سیاستگذاری های کلان بهداشتی و اجتماعی در برخورد با وقایع مصیبت زا معطوف به پیامدهای جمسانی و مالی این عوراض بوده است در این مقاله به اهمیت خدمات بهداشت روانی در حوادث و بلایای طبیعی، کمبود نیروهای متخصص روانپزشک، روان شناس و مشاور در سطح کشور که از توانایی لازم برای مداخله در این بحران ها برخوردار باشند، پرداخته شده است. پژوهش های بین المللی، پژوهش های داخلی، نتایج مشاهدات مناطق مختلف زلزله زده کشور و همچنین بررسی مصاحبه های بالینی رهنمون این نکته است که آسیب پذیری روانی از آثار غیر قابل اجتناب حوادث طبیعی است. از این رو در جریان وقوع بلایای طبیعی احساس نیاز واقعی برای مشاوره و حمایت حضوری و همراهی افراد خاص مثل مسوولان دولتی، روانپزشکان، روانشناسان و مددکاران اجتماعی کاملا محسوس است.
"
"
اکستازی یکی از جدیدترین داروهای هم خانواده آمفتامین ها دارای آثار تحریک کننده مانند سایر آمفتامین ها و روان گردان ها مانند LSD است. در ایران مطالعه ساخت یافته و دانشگاهی در مورد این دارو و مصرف آن انجام نشده است. مصرف این ماده به صورت گسترده از دهه 90 میلادی در کشورهای غربی آغاز شد. در مطالعات انجام شده در سان فرانسیسکو و استرالیا با روش نمونه گیری گلوله برفی (Snowballing) دیده شد که این ماده توسط جوانان فعال مصرف می شود و همان گونه که باور عمومی جامعه اعتقاد دارد، نماد تفریح، فراغت و کلاس می باشد.
همه گیر شناسی مصرف این ماده در پژوهشی در نروژ (1996) نشان می دهد که مصرف این ماده طی یک سال با 3 درصد شیوع پس از کانابیس، با 12.9 درصد شایع ترین ماده بوده است. اکثریت مصرف کنندگان، این ماده را پس از مصرف کانابیس شروع کرده بودند و مصرف آن با علاقه به انواع خاصی از موسیقی نیز ارتباط داشت.
مصرف این ماده در تمام جهان و در ایران سیر صعودی دارد و امروزه در بسیاری از مهمانی های جوانان در ایران مورد استفاده قرار می گیرد.
"
" این تحقیق با هدف تعیین میزان رضایت شغلى معلمان مدارس ابتدایى در تهران انجام گرفت. رضایت شغلى یکى از عوامل بسیار مهم در امر کیفیت آموزش و موفقیت شغلى معلمان است. روش مطالعه در این تحقیق، روش پیمایشى است. براى جمع آورى اطلاعات از پرسشنامه تعدیل شده رضایت شغلى مینه سوتا استفاده شد. جمعیت نمونه شامل چهارصد نفر از معلمان مدارس ابتدایى در مناطق یک، یازده و شانزده تهران بوده است. شیوه نمونه گیرى به روش تصادفى سیستماتیک و خوشه اى انجام گرفت.
این تحقیق نشان داد که 7/88 درصد از معلمان مدارس ابتدایى مورد بررسى از شغل خود راضى یا خیلى راضى بودند، حال آنکه 6/3 درصد ناراضى و خیلى ناراضى بودند. ضمناً 5/6 درصد پاسخ بى نظر و 2/1 درصد بدون پاسخ بودند. متغیرهاى سطح تحصیلات معلمان و قصد معلمان براى ماندن در موقعیت کنونى شغلى، از متغیرهاى قابل پیش بینى رضایت شغلى معلمان بود.
جنبه هاى مربوط به میزان رضایت شغلى معلمان شامل کیفیت مدیریت، حصول، پیشرفت، همکاران، شرایط کار و شناخت، و جنبه هاى مربوط به میزان رضایت شغلى معلمان شامل فعالیت، ارزش هاى اخلاقى و اختیار بود.
"
" این مقاله به بررسى سیر تحول گفتمان توسعه سیاسى در تاریخ معاصر ایران از پیروزى انقلاب مشروطه تا پایان دهه دوم انقلاب اسلامى مى پردازد. یافته هاى حاصل از یک پژوهش کیفى براساس روش تحلیل گفتمان و با استفاده از الگوى ترکیبى نورمن فرکلاف و تئون اى. ون دایک دست مایه این بررسى است که هشت دوره تاریخى (1285، 1312، 1320، 1331، 1352، 1358، 1371 و 1377 هجرى شمسى) را دربرمى گیرد.
مقاله حاضر نشان مى دهد که شاخص هاى توسعه سیاسى از قبیل آزادى، قانون گرایى، جامعه مدنى، کثرت گرایى، رقابت و مشارکت سیاسى در دوره نخست، یعنى در سال 1285 در نقطه مطلوبى قرار دارند. این وضعیت، ناشى از پیروزى انقلاب مشروطه و به ثمر نشستن مبارزات ملت ایران براى رهایى از استبداد تاریخى است. شاخص هاى مذکور در سال 1312 که حکومت مطلقه رضاشاه در شرف تکوین است، به شدت سقوط مى کنند؛ اما در سال 1320 تحت تاثیر تحولات سیاسى و اجتماعى، عدم اقتدار و کنترل حکومت مرکزى، تمایل شاه جوان به اصلاح تصویرذهنى مردم از حکومت استبدادى و مطلقه رضاشاه و بروز نوعى هرج ومرج سیاسى، منحنى مذکور بار دیگر صعود مى کند، اما در مقایسه با دوره اول و دوره چهارم (1331) در جایگاه پایین ترى قرار دارد. در سال 1331، بار دیگر شاهد نضج گیرى گفتمان توسعه سیاسى به ویژه در بعد استقلال طلبى و آزادى خواهى هستیم.
در دوره پنجم (1352) نیز همچون دوره دوم (1312)، منحنى توسعه سیاسى در نقطه حضیض قرار دارد، در حالى که وضعیت سال 1358 به سال 1320 شبیه است. به نظر مى رسد که رشد برخى شاخص هاى توسعه سیاسى در سال 1358 نیز ناشى از رهاشدگى اوایل انقلاب و بروز مطالبات اجتماعى است.
وضعیت سال 1371 از لحاظ توسعه سیاسى، مطلوب نیست. در این سال نیز گرچه مانند مقطع 1352 به نوسازى اجتماعى ـ اقتصادى توجه فراوان مى شود، اما بعد سیاسى و فرهنگى توسعه به شدت مورد غفلت قرار مى گیرد.
سال 1377 سال اوج گیرى گفتمان توسعه سیاسى است. در واقع تنها در این مقطع است که مفهوم «توسعه سیاسى» به طور مستقیم به کار مى رود، زیرا در مقاطع دیگر، ما اساساً با شاخص ها و مفاهیم توسعه سیاسى و نه اصطلاح و مفهوم آن روبه رو هستیم. گفتمان توسعه سیاسى در این سال حتى از نخستین سال پیروزى انقلاب مشروطه نیز جایگاه بالاترى دارد.
به طور کلى، سال 1377 نقطه اوج منحنى شاخص هاى توسعه سیاسى و سال 1312 نقطه حضیض آن است. به این ترتیب، مقاله حاضر با بررسى هشت دوره تاریخى، تصویرى کلى از جایگاه گفتمان توسعه سیاسى در یک قرن اخیر ایران ارائه مى کند.
"
" امروزه مشارکت سیاسى مردم، زیر بنا و بنیاد توسعه سیاسى کشورها را تشکیل مى دهد. این مشارکت به ویژه در نظام هاى مردم سالار از اهمیت زیادى برخوردار است. ایفاى نقش در عرصه سیاست توسط زنان را باید از جمله نقش هاى جدید تعریف شده براى زنان قلمداد کرد.
در فرآیند توسعه فرهنگى و انتقال از جامعه سنتى به جامعه پس از سنت، نقش هاى اجتماعى مختلف باز تعریف مى شود و در این تعریف مجدد، انتظارات نقش ها دگرگون مى شود. نقش زنان در جامعه سنتى عمدتاً به نقش هایى در درون نهادخانواده محدود مى شود و همواره بر نقش مادرى و همسرى آنها تاکید مى گردد. در جامعه پس از سنت، از نقش هاى خانوادگى زنان، کاسته و به نقش هاى آنان در خارج از نهاد خانواده، افزوده مى شود.
از مهم ترین نقش هاى یک زن در شرایط جدید نقش سیاسى اوست. در جامعه پس از سنت، موقعیت شهروند بودن زنان بیش از موجودیت زیست شناختى آنها مورد توجه است.
ایفاى هر نقش براى کنش گر اجتماعى، با هزینه ها و پاداش هایى همراه است. چنین به نظر مى رسد که ایفاى نقش هاى سیاسى (حضور واقعى در عرصه سیاست) به ویژه در کشورهاى در حال توسعه، از جمله در کشورهایى نظیر ایران، همواره امرى پر مخاطره و پر هزینه بوده است. عرصه سیاست به ویژه براى زنان (در مقایسه با مردان)، مخاطره آمیزتر و پُرهزینه تر است.
به نظر مى رسد که سطح مشارکت سیاسى زنان در ایران در حال حاضر پایین است و به طور عمده به حضور در پاى صندوق هاى راى - که از کم هزینه ترین اشکال مشارکت سیاسى است - محدود مى شود. بالابودن هزینه هاى حضور در عرصه سیاست به ویژه براى زنان، در برابر پایین بودن پاداش چنین فعالیت هایى، به کاهش مشارکت سیاسى و محدود شدن آن به کم هزینه ترین اشکال مشارکت، خواهد انجامید.
در این مقاله سعى براین بوده است که موضوع مشارکت سیاسى زنان در مراکز شهرى استان اصفهان در قالب نظریه مبادله مورد کندوکاو قرار گیرد. ضمن ارایه وضعیت موجود مشارکت سیاسى زنان، براساس معرف هاى مختلف، توان مندى نظریه مبادله، در تبیین آن به عنوان یک متغیر وابسته مورد آزمون تجربى قرار خواهد گرفت. در این چارچوب پنج سؤال اصلى به شرح زیر مطرح گردیده و پاسخ هاى لازم براى آنها تدارک دیده شده است :
1ـ مشارکت سیاسى زنان در جامعه آمارى مورد مطالعه در چه سطحى است؟
2ـ موقعیت زنان، بر روى یک طیف هزینه/ پاداش، براى مشارکت سیاسى چگونه است؟
3ـ آیا مى توان متغیر مشارکت سیاسى زنان را به عنوان یک متغیر وابسته، با استفاده از قضیه ارزش در نظریه مبادله، در جامعه آمارى مورد مطالعه تبیین کرد؟
4ـ در صورت مثبت بودن پاسخ به سؤال سوم، توانایى قضیه ارزش از نظریه مبادله، در تبیین مشارکت سیاسى زنان تا چه حد است و به عبارت دقیق تر چه سهمى از واریانس متغیر مشارکت سیاسى زنان توسط قضیه مذکور توضیح داده مى شود؟
5- علاوه بر متغیر هزینه / پاداش ،کدام متغیرها را مى توان به عنوان متغیرهاى مفروض تاثیرگذار بر مشارکت سیاسى زنان در جامعه آمارى مورد مطالعه دانست؟
"
" یکى از هدف هاى مهم این تحقیق، تبیین نظام مطلوب مطبوعات افغانستان است، زیرا نظام مطبوعات این کشور با 129 سال سابقه روزنامه نگارى، اینک تحت تاثیر بحران و جنگ 23 ساله در سراشیبى سقوط قرارگرفته است. براى پر کردن این خلا ارتباطى و نیز به منظور حفظ دست آوردهاى این صنعت فرهنگى تصمیم گرفتم تا به صورت علمى نظام آتى مطبوعات افغانستان را تبیین نمایم.
براى نیل به این مهم، نظریه ها و نظام هاى مطبوعات غرب و همچنین تجارب روزنامه نگارى افغانستان را با استفاده از مقوله آزادى که سنگ بنا و جوهره هر نظام مطبوعاتى است، بررسى کردم. سرانجام براى اولین بار در این تحقیق، نظام هاى مختلف مطبوعات افغانستان از هم متمایز شدند. نیز با استفاده از روش کیو که مناسب ترین روش براى آزمون نظریه ها است، پرسشنامه اى در قالب پرسش هاى بسته (مقیاس هفت درجه اى لیکرت) طراحى و تهیه شد. در ساختن پرسشنامه از 75 گویه که معرف پنج نظام مطبوعاتى غرب (نظام هاى آمرانه، آزادى گرا، مسئولیت اجتماعى، کمونیستى و توسعه اى مطبوعات) است، مدد گرفته شد. پرسشنامه براى شصت نفر از استادان و روزنامه نگاران افغان که دست کم ده سال سابقه روزنامه نگارى داشتند ارسال شد. تعداد 45 نفر از استادان و روزنامه نگاران مقیم داخل و خارج افغانستان به پرسش هاى تحقیق پاسخ دادند. پس از دریافت پاسخ ها، با استفاده از برنامه رایانه اى کوانل محاسبات آمارى انجام شد. هرسه طیف پاسخ دهندگان به دو گونه تقسیم شدند. سپس ضریب همبستگى میان آن ها محاسبه شد تا میزان همبستگى هر پاسخگو با پاسخگویان دیگر مشخص گردد. همچنین مقادیر وزن پاسخگویان در گونه هاى (1 و 2) محاسبه شد و با استفاده از مقادیر وزن، نمرات استاندارد (Z) نیز محاسبه گردید.
سرانجام با استفاده از تحلیل داده ها ثابت شد که پاسخگویان در درجه اول با ویژگى هاى نظام هاى مسئولیت اجتماعى و آزادى گرا موافقت دارند و با گویه هاى نظام آمرانه و کمونیستى مطبوعات به مخالفت برخاستند، که این، تمایل آن ها را به برخوردارى از شرایط آزاد و غیردولتى نشان مى دهد. به تعبیر دیگر، نظام مطلوب مطبوعات افغانستان از منظر 45 پاسخگوى این تحقیق، معجونى از نظام هاى مسئولیت اجتماعى و آزادى گراست که فرضیه این تحقیق را نیز تایید مى کند.
"
دکتر حامد ابوزید، متن را محصولی فرهنگی میداند که در افق تاریخی باید آن را مطالعه کرددر بررسی هر متن باید به فرهنگ زمانه آن پرداخت رابطه متن با فرهنگ نیز دیالکتیکی است، چون از سویی تأثیر میپذیرد و از سویی دیگر تأثیر میگذارد.
در این مقال، مطالب زیر مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج ذیل به دست آمده است.
1. در مقدمه بیان شده که تفسیر عقلی از جایگاه ویژهای در روشهای تفسیری بر خوردار است و مورد نقض و ابرام مذاهب (شیعه، معتزله و اشاعره) قرار گرفته است و معانی متفاوتی از آن ارائه شده است.
2. در مبحث واژگان، مقصود از روش تفسیر و عقل روشن میشود که در این جا گاهی عقل فطری یا نیروی فکر مراد است و گاهی عقل اکتسابی یا مدرکات و برهان عقلی که هر دو در تفسیر کاربرد دارد.
3. برخی صاحب نظران تاریخچه تفسیر عقلی را از عصر پیامبر(ص) دانستهاند؛ ولی ریشههای این روش در روایات اهلبیت(ع) یافت میشود. و در دوره تابعین توجه بیشتری به آن شد و در قرون بعدی اوج گرفت.
4. دیدگاهها درباره تفسیر عقلی بیان شده که برخی استفاده ابزاری از برهان و قراین عقلی را تفسیر عقلی دانستند و برخی استفاده از نیروی فکر در جمعبندی آیات و احادیث را تفسیر عقلی دانستند و برخی هر دو را مطرح کردند. و ما در پایان به نتیجه رسیدیم که در حقیقت تفسیر عقلی قسم اول است، ولی طبق اصطلاح مشهور - و به طور تسامحی - قسم دوم نیز از تفسیر عقلی بهشمار میآید
شیعه و سنی در احادیث فراوانی، استحباب قرائت قرآن را با آهنگ زیبا بیان کردهاند. همچنین ساختار آوایی قرآن به گونهای است که به خودی خود آهنگین است؛ آیا جدای از ظاهر قرآن و سفارش رهبران دینی، مبنایی معقول برای آهنگ قرائت وجود دارد؟ اگر چنین باشد مخالفت برخی از متشرعه با آهنگ قرائت در دایرة عقل و نقل ناشناخته خواهد بود.
در این مقاله، به دو مبنای عقلی بر صحت و نیز مطلوبیتِ آهنگِ قرائت اشاره میکنیم:
1. شنیدن آهنگ قرائت مطابق فطرت بشر است؛ 2. شنیدن آهنگ قرائت زمینهساز تدبر در قرآن است
انتظار بشر از دین از مباحث زیربنایی است که در سالهای اخیر مورد توجه اندیشهوران قرار گرفته، و نگارنده درصدد است تا این مسأله را از منظر عارفان و عرفان نظری بررسی کند؛ البته عنوان انتظار بشر از دین، در منابع عرفانی یافت نمیشود؛ ولی مفاهیمی مانند شریعت، طریقت، حقیقت، رسالت، نبوت، ولایت و انسان کامل میتوانند دیدگاه معینی را در این حوزه به ارمغان آورند. مهمترین نیاز بشر به دین در عرفان اسلامی، معرفت ذات حق تعالی، اسما، صفات، احکام، اخلاق، تعلیم به حکمت و قیام به سیاست است.
در ادامة مقاله، دیدگاه عارفانی چون محییالدین بن عربی، حمزه فناری، عزیزا نسفی، عبدالصمد همدانی، سیدحیدر آملی دربارة انتظار بشر از دین مطرح، و در پایان به مقایسة دین اسلام و عرفان نظری اشاره، و عدم مطابقت کلی این دو حوزه تبیین شده است؛ گرچه اهداف عرفان که سیر و سلوک و قرب الاهی است، از دین اسلام ظهور مییابد.
این مقاله نخست به وصف تجربة عرفانی و بیان تفاوت آن با تجربة دینی و تجربة باطنی میپردازد که میتوان گفت: هر کدام به ترتیب زیر مجموعهای از دیگری و اخص از آن تلقی میشود؛ سپس به مبحث معیار صدق در تجربة عرفانی از دو دیدگاه: 1. فرد تجربهکننده؛ 2. دیگران (مخاطبان) میپردازد و ابتدا ملاکهای حجیت تجربة عرفانی برای واجد تجربه، سپس حجیت آن برای دیگران بررسی، و به برخی شبهات در این جهت پاسخ داده شده، و نظر استاد و برخی معیارهای عام در حیطة نخست و اجماع و اتفاق آرا و عدم تنافی با عقل قطعی و نقل معتبر در حیطة دوم بررسی شده است.
تجربة دینی، عنوان عام و فراگیری است که در غرب، در دوران جدید در حوزة مباحث فلسفة دین و عرفان مطرح شده و انبوهی از مباحث و مسائل را همراه خود آورده و آن را محور مباحث کلام جدید ساخته است. این بحث نو، ریشه هایی کهن در عرفان اسلامی دارد؛ چرا که یکی از مهمترین مصادیق تجربة دینی همان کشف و شهود است که از آن به تجربة عرفانی یاد میشود. این نوشتار میکوشد گزارشی روشن از چیستی و انواع تجربة عرفانی (کشف و شهود) از نگاه ابنعربی ارائه دهد
این مقاله، در نقد چند مقاله از کتاب بسط تجربة نبوی، تألیف آقای دکتر عبدالکریم سروش است. وی در آن کتاب با پرداختن به مسألة «ختم نبوت» سر از ختم ولایت در آورده و ولایت را نیز به همراه نبوت پایان یافته تلقی کرده است.
از آن جا که مسألة ولایت فقیه، از توابع مسألة ولایت ائمة اطهار است و آقای سروش و همفکران او به مسأله ولایت فقیه اعتقادی نداشته و بارها آن را به باد انتقاد و انکار گرفتهاند، این بار سراغ خشکاندن ریشة اصلی درخت ولایت فقیه رفته و با قطع کردن آن شاخ و برگ آن را خشکانده است.
محور بحث وی چنین است: ولایتی که به طور کامل مورد پذیرش هر مسلمان است فقط ولایتی است که خداوند به حضرت محمد9 داده، و جز رسول اکرم، کسی چنین ولایتی ندارد. با خاتمیت نبوت پیامبر اسلام، ولایتش نیز خاتمه یافته است و کسی ولایت او را ندارد؛ همانطور که هیچ کس، نبوت او را ندارد.
نتیجة کلام وی این است که با مرگ پیامبر، کسی جانشین مقام ولایی او نیست تا چه رسد به این که امروزه پس از گذشت 1400 سال از آن زمان، عدهای ادعای جانشینی او را کرده، بخواهند خود را در ولایت او سهیم بدانند.
ما در این مقاله، علل روانی و اجتماعی و سیاسی کلام وی را بررسی و ادلة دینی و فلسفی و عرفانی موجود در ابطال نظر وی را به اختصار بیان کردهایم.
سی، دی براد، استاد فلسفه در دانشگاه کمبریج است که تألیفات بسیاری در حوزة فلسفة ذهن، فلسفة دین و تحقیقات روانی دارد. در این مقال، براد، قلمروی را مشخص میکند که ما میتوانیم از تجربة دینی، وجود خدا را نتیجه بگیریم. وی احساس دینی را به احساس و گوش موسیقی تشبیه کرده است. معدودی از افراد در برابر احساس موسیقی کر، و معدودی هم در این حوزه، بنیانگذار و صاحب سبک در موسیقی هستند؛ مانند باخ و بتهوون. در بین این دو حد، افراد متعارف و معمول قرار دارند. افراد در برابر تجربة دینی نیز چنین هستند. کسانی که تجربة دینی ندارند نمیتوانند دربارة کسانی که واجد چنین احساسی هستند، داوری کنند. اختلاف عمده در این مقایسه، این است که دین بر خلاف موسیقی، بیانگر چیزی در باب ماهیت واقعیت است. آیا آن چه تجربة دینی میگوید، حقیقت است؟ آیا تجربة دینی، تأییدی برای مدعیات دین است؟ آیا تجربة دینی صادق است؟ براد در این مقال به دقت به پاسخگویی این مسائل میپردازد و در آخر، نتیجه میگیرد که تجربة دینی میتواند وجود خدا را اثبات کند.
این مقاله پس از معرفی ویتگنشتاین به شرح اجمالی ایمانگرایی و انواع آن میپردازد. تقریرهای گوناگون ایمانگرایی در قالب دو دسته کلی ایمانگرایی حاد و معتدل بررسی؛ سپس به توضیح ایمانگرایی ویتگنشتاینی پرداخته شده است. در ضمن توضیح انواع ایمانگرایی، به برخی از اشکالهای آنها و نیز رابطة ایمانگرایی و شکاکیت اشاره شده است. ایمانگرایی ویتگنشتاینی بر خصلت غیرشناختی زبان دینی تأکید دارد و باورهای دینی را بیدلیل میداند. ضمن تأکید بر درستی تفسیر ایمانگرایانه از ویتگنشتاین، دربارة ناواقعگرا بودن وی تردید شده است.