اثباتپذیری گزارههای دینی، یکی از مسائل چالش برانگیز در فلسفة دین و معرفتشناسی دینی است که در باب صدق و توجیه باورهای دینی جستوجو میکند. در آغاز مقاله، مبادی تصوری مسأله یعنی دین، گزارههای دینی و اثباتپذیری، تبیین، و دیدگاههای فیدئیزم، پوزیتوسیم منطقی، نسبیگرایی و معرفتشناسی اصلاح شده، به اختصار معرفی و نقد شده است و در پایان به دیدگاه برگزیده به اثباتپذیری آموزههای زیرساخت دینی با بهرهگیری از نظریة مبناگروی و بدیهیات در معرفتشناسی پرداخته شده است.
تاریخ تفسیر کتاب مقدس نشان میدهد که مدلهای عمدة تفسیری که دربارة عهدین بهکار گرفته شده، مدلهای ظاهرگرا، تأویلی و ایمانگرا است. مدتها است که مدل ظاهرگرا چندان جایگاهی در تفسیر عهدین ندارد و در نتیجه، روند غالب، بهکارگیری دو مدل دیگر است (برای اطلاعات بیشتر، ر.ک(Grant and Tracy, 4891: Part I: :.
مقالة حاضر در صدد مقایسة قرآن و عهدین از نظر امکان بهکارگیری روشهای پیشین در تفسیر است. در این باره، پس از تبیین تفاوت تأویل، تفسیر و هرمنوتیک، نگرش ظاهرگرا در فهم قرآن، بحث و ارزیابی میشود؛ سپس نگرش تأویلی و ایمانگرا و خاستگاه آنها در تفسیر عهدین و مقایسة آن با وضعیت تفسیری قرآن تبیین میشود.