چکیده
مسئله اساسى در این مقاله جستوجوى پاسخى در خور این پرسش است که آیا مىتوان به درستى از فلسفهاى با وصف مسیحى سخن گفت؟ نویسنده با بیان سابقه این مسئله در میان متفکران مسیحى و طرح آرا و انظار موافق و مخالف آن تلاش مىکند تا با ارائه تصویر درستى از مسئله، به ارزیابى دیدگاههاى مختلف در این زمینه، بهویژه دیدگاه پلانتینگا بپردارد. به نظر مىرسد مباحث این مقاله براى علاقهمندان به فلسفه اسلامى سودمند باشد.
مقاله حاضر که با عنوان فرعی «اخلاق جهانی و گفتوگوی درون دینی در یک بافت چنددینی» انتشار یافته است، ضمن پذیرش جهانیشدن به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر و دارای وجوه مثبت و منفی، بر این عقیده است که نقش ادیان در کم کردن پیآمدهای منفی آن، برقرار کردن گفتوگو میان ادیان بر اساس یک اخلاق جهانی مشترک است.
زنان در جامعه با نظام مردانهنگر و مردسالار مواجهاند و برای تغییر این نظام و حصول برابری میان زن و مرد باید همگی سیمون دوبوار باشند و برای ایجاد تساوی و برابری میان زن و مرد و بازپسگیری حقوق خویش از مردان به پاخیزند.
سالهاست که پیشگوها افول و زوال ملت اسراییل (یهود) را پیشبینی کردهاند؛ درحالیکه نادرستی بسیاری از این پیشبینیها ثابت شده است. اما شواهدی وجود دارد که اثبات میکند این ملت نیز مانند ملتهای بزرگ پیشین افول خواهد کرد و البته این حرکت به سوی افول همچنان ادامه دارد؛ به جز اینکه بیداری مردم و انجام اصلاحات در جامعه، این سیر را متوقف نماید.
در این مقاله با ترجیح رویکرد تجربه دینی در مواجهه با حقایق دینی در زمینه اعتقادات، چنین نتیجهگیری میشود که از آنجا که حیطه ادیان و آموزههای ایشان بر اساس تجربیات دینی پایهگذاری شده است و عقلانیت و خردورزی در آن راه ندارد، در زمینه قوانین و نیز حقوق کیفری که مبتنی بر عقلانیت است، تنها باید بر عقل تکیه کرد و از خرد انسانی برای تحدید حدود آنها بهره گرفت. نقش دین در زمینه مسائلی که به جرم و جنایت برمیگردد، تنها در مسائلی نظیر پیشگیری از وقوع جرم از طریق گسترش اعتقادات و اخلاقیات صحیح خلاصه میشود.
برای شناخت مولوی ، برجسته ترین چهره ادبیات عرفانی ایران ، که پس از دیدار با شمس تبریزی زندگی او چنان دگرگون شد که یکباره روی به شاعری آورد و یکی از ژرف ترین و زیباترین ادبیات عرفانی جهان را به بشریت پیشکش کرد ، نخست باید با شمس و بینش او آشنا شد. شمس در روزگاری زندگی می کند که نابسامانی ها ، کشمکش ها و تاخت و تاز تازان ، انسان روزگار او را مسخ کرده ، و زرمندان و زورمندان را از ساخت انسانی بسیار دور ساخته است و او در پی راه گریزی برای انسان است. از این روی روحیه حساس وی به "کیش مهر" سخت گرایش پیدا می کند. پس از آن در پی صاحب دردی است ، تا سخن او را به جان دریابد. تا این که به جلال الدین مولوی بر می خورد ، که هر دو سوخته یک آتش اند. پس ، از سر مهری راستین و ایمانی آتشین ، روی به عشقی آرمانی می آورند که تکیه گاه عارفان ، برای دستیابی به سعادت انسان است. عشقی که از رهگذر آن انسان می تواند به شخصیت والای خویشتن دست یابد ، و خود نیز انسانی کامل شود.
در زبان فارسی امروز ، برخی ترکیبات فعلی وجود دارند که در ساخت آنها ، ضرورتا از ضمیر متصل به جای شناسه معمول استفاده می شود . این گونه افعال را که اغلب برای بیان حالات عاطفی و انفعالی به کار می روند ، «فعل های ناگذر» ، «غیر شخصی» یا «فعلهای مرکب ضمیری» نامیده اند ؛ مانند : یادم رفت ، سخت بود ، خنده اش گرفت ، ماتمان برد ، گرمتان شد ، بدشان آمد .