برخورد با بدحجابی صرفا مسئلهای سیاسی است و جناح حاکم در مجلس و دیگر مراکز قدرت، به دلیل انگیزههای سیاسی، مقابله با بدحجابی را سرلوحه کار خود قرار داده است. با این وجود در لزوم مجازات مرتکبین گناه در جامعه اسلامی، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد و جمهوری اسلامی نظریه لزوم مجازات را در قانون خویش آورده است و ازاینرو، بیحجابی را مستوجب مجازات دانسته و با آن برخورد میکند، ولی با بسیاری از گناهانِ بدتر از بدحجابی برخورد جدی نمیکند که خود گویای سیاسی کاری در تعیین اولویتهای نظام اسلامی است.
مطابق نظریه فقهای شیعه، مرد و زن در مقابل یکدیگر قصاص میشوند؛ لیکن قصاص نفس مرد در برابر نفس زن، مشروط به پرداخت نصف دیه مرد است. اما زن و مرد در قصاص عضو، تا رسیدن دیه عضو به ثلث دیه کامل، با یکدیگر برابرند و پس از آن، قصاص عضو مرد در برابر عضو زن، مشروط به پرداخت نصف دیه عضو مرد است. دیه نفس زن نیز نصف دیه نفس مرد است؛ لیکن مرد و زن در دیه عضو تا رسیدن آن به ثلث دیه کامل با یکدیگر مساویاند و پس از آن، دیه عضو زن به نصف دیه عضو مرد کاهش مییابد. در این بررسی معلوم میشود که تفاوت بین زن و مرد در قصاص و دیهغ از احکام ثابت اسلام است و لذا قابل تغییر نیست؛ اگرچه حکومت اسلامی در مقابل زنان سرپرست خانوار مکلف به جبران خسارت میباشد. بدین جهت، فلسفه این تفاوت را باید در کلیت نظام حقوقی اسلام جستوجو نمود. مسلم است که این حکم تبعیض بین زن و مرد، به لحاظ جنسیت و کمارزش دانستن جان و حق حیات زن یا ترویج خشونت بر ضد وی نیست.
کلمه «عدالت جنسیتى» که توسط مجلس هفتم از لایحه برنامه چهارم توسعه حذف گردید، نشان مىدهد که مجلس هفتم معتقد به تساوى میان زن و مرد نیست. درحالىکه لازمه عدالت میان زنان و مردان، تساوى در برابر قانون و تساوى در وظایف و فرصتهاى اجتماعى است. اگر این واژه در لایحه باقى مىماند و اجرا مىشد، به تدریج فرهنگ تساوى زنان و مردان هم شکل مىگرفت.
آقای باقی با برقراری نسبت عام و خاص مطلق بین حقوق بشر و دموکراسی دایره حقوق بشر را بزرگتر از دموکراسی و شامل بر آن میداند. بر همین مبنا، در تحلیل پیشینه دموکراسی خواهی در ایران، علت اساسی ضعف و ناکارآمدی
از ویژگى هاى بارز زبان روسى، تعداد زیاد افعال پیشوندد ار است. به کمک پیشوندها معانى زیادى که اغلب براى زبان آموزان ایرانى بسیار مشکل اند، بیان، مى شوند. از آنجاکه پیشوندهاى فعلى فارسى، معانی کمترى نسبت به پیشوندهاى روسى بیان مى کنند، در ترجمهء روسى به فارسى مشکلات عمد ه ا ى بوجود مى آیند که اغلب این گونه پیشوندها تحت اللفظى ترجمه مى شوند. در برخى موارد، حتى لازم است که برخى از معانى مربوط به پیشوندها تفسیر شوند، یا از "کلمات تکمیلى- توضیحی "دیگرى، از قبیل: قیدها، حروف اضافه، افعال و غیره استفاده شود. در زبان روسى، معانى مختلف هرگونه عنصر زبانى، با توجه به بافت جمله مشخص مى شود و با توصیف دقیق موقعیت هاى خاص جمله است که مى توان به معانى مورد نظر دست یافت. با توجه به نقش بافت جمله، برخى معانى را فقط از کل جمله مى توان فهمید. آشنایى با شیوه هاى بیان معانى پیشوندهاى روسى، این امکان را به وجود مى آورد تا زبان آموزان درک صحیحى نسبت به معانى افعال پیشوندد ار پیدا کنند.
مقالهء حاضر، به تشریح وجه تمایز صفت در زبان روسى و فارسى مى پردازد. در زبان روسى صفت بخاطر داشتن ویژگى هاى جنس، شمار، حالت و پایانهء صرفى، متمایز از صفت در زبان فارسى است. ابتدا در مقاله، صفت در هر دو زبان از لحاظ صرفى و سپس خصوصیات نحوى آن ها مورد بررسى قرار مى گیرد. چگونگى تشخیص صفت از سایر اجزاء کلام در زبان روسى بررسى مى شود. نظرات زبان شناسان مختلف در مورد صفات و انواع تقسیم بندى صفت مورد بحث قرار مى گیرد. در مقاله ویژگى هاى صفت در زبان روسى بیان مى شود. سپس ویژگى هاى یاد شده دربارهء صفت زبان فارسى نیز مطالعه و بررسى مى شود. گاهى در زبان فارسى، فقط نقش نحوى واژه در جمله مى تواند صفت را از قید متمایز سازد. در مقاله، نظرات زبان شناسان مختلف در مورد زیرمجموعهء صفت، در زبان فارسى نیز، بررسى مى گردد. در پایان، نتیجهء تحقیق و بررسى صفات در زبان روسى و فارسى بیان مى شود.