موضوع این مقاله بررسی سیر تحول مفهومی "گفت و گو" و "گفت و گوی میان تمدن ها" است. مشترکات لفظی و پیشینه تاریخی این دو مقوله مانع از آن نمی شود که الزام ها و اقتضاهایی که موجب طرح جدید آنها در سطوح مختلف عملی و اجتماعی شده است، مورد توجه قرار نگیرد. اکنون رویکردهای گفت و گویی در فلسفه، زبان شناسی، جامعه شناسی، ارتباطات علوم سیاسی جایگاه ویژه ای یافته اند و "ایده گفت و گوی تمدن ها" در ورای مناسبات تنش آمیز سیاسی و بین المللی، با اقبال شایسته ای در حوزه فرهنگ و علم روبه رو شده است. این ایده ظرفیت آن را دارد که با بهره مندی از رهیافتهای نوین گفت و گویی به یک نظریه اجتماعی تبدیل شود. تلاش این مقاله توصیف مولفه ها و طبقه بندی نظریه های مهم گفت و گو برای تبیین بنیان های نظری گفت و گوی میان تمدن هاست.
وجود حوزه عمومی و تفکیک آن از حوزه خصوصی و دولت جزء اساسی جامعه مدنی است. حوزه عمومی فضایی است حقیقی یا مجازی که افراد خصوصی در آن به بحث و گفت وگوی عقلانی درباره مسائل مورد علاقه می پردازند تا به توافقی دست یابند. دسترسی برابر همه افراد به این حوزه، آزادی در طرح همه گونه مباحث و عدم دخالت قدرت در این مباحث جزء شروط ضروری آن است. ما در این مقاله وجود حداقل شرایط ضروری برای حوزه عمومی را در چند تشکل دانشجویی بررسی کرده ایم.
موضوع این مقاله تحلیل و تبیین واقعیت اجتماعی شهروندی در ایران پس از انقلاب اسلامی است. هدف مقاله به دست دادن تحلیلی جامعه شناختی از فرایند شکل گیری شهروندی در ایران همراه با سازو کارهای شکل دهنده شهروندی است. همچنین شکل بندی اجتماعی این پدیده مدرن در ایران پس از انقلاب 57 نیز از حیث "" نوع اجتماعی، محتوای اجتماعی، شکل اجتماعی و قلمرو اجتماعی"" شهروندی در ابعاد "" مدنی، سیاسی و اجتماعی"" آن مدنظر قرار گرفته است. چهارچوب نظری مقاله نظریه اجتماعی شهروندی و روش آن جامعه شناسی تاریخی است و در آن به طرح سه پرسش از ماهیت فرایندهای موثر بر شکل گیری شهروندی و ساز و کارهای تاثیرگذار آن و ساختارهای شکل بندی شهروندی و نیز سه فرضیه مرتبط با آن پرداخته شده است.
این فرضیه ها ناظر به اثرگذاری گفتمان قوانین موضوعه و قانون اساسی، جهت گیری های برنامه های توسعه و همچنین شکل گیری تقاضاهای سیاسی ـ اجتماعی مدرن است.
تحقیق حاضر با تاکید بر عنصر رابطه ای به مطالعه انزوای اجتماعی می پردازد و علل و پیامدهای آن را مورد بررسی قرار می دهد. این تحقیق از نوع پیمایشی است که طی آن با 734 نفر از شهروندان تهران و کرمان بین سنین 20 تا70 سال مصاحبه شده است. حجم نمونه به ترتیب برای دو شهر مذکور معادل 530 و 204 نفر می باشد. برای تحلیل داده ها از مدل سازی خطی سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای سطح توسعه اقتصادی ـ اجتماعی منطقه و ثبات ساکنان در سطح ساختی و اعتماد، امنیت و تعدد گره ها و هویت ها در سطح فردی اثرات موثر و معنی داری بر روابط اجتماعی دارند. همچنین سطح روابط اجتماعی به نوبه خود تاثیر مؤثر و کاهنده ای بر احساس تنهایی و احساس عجز نشان می دهند.
پایین بودن میزان مشارکت مدنی شهروندان ایرانی به ویژه زنان یکی از مسایل اساسی جامعه در حال گذار امروزی ایران است که بدون شناخت موانع و برنامه ریزی در جهت ارتقای کم و کیف آن مدیریت تضادهای اجتماعی و ساماندهی نظم و توسعه کشور اگر غیرممکن نباشد، حداقل بسیار مشکل خواهد بود. موضوع این مقاله مشارکت مدنی زنان و هدف توصیف و تحلیل جامعه شناختی آن در جهت شناخت سهم هر یک از عوامل در تبیین و پیش بینی میزان ارتقای آن در ایران است. در بخش نظری بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی دیدگاه ها و مرور منابع تجربی موجود یک چارچوب مفهومی تلفیقی و نوین تنظیم گردیده و در قالب آن پرسش های اساسی و فرضیه های اصلی مطرح شده است. در بخش روش شناسی نیز ضمن اشاره به تعریف مفاهیم، نحوه مقیاس سازی ها و شیوه سنجش روایی و پایانی ابزار اندازه گیری، جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه و تکنیک های گردآوری و تحلیل داده ها معرفی شده است. در بخش توصیف و تحلیل داده ها ضمن اشاره به مشخصات محیط های اثباتی و هنجاری محل زندگی زنان در استان ها و شهرستان های کشور در سطح کلان، وضعیت خاص اجتماعی شدن زنان در محیط های قومی و خانوادگی در سطح میانی، و نیز ورودی های حاصل از فرایند اجتماعی شدن زنان از لحاظ موقعیت و نقش در جامعه، احساس از محیط هنجاری، پنداشت از اعیان فرهنگی و اجتماعی، ارزش ها و نگرش ها، هویت اجتماعی، میزان رشد نظام شخصیتی و خروجی های نظام شخصیتی از جمله آمادگی آنان برای عمل تشریح گردیده است. علاوه بر توصیف کم و کیف مشارکت مدنی زنان رابطه آن با هر یک از عوامل فوق الذکر در سطوح کلان، میانی و خرد تحلیل و سهم هر یک از عوامل اصلی در تبیین و پیش بینی تغییرات آن در سطح ایران تعیین گردیده است. در پایان بر اساس یافته های علمی، پیشنهادهایی در قالب چند راهبرد اساسی به منظور ارتقای کم و کیف مشارکت مدنی شهروندان ایران به ویژه زنان ارایه شده است.
ایدئولوژی های جدید یا تجددی مطابق درکی که اکنون تقریبا بین اهل نظر اجماعی است جایگزین ادیان سنتی بوده و دیانت های دنیا گرا می باشند. با این حال این دیانت های دنیایی در قیاس با دیانت های که تلاش داشته و دارند تا جایگزین آن ها شوند از جهات متعددی دچار مشکل و نقصان و دشواری اند. از مهم ترین این نقص ها و دشواری ها عدم توانایی این ایدئولوژی ها در ایجاد جنبش های اجتماعی، بسیج سیاسی مردم، نفوذ گسترده، جاگیر و پایدار در میان آن ها، جلب همکاری شان و به ویژه ترغیب انسان ها به فداکاری، ایثار و جانفشانی است. اما از این حیث در میان تمامی ایدئولوژی های تجددی یک استثنا هم وجود دارد. با این که در قیاس با ادیان، ملی گرایی همچنان در رتبه پایین تر قرار دارد و بخش مهمی از توانایی و قوت خود در ایجاد حبس های اجتماعی و نفوذ میان مردم، بسیج آن ها، ترغیب شان به فداکاری، گذشت و جانفشانی را وام دارآن هاست، اما به هر حال تفاوت این ایدئولوژی در جهات مورد بحث با سایر ایدئولوژی های دنیا گرایانه کاملا برجسته تا حد استثنا می باشد. بر پایه همین ویژگی هاست که از قوت ملی گرایی در ایجاد جنبش های اجتماعی و تاثیر تاریخی در قیاس با سایر ایدئولوژی های تجددی سخن گفته می شود. این مقاله با بررسی ویژگی های ایدئولوژی های ملی گرا استدلال می کند یک چنین تصوری در باب ایدئولوژی ملی گرایی علی رغم این حقیقت، به خطا و اشتباه شکل گرفته است. از این رو به جای آن که برله ((قوت ملی گرایی)) استدلال کند بر علیه آن و برله آن چه ((ضعف ملی گرایی)) خوانده شده به اقامه برهان می پردازد.
دستگیری صدام فصل تازهای را در تاریخ محاکمات کیفری بینالمللی گشود . پس از اظهار نظرهای گوناگون در موردشکل و نوع محاکمه صالح ، سرانجام شورای حکومتی عراق تصمیم به محاکمه صدام در یک دادگاه داخلی با عنوان « دادگاه ویژه عراقی » گرفت و اساسنامه این دادگاه در 10 دسامبر 2003 به تصویب رسید . این دادگاه کار خود را با برگزاری نخستین جلسه تفهیم اتهام در یکم ژوییه 2004 آغاز کرد . مسئله محاکمه صدام و شماری از سران حزب بعث ، نقطه آغاز بحثهایی در مورد نحوه موضعگیری ایران در این باره است . ...