این مقاله در پی شناسایی و یافتن مشترکات و تفاوت های دو فرآیند ترجمه و تفسیر قرآن است. نگارنده در راستای بیان پیوستگی های ترجمه و تفسیر در زمینه هایی چون: روند رو به رشد و تکاملی ترجمه و تفسیر قرآن در گذر زمان، تأثیر پیش باورهای کلامی، فقهی، ادبی و ... نیازهای مشترک چون پرهیز از دخالت دادن تئوریهای علمی و گرایشهای شخصی، تأویل متشابهات در ترجمه و تفسیر و نیز مبادی همسان چون لایه های معنای سخن خداوند، تعدد و وحدت مراد در کلام الهی، فهم سخن خداوند، اختلاف، تواتر و تعارض قراءت های قرآن، مبادی استدلالی کشف مراد خداوند به عنوان حلقه پیوست ترجمه و تفسیر نام می برد. در زمینه ناهمسانی های ترجمه و تفسیر از عرصه ساختار و آمایش، گوناگونی شیوه بیان، اسلوب بلاغی و سایر آرایه های کلامی سخن به میان آورده است و در پایان نتیجه می گیرد که نقاط اشتراک ترجمه و تفسیر و نیازهای مشترک آن دو بیشتر از نقاط آنهاست.
این مقاله به دغدغه تأمین سلامت معنی در ترجمه، بویژه ترجمه قرآن می پردازد. در این راستا عناوینی چون: نیاز به ترجمه، رویکرد معنی گرایانه، ترجمه تفسیری، اهمیت برابری معنایی در ترجمه و بایدها و نبایدهای مربوط به انتقال درست معنی توضیح داده می شود. سپس پیش نیازها و بایدها و نبایدهای مترجم در چهار محور زیر ارائه می شود: 1- متن شناسی با زیر مجموعه هایی چون خودسانسوری فرهنگی مترجم، متن به عنوان واحد ترجم، شناخت زبان عربی و آشنایی با دانشهای مربوط به آن، آشنایی با علوم قرآنی، توجه به پیوستگی معنایی آیات، سنت شناسی و موضوع شناسی. 2- تخصص در زبان مقصد و راز و رمز هدایت آن. 3- توانایی تخصصی مترجم در تئوری شناسی و تجربه عملی ترجمه و نویسندگی. 4- تعامل جمعی و مشارکت افراد و تخصصها در آفرینش ترجمه. در پایان از عدم وفاداری ترجمه های موجود در انتقال مؤثر معانی آیات هم یاد شده است.
این مقاله به بررسی تفسیر عرفانی و ریشه های آن می پردازد. نویسنده در آغاز به توضیح مفاهیم مورد بحث پرداخته. در این راستا عناوین: تفسیر و تطبیق، تأویل و تنزیل، زبان عرفان، زبان قرآن را توضیح می دهد. آنگاه از شیوه های تفسیر سخن می گوید. تفسیر عرفانی و تفاوت آن با تفسیر باطنی را با بیان نمونه هایی از تفسیر عرفانی تبیین می کند. ریشه های تفسیر عرفانی موضوع دیگری است که نویسنده به تحلیل آن پرداخته و در پایان به ارزیابی و داوری نسبت به تفسیر عرفانی می نشیند. کلید واژهها: تفسیر عرفانی، تفسیر باطنی، تطبیق، تأویل، تنزیل، زبان عرفان، زبان قرآن.
تفسیر عرفانى شیوهاى از شیوههاى تفسیر قرآن مجید است که باید به دقت مورد بررسى قرار گیرد تا حقیقت، ضرورت و ارزش آن آشکار گردد. بى شک هر نوع شتابزدگى و افراط و تفریط در مورد این موضوع پیامدهاى ناپسندى به دنبال دارد. در این نوشتار کوتاه مىکوشیم به اندازه توان اندک خویش. مسایل زیر را به بحث بنشینیم: 1 - درنگى در عناوین و مفاهیم. 2 - نگاهى به شیوههاى تفسیرى؛ تفاوت تفسیر صوفى و باطنى. 3 - نمونههایى از تفسیر عرفانى. 4 - ریشههاى تفسیر عرفانى. 5 - عرفان و تفسیر عرفانى در ترازوى نقد. 6 - جمع بندى و نتیجهگیرى
در این نوشتار مبانى و روش هاى تربیت دینى از نگاه قرآن بحث مى شود. نویسنده نخست از روش هاى تربیت سخن گفته و از عناوینى چون حکمت عیار سنجش فضیلت اخلاقى جهت بخشى، برنامه ریزى، به گزینى، بهره گیرى از پیش آمدها، الگو نمایى، یادآورى، تهدید، داستان سرایى و عادت سازى یاد مى کند. در بخش دیگر مقاله، انسان شناسى تربیتى به عنوان مبانى تربیت مطرح شده و از ویژگى هاى انسان سخن به میان آمده است.
در این نوشتار نویسنده به معرفى امکانات و قابلیت هاى نرم افزارى قرآنى »جامع تفاسیر نور« مى پردازد. روند تهیه، هدف تولید، تعداد کتابهاى موجود، تعداد تفاسیر و ترجمه ها، لغت نامه ها،، قابلیت تنظیم، امکانات برنامه، قابلیت هاى صوتى و تصویرى و ویژگى هاى دیگر نرم افزار، موضوعاتى است که نویسند از آن سخن گفته است.
در این مقاله سعی شده است چگونگی شکل گیری نظریات اقتصاد کلان و سیر تحول و تطور مکاتب کلان اقتصادی، جایگاه تاریخی، فروض و محیط نظریه پردازی نظریات کلان مرور و تبیین شود، لذا ابتدا شرایط تاریخی، اجتماعی و اقتصادی پیدایش اقتصاد کلان و علت تاخیر آن از اقتصاد خرد بررسی می شود. سپس، «انقلاب کینزی» و تدوین چارچوبهای توابع کلان به بحث گذارده خواهد شد. پس از آن، الگوی ساده کینزی را با فروض و شرایط آن معرفی کرده و خاطرنشان می کنیم که این الگو مختص دهه 1930 در شرایط وجود ظرفیتهای بیکار فراوان است. پس از آن، الگوی «هیکس- هانسون» و شرایط و فروض مربوط به آن را بررسی می کنیم. سپس، به دوره رواج تحلیلهای عدم تعادل کلان اشاره می شود و پس از آن، به دیدگاه های «فریدمن» درشرایط اواخر دهه 1960 و دهه 1970 و شرایط و فروض نظریه پردازی وی پرداخته خواهد شد. سپس «نظریه انتظارات عقلایی» و شرایط و فروض مربوط به آن مورد بحث قرار گرفته و به دنبال آن، فروض محوری نظریه های کلاسیکهای جدید، چرخه های تجاری حقیقی و کینزیهای جدید مطرح خواهد شد. در پایان نیز نظریه های گروه اقتصاددانان بعد کینزی مرور می شود. از رهگذر این بررسی، ایده ها، مکاتب و الگوهای متفاوت با فروض و شرایط متفاوت مورد بحث قرار گرفته و مجموعه ای از روابط علی و معلولی مربوط به شرایط متفاوت در چارچوب نظریات کلان مرور می شود. هدف از تدوین این مقاله، مطالعه آن برای دانشجویان در درک بهتر موضوعات کلان و اساسا جایگاه و ماهیت اقتصاد کلان است.
در مقاله حاضر ارتباط عمودی محتوای کتاب های درسی جدید التالیف حرفه و فن دوره راهنمایی تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بوده است. جامعه آماری شامل سه کتاب حرفه وفن پایه های اول، دوم و سوم راهنمایی چاپ سال تحصیلی 82-81 می باشند که هر سه به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزار جمع آوری داده ها دو فرم محقق ساخته؛ تحلیل و دسته بندی محورهای محتوایی و تحلیل ارتباط عمودی محتوا بوده است. داده های پژوهش، در آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. عمده ترین یافته های پژوهش عبارتند از:
1- از 61 محور محتوایی ارایه شده در کتاب حرفه وفن پایه اول، 21 مورد با محتوای کتاب پایه دوم و 15 مورد نیز با محتوای کتاب پایه سوم ارتباط عمودی داشته است همچنین، از 51 محور محتوایی جدید ارایه شده در کتاب حرفه و فن پایه دوم (نسبت به کتاب پایه اول)، 7 مورد با محتوای کتاب پایه سوم ارتباط عمودی داشته است. 2- از 43 مورد، ارتباط عمودی موجود بین محتوای کتاب های حرفه و فن دوره راهنمایی 21، مورد به صورت تداوم و 22 مورد نیز به صورت توالی بوده است. 3- از بین انواع توالی؛ سازماندهی مارپیچی 7 مرتبه، توالی عینی به ذهنی 6 مرتبه، توالی ساده به پیچیده 5 مرتبه و توالی کل به جز 4 مرتبه مورد استفاده قرار گرفته است. 4- بیشترین میزان ارتباط عمودی به ترتیب بین محورهای محتوایی کتاب های حرفه و فن پایه اول با دوم؛ اول با سوم و دوم با سوم بوده است. 5- در مجموع تنها 24.8 درصد از محورهای محتوایی مطرح شده در سه کتاب مذکور با یکدیگر ارتباط عمودی داشته اند.