"دادگاه ویژه عراق نهادی است که بر اساس قانون داخلی عراق برای محاکمه اتباع عراقی یا اشخاص مقیم این کشور که متهم به نسل کشی، جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و سایر جرائم و جنایات جدی ارتکابی بین سالهای 1968 و 2003 هستند، تشکیل شدهاست. اساسنامه این دادگاه در تاریخ 10/12/2003 به تصویب شورای حکومتی عراق رسید. این دادگاه ملت عراق را برای ایجاد و بنیانگذاری ابزار حقوقی و قانونی مناسب برای اثبات حقوقشان و آشکارسازی این حقیقت که طی سالهای گذشته چه اتفاقی افتاده است به رسمیت شناخت.
هدف تنظیم کنندگان اساسنامه این بود که تا حد ممکن با رعایت معیارهای بینالمللی مربوط به فرایند قانونی رسیدگی، بر جنایات ارتکابی بر اساس حقوق بینالملل (از قبیل نسل کشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت) نیز تمرکز کنند. هدف این نوشتار بررسی و کنکاش در مورد موفقیت یا عدم موفقیت اساسنامه در رعایت معیارهای بینالمللی در پرتو حقوق بینالملل کیفری است."
"در این پژوهش، تاثیر خودمهاری دانش آموزان بر جو روانی- اجتماعی کلاس های دختران و پسران بررسی شده است. امروزه، پژوهش های پرورشی و آموزشی، به جای تمرکز بر پی آمدهای آزمودنی و استاندارد شده مانند هوش و استعداد تحصیلی، بر جنبه های پیرامونی فرآیند یادگیری متمرکز شده است. به گونه ای که پژوهش های فراوانی نقش و تاثیر فرآیندهای شناختی و عاطفی فراگیر آن را بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس کرده اند. توانایی دانش آموزان در خودمهاری، از متغیرهای مهم تاثیرگذار بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس است که در این پژوهش تاثیر آن بر ابعاد برخورد (اصطکاک)، همبستگی، انضباط، و رقابت در جو روانی کلاس بررسی شده است. برای این کار، 494 دانش آموز دوره راهنمایی (240 پسر و 254 دختر) در شیراز به شیوه تصادفی گزیده شدند و به پرسش نامه های جو روانی کلاس و مقیاس خودمهاری پاسخ گفتند. یافته ها نشان داد که تاثیر دادوستدی خودمهاری و جنسیت بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس معنادار است
"
"این پژوهش به بررسی کیفی توانایی نقشه خوانی کودکان می پردازد و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا کودکان کوچک تر از هفت سال توانایی شناختی و دریافت روابط فضایی را برای نقشه خوانی محیط پیرامون خود دارند؟ و ایا توانایی مسیریابی و نقشه خوانی کودکان زیر هفت سال در همه فرهنگ ها یکسان است؟ در این پژوهش، نمونه ئی با 144 کودک چهار تا پنج ساله از مهدکودک ...
"
تکاپوهای اجتماعی زنان ایران چه در دوران ماقبل تجدد و چه بعد از آن، همواره دچار آسیبهای جدی بوده است. هرچند مشروطیت بهره مند از حضور اجتماعی زنان بود اما نتایج قابل اعتنایی برای زنان نداشت. پس از آن در دوران رضاخان حقوق اساسی زن، براساس تجدد سطحی و فرمایشی، به حضوری ظاهری در اجتماع تقلیل یافت و در اواخر دوران پهلویها به ابزاری برای پرستیژبخشیدن به چهره بزک شده جامعه ایران تبدیل شد. حضور زن در مجالس قانونگذاری دوران پهلوی دوم نیز صرفا جنبه ای نمادین داشت و فاقد مولفه های یک تحول ریشه دار اجتماعی بود.
علامه قزوینی که جایگاه رفیعش در ادبیات ایران نه تنها در میان ایرانیان بلکه در میان سایر ایران دوستان و ایران شناسان هم پرپیدا است، از جمله نوابغ و نخبگانی است که در جریان مشروطیت، به شایستگی و بایستگی دخالت کرد و شاعر ملی ایران لقب گرفت. او خود از مریدان شیخ فضل الله نوری(ره) بود و در مکاتباتش با شیخ، خودش را خانه زاد معرفی می کرد. قزوینی از پاریس نامه ای طویل برای شیخ فرستاد که مشروحی از مواضع مطبوعات و محافل خارجی در قبال نهضت مشروطه ایران را بازگو می کرد. این نامه که گویا به سفارش شیخ فضل الله تتبع و نگارش یافته و قرار بود سلسله وار تداوم یابد، دارای اهمیت تاریخی است. به قول علامه قزوینی، تا قبل از ماجرای مجلس و مشروطه، هر سه ماه به سه ماه خبری از ایران در جراید اروپا نبود، اما ازآن به بعد جریده های اروپایی لحظه به لحظه اوضاع ایران و مجلس نوبنیاد ملی را در صفحات خود منعکس می کردند. البته این مساله نشان دهنده تیزشدن شامه منفعت پرستی دول غربی بود، اما درعین حال حساس شدن فعالیتهای ایرانیان را نیز نشان می داد.
انقلاب مشروطیت ایران، تاثیرات متفاوتی در طی فرایند خود بر بخشهای مختلف جغرافیای سیاسی و انسانی ایران باقی گذاشت. از جمله در مورد وضعیت سیاسی و اجتماعی کردستان در این مقطع، باید گفت، خطه مذکور حتی از دستاوردهای اولیه مشروطه نظیر تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی بی نصیب ماند. البته شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کردستان در به دورماندن از دامنه های وسیع انقلاب مشروطه بی تاثیر نبود. کردستان به لحاظ هم مرزبودن با عثمانی و مواجهه دائم با تعرضات مرزی و نیز به لحاظ نوع مذهب و همچنین طی نکردن مرحله گذار از فئودالیسم به بورژوازی، در مقایسه با مناطقی همچون خراسان، آذربایجان، مازندران و فارس، تعامل کمتری با جریان مشروطیت پیدا کرد و همین مساله پیامدهای سیاسی و اجتماعی زیادی را برای مناطق کردنشین ایران به همراه داشت. یکی از مهمترین این پیامدها شکل گیری جریانهای ضدمشروطه در میان کردها و در نتیجه فراهم آمدن زمینه های اغتشاش و ناامنی در غرب ایران بود. در مقاله زیر مطالب بیشتری در این باب ملاحظه می فرمایید.
درخصوص مسائل زنان و جنبشهای فمینیستی، رشته های علمی بسیاری چون مردم شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، فلسفه، حقوق و حتی ادبیات، هنر، زیست شناسی و... درگیر مساله هستند. تحول در وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در دوره معاصر، بیش ازهرچیز بازتاب انقلاب صنعتی اروپا بود اما درعین حال به تناسب شرایط مختلف کشورها و مناطق، از ویژگیهای بومی نیز متاثر شده است. زنان ایرانی مشخصا در جنبش تنباکو و سپس انقلاب مشروطیت به صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وارد شدند، در دوره رضاخان واقعه کشف حجاب به وقوع پیوست، در سال 1341 به حق رای و حق انتخاب شدن دست یافتند و نهایتا وقوع انقلاب اسلامی و سپس هشت سال جنگ، نقطه عطف بسیار مهمی را در مسائل مربوط به آنان به وجود آورد. ایران به عنوان کشوری اسلامی و به ویژه شیعی، مسائل خاص بسیاری را در عرصه مباحث و حقوق زنان پیش می کشد. در کنار بسیاری مسائل دیگر، مبحث فقه شیعی و دیدگاه آن درخصوص جایگاه زنان، به ویژه با نظر به بحث اجتهاد و امکان بهره گیری از آن در راستای ایجاد انعطاف در حقوق مربوط به زنان، توجه خاصی را به خود معطوف کرده و سیمایی متفاوت به فعالیتهای زنان ایران داده است. درواقع باید گفت جنبش زنان ایران ضمن شباهت با جنبشهای دیگر زنان جهان، پاره ای ویژگیهای خاص خود را نیز دارد و این ویژگیها به ویژه در مقایسه با کشورهای اسلامی درحال توسعه، از اهمیت خاصی برخوردارند.در این شماره ماهنامه، طی گفت وگویی با سرکار خانم منیژه ربیعی، سیر تحول حضور اجتماعی زن در ایران معاصر را مورد بررسی قرار داده ایم و امیدواریم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد.خانم ربیعی رودسری، دانشجوی دوره دکتری تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی و عضو هیات علمی بنیاد دایرهًْ المعارف اسلامی، تاکنون تحقیقات علمی ارزشمندی را در زمینه مسائل مختلف تاریخی ارائه داده است که از جمله می توان به حاصل فعالیتهای ایشان در بخشهای قاجار و سپس شبه قاره هند در دایرهًْ المعارف بزرگ اسلامی اشاره کرد. چاپ حدود صد مقاله در دانشنامه ها و مجلات گوناگون و نیز تالیف کتابهایی چون ناصرالدین شاه، کلیمیان ایران، بانک و بانکداری، سادات مرعشی، انقلاب مشروطیت، شاه سلطان حسین و نشان حیدری از جمله تحقیقات تاریخی ایشان است.
با مطالعه تاریخ می توان چند محور اصلی را برای آوردن زنان به صحنه اجتماع برشمرد. این محورها که در عرصه های گوناگون سیاسی، مذهبی و آموزشی پدیدار می شوند، در حقیقت اولین تکاپوهای زن ایرانی برای به دست آوردن حقوق اجتماعی را منعکس می کنند. زنان در مقطع نهضت مشروطیت، با اقدام به حضور و فعالیت گسترده در اجتماع از طریق راه اندازی مجامع، جراید و تاسیس مدارس دخترانه و... فعالیتهای اجتماعی خود را آغاز کردند و مقاله زیر به بررسی این مساله می پردازد.
هنری مارتین، ژوزف ولف، و رابرت بروس از جمله مبلغان کارآزموده و سرشناس مسیحی بودند که هرکدام دوره ای از فعالیت تبلیغی خود را در ایران سپری کردند و در گسترش جنبش نوین مسیحی در ایران سهم عمده ای داشتند. آنان علاوه بر فعالیتهای دینی و فرهنگی و انجام خدمات رفاهی مانند کمکهای پزشکی و آموزشی در ایران، با نگارش سفرنامه های خود در شناخت ایران برای دنیای غرب سهیم شدند. مطالعه در مورد انگیزه ها و شیوه های تبلیغی آنان در ایران ما را در باور متداول درباره سکولاربودن تمدن غربی دچار تردید می کند؛ چراکه به خوبی معلوم می شود مبلغان مذکور تحت حمایت اشخاص و نهادهای سیاسی استعمار در کار خود موفقیتهایی به دست می آوردند و این می تواند موجب این سوال شود که چرا استعمار و مسیحیت دست در دست یکدیگر به سیاحت و نفوذ در شرق می پرداختند و چه رابطه تنگاتنگی میان آنها وجود داشته است؟ تفصیل جالبی پیرامون این موضوع در مقاله زیر فراهم گردیده است که تقدیم شما می گردد.
نگاه استراتژیک ایران و روسیه به یکدیگر از چندین قرن پیش تاکنون، همواره متحول شده اما این تحول از اهمیت آنها برای یکدیگر هیچ نکاسته است. هرچند در مجموع حافظه تاریخی ایرانیان از تعدیها و دشمنیهای همسایه شمالی همیشه رنجور بوده اما به هرحال نکته های مثبتی را نیز می توان در گذشته، حال و آینده روابط دو کشور مشخص نمود. فروپاشی شوروی و استقلال یافتن کشورهای آسیای میانه، باعث ایجاد نظام تک قطبی در عرصه بین الملل و نیز نفوذپذیری آسیای میانه گردید و در نتیجه آن، میان ایران و روسیه فعلی اشتراکات استراتژیک تازه ای به وجود آمد؛ چنانکه مقابله با یکجانبه گرایی امریکا و ممانعت از نفوذ سرمایه داری غرب به منطقه و همچنین جلوگیری از توسعه ناتو به شرق را می توان دراین راستا برشمرد. مقاله حاضر به بررسی این مسائل می پردازد.
مخدر کشور توسط وی، بر هیچکس پوشیده نیستند اما شهبازی با سکوت درخصوص اشرف، تمام تلاش خود را متوجه انحرافات فرح دیبا و اطرافیان وی میسازد. او بخش زیادی از کتابش را به شرح جزئیات اعمال و قصد و غرضهای فرح اختصاص داده و در این راه در برخی موارد کموبیش از جاده انصاف نیز خارج شده است.
شهبازی فرح را اینگونه معرفی میکند: «فرح دختر یک سروان (گروهبان) ژاندارمری بود که به مرض سل درگذشته بود. بازماندگان او (یعنی فرح و مادرش فریده دیبا) زندگی رقتباری داشتند و با راهانداختن خانه فساد و قمار، زندگی خود را سروسامان دادند. سرگرد عطاءالله نوبخت که جمعی گارد سابق بود، به یکی از فامیلهای خودش که ناهید دالایی نام داشت، در سال 1344 گفته بود که فریده دیبا که حالا مادر گرامی علیاحضرت است، بعد از مرگ شوهرش بهخاطر فقر، با حمایت دوستان خانوادگیاش از جمله تیمسار شاهخلیلی که در آن زمان رئیسپلیس تهران بود، در خیابان عینالدوله یک قمارخانه خصوصی را اداره میکرده است.» (صص222 و 221)
هرچند در اصول مشروطیت ترقی کشاورزی، صنعت و تجارت برای بهبود معیشت مردم صراحتا لحاظ شده بود و اساسا اضمحلال اقتصاد ملی ایران در دنیای نوین استعماری یکی از زمینه های اصلی شوریدن بر خودکامگی دربار و درانداختن طرح مشروطیت بود، بااین همه پس از پیروزی مشروطیت آنچه کمتر از هر چیز مورد اصلاح و تحول قرار گرفت، اقتصاد بود. پس از مشروطه سرنوشت اقتصاد ایران همچنان به پریشانی رقم خورد و در کشاکش رقابتهای سیاسی داخلی و خارجی، تاریخ ایران پس از مشروطه بحرانهای اقتصادی بزرگی را تجربه کرد. طرحها و برنامه های موقت اقتصادی مجلس مشروطه عملا کاری از پیش نبردند و نتوانستند ساختار متناسب و مستحکمی برای اقتصاد ایران ایجاد کنند و سرانجام همه چیز با هم در گردابی مهیب فرو رفت.
حکایت «مشروطیت در مازندران» با حکایت آن در بسیاری از ایالتهای دیگر ایران آن روز متفاوت بود. هم دسته بندی های مشروطه خواهی و استبداد، نمایان و چشمگیر بود و هم پس از پیروزی مشروطیت غائله همچنان ادامه داشت؛ چنانکه حتی بر سر انتخاب وکیل برای مجلس شورای ملی اختلافات و کشمکشهای فراوانی رخ می داد. ماجرای اختلاف بین ساروی ها و بابلی ها بر سر فرستادن وکیل به طهران که در نهایت موجب رویارویی و مخالفت ساری با مشروطه شد، از جمله این حکایتها است. این اختلافات باعث بی ثباتی اوضاع مازندران و سربرآوردن سرکردگان محلی برله یا علیه مشروطیت و دولت مرکزی شده بود؛ چنانکه هر حاکمی از سوی دولت مشروطه به مازندران منصوب می گردید، در نهایت منفعل و مستاصل می شد. در نوشتار زیر با جزئیات بیشتری از تاریخ مشروطیت مازندران آشنا می شوید.
ارتش به عنوان یکی از ارکان اصلی دولت مدرن که گویای انحصار قوه قهریه آن می باشد، نقشی کلیدی در ساختار جامعه و حکومت جدید و روابط متقابل آنها دارد. اروپاگرایی پهلویها در ابعاد مختلف حیات فردی و جمعی به قصد کسب هویت و قدرت، موجب گردید که به رغم وجود پتانسیلها و جوشش احیاگریهای بومی، اصلاح ضعف و سستی در کشور نه تنها به استقلال و خویشتن شناسی منجر نگردد، بلکه انفصال و بیگانگی با ریشه های هویت و قدرت را در کشور به دنبال آورد. نتیجه آنکه نه از دستاوردهای سنت استفاده شد و نه مدرن، هضم و فهم گردید. در چنین وضعیتی، ارتش به لحاظ صوری، مدرن، اما در ماهیت، غیرمدرن بود. نکته مهم آن است که ورود خواسته و ناخواسته نیروهای متنوع اجتماعی در ساختار پرسنلی ارتش نوین، به تدریج شناخت و رابطه جدیدی میان جامعه و حکومت برقرار کرد که سامان یابی دولت و ملت در این دوره را توضیح پذیر می سازد. در مقاله پیش رو، تغییر ساختار در ارتش و ناکامی ارتش نوین به عنوان ارتشی کارآمد و حافظ منافع ملی بررسی شده است.