در بیست سال گذشته، افراد بسیاری از کاربرد ساخت گرایی 1 در تدریس آگاه شده اند، آن را جانشین تدریس سنتی کرده اند و امروز پس از گذار از عصر رفتار گرایی و رشد شناختی به مقبولیت آن در عرصه آموزش و پرورش پی برده اند. با این وجود دلالت های معنایی و کاربردی ساخت گرایی برای یاددهی/ یادگیری و تدریس دروس مختلف بسیار متنوع، نامنظم و با شبهه و ابهام مواجه بوده است. نمونه های عملی کاربرد ساخت گرایی توسط معلمان و دانش پژوهان آنقدر شفاف نبوده که معنای واقعی آن در یاددهی/ یادگیری را بشناساند. در این مقاله، ذات گرایی در یادگیری به عنوان جانشین شفاف تر، کامل تر و مدلل تر ساخت گرایی معرفی شده و ادعا می شود که آن نظریه به دور از کم و کاست های ساخت گرایی می تواند ذات یادگیران را محور تلاش های آموزشی همه موضوع ها و رشته های درسی قرار دهد و موجب تاثیرات آموزشی و پرورشی عمیقی گردد. این مقاله با مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای برای الگوی ذات گرایی در تدریس به جای معلم محوری و محتوا محوری فراهم می آورد، نمودهای عمده ذات گرایی را از تحلیلی برخی از زمینه های نظری موضوع کشف و فهرست می کند، به منظور عملیاتی کردن نمودهای ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری نحوه استفاده از چهار خانواده الگوهای تدریس را معرفی می کند، حرکت به سوی استفاده از ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری را آغاز می کند، برای نشان دادن اجرایی بودن الگوی ذات گرایی و بستر خیزش دارا بودن قابلیت تحول آموزشی آن، نمونه هایی از تدریس علوم تجربی سال های سوم و چهارم ابتدایی، جغرافیای پنجم ابتدایی، زبان انگلیسی و عربی و خواندن و نوشتن سال اول ابتدایی که در آنها از این الگو استفاده شده و با روش نیمه تجربی سنجیده شده اند را معرفی می کند. و سرانجام بیان پیشنهادها و توصیه ها پایان بخش مقاله می شود.
این مقاله به بررسی هدف مولانا از بیان داستانهای حیوانات می پردازد و تاویلهای خاص او را در این داستانها نشان می دهد. بیش از 50 حکایت در مثنوی با بهره گیری از حیوانات شکل گرفته و مولوی تقریبا از 38 نوع حیوان برای تاویل افکار و اندیشه هایش استفاده کرده است. این حیوانات شامل پرندگان، حیوانات وحشی، اهلی، دریایی و حشرات و... هستند. خر در 7 و باز، شیر، گاو و سگ هر کدام در 5 داستان بیشترین بسامد را دارند. در میان 38 شخصیت حیوانی مذکور، 31.5 درصد، پرندگان، 39.5 درصد حیوانات وحشی و صحرایی، 16 درصد حیوانات اهلی و خانگی، 5 درصد حشرات و 8 درصد حیوانات دریایی وجود دارند. از نمادگشایی این داستانها حدود 76 تاویل - که اغلب مربوط به خداوند، انسان کامل، انسان زمینی و اوصاف ذمیمه اوست - به دست می آید. عمده این تاولیها به مفاهیم ارزشمندی پایان می پذیرد؛ مانند داستان روح انسان، مرگ و معاد و رستاخیز، داستان حضرت حق و اولیا و انبیا و مخالفان آنها، برتری حواس باطن بر حواس مادی و ظاهری، نگه داشتن خداوند بندگان شایسته خود را، آداب دعا کردن، مقایسه عارفان و ظاهربینان و دهها مفهوم ارجمند دیگر. مولانا در تاویلات خود از این داستانها مفاهیم عمیق عرفانی و معانی پیچیده حکمت بشری را طرح می کند. در بسیاری از مواقع این مفاهیم و تاویلات بر داستان غلبه پیدا می کند و مولانا پس از بیان آنها دوباره به داستان بر می گردد و بارها بیان می کند که این قصه ها و تمثیلها نمی تواند آن مفاهیم عمیق را برتابد و خود از عجز تمثیل و داستان مطرح شده در بیان آن معانی اظهار شرمساری می کند. در این پژوهش حیوانات و تاویلات مولوی از آنها دسته بندی شده، بسامد و تکرار آنها معلوم گردیده، سپس با ارایه نمودار و جدولهایی، نتایج تحقیق عینی و ملموستر نشان داده شده است.
چکیده: هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل چندوجهی اسلامی دردرمان افسردگی ومقایسة آن با مدل درمانی شناختی بک است. دو مدل مذکور، از بهترین مدلهای مؤثر در درمان افسردگی شناخته شدهاند. این دو مدل برای دوازده نفر از مراجعان مرکز مشاوره که شرایط مساوی داشته و با مصاحبة تشخیصی براساس علائم DSM-IV افسرده شناخته شده بودند، به کارگرفته شد. چهار نفر با مدل بک و هشت نفر دیگر با مدل اسلامی درمان شدند. همة مراجعان مؤنث بودند. آزمودنیها (هردوگروه) در مرحلة پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسههای چهارم، هشتم و دوازدهم و پس از درمان و در مرحله پیگیری (سه ماه پس از اتمام درمان) مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. مقایسة نمرات پیشآزمون و پسآزمون و مرحلة پیگیری نشان داد که هردو مدل مؤثر بودند، اما تفاوتهای عمدهای ازکاربردهای این دومدل مشاهده گردید. مقایسه نمرههای انفرادی وگروهی نشاندادکه مدل چندوجهی اسلامی درکاهش علائم افسردهخویی بیش ازشناختدرمانی بک مؤثر بوده است. همچنین این مدل، برخلاف مدل شناختی بک که تنها به فرآیندهای شناختی مراجعان میپردازد، به جنبههای شخصیتی ـ رفتاری و معنوی مراجعان نیز میپردازد. مدل اسلامی برخلاف مدل شناختی در درمان افرادی که گرایشات مذهبی دارند، بیشتر مؤثر واقع شد و در مورد افرادی که افسردگی معنایی یا وجودی دارند مفیدتر بود. در مدل چند وجهی اعتقادات مذهبی با مذهب مطابقت داده شده ولی در مدل شناختی، این افکار و اعتقادات کنار گذاشته میشود. این امور باعث تمایز چند وجهی در درمان افسردگی از روش بک گردیده است.
"هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر گسترش هستیشناسی اسلامی بر فعالسازی مؤلفههای هوشبهر هیجانی میباشد. فرضیههای این پژوهش عبارتند از:
1. مداخلة درمانی مبتنی بر هستیشناسی اسلامی در فعالسازی مؤلفههای هوشبهر هیجانی مؤثر است.
2. مداخلة درمانی مبتنی بر هستیشناسی اسلامی در فعالسازی مؤلفههای هوشبهر هیجانی تأثیر متفاوتی دارد. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته عبارت است از:
پرسشنامه هوشبهر هیجانی بار ـ آن (EQ-I) که در ایران توسط دهشیری (1381) هنجاریابی شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، آزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل است. جامعة پژوهش حاضر، مراجعان 35ـ30 ساله زن داوطلب شرکت در برنامة گروهدرمانی بوده است. از بین مراجعان 18 نفر برای شرکت در این برنامه در نظر گرفته شدند که بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (n=9) و کنترل (n=9) جایگزین شدند.
دادهها توسط تحلیل واریانس چندمتغیره یکراهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش نشان داد که این شیوه درمانی در فعالسازی مؤلفههای هوشبهر هیجانی شرکتکنندگان مؤثر بوده است."