مقدمه: پژوهش یکی از مهم ترین راه های تولید اطلاعات است. در نظام پژوهش، کاربردی بودن نتایج پژوهش و ارزش افزوده ی اطلاعات تولید شده دارای اهمیت فراوان است. از شاخص های ارزش افزوده ی اطلاعات، خلاقیت، تولید فناوری جدید، نظریه یا روش جدید، حل چالش ها و ... را می توان نام برد. در این تحقیق سعی شد رابطه ی بین پژوهش های انجام شده با پیشرفت بهداشت و سلامت جامعه در دانشگاه علوم پزشکی لرستان از طریق ارزش سنجی کیفی پژوهش های انجام شده مورد بررسی قرار گیرد.روش بررسی: این تحقیق از دسته ی مطالعات تحلیلی که جامعه ی پژوهش شامل 150 طرح تحقیقاتی انجام شده توسط اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در سال های 1384-1380 بوده است. برای تعیین ارزش افزوده ی اطلاعات تولید شده توسط اعضای هیات علمی از مدل کیفی فضای سه بعدی اطلاعات Boisot که در سال 1998 ارائه شده استفاده گردیده، این مدل یک مدل استاندارد، ساده، قابل قبول در مجامع جهانی می باشد. برای اجرای این مدل، از پرسشنامه ای که روایی آن با نظر افراد متخصص و اپیدمیولوژیست طراحی گردید استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که ارزش افزوده ی اطلاعات حاصل شده از تحقیقات اعضای هیات علمی در فضای مدل Boisot، حداکثر پراکنش ارزش بین حداقل و حداکثر ارزش واقع شده است. مقایسه ی میانگین نشان داد بین مقادیر مؤلفه ی کد شدن درسال های 1384-1380 اختلاف معنی داری وجود ندارد
الجمع بین رایى الحکیمین: افلاطون الالهى و ارسطوطالیس اثر ابونصر فارابى, یکى از برجسته ترین کتاب ها در سنّت یونانى ـ اسلامى فلسفه است که نشان دهنده تلاش فیلسوفى مسلمان براى سازگار کردن آرا و نظرات اصلى دو فیلسوف یونانى است که بعدها, دو مکتب مشّائى و اشراقى در حوزه فلسفه اسلامى, آراى خود را به این دو فیلسوف اسناد مى دادند. این کتاب موجز اما پرمحتوا, جهدِ جامعى است که علیرغم برخى نقاط ضعف هر کتاب فلسفى تحلیلى دوره متقدم ّ فلسفه اسلامى, درخشندگى هاى بسیارى دارد. در این مقاله, ضمن گزارش و تحلیل این کتاب, به نقد این تلاش و میزان توفیق یا عدم توفیق آن در راستاى اغراضى که دارد, مى پردازیم.
همکاری صنعت و دانشگاه بدون شک یکی از زمینه هایی است که در همه کشورها مطرح است. محققان زیادی در باره الگوهای همکاری دانشگاه و صنعت در حال تحقیق و بررسی هستند. یکی از الگوهای مطرح شده در این زمینه الگویی است که بتز (BETZ) آن را در سال 1987 ارائه کرده است. در این مقاله کارکرد این الگو در یک تحقیقات میدانی که در کشورهای چین و کره شمالی به عمل آمده، ارزیابی شده است و با توجه به نتایج مثبت آن سعی شده تا این الگو برای ایران تطبیق داده شود. این الگو در چند پروژه تحقیقاتی مشترک بین دانشگاه و صنعت پیاده سازی است که نتایج مثبتی به همراه داشته است . در انتهای مقاله یکی از تحقیق های مشترک بین دانشگاه و صنعت که نتایج آن کاملاً مثبت بوده است، تحلیل شده است.
اگر ارتباط دانشگاه و صنعت زمانی بسیار حایز اهمیت و ضروری بود، امروزه در اقتصاد نوین و اقتصاد مبتنی بر نوآوری امری حیاتی و اجتناب ناپذیر قلمداد می شود. به طوری که این دو نهاد بازیگران اصلی نظامهای ملی نوآوری قلمداد می شوند و ارتباط باز تعریف شده آنها مهم ترین نقش را در تجاری سازی دستاوردهای علمی و توسعه اقتصادی ایفا خواهد کرد. دانشگاهها در ادامه مأموریتهای آموزشی و پژوهشی سنتی خود، در نظام ملی نوآوری در توسعه فناوری و کارآفرینی مسئولیتهای جدیدی را عهده دار شده و با تولید دانش با ارزش اقتصادی زمینه های نوآوری مبتنی بر دانش را برای بنگاههای اقتصادی و صنعت فراهم کرده اند. خوشبختانه، در کشور ما نیز رویکرد قانون برنامه چهارم توسعه مبتنی بر دانایی است. از مهم ترین الزامات این سبک از توسعه باز تعریف نقش دانشگاه و صنعت و زمینه سازی برای ارتباط درونزا بین این دو نهاد است. برای آسیب شناسی مبانی ارتباط دانشگاه و صنعت باید چرخه عرضه و تقاضای دانش را توسط این دو نهاد به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. دانشگاهها در عرضه دانش عمدتاً در آموزش و تا حدی در تحقیقات بنیادی متوقف بودند که البته، محتوای این آموزش و پژوهش نیز الزاماً بازتابی از نیازهای صنعت نبوده است. در تقاضای دانش نیز صنعت متکی بر دانش فنی خارجی و بی نیاز از دستاوردهای علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی داخل سیاستهای خود را به پیش برده است. این چرخه معیوب روز به روز دانشگاهها را به حاشیه رانده و صنعت را نیز از نوآوریهای فناورانه محروم ساخته است. نتیجه اینکه نظام توسعه فناوری در کشور شکل نگرفته و مفاهیم کارآفرینی و نوآوری در نظام اقتصادی ما جایگاه در خور و شایسته ای پیدا نکرده است. در این مقاله سعی شده است تا به اختصار به برخی عواملی که در چرخه عرضه و تقاضای دانش اختلال ایجاد کرده و موجبات ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت را فراهم کرده اند و همچنین، به ظرفیتهای بسیار مثبت برنامه چهارم توسعه در رفع این موانع و تسهیل این ارتباط اشاره شود.