"به منظور بررسی ادراک خود- کارآمدی دانشآموزان دوره راهنمایی در تعامل اجتماعی با همسالان خود، مقیاس خود- کارآمدی کودکان در روابط اجتماعی با همسالان، توسط 369 نفر(186 دختر و 183 پسر) از دانشآموزان کلاسهای اول تا سوم 4 مدرسه راهنمایی ناحیه یک شیراز تکمیل گردید. حاصل تحلیل عوامل استخراج دو خرده مقیاس به نامهای موقعیت تعارض و بیتعارض بود. ضریب پایایی آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر 87/0 و برای خرده مقیاس های تعارض و بیتعارض به ترتیب برابر 83/0 و 78/0 بودند. پسران نسبت به دختران از نظر نمره کل مقیاس ادراک خود- کارآمدی در سطح بالاتری قرار داشتند (0001/0= P، 47/6=t). در مقایسه دختران و پسران از نظر میانگین نمره خرده مقیاس تعارض، تفاوت معنی داری مشاهده نگردید (N.S، 63/1=t)، اما پسران در موقعیت بی تعارض خود- کارآمدی بیشتری نسبت به دختران گزارش کردند (007/0 =P، 68/8=t). علاوه بر بررسی تفاوت های کلاسی از نظر ادراک خود- کارآمدی، یافتههای مطالعه حاضر با سایر پژوهشهای مرتبط نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهشهای بیشتر ارائه گردیده است.
"
"خدا به عنوان یک مفهوم، می تواند تحول و شکل گیری دین داری شخصی افراد را تعیین کند. در این حوزه پژوهش ها یی که در خصوص مذهب کودکان انجام گرفته است، عمدتاً بارتفاوت های سنی در ادراک مفهوم خدا تاکید نموده و بر نقش تحول شناختی در برداشت کودکان از مفهوم خدا متمرکز شده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی قدرت پیش بینی کنندگی ادراک کودکان از پدر و مادر و خصوصیات دموگرافیک آنان برای ادراک کودکان از مفهوم خدا بود. بدین منظور نمونه ای مشتمل بر 123 نفر از دانش آموزان مدارس ابتدایی نواحی چهارگانه شیراز(55 دختر و 67 پسر) انتخاب شدند تا سه مقیاس محقق ساخته، که به بررسی ادراک کودک از خداوند، پدر و مادر می پردازد را با هدایت مصاحبه گر تکمیل کنند.اعتبار این مقیاس ها با استفاده از روش ثبات درونی (آلفای کرونباخ) محاسبه گردید که برابر با 68/0 می باشد. و روایی محتوایی آن ها نیز احراز گردید. نتایج آزمون رگرسیون گام به گام نشان می دهد که ادراک کودکان از ویژگی های زنانه مادر می تواند به گونه ای مثبت، ادراک آنان را از ویژگی های زنانه خداوند ، پیش بینی نماید. از سوی دیگر برای پیش بینی ادراک کودک از ویژگی های مردانه خداوند ویژگی های زنانه پدر متغیر مناسبی به نظر می رسد. یافته های این پژوهش می تواند در بررسی و بازبینی آموزش مذهب به کودکان مفید واقع شود.
"
پژوهش حاضر، موضوع بحث انگیز چرایی دشواری کودکان 3 ساله در انجام تکالیف باور کاذب را، که جهت سنجش توانایی "نظریه ذهن" به کار می روند، مورد تحقیق قرار می دهد. سوال کلیدی اینست که آیا محدودیت خردسالان در آگاهی محاوره ای، می تواند دشواری آنان را در انجام تکالیف باور کاذب توضیح دهد. بدین منظور، سه آزمایش گزارش می شوند که در آن تعداد 182 کودک سه و چهار ساله ایرانی مشارکت داشتند. آزمودنی ها به مجموعه ای از تکالیف استاندارد و "محاوره ای حمایت شده" باور کاذب، پاسخ دادند. در مجموع، نتایج حاضر، همخوان با تحقیقات غربی، بیان می دارد که در چهار سالگی، کودکان قادر به حل صحیح تکالیف استاندارد باور کاذب می گردند. این نتایج، از این عقیده حمایت می کند که نظریه ذهن، صرف نظر از اختلافات زبانی و فرهنگی، در حدود زمانی یکسانی تحول می یابد. نتایج همچنین نشان می دهند که تکالیف باور کاذبی که از لحاظ محاوره ای مورد حمایت قرار گیرند، کودکان سه ساله را در محاسبه پاسخ صحیح یاری می رسانند. این یافته، دیدگاه پژوهشگرانی را مورد تایید قرار می دهد که معتقدند دشواری سه ساله ها در تکالیف باور کاذب، بیشتر از اینکه نقصی مفهومی در توانایی نظریه ذهن آنان باشد، ناشی از محدودیت های عملکردی آنان می باشد. بر اساس چنین رویکردی، ضرورت دارد تا در تبیین توانایی و عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب، آگاهی محاوره ای آنان، مورد توجه واقع شود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روان سنجی سیاهه ارزیابی آمادگی تحصیلی کودکان پیش دبستانی در حیطه رویکرد به یادگیری برای دانش آموزان پیش دبستانی دختر و پسر عادی و کم توان ذهنی اجرا شد. روش: نمونه مورد مطالعه در این پژوهش تعداد 1193 دانش آموز پیش دبستانی (1022 دانش آموز عادی و 171 دانش آموز کم توان ذهنی) دختر و پسر سازمانهای آموزش و پرورش شهر تهران، شهرستانهای تهران، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، مازندران، مرکزی، همدان و سمنان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب و سیاهه مذکور در مورد آنها تکمیل شد. برای تحلیل سوالها و برآورد ویژگیهای روان سنجی مولفه های پرسشنامه، از مدل کلاسیک آزمون استفاده شد. همسانی درونی مقیاسها با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برآورد شد. یافته ها: ضرایب همسانی درونی مولفه های پرسشنامه به ترتیب برای مولفه کنجکاوی و علاقه 0.95، مولفه پایداری و توجه 0.95، مولفه خلاقیت و نوآوری 0.96، تعمق و تفسیر 0.95 و کل پرسشنامه 0.98 است. در خصوص روایی نیز تحلیلهای مختلفی صورت گرفت از جمله این تحلیلها می توان به تمایزگذاری گروهی اشاره کرد. تفاوت بین میانگین نمرات کودکان عادی و گروه کودکان کم توان ذهنی پیش دبستانی در همه مولفه ها و کل پرسشنامه در سطح 0.001 معنی دار بود. نتیجه گیری: به طور کلی یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد که مولفه ها و کل پرسشنامه، از اعتبار و روایی مطلوب و بالایی برخوردارند و با اطمینان می توان از آنها برای سنجش عملکرد کودکان پیش دبستانی در حیطه رویکردها به یادگیری استفاده کرد.
مقدمه: به نظر می رسد آدلر و سیستم روانشناسی او علیرغم تأثیر قابل ملاحظه ای که بر بسیاری از حیطه های روانشناسی و روانپزشکی داشته، مورد کم توجهی قرار گرفته و در مجامع علمی کمتر از او نام برده شده است. در این مقاله سعی شده به بررسی اجمالی نظریات آدلر پرداخته شود.
روش: این مطالعه به روش مروری انجام شد.
یافته ها: در این تحقیق عمده نظریات آدلر بررسی و نقد شده اند؛ ازجمله احساس حقارت، تلاش برای رسیدن به برتری، جبران، شیوه زندگی و علاقه اجتماعی. همچنین انواع شخصیت از دیدگاه آدلر و نظرات او در مورد ترتیب تولد توضیح داده شده است. آدلر بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی است، لذا مفاهیم اساسی مرتبط، شامل مفهوم ساختار ذهنی مبتنی بر خیال، غایت نگری و کل نگری ارائه می گردد. در ادامه مقاله، چگونگی ارزیابی فرد از دیدگاه روانشناسی آدلر، شامل نظرات او در مورد خاطرات اولیه دوران کودکی، تعبیر رؤیا و سایر موارد ارائه می شود. همچنین روش های درمانی آدلر و نقش او در شکل گیری روش های بسیار متداول، نظیر گروه های آموزشی توضیح داده می شود. در انتها به تحقیقات به عمل آمده در مورد نظرات آدلر اشاره شده، پس از بررسی و نقد، به منظور بازنگری اشکالات این مکتب مطرح می شود.
نتیجه گیری: نظرات آدلر بر حیطه های مختلف روانپزشکی و روانشناسی، نظیر اگزیستانسیالیسم، خانواده درمانی، پسیکوآنالیز و روان درمانی شناختی- رفتاری تأثیر قابل ملاحظه ای گذاشته است و آشنایی با آدلر، فرضیات و روش های درمانی او برای هر روانپزشک و روانشناسی لازم به نظر می رسد.