مهاجرت های روستا شهری به عنوان یکی از پدیده های رایج در اکثر کشورهای جهان شناخته شده است. این شکل از مهاجرت در ایران علت تبدیل بسیاری از روستاها به شهر بوده است. شهر آلارد و پرندک نیز از جمله شهرهایی است که سابقه ای روستایی دارد و با توجه به گذشته نه چندان دور روستایی خود از ویژگی های کالبدی خاصی برخوردار می باشد.دادههای بهکار رفته در تحقیق عبارت است از کاربریهای موجود، کیفیتابنیه، ویژگیهای معماری و مراحل توسعه ناحیه. در این تحقیق از روشهای میدانی برای جمعآوری اطلاعات، از روش تبیینی و توصیفی برای تحلیل نتایج و از روش سیستمی برای تلفیق و ارائه نتایج استفاده شدهاست. هدف این تحقیق توجه به سازوکارهای اقتصادی، شرایط جغرافیایی، تیپ مساکن و ویژگی های کالبدی انعکاس یافته از چنین رشدی است. از این رو به ترتیب به مطالعه مراحل توسعه، وضع کاربری های موجود، کیفیت ابنیه و مساکن و سایر خصوصیات معماری بافت شهری می پردازد. نتایج بررسی بیانگر آن است که بیشترین پراکندگی ساختمان های یک طبقه با مصالح کم دوام در نقاطی مشاهده میشوند که جزو هستههای اولیه و روستایی بودهاند و به عبارتی بنیانهای فیزیکی و کالبدی دو روستای آلارد و پرندک را شکل میدهند.
این مقاله سعی دارد توزیع فضایی مراکز اقامتگاهی گردشگری شهری را با تأکید بر شهرهای تاریخی براساس مدلهای آشورث، تنبریگ و گتز مورد آزمون قرار دهد. روش این پژوهش توصیفی _ تحلیلی است که با بهرهگیری از دو شیوه کتابخانهای و میدانی اطلاعات جمعآوری و طبقه بندی و سپس در سامانه اطلاعات جغرافیایی وارد شد. بهکارگیری این مدلها در شهر اصفهان نشان می دهد که جاذبه های شهری، تأسیسات اقامتی و تجاری، محدوده مرکزی شهر و بخش تاریخی شهر را شکل داده و اهمیت گردشگری بیشتر این قسمت از شهر را سبب شدهاند. همچنین مکانیابی هتلها بر اساس محور خیابانهای تاریخی(از جمله چهارباغ) شکل گرفته که این وضعیت برخلاف نظر وال، دودیکا و هاچینسون و آشورث و تنبریگ می باشد.
ترجمه متون از جمله فنونى است که در تحقیقات تاریخى کاربرد فراوانى دارد از این رو، هر گونه اشتباه در برگردان الفاظ، عبارتها و مفاهیم موجب گمراهى پژوهشگر تاریخ و بروز اشتباهاتى در نتایج تحقیقات مىگردد. بر این اساس، لازم است تا کار ترجمه به دست خبرگان این فن یا متخصصان تاریخ سپرده شود و بایسته است که مترجمان در کار خود، نهایت دقت و بهرهگیرى از منابع اطلاعاتى را در زمینه متن مورد نظرشان صرف نمایند.
متأسفانه مشاهده مىشود که در شمار قابل توجهى از متون ترجمه شده از زبانهاى اروپایى در زمینه تاریخ و تمدن اسلامى، اشتباهات ترجمهاى چشمگیرى وجود دارد که ناشى از عوامل گوناگون، بهویژه عدم تخصص مترجمان در این متنهاست و بیشتر این خطاها در حوزه اسامى خاص (افراد، اماکن و اصطلاحات) و تبدیل تاریخهاى هجرى به میلادى و برعکس بروز مىیابند.
"حدیث به عنوان یک اصل در شناخت اسلام و کسب معرفت، محل رجوع است. مقاله حاضر به بررسی شیوه های ادبی و هنری به کار رفته در حدیث پرداخته است. استفاده از زبان ادبی و هنری از جمله ویژگی های خاص در شکل گیری ساختار حدیث است. ابعاد گوناگونی در جلوه های ادبی و هنری حدیث مطرح هستند که در این میان می توان به وجود موسیقی، تصویر و ساختار به عنوان ابزار و عناصر کار در حدیث اشاره نمود. وجود این عناصر در حدیث، شکل گیری جنبه های ادبی و هنری در حدیث را سبب شده که می توان به وجود هماهنگی و هم جهتی، تجانس، انسجام و به هم پیوستگی، توازن، وجود تقارن هندسی و نظام آوایی در حدیث اشاره نمود که این موارد ساختار و موسیقی کل حدیث را شکل داده اند. یکی دیگر از عناصر اصلی تشکیل دهنده ابزارهای ادبی و هنری حدیث، استفاده از تصویر به منظور عمق بخشیدن به مفاهیم مطرح شده در متن حدیث است. در مقاله حاضر در بخش ادبیات نظری به ابزار و عناصر مذکور پرداخته شده است و در ادامه چند نمونه حدیث بررسی شده است.
"
"اساطیر ایران در قالب آفرینش دوازده هزار ساله زردشتی و یا نه هزار ساله زروانی تبیین می شود. ویژگی اصلی این اساطیر، ثنویت و کرانمندی جهان است. سلسله های پیشدادی و کیانی، بخشی از این دوره آفرینش را در بر می گیرند، پیدایش اندیشه و اعتقاد به وجود دیوان و پریان از یکسو و ظهور آدمیانی ستمگر و بدکار چون ضحاک و افراسیاب در دوره این دو سلسله داستانی چهره می نماید. عظمت و شکوه ایران و اهمیت پادشاهی نیز، از ویژگی های این دوره اساطیری است. ارتقا انسان (پادشاهان، پهلوانان) و قرار گرفتن به جای ایزدان، نیز از نکات قابل توجه اسطوره ها است. همچنین از تاثیرپذیری اساطیر ایرانی از اساطیر و فرهنگ های تمدن های مناطق همجوار (بین النهرین، یونان، حوزه رودسند) نباید غفلت ورزید.
"
"امثال و حکم فارسی با مجموعه ای از تجارب، دانش ها و اندوخته های معنوی آن، از گنجینه های ملی و مفاخر تاریخی و فرهنگی ملت ما به شمار می آیند. مطالعه این گونه نشانه های اجتماعی ـ فرهنگی، از منظر «روان شناختی ادبیات»، ما را با انواع ویژگی های شخصیتی، وراثت، و با رشد و قضاوت اجتماعی و روش های فرزندپروری گذشتگان آشنا می سازد. همچنین مثل ها در زمینه های یادگیری افراد، شخصیت، تفاوت های فردی، انگیزش و هیجان، کنش ها و رفتارهای اجتماعی آنان، اطلاعات گرانبهایی را در اختیار ما قرار می دهند. اغلب این گونه جلوه های روان شناختی با نظریه های علمی امروزی قابل بررسی و تطبیق است؛ جلوه های روانی مانند کنش و رفتارهای اجتماعی، تلقین پذیری، تعارض های روان شناختی مانند ناکامی، اضطراب و توانمندی های دفاعی چون واپس زدن، سرکوبی، همانندسازی، درون فکنی، برون فکنی، دلیل تراشی و مساله هیجان و انگیزش، انواع انگیزه و هیجان در مثل های فارسی انعکاس یافته است. در زمینه کنش ها و رفتارهای اجتماعی نیز، هم رنگی با جماعت، پرخاشگری گروهی و تقلید از دیگران، از جمله محورهای روان شناختی گویندگان مثل هاست که به نحو قابل توجهی در ضرب المثل های فارسی تجلی پیدا کرده است.
"
"روایت شناسی رویکردی نوین و ساختارگرا در مطالعه ادبیات داستانی است و در پی یافتن دستور زبان داستان، کشف زبان روایت، نظام حاکم بر انواع روایی و ساختار آنها است. ولادیمیر پراپ، مردم شناس صورت گرای روس، با مطالعه ریخت شناسانه قصه های پریان روسی در سال 1928، آغاز گر روایت شناسی نوین بود. او الگوی حاکم بر این قصه ها را استخراج کرد و نشان داد قصه های پریان، به رغم تکثر و تنوع ظاهری، از نظر انواع قهرمانان و عملکرد آنها، دارای نوعی وحدت و همانندی است؛ به گونه ای که تعداد عملکردها محدود، توالی آنها مشابه و ساختار این قصه ها یکسان است. در این مقاله ده داستان از فابلهای کلیله و دمنه - به عنوان نمونه - با هدف ارزیابی کارآیی و قابلیت الگوی پراپ در تحلیل ریخت شناسانه این قصه ها، تحلیل و بررسی شده است. نتایج به دست آمده با دستاوردهای پراپ همخوانی فراوانی دارد؛ به این ترتیب که نشان می دهد در فابل های بررسی شده از کلیله و دمنه، بر خلاف تکثر و تنوع ظاهری قهرمانان و عملکردهایشان، تعداد قهرمانان و عملکردهای آنان محدود و توالی آنها بسیار به هم شبیه است و می توان گفت این فابل ها دارای ساختار واحدی هستند و همچنین بیانگر آن است که الگوی پراپ - با همه نقایصی که دارد - قابلیت تحلیل ریخت شناسانه فابل را دارد.
"