در این نوشتار موتیف تشبیه مرگ که از صورتهای شعری فربه و پربسامد مرثیه های سیدرضی است بررسی شده است. پس از اشاراتی اجمالی به اهمیت تشبیه در قلمرو بلاغت و تبیین نقش آن در حوزه ادب غنایی، به ویژه مرثیه که از گونه های پر کاربرد دیوان این شاعر است، به احصا و استخراج نمونه هایی از این نوع تشبیه ها پرداخته ایم و آن گاه آنها را از منظرهای مختلفی کاویده و طبقه بندی نموده و میزان ابتکار و خلاقیت شاعر و ارزش و نوع عاطفه آنها را نشان داده ایم و در نهایت اشاره شده که برخورد شاعر با مساله مرگ به دلیل بهره مندی از جهان بینی خاص تا حدودی متفاوت از دیگر شاعران هم عصر وی است
عشق در آثار ابن سینا 427-370) ه) از یک سو تحت تاثیر آرا افلاطون 427-347) ق. م.) است و از سوی دیگر با دقت نظرهای وی کارکردهای معنایی و مفهومی جدیدی یافته است. ابن سینا در به کمال رساندن نظریه عشق نقش داشته است و آرا وی در باب عشق عرفانی بر عارفان ادوار بعد، تاثیر بسیار گذاشته است. مشهورترین آثار وی در این موضوع رساله فی ماهیه العشق و قسمتی از نمط هشتم کتاب الاشارات و التنبیهات است. در این مقاله با بررسی مفهوم و کارکرد عشق در آثار ابن سینا و تاثیرپذیری وی از افلاطون، همچنین استقلال رای ابن سینا، شباهت ها و تفاوت های کاربردهای عشق در آثار این دو بیان گردیده و مفهوم و کارکرد عشق در آثار متصوفه قبل از شیخ الرئیس و هم عصرانش و عرفا و متصوفه پس از وی به اجمال بررسی شده است. نتیجه سخن اینکه قبل از وی متصوفه و عرفا از پرداختن به بحث عشق عرفانی پرهیز داشتند، در حالی که شیخ الرییس با شجاعت و جسارت تمام به بیان عشق عرفانی پرداخته است.
در دوران نفوذ زبان فارسی در شبه قاره 1203-1757) م) شاعران بومی بسیاری از اشعار خود را به زبان فارسی پدید آورده اند که سراج الدین فریدپوری یکی از آنهاست. این مقاله، به معرفی شخصیت و آثار سراج الدین فریدپوری از شاعران فارسی زبان بنگالی اختصاص دارد و به سه بخش تقسیم می شود: در بخش نخست به پیشینه زبان فارسی در بنگلادش و فراز و نشیبهای آن پرداخته شده است؛ بخش دوم به شرح حال سراج اختصاص دارد و در بخش سوم، تحلیلی سبک شناختی از اشعار او ارایه خواهد شد.
هدف این مقاله ارائه ی شناخت از میزان گرایش جوانان نسبت به استفاده از وسایل نوین ارتباطی بخصوص گرایش به استفاده از اینترنت در میان جوانان استان چهار محال و بختیاری و نیز ارائه ی تحلیل علی از عوامل موثر بر چنین گرایشی می باشد. نتایج این مقاله برگرفته از تحقیقی پیمایشی در سال 86-1385 شمسی درباره میزان گرایش جوانان استان نسبت به استفاده از این رسانه می باشد. جامعه آماری این مطالعه را جوانان 15 تا 25 ساله ی جامعه ی شهری این استان که در زمان مطالعه به اینترنت دسترسی داشته اند تشکیل میدهد. حجم نمونه نیز برابر با 381 نفر است و پاسخگویان به روش تصادفی انتخاب شده اند. نتایج مقدماتی حاکی از آن است که جوانان استان علاقه مند به استفاده از اینترنت با اهداف متفاوت می باشند و عوامل متفاوت ساختاری و غیر ساختاری بر گرایش آنان تاثیرگذار بوده است. شناخت این عوامل کمک می کند تا برنامه ریزی در استان بر اساس نیازهای جوانان به رسانه های جدید انجام پذیرد.
"در این مقاله سعی بر آن است که تاثیر موسیقی عامهپسند غربی بر موسیقی ایران مطالعه و تحلیل شود. موسیقی عامه پسند ایرانی امروزه با مخاطبان میلیونی خود سعی می کند تا یک «موسیقی جهان- وطن; باشد. اینکه در این راه به چه میزان موفق بوده است و مسیر آینده آن به کجا ختم خواهد شد، تاثیر مهمی در تاریخ هنر ایران خواهد داشت. موسیقی عامترین (popular)شکل هنر است که در تمام طول تاریخ با بشر بوده و بار فرهنگی عظیمی را با خود منتقل کرده است که از ابتداییترین فرم های خود تا پیچیدهترین سمفونیها، دارای رمزگان معنایی صریح و ضمنی است. واکاوی این رمزگان معنایی بازتابی از معانی موجود در جهان خارج است.
ماهیت انتزاعی هنر موسیقی سبب تبدیل این هنر به زبانی جهانی شده است و انتقال عناصر ساختاری و محتوایی این هنر در بین فرهنگها و ملل مختلف را در پی داشته است. بر این اساس، عناصر موسیقیایی در بین فرهنگها مبادله می شوند و سبب غنای موسیقی ملل مختلف میشوند. زمانی که غرب در آستانه صنعتیشدن به اشکال پیچیده ماشینی گرایش پیدا کرد، کافه های زیرزمینی نیواورلئان برای سیاه پوستان آفریقایی که در خارج از موطن مادری خود به کار در کارخانههای صنعتی میپرداختند، تبدیل به مفرّی برای تخلیه احساسات و نیروهای جسمی و روحی شد. به مرور زمان، با تلفیق فرهنگ آنگلوساکسونی در همین کافه ها موسیقی جاز به سبکی جهانی تبدیل شد.
"
نویسنده با ارائهی این مقاله به معرفی " رس " به عنوان واحد پیام پرداخته است. "رس" کوچکترین واحد ساختمانی پیام است که معنا را در گیرنده، پدید میآورد . عینی نبودن " رس " به طور مستقیم، عاملی شد تا از علم فیزیک و زیست شناسی برای شناسایی آن بهره گرفته شود. البته هر چند علوم ارتباطات، فیزیک و زیست شناسی در ظاهر از سه مقولهی مجزا سخن به میان میآورند اما همانندی و نقاط مشترکی در سازه های بنیادین هر یک از این سه علم وجود دارد. این وجوه مشترک به شناسایی بیشتر واحد پیام های ارتباطی کمک میکند. نویسنده، علوم پایه را کانال ارتباطی مطلوبی برای یافتن مفهوم رس میداند و به ویژهگیها و مشخصههایی برای رس به عنوان واحد پیام دست یافته است. برخی از این مشخصهها عبارتند از : تعادل سیستمهای ارتباطی بر مبنای دو مولفهی نیاز و تراکم، ارتباط خطی یکسان با محیط، انتقال فعال و غیر فعال، مسئولیت مشخص در اجزاء پیام، پیروی از قانون شکست نور، بر هم کنشی با میدان رس دیگر، پدیده ی تابش اطلاعاتی، جهش، همانندسازی و تکثیر، رابطه با رس پیشین به عنوان خاستگاه شکلگیری، دیالکتیک مبتنی بر نظم و بینظمی، ایجاد زنجیره و شبکهی رس، نیروهای درونی که در شدت تأثیر گذاری بر مخاطب موثرند، فراگرد اثر گذاری و تأثیر پذیری، ضریب تأثیرگذاری، تبدیل سازی انرژی از حالتی به حالت دیگر، برخورداری ازحرکت های موجی و حالت های بازتابی. در ضمن باید توضیح داد که نام "رس" برگرفته از ابتدای نام خانوادگی نویسنده مقاله است که در عین حال ابتدای دو واژه ی انگلیسی گیرنده و فرستنده را نیز در خود جای دارد.
«ردیابی فرآیند» تکنیکی است که در آن تحلیل گران کیفی تلاش می کنند که مکانیسمهای علی ای را مشخص نمایندکه متغیر تبیینی را به یک پیامد یا معلول پیوند می دهد. روش شناسان متاخر به این تحلیل گران کمک کرده اند تا درک و شناخت صوری تری از این تکنیک در تحقیقات تطبیقی کیفی و مطالعات موردی ارائه دهند. «تحلیل واقعه- ساختار»، بهترین و بسط یافته ترین تلاشها برای ترسیم نمودار صوری روایت پردازیهای غیرصوری به شکل ردیابی فرآیند می باشد.
از سویی دیگر، جوهر مطالعات موردی در جامعه شناسی کلان عبارت است از آشکار کردن روایتهای تاریخی به شیوه «ردیابی فرآیند» که در آن، یک روایت تاریخی مرکب و پیچیده را به مراحل، رخدادها یا حوادثی تجزیه می کنیم که به صورت توالی علی به یکدیگر متصل شده اند. در خصوص انقلاب اسلامی ایران، به کارگیری تکنیک ردیابی فرآیند معطوف به بیان جزئیات حوادث و وقایعی است که منجر به تکوین انقلاب گردیده است. مرور تبیینهای انقلاب اسلامی ایران نشان داد که این تکنیک، بنا به اهداف مطالعه و چشم انداز نظری محقق، به صورت متفاوتی عرضه شده است. برخی، مثلاً بر اساس اهداف مطالعه و رویکرد نظری اتخاذ شده شان فقط به وقایعِ نقاط عطفی و مهم در انقلاب ایران اشاره کرده اند و از روایت پردازی تفصیلی کلیه حوادثِ مرتبط چشم پوشیده اند. در صورتی که دیگران، ضمن ارائه وقایعِ نقاط عطفی و مهم که مورد تاکید محققان دسته قبل بود، سعی کرده اند به حوادث و وقایع تاریخی بیشتری که منجر به انقلاب ایران شده است، بپردازند.
مطالعات میان رشته ای گونه ای از علوم است که بعد از آشکارشدن ضعف ها و کاستی های تخصصی شدن و شعبه شعبه شدن علم به رشته های تخصصی ریز، ضرورت یافته است. این اندیشه و طرح بر وحدت و یکپارچگی علوم در حوزه های فلسفه، علوم طبیعی، علوم ریاضی، و علوم انسانی تاکید می ورزد. فلسفه پیدایش علوم میان رشته ای از سویی، در واقعیات عینی و ظهور پدیده های منفرد، اما چند وجهی و پدیده هایی ریشه دارد که تبیین همزمانی، مشکل شناسی میان رشته ای، راه حل شناسی میان رشته ای، و اقدام همگانی و فراگیر را می طلبید. از سوی دیگر، در مجادلات نظری و نقد روش شناسی تجزیه و ترکیب و علوم پوزیتیویسمی ریشه دارد. این گونه مطالعات هم محدودیت ها و کاستی های روش تجزیه گرایی و تخصصی محوری را برطرف می کند، هم ظرفیت ها و امکانات پژوهشی جدیدی برای حوزه های مختلف علوم فراهم می آورد.
درک بهینه میان رشته ای ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه پردازان، کاستی ها و نقاط ضعف مطالعات رشته ای، پیچیدگی مسایلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدیده آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می کند، از جمله بایسته های پرداختن به فعالیت های میان رشته ای قلمداد شده است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم سازی ها در قلمرو میان رشته ای ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، در برگیرنده رویکرد دگرگونه ساز، رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت شناسانه است که مفهوم سازی های متفاوتی را درباره میان رشتگی موجب می شود.