مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱٬۵۴۱ تا ۳۴۱٬۵۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
گفتمان توحیدی ، پایان تعارض علوم انسانی و معرفت دینی
بررسی مبانی گفتمان حسینی؛ مشروعیت سیاسی و حقانیت
تحلیل جامعه شناختی توسعه جامعه مدنی در ایران تحلیل مقایسه ای دوره مشروطه با دوره انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر مطالعه و تحلیل جامعه شناختی مهم ترین دگرگونی های ساختار جامعه مدنی ایران طی یک قرن گذشته، یعنی فاصله زمانی دو دوره انقلاب مشروطه (1285 تا 1320) و انقلاب اسلامی (1357تا 1388) است.
این مطالعه مبتنی بر نظریه نوسازی در جامعه شناسی است که تفکیک و تمایز کارکردی و نیز تخصصی شدن نقش ها و کارکردهای نظام های اجتماعی را در روند توسعه جامعه از سنتی به مدرن توضیح می دهد و تلاش می کند فرآیند رشد و توسعه نظام جامعه مدنی را در ارتباط با سایر فرآیندهای تغییر تکاملی نظام های اجتماعی ایران در دو دوره مشروطه و انقلاب اسلامی تحلیل کند. نتایج این مطالعه که به روش اسنادی و با تکنیک مقایسه ای صورت گرفته است، نشان می دهد که اولین فرآیند تغییر اساسی در جامعه ایران با تغییر سیاسی آغاز شد؛ فرآیندی که منجر به شکل گیری قوای مقننه، مجریه و قضاییه شد. در این دوره، همه نظام های اجتماعی در جامعه ایران به سه نهاد اجتماعی وابسته به هم، یعنی «دین»، «بازار» و «دولت» محدود می شدند. این نظام ها به مرور زمان به هفت نظام اجتماعی نسبتاً مستقل شامل دولت، اقتصاد، دین، آموزش، حقوق، قشربندی اجتماعی و جامعه مدنی گسترش پیدا کردند. آخرین نظام اجتماعی ساخت یافته در جامعه ایران، یعنی جامعه مدنی، به تدریج در ابعاد و جنبه های زیر توسعه و تکامل می یابد: فضای عمومی، سازمان های غیر دولتی، شوراها، مطبوعات، احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی (دانشجویی، زنان و حقوق بشر). هم چنین می توان گفت امروزه نقش ها و کارکردهای جامعه مدنی مانند وظایف و کارکردهای سایر نظام های اجتماعی به طور نسبی در چارچوب سازمان ها نهادینه و تخصصی می شوند.
بررسی سرمایه اجتماعی جانبازان اعصاب و روان و ضایعه نخاعی در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی سازه ای جامعه شناختی است که هر دو بعد عینی و ذهنی روابط اجتماعی را با اهمیت تلقی می کند. هسته اصلی این سازه به منابعی اجتماعی اشاره دارد که می توانند برای به حداکثررساندن احتمال موفقیت در کنش های هدفمند قابل اتکا باشند. بهره مندی از این منابع می تواند نقش اساسی در زندگی انسان، حالات جسمانی، روحی و اجتماعی وی ایفا کند. مبتنی بر این کارکردها، کانون اصلی این مقاله، بر بررسی میزان برخورداری جانبازان اعصاب و روان و ضایعه نخاعی استان مازندران را از سرمایه اجتماعی در محیط اجتماعی خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان، جامعه و سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران تمرکز یافته است. 838 نفر از این جانبازان با دست کم 25 درصد جانبازی (ناشی از اعصاب و روان) جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده اند. نمونه پژوهش حاضر شامل 269 نفر بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های تحقیق از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. چند یافته مهم این پژوهش عبارت اند از: به لحاظ فراوانی و نوع شبکه اجتماعی قابل اتکا برای جانبازان، به طور متوسط خویشاوندان در مرتبه اول، دوستان صمیمی در مرتبه دوم و همسایگان در مرتبه آخر قرار می گیرند. هرچه از خانواده به سمت جامعه حرکت می کنیم، سطح احساس برخورداری جانبازان از سرمایه اجتماعی به وجه معنی داری کاهش می یابد؛ در حالی که حدود 73 درصد جانبازان در خانواده از این احساس برخوردارند، حدود 75 درصد جمعیت مورد بررسی معتقدند که جو جامعه قابل اعتماد نیست و با آن ها رفتار احترام آمیز ندارد. در پایان، بررسی چرایی فرسایش سرمایه اجتماعی جامعه آماری این پژوهش از سطح خانواده به جامعه، آسیب های ناشی از آن و نیز بررسی سرمایه اجتماعی جانبازان در سطح ملی پیشنهاد شده است.
بررسی رابطه انواع اعتماد با اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله رابطه انواع اعتماد شامل اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی، اعتماد بین شخصی و اعتماد نهادی را با اعتماد اجتماعی مورد بررسی قرار داده و سعی کرده ایم به این سوال پاسخ دهیم که انواع اعتماد چه رابطه ای با اعتماد اجتماعی دارند. روش بررسی دراین پژوهش پیمایش است. در این پژوهش دانشجویان دانشگاه مازندران در نیم سال دوم سال تحصیلی 86-87 به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند و تعداد 457 نفر از بین ایشان به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسش نامه ها بین آن ها توزیع شد. یافته ها نشان داد میزان اعتماد به خانواده و اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی پاسخ گویان زیاد بود. پس از آن و در سطح متوسط و کمتر از متوسط، به ترتیب نزولی، اعتماد به دوستان، اعتماد به اقوام و خویشان، اعتماد نهادی و اعتماد اجتماعی قرار گرفتند. در این میان، کمترین میزان اعتماد متعلق به اعتماد اجتماعی بود. براساس یافته های این تحقیق، انواع مختلف اعتماد با اعتماد اجتماعی رابطه داشتند. اعتماد نهادی رابطه قوی و معنی داری با اعتماد اجتماعی داشت. اما میزان هردو اعتماد نهادی و اجتماعی در سطح پایینی بود. کم بودن میزان اعتماد اجتماعی احتمالاً تا حدود زیادی به نقش اعتماد نهادی مربوط می شود.
رابطه هویت قومی و سنخیت فرهنگی با ارزش های سیاسی و اجتماعی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هویت قومی و سنخیت فرهنگی با ارزش های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. به همین منظور 412 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، مقیاس های هویت قومی و سنخیت فرهنگی و پرسشنامه سلسله مراتب ارزش ها را تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، رگرسیون و مانوا استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هویت قومی (453/0=r)، جست وجوی هویت قومی (403/0=r)، تعهد و تعلق به گروه قومی (388/0=r) و سنخیت فرهنگی (385/0=r) با ارزش های سیاسی و بین هویت قومی (317/0=r)، جست وجوی هویت قومی (294/0=r)، تعهد و تعلق به گروه قومی (301/0=r) و سنخیت فرهنگی (382/0=r) با ارزش های اجتماعی دانشجویان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که هویت قومی و سنخیت فرهنگی 25 درصد واریانس ارزش های سیاسی و 17 درصد واریانس ارزش های اجتماعی را تبیین نموده است. نتایج مانوا نشان داد که میانگین ارزش های سیاسی و اجتماعی در دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر بوده است (05/0< p). اما میانگین هویت قومی و سنخیت فرهنگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی دار نداشت. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود که به نقش مثبت هویت قومی و سنخیت فرهنگی توجه شود تا از شکل گیری ارزش های سیاسی و اجتماعی منفی در دانشجویان پیشگیری کرد.
بررسی و سنجش تناسب شغلی کارکنان و ارایه راهکارهایی جهت بهبود آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تناسب شغلی (تناسب بین ویژگی های شخصی و الزام های شغلی) یکی از مباحث بنیادین مدیریت منابع انسانی است؛ این فرض اثبات شده است که وجود تناسب شغلی، ضرورت سازمانی به منظور بهره وری نیروی انسانی است. با توجه به اهمیت تناسب شغلی، در این پژوهش، تناسب شغلی مورد بررسی و سنجش قرار گرفته و راهکارها و پیشنهادهایی جهت بهبود آن ارایه گردیده است. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، بررسی و سنجش تناسب شغلی کارکنان ستادی شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، است. به منظور سنجش تناسب شغلی، از بانک اطلاعات شغلی بین المللی (O*NET) استفاده شد، با توجه به این موضوع که در جامعه مورد مطالعه، 37 عنوان شغلی در بخش ستادی، موجود بود و شناسایی شد؛ این مشاغل با توجه به شرح شغل آنها با شرح شغل مشاغل استانداردی که در پایگاه اطلاعات شغلی بین المللی موجود است، مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفت و در نهایت، 27 عنوان شغلی با کد بین المللی و نمره دانش، مهارت ها و توانایی های مورد نیاز، تعیین و تشخیص شد و 27 پرسشنامه با توجه به این عنوان های شغلی که هر یک از پرسشنامه ها به طور میانگین شامل 21 سوال است، طراحی و تدوین شد، پایایی پرسشنامه های سنجش تناسب شغلی 0.87 به دست آمد و چون آلفای کرونباخ پرسشنامه ها بیش از 0.7 بنابراین پرسشنامه ها از پایایی لازم برخوردار بودند.
حجم جامعه آماری مورد نظر 150 نفر است. بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، از بین آنها 80 نمونه آماری انتخاب شد و در نهایت 78 پرسشنامه، جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
جهت تعیین نرمال بودن داده های به دست آمده از آزمون «کولموگروف – اسمیرنوف» استفاده شد و نتایج آزمون، نرمال بودن داده ها را تایید کرد. برای تعیین میزان تناسب شغلی از روش مقایسه نمره های به دست آمده از پرسشنامه ها با نمره های استاندارد (که در بانک اطلاعات شغلی بین المللی (O*NET) موجود است) استفاده شده است. یافته های این پژوهش، گویای این واقعیت بود که فقط حدود 40 درصد از کارکنان این شرکت، از لحاظ شغلی متناسب بودند و این یافته ها این موضوع را نشان می دهد که جامعه مورد مطالعه از تناسب شغلی مطلوب و قابل قبولی برخوردار نیست
رابطه بین سرمایه های فکری و قابلیت یادگیری سازمانی در موسسه مطالعات بین المللی انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بحث اقتصاد نوین در برابر اقتصاد سنتی، مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. اقتصاد نوین، اقتصادی مبتنی بر برتری و اولویت دانش است. در اقتصاد دانشی، دارایی های فکری و به خصوص سرمایه های انسانی، جزو مهم ترین دارایی های سازمانی محسوب می شوند. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سرمایه های فکری و قابلیت یادگیری سازمانی، در بین کارشناسان «موسسه مطالعات بین المللی انرژی» می باشد. به منظور جمع آوری اطلاعات و داده های پژوهش از پرسشنامه بنتیس و همکارانش (2000)، برای اندازه گیری سرمایه های فکری و از پرسشنامه کوهن و لوینتال (1990) برای اندازه گیری قابلیت یادگیری سازمانی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا از آزمون همبستگی اسپیرمن به منظور بررسی فرضیات و از تحلیل عاملی تاییدی برای بررسی برازش کلی مدل مفهومی پژوهش، استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که بین هر سه بعد سرمایه های فکری و قابلیت یادگیری در بین کارشناسان موسسه مطالعات بین المللی انرژی، رابطه مثبتی وجود دارد. نتیجه های تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان می دهند که مدل مفهومی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است
بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش (مطالعه موردی: شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش در شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران (ستاد مرکزی) می پردازد. شکل گیری این تحقیق بر اساس این سوال بود که با توجه به اهمیت مدیریت دانش، وضعیت موجود شرکت در این خصوص به چه صورت است؟ به این منظور، برای بررسی این سوال به بررسی مولفه های فرهنگی مرتبط با این سیستم بر اساس مدل فرهنگی دانیل دنیسون پرداخته شد. همچنین برای بررسی وضعیت موجود مدیریت دانش از مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش پروست و همکاران استفاده شده است. پرسشنامه استاندارد این دو متغیر، مدیریت دانش به عنوان متغیر وابسته شامل 21 سوال و فرهنگ سازمانی و ابعاد آن شامل 29 سوال می باشد. ضریب پایایی پرسشنامه فرهنگ سازمانی 0.92 و ضریب پایایی پرسشنامه مدیریت دانش 0.86 به دست آمد و چون آلفای کرونباخ هر دو پرسشنامه بیش از 0.7 می باشند، بنابراین هر دو پرسشنامه ها از پایایی لازم برخوردار بودند. حجم جامعه آماری مورد نظر 150 نفر می باشد. لذا بر اساس روش نمونه گیری تصادفی از بین آنها نمونه آماری انتخاب گردید و در نهایت 80 پرسشنامه جمع آوری گردید. جهت تعیین نرمال بودن داده های به دست آمده از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف استفاده شد و نتایج آزمون نرمال بودن داده ها را تایید کرد. فرضیات تحقیق با انجام آزمون همبستگی اسپیرمن، مورد تایید قرار گرفتند و تاثیر معنی دار و مثبت آنها به اثبات رسید
بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش (مطالعه موردی: شرکت ملی نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فرهنگ سازمانی به عنوان یک زیرساخت، نقشی بسیار کلیدی در پیاده سازی نظام مدیریت دانش در هر سازمان دارد، و در همین راستا تحقیق حاضر جهت بررسی رابطه فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر مستقل و مدیریت دانش به عنوان متغیر وابسته در شرکت ملی نفت ایران انجام گرفته است. به این منظور، بعد از مرور ادبیات تحقیق و بررسی مدل های مطرح، برای بررسی ابعاد فرهنگ سازمانی، مدل دنیسون و برای بررسی ابعاد مدیریت دانش مدل کنراد و نیومن انتخاب شد و پس از شناسایی مولفه های این دو مفهوم و صحه گذاری آن توسط خبرگان سازمان، برای بررسی رابطه بین آنها پنج فرضیه بر مبنای این مولفه های تدوین گردید. برای آزمون فرضیه ها نمونه ای با حجم 70 نفر از بین مدیران و کارشناسان شرکت ملی نفت ایران بصورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و پس از بررسی وضعیت تقارن داده ها با استفاده از آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف و آزمون همبستگی اسپیرمن، فرضیه های تحقیق و میزان همبستگی بین متغیرها مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تایید کلیه فرضیات تحقیق و وجود رابطه معنی دار بین فرهنگ سازمانی و فرآیندها و ابعاد مدیریت دانش در این سازمان می باشد. در ادامه مولفه های فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش با استفاده از آزمون فریدمن مورد رتبه بندی قرار گرفت و اولویت عوامل بر حسب وضعیت موجود در سازمان مشخص گردید
شناسایی عوامل موثر بر سیاست گذاری علم و فناوری (مطالعه موردی: شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل موثر بر سیاست گذاری علم و فناوری در شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران بوده و از حیث نوع تحقیق، توصیفی – پیمایشی است. به منظور شناسایی عوامل موثر، ادبیات مفاهیم سیاست گذاری عمومی، سیاست گذاری علم و فناوری، و سیستم های نوآوری مورد بررسی قرار گرفته و با ایجاد شناخت از شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران، عوامل موثر استخراج شده اند. با دسته بندی های انجام شده مطابق با نظر خبرگان، این عوامل در قالب پرسشنامه ای توزیع گردید. 136 پرسشنامه کامل جمع شده، داده های لازم برای انجام آزمون تی و عامل تاییدی را فراهم آورد. از آنجایی که پرسشنامه در شش سازه تنظیم شده بود، شش آلفای کرونباخ به منظور تعیین پایایی محاسبه گردید. در انتها نیز شش عامل سیاستی، مقررات حقوقی، بازار، ساختار، فناورانه و آموزش، به عنوان شش عامل تاثیرگذار بر سیاست گذاری علم و فناوری شناسایی و تایید شد
طراحی معیارهای اثربخشی کار گروهی با رویکرد TQM و QCC، مطالعه موردی: پژوهشگاه صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در جوامع مختلف شواهد فراوانی از موفقیت های چشمگیر کارگروهی وجود دارد. بسیاری از سازمان ها نیز به پیروی از این تجارب، اقدام به انجام فعالیت هایی در راستای تشکیل گروه های کاری نموده اند. اما نتایج بیانگر این حقیقت است که برخی از سازمان ها در اجرای کار گروهی با شکست مواجه شده و یا حداقل تشکیل گروه، نیازهای اصلی آنها را برآورده ننموده است. در سازمان ها کارها، وظایف و پروژه ها با دو رویکرد «بهبود» و «جاری» انجام می شوند. نگاه گروه های کاری در انجام موارد فوق از نوع رویکرد جاری است، در حالی که گروه های کنترل کیفیت، دارای نگرش و رویکرد بهبود هستند. بنابراین در نظر است با لحاظ کردن متغیر ها و عوامل موجود در گروه های کنترل کیفیت، نوع رویکرد گروه های کاری نیز از رویکرد جاری به رویکرد بهبود تغییر داده شود. پژوهش حاضر با طرح دو فرضیه آغاز گردید. پس از آشنایی کامل با ماهیت مساله و شرایط حاکم بر پژوهشگاه صنعت نفت، پرسشنامه ای طراحی، تکمیل و جمع آوری شد و در نهایت با تجزیه و تحلیل داده های حاصل از آن، شاخص های اصلی ارزیابی کار گروهی با توجه به ویژگی های مختلف سازمانی، گروهی و فردی استخراج و رتبه بندی شدند. در بخش ویژگی های سازمانی عامل استراتژی سازمان با بیشترین درجه اهمیت در رتبه اول قرار گرفت. در بخش ویژگی های گروهی و ویژگی های فردی نیز به ترتیب عوامل اعتماد بین اعضای گروه و هوش عاطفی اعضای بالاترین درجه اهمیت را به خود اختصاص داده اند
کاربرد سامانه های خبره در حسابرسی
حوزههای تخصصی:
پیش بینی جریان نقدی عملیاتی در صنعت بانکداری ایران
حوزههای تخصصی:
حسابرسی برخط
حوزههای تخصصی:
اثر فعالیت های خارج از ترازنامه بر ریسک و بازدهی بانکها
حوزههای تخصصی:
نقش و جایگاه مبنای حسابداری و رویکرد اندازه گیری در حسابداری و گزارشگری مالی بخش عمومی
حوزههای تخصصی:
طراحی مدل نقش رسانه های جمعی در مدیریت مرحله پیش از بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع انواع بحران ها در جوامع امروزی و لطمات و آسیب های فراوان آن ها باعث شده در چند دههی اخیر مدل های گوناگونی در حوزهی مدیریت بحران ارائه گردد، اما معمولاً مرحلهی پیش از بحران در این مدل ها مغفول واقع می شود. هدف این مقاله بررسی نقش رسانه های جمعی به عنوان قدرتمند ترین ابزار مدیریت افکار عمومی در مدیریت مرحلهی پیش از بحران و رسیدن به مدلی در این خصوص است. برای رسیدن به مؤلفه های این مدل افرادی که در حوزهی رسانه و مدیریت بحران هم خبر گی آکادمیک و هم خبرگی تجربی داشتند، برگزیده شدند و با آن ها مصاحبهی عمیق شد. با تجزیه و تحلیل این مصاحبه ها به روش تئوری سازی داده بنیاد، «مدل پروانه ای نقش رسانه ها در مدیریت مرحله پیش از بحران» طراحی شد. بر اساس این مدل، رسانه ها در مدیریت مرحلهی پیش از بحران پنج کارکرد اصلی رصد و پایش محیط، آموزش، هدایت افکار عمومی، اطلاع رسانی و ایجاد همبستگی عمومی دارند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رسانه ها می توانند در مدیریت مرحلهی پیش از بحران نقش به سزایی داشته باشند و لذا توصیه می شود با عمل بر اساس مدل ارائه شده به پیش بینی به موقع بحران، پیش گیری از آن و آمادگی برای مقابله با آن بپردازند







