در این مقاله، نتایج بررسی عوامل مؤثر در استفاده کارآمد از فناوری اطلاعات در شرکتهای کوچک و متوسط ایران ـ در راستای بهبود مدیریت بازار از طریق کسب رضایت مشتری ـ با روش دلفی ارائه شده است. به این منظور نخست درباره فناوری اطلاعات توضیحی داده میشود و سپس با توضیح اهمیت شرکتهای کوچک و متوسط در جهان و ایران، مسئله پژوهش تعریف خواهد شد. در ادامه، روش پژوهش (بویژه روش دلفی) تبیین و در پایان نیز یافتههای این پژوهش، توصیف و تحلیل میشوند. بر اساس یافتههای این پژوهش، اعضای پانل دلفی در مجموع 17 عامل را کلیدی تشخیص دادهاند. از مجموع 17 عامل فقط 12 عامل اولیه که از نظر اعضای پانل دلفی مهمتر تشخیص داده شده بود بهعنوان یافتهها و نتایج دلفی انتخاب شد. 8 عامل از این عاملها در پژوهشهای گذشته و 7 عامل از سوی خود اعضای پانل دلفی ارائه شدهاند.
تغییرات در سمتوسوی رشد فناوری به همراه تغییرات در اقتصاد جهانی باعث شدهاند که شرکتهای کوچک و متوسط از اهمیت روزافزونی در توسعه اقتصاد کشورها برخوردار شوند. این شرکتها برای موفقیت در فضای رقابتی باید کیفیت محصولات و فرایندهای مدیریتی خود را همزمان با کاهش هزینهها بهبود بخشند. به همین منظور نیز کاربرد فناوری اطلاعات در آنها الزامی است. مطالعات نشان میدهند که هر چند این شرکتها میتوانند از فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی سود برند، اما برای بهرهمندی از این مزایا و موفقیت در کاربرد این فناوری نیاز به شرایطی خاص دارند. به عبارت دیگر موفقیت در کاربرد فناوری اطلاعات در آنها، اقتضایی است. وجود چنین واقعیتهایی باعث شده که مطالعات و پژوهشهای زیادی به شناخت عوامل مؤثر بر کاربرد این فناوری در شرکتهای کوچک و متوسط اختصاص یابند که در این مقاله به بررسی آنها پرداخته میشود. به این منظور ابتدا نقش شرکتهای کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی، تبیین و سپس به کاربردهای فناوری اطلاعات در آنها پرداخته میشود. در ادامه نیز پژوهشهایی که به بررسی عوامل مؤثر بر کاربرد این فناوری در این شرکتها پرداختهاند، معرفی و نتایج آنها در قالب مدل تغییر «پتیگرو» و «ویپ»، دستهبندی و ارائه میشوند.
با به پایان رسیدن عصر ارتباط "جمعی" و جایگزینی ارتباط "رسانهای" و همچنین رفتار غیر قابل پیشبینی مخاطبان بهدلیل افزایش سواد رسانهای، تعدد و تنوع وسایل ارتباطی، امکان دسترسی به وسایل ارتباطی گوناگون و بسیاری از عوامل روانشناختی، جامعهشناختی و فنآورانه دیگر از یکسو، و افزایش میزان تحرک جغرافیایی و مهاجرت افراد از سوی دیگر، مقاله حاضر بر آن است تا با در نظر داشتن دو رویکرد "جامعهشناختی" و "نشانهشناختی" و تلفیق دیدگاههای "مخاطبمحور" و "رسانهمحور" با تکیه بر پیشینه و هویت فرهنگی مخاطبان، رفتار رسانهای آنان در مهاجرت را مورد بازبینی قرار دهد. به این منظور رفتار رسانهای ایرانیان شهر تورنتو در کشور کانادا با استفاده از روش پیمایش مطالعه میشود. در این مطالعه رابطه بین میزان تعلقات فرهنگی مخاطبان و چگونگی استفاده آنان از رسانهها، و همچنین رابطه بین نیازهای آنان و نوع رسانه انتخابی شناسایی میشود. در این مقاله گزارش نتایج حاصل از پژوهش در دو بخش نظری و میدانی ارائه میشود.
آزمون سنجش توانش زبان دانشگاه تهران (UTEPT) آزمونی فراگیر و سرنوشت ساز برای تصمیم گیری در مورد پذیرش دانشجو در دوره های دکتری دانشگاه تهران می باشد که هر ساله بیش از 10000 داوطلب ورود به این دوره ها در آن شرکت می کنند. پژوهش حاضر مطالعه ای است جهت اعتباریابی این آزمون که در آن با استفاده از روش تحلیل آماری رگرسیون لجیستیک (LR)، که بر روی 6555 شرکت کننده در آزمون سال 1385 انجام گرفت، به شکلی نظام مند وجود کارکرد افتراقی (DIF) سؤال های آزمون بر اساس جنسیت شرکت کنندگان مورد بررسی قرار می گیرد. این عمل با استفاده فرمول تعیین معنادار بودن کارکرد افتراقی پرسش های آزمون انجام پذیرفت. پیرو آنچه که اخیراً در پیشینه این نوع تحلیل آماری مشاهده می شود، در مطالعه حاضر علاوه بر آزمون تعیین معناداری کارکرد افتراقی، آزمون دیگری نیز برای تعیین اندازه شاخص های آن بر اساس جنسیت امتحان دهندگان مورد استفاده قرار گرفت که عبارت است از مجذور R که برای تعیین اندازه رگرسیون لجیستیک کارکرد افتراقی به کار می رود. به منظور تفسیر نتایج حاصله از آن، در رویکردی مقایسه ای، هر دو الگو مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که 39 سؤال از 100 سؤال آزمون فوق الاشاره تفاوت معناداری را در مورد کارکرد سؤال برای شرکت کنندگان مرد یا زن نشان می دهد. با این حال، با در نظر گرفت بررسی های انجام شده در چهارچوب دو الگوی تفسیر اندازه گیری کارکرد افتراقی، این 39 سؤال در دسته بندی «قابل اغماض» قرار می گیرد. به این ترتیب، می توان گفت که آزمون UTEPT آزمونی عاری از کارکرد افتراقی جنسیتی است، اگر چه بخش درک مطلب این آزمون نیاز به بررسی های بیشتری دارد چرا که به نظر می رسد به طور کلی تمایل نسبی سؤال های این بخش بیشتر به سمت شرکت کنندگان مرد می باشد تا شرکت کنندگان زن.
تاثیر دراز مدت بازخورد دستوری نوشتاری مورد مطالعه تجربی دقیق قرار نگرفته است و قسمتی از این مسئله به جاذبه شهودی این نوع بازخورد برمی گردد. تحقیقات معدودی که در زمینه بازخورد دستوری نوشتاری انجام گرفته اند، تاثیر مثبتی برای این نوع بازخورد پیدا نکرده اند (تراسکات، 2007). با این وجود، تعدادی از تحقیقات اخیر تاثیر مثبتی برای بازخورد دستوری گزارش کرده اند. تحقیق حاضر تلاشی است در جهت بررسی تاثیر دراز مدت بازخورد نوشتاری دستوری بر یک نکته نسبتاً پیچیده ای از دستور زبان انگلیسی (حروف تعریف) و نیز توضیح عوامل تاثیرگزار در نتایج متناقض تحقیقات گذشته. 22 زبان آموز در سطح متوسط از یک مؤسسه آموزش زبان در این تحقیق شرکت کردند. بازخورد دستوری نوشتاری در مورد حروف تعریف انگلیسی و تعداد محدودی از اشتباهات مختلف دستوری به این زبان آموزان ارائه شد. نتایج نشان می دهد که بازخورد دستوری گزینشی می تواند تاثیر کوتاه مدت زیادی بر این نکته پیچیده داشته باشد، ولی ممکن است این نوع بازخورد تاثیر منفی ای در دراز مدت داشته باشد. نتایج همچنین نشان می دهد که فراگیران پس از دریافت بازخورد تصحیحی از به کارگیری نکات تصحیح شده اجتناب می کنند. اهمیت عملی و نظری این نتایج نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی برتر ممکن است در بدایت امر چنین به نظر برسد که تنها یک حماسه ملی است که برای اعتلای زبان پارسی و هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان سروده شده است، اما تامل در داستان های شاهنامه و شخصیت ها و سمبل های آن نشان می دهد که افکار و ایده های انسانی و جهانی فردوسی فراتر از آن است که فقط به حوزه های یک مرز یا یک ملت محدود شود. در این مقاله سعی می شود نشان داده شود فردوسی با استفاده از جهان بینی وسیع اسلامی خود و مقوله هایی همچون: عقل، عشق، عدالت، آفرینش، زندگی، مرگ و غیره که چاشنی حماسه عظیم اوست، و با استفاده از اساطیر و افسانه های کهن ایرانی در پی آن است تا پیام جهانی خاصی را به مخاطبین خود اعلام نماید و از این رواست که این اثر بزرگ حماسی همواره منبع الهام بسیاری از هنرمندان و اندیشه مندان ایران و جهان در عرصه های مختلف بوده است.
توسعه دورههای آموزش فارسی به غیر فارسیزبانان و تدوین کتابهای مختلف آموزشی مرتبط در این زمینه، تحولی فرهنگی است که با وجود آثار مثبت آن کاستیهایی را نیز بههمراه دارد. مهمترین این نقصها گستره آزمونسازی زبان و به ویژه نبود آزمون بسندگی زبان فارسی است. این مقاله به تعریف و اهمیت آزمونسازی زبان و ارتباط آن با دورههای آموزش زبان فارسی پرداخته است. در این پژوهش ضمن ساخت یک نمونه آزمون بسندگی زبان فارسی با تاکید بر آزمونهای شنیدن، خواندن و دستور، روایی و پایایی آزمون سنجیده شد. برای روایی سنجی آزمون، از فرایندی دو مرحلهای، شامل تحلیل دادههای بازنگری سه دانشجوی خارجی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی و بهرهگیری از نظریه بحث در سنجش روایی بهره گرفته شد. پایایی آزمون نیز به شیوه آلفا کرونباخ محاسبه شد. نویسنده همچنین به دلیل ابعاد مهم و تاثیرگذار آزمون در قلمرو سیاسی و فرهنگی کشور، به تولید و رواییسنجی آزمون ملی بسندگی زبان فارسی توجه کرده است.
ارتقاء آموزش زبان و پس آنگاه ارزیابی آن، نیازمند تغییر بنیادی در نگرش استادان و نیز فراگیران در زمینه شیوههای جدید آموزش و ارزیابی است و هیچ تغییری در این گسترهها بدون به وجود آمدن اعتقاد نسبت به کارآمدی شیوههای جدید و نیز وجود تمایل و انگیزه میان استادان و فراگیران برای عملی کردن آن تغییرات و شیوهها امکانپذیر نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی معلمان ایرانی زبان خارجی، در زمینه بکارگیری شیوهای جدید از سنجش به نام خود ارزیابی (Self Assessment) طراحی شده است. برای تحقق این هدف پرسشنامهای به 32 تن از استادان زبان تمام وقت و حق التدریسی دانشگاهها داده شد. این پرسشنامه که توسط نویسندگان این مقاله تنظیم شده بود، نگرش استادان را مورد پرسش قرار میداد. این استادان به تدریس زبانهای انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، و اردو اشتغال دارند و به استادان با تجربه، با سابقه تدریس 10 سال به بالا، و استادان جوان، با سابقه تدریس کمتر از 5 سال، تقسیم شدند. نتایج بهدست آمده حاکی از آن بود که استادان زبان نسبت به عملی بودن شیوههای جدید سنجش به طور عام و خودارزیابی به طور خاص نگرشی منفی دارند. همچنین مشاهده شد که این قضیه بین استادان با تجربه جدیتر بوده و نوعی وابستگی شدیدتر نسبت به شیوههای متداول در آنها وجود دارد. اگرچه استادان جوان تا حدودی با شیوههای جدید آشنایی دارند، این آشنایی ناگزیر منجر به استفاده از این شیوهها نمیشود. در توضیح این حالت میتوان گفت استادان بر این باورند که سپردن اختیار سنجش به فراگیران، از قدرت و نفوذ آنان در کلاس میکاهد.
مسالهای که این مقاله به آن میپردازد به رابطه تبلیغات و اینترنت مربوط میشود. این مقاله میخواهد به این پرسش پاسخ دهد که شرکتهای تجاری و تبلیغاتی برای افزایش توجه مخاطبان و برخورداری تبلیغ از مؤلفههای اثربخش و تاثیر گذار، از کدام پارامترهای تاثیرگذار در تبلیغات اینترنتی باید استفاده کنند؟ از این نظر، این مقاله بهدنبال شناسایی و سپس اولویتبندی پارامترهای مؤثر بر تبلیغات اینترنتی است.
توضیح آنکه آگهیهای تبلیغاتی که زمانی مؤثرترین و کارآمدترین روش مارکسازی و نیز موتور نفوذ محصولات جدید بودند، این روزها بهدلیل رشد و گسترش خود، در معرض تهدید قرار گرفتهاند. چراکه هر چه گستره تبلیغات بیشتر شده توجه مردم به آگهیهای بازرگانی کمتر شده است. تبلیغات مکرر سبب کاهش توانایی و ظرفیت کسب فضایی در ذهن مشتریان میشود. مساله مهم برای شرکتها نیز این است که تبلیغ آنها از مؤلفههای اثر بخش و تاثیر گذار برخوردار باشد. بدین ترتیب این مقاله میخواهد به این دانش دسترسی پیدا کند و راههای افزایش بهرهوری تبلیغات را شناسایی و معرفی کند. در این مقاله ضمن بیان نتایج کلی، بهدلیل گستردگی پژوهش انجام شده برای این مطالعه، تنها به تفسیر نتایج گروه عوامل مرتبط با بازار اشاره میشود.
این مقاله با رویکردی کلان نگر ناظر بر تحلیل شرایط ساختاری ـ تاریخیِ «امکان و امتناع قانون و نظم در ایران» است. غالباً تبیین های ارائه شده از علل تاریخی غیبت قانون و نظم اجتماعی در تاریخ و جامعه ایران، با نگاهی غایت شناختی، به دنبال شرح موانع «کنونیِ» غیبت قانون در جامعه ایران هستند. در این انگاره، «تاریخ ایران» در خدمت فهم شرایط کنونی جامعه ایران و به شکل وارونه مفهوم یابی می شود. شناخت ناشی از این «تبیین های تاریخی»، به جای آنکه در راستای تفسیر ساختارهای حاکم بر جامعه ایران در گذر تاریخ باشد، دغدغه فهم «ایران معاصر» را دارند. به علاوه، تحلیل های مذکور علت های غیبت قانون و نظم مبتنی بر آن را با روشی مقایسه ای و با رویکردی بنیادگرا (با تاکید بر بنیان اقتصادی یا سیاسی) تبیین می کنند. مقاله حاضر مدعی است کاربست تئوری عام تغییر اجتماعی (چه نوع مارکسیستی و چه نوع وبری آن)، که با محوریت تاریخ غربِِ میانه تولید شده است، توان تحلیل غیبت تاریخی قانون و موانع استقرار آن در تاریخ ایران را ندارد و میان عناصر تشکیل دهنده تبیین های مذکور و واقعیتِ «عدم استقرار قانون در تاریخ ایران» ارتباطی وجود ندارد. در مقابل، این مقاله سعی دارد با الگویی ساختارگرایانه غیبت تاریخی قانون در جامعه ایران را با محوریت مفهوم «مفصل بندی» در تحلیل و در ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران (و نه غرب میانه) جستجو کند. مقاله حاضر مدعی است علت بنیادین «عدم استقرار قانون در تاریخ ایران» نوع مدیریت سیاسی، نظامی و اقتصادیِ محدوده سرزمینی ایران است
"مقدمه: بهره گیری از مزایای منحصر به فرد مدارک پزشکی کامپیوتری، به شرط آن که مدیران و کادر مدارک پزشکی، آن را مطابق نیازهای خود طراحی کنند، می تواند بسیاری از مشکلات موجود در نظام بهداشتی درمانی کشور را مرتفع سازد. این تحقیق با هدف تعیین میزان قابلیت های سیستم های اطلاعات بیمارستانی در بخش مدارک پزشکی انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی از نوع توصیفی و شامل 9 سیستم اطلاعات بیمارستانی در سال 1386 در شهر تهران بود. پژوهشگر بر اساس چک لیست (شامل الزامات عمومی سیستم اطلاعات بیمارستانی، الزامات عمومی بخش مدارک پزشکی، مدیریت مدارک پزشکی، پذیرش، ترخیص، آمار، کدگذاری، بایگانی و تکمیل پرونده) و با مشاهده مستقیم و پرسش با کمک برنامه SPSS، ویژگی های سیستم های موجود را استخراج نمود و در پایان موارد انطباق سیستم با چک لیست، محاسبه و درصد آن مشخص شد. اعتبار محتوای چک لیست بر اساس نظر 10 نفر از افراد خبره در زمینه مربوط تایید و جهت تعیین ثبات چک لیست از روش آزمون مجدد استفاده شد.
یافته ها: میانگین کلی میزان انطباق با فهرست الزامات سیستم های اطلاعات بیمارستانی در بخش مدارک پزشکی به این شرح بود: الزامات عمومی سیستم اطلاعات بیمارستانی 4/65 درصد، الزامات عمومی بخش مدارک پزشکی 3/50 درصد، مدیریت مدارک پزشکی 7/85 درصد، پذیرش 6/59 درصد، ترخیص 8/75 درصد، آمار 1/64 درصد، کدگذاری 2/32 درصد و بایگانی و تکمیل پرونده 7/28 درصد.
نتیجه گیری: نتایج ضعیف در کدگذاری و بایگانی و تکمیل پرونده،گویای کارا نبودن نرم افزارها در این قسمت ها می باشد. لذا لازم است شرکت های ارایه دهنده با حمایت مدیران به بهبود عملکرد سیستم ها در این بخش توجه ویژه نمایند.
"