عناصر بسیاری در فرایند آموزش و یادگیری زبان دخیل هستند، ازمیان آنها میتوان به عناصر شناختی اشاره کرد که خود به دو بخش شناخت کنشی و شناخت زیست- فرهنگی تقسیم میشوند. شناخت کنشی شناختی است مکانیکی وبه شناخت درمورد چگونه عمل کردن مربوط میشود درحالیکه شناخت زیست- فرهنگی به حوزه انسانی و احساسی متعلق بوده و از حضور کنشگر در دنیا با توجه به ویژگی های فرهنگی گواهی میدهد.
شناسایی این شناختها امکان دستیابی مدلی آموزشی را فراهم میاورد که درآن همزیستی وجه انسانی وفنی میسرمیگردد. دراین مقاله میکوشیم با نشان دادن این مطلب که کدام نوع شناخت در فرایند آموزش و یادگیری زبانهای خارجی قبل ازسایرین قراردارد مدرسان رادرراستای انتخاب شیوه آموزشی مناسب ازجهت روش شناختی و تعلیمی یاری رسانیم
کیفیت روابط کودکو مراقب او، مفهومی محوری در ارتباط با عوامل موثر در تحول کودکاست . از آنجا که پاسخدهی مثبت مادر به کودکاز مولفههای مهم شکلگیری دلبستگی ایمن در اوست، ادراکمادر از علت رفتار کودکاز اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش بررسی ادراکمادران ایرانی از انگیزههای زیربنایی رفتار کودکدر موقعیتهای دلبستگی و دیدگاه آنان نسبت به پاسخدهی مناسب به این رفتارها، و همچنین مقایسه بین فرهنگی این پدیده بود.
روش: این پژوهش کیفی توصیفی در سال 1388 روی 30 مادر ایرانی دارای کودکان 3 تا 5 سال که به روش نمونهگیری تصادفی از سه مهدکودکشهر تهران انتخاب شدند، انجام شد. 5 موقعیت برای آزمودنیها توصیف و از آنها خواسته شد که علت رفتار کودکدر هر موقعیت و پاسخ مناسب به این رفتار را ذکر کنند. دادهها به روش کیفی تحلیل شد.
یافتهها: بین ادراکمادران از انگیزه رفتار کودکو پاسخدهی مناسب رابطه وجود داشت. در موقعیت خواب بیش از سایر موقعیتها به مقوله ایمنی و وابستگی متقابل توجه شد و پاسخ مثبت بیشتری به این موقعیت داده شد. در مقایسه بین فرهنگی، بین ادراکمادران ایرانی و ژاپنی شباهت بیشتری وجود داشت و آنان بیش از مادران آمریکایی به جستجوی ایمنی و وابستگی متقابل توجه میکردند.
نتیجهگیری: رفتارهایی که بیشتر به انگیزه جستجوی ایمنی و وابستگی متقابل نسبت داده میشوند، پاسخ مثبتتری از سوی مادران دریافت میکنند. بنابر ارزشها و باورهای فرهنگی، ادارکمادران از انگیزههای رفتار کودکو پاسخدهی به رفتارهای کودکمتفاوت است.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش نوروفیدبکبر حافظه بینایی بود. روش: این مطالعه به صورت آزمایشی انجام شد. 30 دانشجو در دو گروه آزمایش و پلاسیبو مورد بررسی قرار گرفتند. دانشجویان هر دو گروه (آزمایشی و پلاسیبو) در دو مرحله پیش و پس از آموزش با پرسشنامه خرده آزمون حافظه بینایی وکسلر مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج بیانگر این بود که بعد از 20 جلسه آموزش نوروفیدبک، در گروه آزمایش بهبود چشمگیری در حافظه بینایی دیده شد. دو گروه تفاوت معنی داری ازنظر حافظه بینایی داشتند.
نتیجه گیری: نوروفیدبکشرطی سازی کنشگر امواج مغزی است که از طریق آن افراد یاد می گیرند به صورت ارادی امواج مغزی خود را کنترل کنند و از طریق آن عملکرد خود از جمله حافظه را افزایش دهند.
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی rTMS بر عملکرد اجتماعی افراد مبتلا به اختلال افسردگی عمده مقاوم به درمان دارویی بود.
روش: در یکطرح شبه آزمایشی از نوع سری های زمانی تکگروهی، دوازده بیمار مبتلا به افسردگی اساسی تحت سی جلسه rTMS بررویِ قشر پشتی جانبی پیش پیشانی نیمکره چپ قرار گرفتند. هریکاز بیماران با مقیاس خودارزیابی خودانطباقی (SASS) قبل، بعد و یکماه ونیم پس از درمان ارزیابی شدند.
یافته ها: طبق یافته ها پیشرفت بیماران در مقیاس SASS پس از درمان و یکماه ونیم بعد معنادار بود.
نتیجه گیری: rTMS به عنوانِ یکدرمان ضدافسردگی جدید، بر عملکرد اجتماعی تاثیر دارد و احتمالاً این تاثیرات را می توان با مدار هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA) مرتبط دانست
مقدمه: هدف پژوهش حاضر آزمودن اثر بخشی الگوی فراشناختی آدرین ولز بر کاهش یکی از ابعاد مهم باور های فراشناختی تحت عنوان درآمیختگی افکار بود.
روش کار: روش تحقیق حاضر، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمام بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری مراجعه کننده به درمانگاه های روان شناختی و مراکز مشاوره ی شهرستان شیراز در زمستان 1387 تشکیل می دادند. از فهرست بیماران، 24 نفر به صورت نمونه گیری هدف مند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی 12 نفر درگروه آزمون و12 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند.گروه آزمون به مدت 8 هفته تحت درمان فراشناختی و گروه شاهد نیز در لیست انتظار قرار گرفت. آزمون درآمیختگی افکار (TFI) به عنوان ابزار ارزشیابی در پیش آزمون، پس آزمون و دو ماهه پی گیری استفاده شد. داده های پژوهش با برنامه ی آماریSPSSنسخه ی 16و هم چنین با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج تحلیل مانکوا نشان داد که بیماران گروه آزمون در نمره ی کل درآمیختگی افکار و هم چنین در نمرات درآمیختگی های سه گانه، کاهش معنی داری نسبت به گروه شاهد در پس آزمون و پی گیری نشان دادند(001/0> P).
نتیجه گیری: الگوی فراشناختی ولز در کاهش علایم درآمیختگی افکار موثر می باشد.
مقدمه : هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی مادران بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی با سطح هیجان ابراز شده ی آن ها است.
روش کار: در این پژوهش 40 بیمار (20 مرد،20 زن) که بر اساس معیارهای DSM-IV و معاینات روان پزشکی مبتلا به اسکیزوفرنی تشخیص داده شده و بین ماه های اردیبهشت و خرداد 1388 در بیمارستان ابن سینای مشهد بستری بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی با پاسخ دادن به مقیاس سطح هیجان ابراز شده، میزان هیجان ابراز شده ی مادر خود را تعیین و ویژگی های شخصیتی مادر با تکمیل مقیاس نئوی فرم کوتاه توسط وی مشخص شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS-16 استفاده شد.
یافته ها: ویژگی شخصیتی روان نژندی با نگرش منفی نسبت به بیماری رابطه ی مثبت معنادار دارد (0.05P<). ویژگی شخصیتی انعطاف پذیری با مولفه های پاسخ هیجانی، نگرش منفی نسبت به بیماری، تحمل-انتظار و هیجان ابرازشده ی کل رابطه ی مثبت معنادار (0.01P<) و با مولفه ی مزاحمت یا مداخله گری رابطه ی مثبت معنادار (0.05P<) دارد. ویژگی شخصیتی دلپذیر بودن نیز با مولفه های پاسخ هیجانی، نگرش منفی نسبت به بیماری، تحمل- انتظار و هیجان ابراز شده ی کل رابطه ی مثبت معنادار دارد.
(0.01P<). هم چنین ویژگی شخصیتی مسئولیت پذیری با مولفه های پاسخ هیجانی، نگرش منفی نسبت به بیماری، تحمل-انتظار و هیجان ابرازشده ی کل رابطه ی مثبت معنادار دارد (0.01P<).
نتیجه گیری: ویژگی های شخصیتی مادران بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی با میزان هیجان ابراز شده ی آن ها رابطه دارد.
مقدمه: ساختار بعضی خانوادهها شرایط لازم را برای به کار گیری خشونت علیه زنان و کودکان فراهم میآورد. این تحقیق سعی دارد از دریچهی نوع روابط حاکم در خانواده به بررسی پدیدهی خشونت علیه زنان بپردازد .
روشکار: این تحقیق با استفاده از روش همبستگی روی زنان جامعهی شهری استان لرستان در سال 1386 صورت گرفته است. حجم نمونهی آماری بر اساس فرمول کوکران 383 نفر در نظر گرفته شد. جمعآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه شامل سه قسمت 1- سئوالهای مربوط به اطلاعات جمعیتشناختی 2- پرسشنامهی خشونت علیه زنان حاج یحیی 3- پرسشنامهی محقق ساختهی انواع روابط خانوادگی صورت گرفت. در تحلیل دادهها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام استفاده شد.
یافتهها: در بین انواع خشونت، خشونت روانی و جسمی بیش از سلیر اشکال آن در زنان تجربه میشود، همچنین بین خشونت و الگوهای همکاری، همفکری، همدلی، هماهنگی و روابط گفتمانی و داشتن اختیار زن در تصمیمگیری همبستگی معکوس معنیداری وجود دارد (001/0>P) و از سوی دیگر بین وجود الگوی پرخاشگری در خانوادهی پدری و تصور سلطهگرایانهی مرد نسبت به زن رابطهی مثبت معنیداری موجود است (001/0>P).
نتیجهگیری: زمانی که روابط اعضای خانواده بر اساس تشریک مساعی و همکاری با یکدیگر باشد، میزان خشونت خانگی کاهش می یابد.
نماز یکی از بزرگ ترین فرایض اسلامی و عالی ترین تکلیف مکتب تربیتی اسلام است. سنجش میزان التزام به نمازهای واجب با استفاده از ابزاری معتبر امری است ممکن. هدف این مقاله معرفی مقیاس نگرش و التزام عملی به نماز است.
روش : جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دانشگاه بقیه الله (عج) می باشد. حجم نمونه 427 نفر بودند که به صورت دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس جهت گیری درونی و بیرونی و مقیاس التزام عملی به اعتقادات مذهبی که به منظور تعیین روایی مقیاس نگرش و التزام عملی به نماز استفاده شدند. همچنین از روش های آماری همبستگی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد ضریب اعتبار پرسشنامه از نظر همسانی درونی 92/0، ضریب بازآزمایی مقیاس با یکهفته فاصله 96/0 و ضریب تنصیفی مقیاس 87/0 بدست آمد. همبستگی مقیاس نگرش و التزام عملی به نماز، با مقیاس التزام عملی به اعتقادات مذهبی، جهت گیری بیرونی مقیاس آلپورت و جهت گیری درونی مقیاس آلپورت به ترتیب 61/0، 34/0 و 62/0 بدست آمد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان دادکه مقیاس ساخته شده از چهار عامل تشکیل شده است که جمعاً 30/46 درصد از واریانس کل را تبیین می کند.
نتیجه گیری: مقیاس نگرش و التزام عملی به نماز با گذراندن مراحل روان سنجی و دارا بودن اعتبار و روایی قادر به سنجش نگرش و التزام عملی نمازگزاران به نماز است. بنابراین مقیاس علاوه براینکه به صورت خودسنجی برای مسلمانان کارایی دارد، می توان از آن در انجام پژوهش های گروهی استفاده نمود.
امروزه استفاده از اینترنت در حوزه های وسیعی، در حال افزایش است و پیامدهای استفاده از این ابزار ارتباطی توجه پژوهشگران حوزه روانشناسی و جامعه شناسی را به خود معطوف کرده است. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عوامل خانوادگی در میزان و نوع استفاده از اینترنت است.
روش: در این پژوهش توصیفی و همبستگی، تعداد 4155 نفر از دانش آموزان دبیرستان های سراسر کشور به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات عبارت بود از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، وضعیت خانوادگی، میزان و چگونگی استفاده از اینترنت.
نتایج: میزان استفاده از اینترنت برای دوست یابی، دانلود عکس و فیلم، چت، دانلودآهنگ، بازی و کلیپ سکسی به ترتیب: 8/37، 40، 31، 42، 31 و 31 درصد بود. همچنین میزان آشنایی اعضای خانواده با اینترنت، میزان روابط خانوادگی و میزان نظارت خانوادگی با میزان چت، میزان استفاده از سایت های دوست یابی، با چت مخفیانه، با میزان دانلود آهنگ، با میزان استفاده مخفیانه از اینترنت، با مشاهده مخفیانه عکس و با دوست یابی اینترنتی رابطه معناداری داشت.
نتیجه گیری: با توجه به امکان آسیب زایی استفاده نابجا از اینترنت برای نوجوانان و ارتباط چگونگی استفاده از آن با عوامل خانوادگی، لازم است به مصون سازی خانواده بویژه در حوزه نظارتی توجه لازم صورت گیرد.
مقدمه: هدف از این تحقیق تاثیر 8 هفته ورزش در آب بر تغییرات کیفیت زندگی و خستگی بیماران زن مبتلا بهMS شهرستان اصفهان بود.
روش کار: در یک تحقیق نیمه تجربی، تعداد 21 نفر از بین زنان مبتلا به بیماری MS نوع RR با 5/3> EDSSمراجعه کننده به انجمن MS شهرستان اصفهان در سال 1388 بصورت هدفمند انتخاب و پس از ارزیابی اولیه توسط متخصص مغز و اعصاب، به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (11 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه تجربی در یک برنامهی 8 هفته ای نظارت شده ی ورزش در آب (هر هفته 3 جلسهی یک ساعته با شدت 50 تا 85 درصد ضربان قلب ذخیره ی بیشینه) شرکت کردند، در حالی که به گروه کنترل آموزش داده شد که شیوه ی زندگی معمولی خود را پیگیری کنند. متغیرهای مورد اندازهگیری از قبیل؛ درجه ی ناتوانی جسمی بیماران با استفاده از مقیاس EDSS، کیفیت زندگی و مقیاس خستگی نیز به ترتیب با استفاده از پرسشنامه ی 54 سؤالی کیفیت زندگی نسخه ی ایرانی و مقیاس اصلاح شده ی خستگی در شرایط پایه، پایان هفته های چهارم و هشتم ارزیابی شدند.
یافتهها: بهبود های معناداری در کلیه ی مقیاس های کیفیت زندگی (بجز عملکرد ذهنی و جنسی) و بطور کلی رضایت از زندگی در گروه تجربی در مقایسه با سطح پایه و گروه کنترل هنگام 8 هفته ورزش در آب پیدا شد (05/0P≤). بر خلاف گروه کنترل، کاهش معناداری در مقیاس خستگی هنگام 4 و 8 هفته ورزش در آب در گروه تجربی در مقایسه با سطح پایه مشاهده شد (001/0P≤).
نتیجه گیری: تمرین ورزشی منظم در آب هر دو مقیاس های کیفیت زندگی و خستگی در بیماران زن مبتلا به MS در آب بهبود می بخشد و باید بطور وسیعی مورد تشویق قرار گیرد
مقدمه: ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم زندگی است که منجر به مشکلات روانی و تجربیات استرس زای هیجانی می شود .هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارورمراجعه کننده به کلینیک های زنان ونازایی شهر یزد بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون ، پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری یک ماهه است.جامعه آماری آن زنان ناباروری بودندکه در تابستان 1388به کلینیکهای زنان ونازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند.24 زن نابارور با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(12 نفر)و گروه گواه(12 نفر)قرار گرفتند.گروه آزمایش به مدت 10 جلسه هفتگی درمان مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری را دریافت کردند. ابزارهای به کار برده شده پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی بوده است. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار spss-15در دو سطح آمار تو صیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته ها : یافته ها نشان داد که میانگین نمرات رضایت زناشویی درگروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه کنترل افزایش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زنان نابارور می باشد. با توجه به کاهش رضایت زناشویی در زنان نابارور و موثر بودن مداخله روانی باید توجه جدی به درمان های روانشناختی در این گروه بیماران شود.