The current study is an attempt to investigate the impact of explicit instruction of metadiscourse markers on advanced, intermediate, and elementary EFL learners’ writing performance. The participants of the study were 94 undergraduate students majoring in English Literature at the University of Isfahan. To elicit the relevant data, participants were given a pretest of writing ability to check their initial knowledge and unprompted use of metadiscourse markers. All the three groups were then exposed to explicit instruction of metadiscourse markers for six successive sessions. Finally, a post test measuring their writing ability with metadiscourse markers in focus was administered. The findings indicated generally that explicit instruction of metadiscourse markers significantly improves EFL learners’ writing ability. It was however unpredictably revealed that learners at the intermediate level improved significantly greater than those at the advanced and elementary levels. These findings firstly call practitioners to pay more serious attention to metadiscourse markers in making EFL curricula. Secondly, they ask for the reinforcement of metadiscourse markers through explicit instruction in EFL courses for the improvement of the learners' writing ability.
The present study is an attempt to explore the effect of one of the pragmatic elements of discourse (namely the conceptualizable agent) on overpassivization of English unaccusative verbs. Through employing the questionnaire originally used by Ju, (2000), 206 Iranian intermediate and advanced English majors were asked to choose the more grammatical form (active or passive) in target sentences with unaccusative verbs. Each target sentence was embedded in two different contexts expressing external and internal causation. The participants' performance supported the hypothesis that unaccusatives were overpassivized more when the discourse context offered a conceptualizable agent, and that monadic unaccusative verbs were passivized more than dyadic ones. The learners recognized conceptualizable agents offered by the discourse context and their judgments on sentence acceptance were influenced by these agents. Since, in the literature, other researchers like Ju (2000); Oshita (1997); Yip (1995); and Zobl (1989) reported that many non-native English learners cross- linguistically over-passivize unaccusative verbs, it provided additional support for the claim that these errors are language universal rather than language specific. Thus, this paper argues against a purely syntactic analysis of interlanguage errors such as overpassivization and talks in favor of an approach that takes pragmatic factors into account as well.
The transformation of industrial city into modern city entailed the change in the dominant nature of the city from the site of production to that of consumption. In the postmodern city, the trend accelerated, or better to say, heightened into ""mass consumption"". Consumption is no longer considered a routine and banal activity. It is rather a consciously and unconsciously affected affair that is engaged in continuous dialogue with the most vital issues of contemporary urban life such as identity, aspirations, class status and culture. This is the context into which Salinger's The Catcher in the Rye was born and thrived; therefore, it should be conceived in the same context.
توسعه صادرات غیر نفتی و تامین مالی صادرات، از مهم ترین هدف های اقتصادی شمرده می شود. افزون بر آن، مطالعه این امر در چارچوب قانون های شرع مقدس اسلام، به جهت ضرورت پرهیز از معامله های ربوی و تحقق هدف های عالیه نظام اقتصادی اسلام، اهمیتی مضاعف دارد. به رغم توانمندی ابزارهای نوین تامین مالی اسلامی در حمایت از صادرات غیرنفتی و همچنین انعطاف پذیری آنها در جریان فرایندهای تامین مالی صادرات در عرصه های بین المللی، ابزارهای پیش گفته کم تر مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته و از طرفی، ابزارهای متداول در بانکداری بدون ربا پاسخگوی نیازهای روزافزون نظام نامین مالی نیست.
نوشتار پیش رو در ابتدا به بررسی اجمالی ابزارهای رایج در نظام بانکداری بدون ربا پرداخته و سپس با بررسی ناکارامدی های این ابزارها در مقایسه با توانمندی ابزارهای نوین تامین مالی، مجموعه ای از ابزارها و روش های نوین تامین مالی اسلامی (صکوک) را شناسایی و ضمن تبیین ماهیت و مزیت های آنها، فرایند بهره برداری از این ابزارها در جهت حمایت از توسعه صادرات را پیشنهاد خواهد کرد.
دیدگاه فقیهان اسلام در مالکیت بر اصل موقوفه متفاوت است. آیا واقف مالک است؟ یا موقوف علیهم؟یا خدای متعال؟ یا تفصیل بین وقف خاص که موقوف علیهم باشد، و بین وقف عام که خدای متعال باشد؟ یا اینکه اصولاً موقوفه مالک لازم ندارد؛ بلکه شخصیتی حقوقی است که اصل و فرعی و اساس نامه ای به نام موقوفه دارد و متولی، ناظر، قاضی، قانون و سرانجام ولی فقیه متکفل حفظ و ارتقای منافع این شخصیت حقوقی در جامعه هستند؟ بحث در این موضوع نگاه تمام طرف های درگیر در مسئله وقف را اصلاح می کند و تغییر نگاه به اصلاح نهاد وقف می انجامد. فرضیه تحقیق این است که: «توجه به شخصیت حقوقی موقوفه همراه با الگوی ارائه شده در سیره امیر مؤمنان حضرت علی که تغییر موقوفه را به هنگام کاهش منافع در وقف نامه شرط می کند،راه اصلاح نهاد وقف را فراهم می کند».
روش تحقیق توصیفی وتحلیلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد که چنین نهادی ظرفیت معنویت، رشد عادلانه، و بهره وری را درون جامعه اسلامی افزایش می دهد.
محمد مهدی جواهری آخرین شاعر بزرگ نوکلاسیک در ادبیات عرب به شمار می رود و شعر او را به نوعی می توان حلقه اتصال میان شعر کلاسیک و شعر نو دانست.
شعر جواهری با اینکه در قالب کلاسیک سروده شده، زمینه را برای ایجاد تغییرات اساسی در شعر عربی مهیا کرده است؛ که موسیقی شعر جواهری می تواند به خوبی نمایانگر این تحول و دگرگونی تدریجی باشد.
شعر او را از نظر موسیقیایی می توان در سه مرحله بررسی کرد: در مرحله اول شاعر کاملاً پیرو سبک کلاسیک است و همه ویژگی های فنی قصاید او یادآور شعر عصر عباسی است، اما در مرحله دوم در کاربرد وزن های عروضی به تجربیات جدیدی دست می یابد و می کوشد موسیقی شعرش را به نیازها و مقتضیات زمان نزدیک تر سازد. در مرحله سوم قدم در راه ابتکار و نوآوری می گذارد و تلاش می کند با جریان «شعر آزاد» همراه شود.
اگر چه جواهری نتوانست قالب کلاسیک و سنتی قصیده را در هم شکند، اما توانست زمینه را برای دگرگونی و تغییر در موسیقی و مضمون شعر عربی فراهم آورد.
در این مقاله مراحل تطور موسیقایی شعر جواهری و ویژگی های هر مرحله و نیز مهم ترین عناصر موسیقایی در شعر او بررسی شده است.
با اوج گرفتن قیام مردم لیبی علیه دولت این کشور در فوریه 2011، نیروهای امنیتی و نظامی لیبی با خشونت و با استفاده از سلاح های سنگین از جمله توپخانه و هواپیماهای جنگی به سرکوب مخالفان پرداخته و شهرهای تحت کنترل مبارزان آماج حملات نیروهای قذافی قرارگرفت. با گسترش تلفات انسانی مبارزان لیبی، برخی از کشورها و اتحادیه عرب از سازمان ملل درخواست نمودند تا اقدام لازم برای حمایت از مردم لیبی به عمل آورد.
شورای امنیت با تصویب قطع نامه 1973 وضعیت لیبی را تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی دانسته، بر اساس فصل هفتم منشور ضمن تأیید و تکمیل تحریم های مندرج در قطع نامه 1970، مداخله نظامی بشر دوستانه در حمایت از مردم لیبی را تجویز نمود. هم چنین برای ممانعت از حمله هوایی نیروهای نظامی به مبارزان، ایجاد منطقه ممنوعه پروازی بر فراز لیبی تجویز گردید. در این مقاله ضمن تشریح مفاد قطع نامه 1973، ابعاد حقوقی اقدامات نظامی مصوب شورای امنیت از جمله بررسی مشروعیت این اقدامات با وجود اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها، گستره عملیات نظامی و فرماندهی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
هدف اصلی این پژوهش، ارایه یک مدل برای ارزیابی عملکرد شعب بانک سپه با استفاده از شاخص های جزیی از طریق تلفیق متغیرهای بالقوه قابل کنترل و غیرقابل کنترل با متغیرهای عملکردی می باشد . با شرح و بسط مفاهیم عملکردی شعب، فهرست کاملی از متغیرهای پیش آزمون، متشکل از 49 متغیر بالقوه و پنج متغیر عملکردی به دست آمد. برای شناسایی متغیرهای بالقوه که تشریح کننده هریک از نتایج عملکردی مطلوب شعب باشد از مدل تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه، استفاده شده است. تعداد کارکنان به عنوان متغیر بالقوه قابل کنترل، با بالاترین ارزش پیش بینی در تمامی متغیرهای عملکردی نشان داده شده است. چهار مدل از پنج مدل دارای قدرت تشریحی بین 83 و 96 درصد می باشند . مدل های عملکردی را می توان برای تجزیه و تحلیل پیش بینی عملکرد شعب به کار برد. چنین اطلاعاتی می تواند جهت تصمیم گیری در بازسازی ساختاری شعب از جمله (ایجاد، ادغام و حذف) مفید واقع شوند.
اگر قتل در یکی ازماه های حرام صورت گیرد، یک سوم دیه بر میزان تعیین شده افزوده می گردد که از آن به تغلیظ دیه تعبیر می شود. موضوع تغلیظ دیه در فتاوای فقهای امامیه مورد اشاره واقع شده و به صورت عموم بین انواع قتل فرقی گذاشته نشده است. در قانون مجازات اسلامی برای همه انواع قتل ها (عمد، شبه عمد و خطای محض) تغلیظ دیه در نظریه گرفته شده است. قرآن کریم حکم حرمت های ماه های حرام را بیان نموده، اما سخنی از تغلیظ دیه در آن دیده نمی شود. این نوشتار ضمن بازکاوی روایات وارده در خصوص تغلیظ دیه در ماه های حرام با توجه به عدم صراحت روایات مربوط به تغلیظ دیه مقدر به میزان یک سوم در قتل خطایی و با توجه به عدم تحقق هتک حرمت در این نوع قتل به این نتیجه رسیده است که ... .
انسان بر اساس اصل آزادی اراده، مسوول کارهایی است که انجام می دهد و بر اساس آن مجازات می شود. از این رو، در اسلام برای کارهای خلاف شرع، مجازات تعیین شده و برای بسیاری از جرایم، حد مشخص شده است. اما در این میان گاهی عواملی وجود دارد که از انسان حد را برداشته و او را مورد عفو قرار می دهد، مانند توبه. با دقت در آیات و روایات و سخنان فقها در کتب فقهی معلوم می گردد که توبه یکی از عوامل سقوط مجازات شمرده شده، به گونه ای که نقش توبه در رفع مجازات، در جرایم «حق الله» مورد پذیرش فقهای اسلام قرار گرفته است و آنان سقوط مجازات مجرمان را قبل از اثبات جرم، به وسیله اقرار یا شهادتِ شهود، اثر اصلی توبه دانسته اند. در این مقاله توبه و نقش آن در رفع مجازات های حدی، در بعضی از شرایط مورد بررسی قرار می گیرد.
آخرین و کوتاه ترین تقریر از «برهان صدیقین» از علامه طباطبایی است که استاد جوادی آملی دربارة آن ادعا کرده اند که هیچ پیش فرض فلسفی ندارد و از این رو، میتواند به عنوان اولین مسأله فلسفی مطرح شود. این ادعا بحث هایی را پدید آورده و مورد تأیید و انکار برخی از معاصران قرار گرفته است. در مقالات متعددی که در این زمینه به نگارش درآمده است، این ادعا به صورت موردی بررسی و نقد شده است. در این مقاله، ادعای استاد جوادی آملی را به صورت کلی و بدون توجه به برهان علامه طباطبایی بررسی میکنیم و میخواهیم ببینیم که آیا اثبات وجود خدا بدون کمک پیش فرض فلسفی اصولا ممکن است یا خیر؟ در این مقاله، با صورت بندی «موجود بودن خدا» در منطق مرتبه دوم هنکین (که با ادات های وجهی ترکیب شده است) و با استناد به اثبات ناپذیری آن در این منطق، نشان داده ایم که اثبات این مفهوم بدون پیش فرض فلسفی امکان ندارد.
کانت مدخل نظام فلسفی خود را در کتاب سنجش خرد ناب قضیه قرار داده است. و بر پایه تقسیمی چهارگانه از قضیّه و تحلیل و بررسی هر یک از اقسام تلاش میکند تا لوازم و نتایج مورد نظر خود را بگیرد.
او مسایل مهمّی از قبیل امکان مابعدالطبیعه، توجیه علیّت، ضرورت و کلیت، تبیین مبانی علوم طبیعی و مانند آن را بر پایه همین تحلیل و تقسیم استوار کرده است. اگر ثابت کنیم که شروع او ناصواب است و راه های دیگری برای تبیین - مثلاً ضرورت و کلیت - وجود دارد، توانسته ایم مبنای بسیاری از تصورات کانت را باطل کنیم. ما در این مقاله راه دیگری پیموده ایم و نشان داده ایم که نظر کانت مخدوش است. ما به وضوح نشان داده ایم که همه قضایا تحلیلی پسینی است.