در میان قائلین به معناداری و امکان تحقق علم دینی، آیت الله جوادی آملی با اتخاذ رویکردی ایجابی و با تکیه بر مباحث مختلف سنت تفکر اسلامی، معتقد به امکان تحقق و هستی پذیری علم دینی است. در بیش از یک دهه گذشته با تقریرهای متنوعی مواجه ایم که در دوسویه نقادی و تایید نظریه ایشان به رشته تحریر در آمده و به تنقیح دیدگاه ایشان منجر شده است. در میان منتقدان، استاد خسرو باقری بیشترین و تامل برانگیزترین نقد ها را بر این دیدگاه وارد کرده است. با توجه به اینکه انتقادات ایشان ساحت های مختلفی از نظریه را در بر گرفته، در برخی موارد با پاسخ گویی صاحب نظران مدافع نظریه مواجه گردیده است. به نظر می رسد تامل بیشتر در آثار آیت الله جوادی آملی، مانع از ظهور برخی انتقادات است. از این رو، نوشتار حاضر، درصدد پاسخ گویی به برخی از انتقادات ایشان با مرور و تمرکز بر آثار آیت الله جوادی آملی است.
عدالت الهی در تکوین و تشریع و عدالت انسانی در جنبه های فردی و اجتماعی مورد توجه و نظریه پردازی، اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. اما در اغلب موارد، عدالت اجتماعی به معنای عام در برابر عدالت فردی قرار گرفته که مانع از توجه به عدالت اجتماعی به معنای خاص و در برابر عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی شده است. در این بین، علامه طباطبایی، شهید صدر و سید قطب، تلاش کرده اند ابعاد عدالت اجتماعی به معنای خاص را مورد توجه قرار دهند. در این مقاله، با روش تحلیلی به بازخوانی نظریه سیدقطب درباره عدالت اجتماعی پرداخته و ابعاد عدالت اجتماعی را مورد بازخوانی قرار داده ایم. عدالت ساختاری، عدالت نهادی، عدالت فرهنگی، عدالت در برخورداری از امنیت اجتماعی، دریافت خدمات اجتماعی به ویژه در عرصه های بهداشت، سلامت و درمان، برخورداری از امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت در حوزه های جغرافیایی مختلف و برای گروه های سنی و جنسی متفاوت، تراکم جمعیتی در مناطق شهری، دسترسی به آب سالم، فضای سبز مناسب و استاندارد و اماکن ورزشی و تفریحی از آن جمله ابعاد عدالت اجتماعی است.
توان مندی نظام اجتماعی از دغدغه های مهمی است که همواره مورد توجه نظام های سیاسی و حکومتی است. عوامل مختلفی می توانند در بقا و تداوم، پویایی و توان مندسازی نظام اجتماعی نقش داشته باشند. باور به مهدویت در پویایی و توان مندی نظام اجتماعی نقش مهمی می تواند داشته باشد و کارکرد در این حوزه از کارکردهای مهم این باور به حساب می آید. زیرا باور به مهدویت، می تواند مردم را حول محور خود جمع کند و برای تحقق هدفی مشخص، آنان را به صورت یکپارچه در آورد و به آنان هویت واحد دهد و به دنبال آن قدرت اجتماعی را تقویت نماید و ارتباط اجتماعی را تحکیم بخشد و در نتیجه، زمینه های امنیت و نظم اجتماعی را فراهم آورد و به تحکیم روابط اجتماعی منجر شود. در این تحقیق، با هدف نشان دادن کارکرد باور به مهدویت در ساحت نظام اجتماعی جامعه منتظِر و عصر غیبت و تبیین ظرفیت و پتانسیل اندیشه مهدویت در تقویت و تحکیم نظام اجتماعی، بحث و گفت وگو شده است. از مهم ترین یافته های این تحقیق، نشان دادن ظرفیت اندیشه مهدویت در ساحت های نظم، انسجام و همبستگی، امنیت و تحکیم روابط اجتماعی است. از برجسته ترین راهکارهای اندیشه مذکور در این حوزه ها عبارت است از: تولید و بازخوانی ارزش های اخلاقی مشترک، تحکیم باورهای دینی به ویژه آموزه امامت، ایجاد ارتباط و پیوند عاطفی در مردم، ایجاد اتحاد و هویت واحد بین اقوام و خرده فرهنگ ها و ایجاد اعتماد عمومی که از تقویت ارزش ها و پایبندی به قواعد اخلاقی ناشی می شود.
امنیت انسانی شامل تأمین نیازهای اولیه مادی و غیرمادی است. به بیان دیگر امنیت انسانی مسائلی فراتر از حیات و بقای فیزیکی انسان را در بر می گیرد. شهر کانون و بستر اصلی رشد و تکامل بشری است. بر این اساس فضاهای شهری باید بتوانند با توجه به شباهتها و تفاوتهای میان افراد و گروههای سنی و اجتماعی، محیطی امن، سالم، پایدار و جذاب را برای همه افراد فراهم کند و به نیاز تمامی اقشار اجتماعی پاسخ مناسب بدهند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل جغرافیایی و ژئوپلیتیکی موثر در امنیت انسانی- شهری استان خراسان جنوبی با روش توصیفی-تحلیلی صورت پذیرفته است. بر اساس یافته های اسنادی مهمترین عوامل جغرافیایی و ژئوپلیتیکی مؤثر در امنیت انسانی-شهری استان مذکور تلفیقی از عوامل و مولفه های اجتماعی- فرهنگی، سیاسی- امنیتی، اقتصادی- زیربنایی و جغرافیای طبیعی هستند. همچنین ویژگیهایی از قبیل کم و کیف جمعیت، اشتغال، قو-مگرایی، مرزی بودن، سطح توسعه پایین، کویری بودن، کوهستانی بودن، وسعت زیاد در کنار جمعیت پایین، قاچاق و شرایط امنیتی حاکم بر کشور افغانستان در امنیت استان خراسان جنوبی به ویژه امنیت انسانی و مناطق شهری آن مؤثر است. در بخش میدانی پژوهش جامعه آماری 178 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 85 نفر برآورد شده است. ضریب آلفای کرونباخ برای این پژوهش 87/0 درصد بوده و برای روایی پژوهش از پیش آزمون بهره گرفته شده است. بر اساس آزمونT یک طرفه از میان شاخصهای میدانی مورد بررسی در این پژوهش پنج شاخص اول مؤثر در امنیت انسانی-شهری استان خراسان جنوبی به ترتیب عبارتند از: وجود محرومیت اقتصادی و فقر تولید؛ توسعه نامتوازن، میزان اشتغال، اتباع بیگانه و مهاجران خارجی و زیاد بودن ارتباطات برون مرزی. همچنین بر اساس نتایج آزمون فریدمن؛ شاخص های محرومیت اقتصادی ،توسعه نامتوازن، میزان اشتغال، زیاد بودن ارتباطات برون مرزی و توپوگرافی به ترتیب مهمترین عوامل تأثیرگذار بر امنیت شهری است.
مقالة حاضر حاصل مطالعه ای تجربی درباب هویت ملی، هویت قومی واحساس محرومیت نسبی است. جامعة آماری پژوهش را جوانان 15تا 29سالة ساکن در شهر ایلام تشکیل داده اند که 400 نفر از آنان به منزلة نمونة آماری، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات از روش پرسشنامه استفاده شده است. پیدایش احساس محرومیت نسبی پدیده ای جدید و ناشی از تغییر اجتماع بشری و خروج جامعه از لفاف ایستای سنتی است، احساسی که ممکن است منشأ ناهنجاری های اجتماعی و سیاسی بسیاری باشد. در چارچوب نظری، از نظریة محرومیت نسبی رابرت گر و نظریات هویت جنکینز و اسمیت استفاده شده است. یافته ها نشان میدهد میان میزان احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی و میزان گرایش به هویت ملی در بعد سیاسی رابطه ای معنادار و معکوس وجود دارد. میان میزان احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی و میزان گرایش به هویت قومی در بعد سیاسی نیز رابطة معنادار و مستقیم وجود دارد.
در پژوهش حاضر به یکی از مهم ترین مسائل خانواده امروز و برخی از مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با رویکرد جامعه به پدیدةسقط جنین پرداخته شده است. تحولات و مسایل خانواده امروزطیفی به مراتب گسترده تر را دربرمی گیرد که شامل تغییر نگرش ها به سقط جنین، بالارفتن سن ازدواج، کاهش بعد خانوار و تقلیل باروری، تغییر در ساختار خانوار مانند افزایش خانوارهای یک نفره، زندگی مشترک بدون ازدواج، افزایش طلاق و افزایش خانواده های تک والدی و تک فرزندی است. جمعیت این پژوهش را4267 نفر از مردان و زنان 15ساله و بالاتر ساکن در منقطه های شهری و روستایی شهرستانهای اسفراین، اهواز، بابلسر، بجنورد، خرم آباد، سقز، کامیاران، گنبدکاووس، محمودآباد و همدان تشکیل میدهند.به طورکلی، نتایج پژوهش نشان داده است که نزدیک به دوپنجمِ افراد بررسی شده به سقط جنین نگرش مثبت دارند. درعین حال، این الگوی کلی تحت تأثیر سه دسته متغیر تعیین کننده،شامل متغیرها و تعیین کننده های جمعیت شناختی پایه،مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت، بعد ایده آل خانواده و سطح تحصیلات، متغیرهای مرتبط با مؤلفه های مذهبی و دینداری، و متغیرهای مرتبط با نگرش های جنسیتی است.
زنان از یک سو، به دلیل خصوصیات خاص جسمی، روانشناختی و اجتماعی، بیشتر از سایرین در معرض بزه دیدگی قرار دارند و افراد آسیب پذیرتری در برابر بزهکاران هستند. از سوی دیگر هم، ممکن است در محیط های خاصی مانند خانه و در بستر زناشویی توسط همسر مورد تعرض قرارگیرند و یا مجبور به نزدیکی غیر طبیعی و نامتعارف شوند. زوجین در رابطه جنسی خود آزادند امّا این آزادی نباید موجب آسیب رساندن به دیگری شود. حمایت کیفری افتراقی از زنان از طریق جرم انگاری های ویژه برخی رفتارها، یکی از راه کارهایی است که قانون گذاران کیفری برای حمایت و کاهش احتمال بزه دیدگی آنان اتخاذ نموده اند. در نظام حقوق کیفری ایران، این عمل جرم انگاری نشده است؛ در حالی که به نظر می رسد مبانی جرم انگاری آن در فقه و حقوق کیفری ایران موجود است. این عمل علاوه بر اینکه مخالف ارزش های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی می باشد، موجب ایذاء و آزار و اذیت زوجه نیز می شود و از آنجا که در اسلام ارتکاب فعل حرام ممنوع بوده و مرتکب آن را می توان تعزیر کرد، در نتیجه ضرورت ایجاب می نماید تا این رفتار ضد اخلاقی و ناهنجار مجرمانه قلمداد گردد.
زمینه:خودکارآمدی به عنوان یک عامل مهم در خودپنداره، نظریات انگیزشی و رفتارهای مرتبط با سلامتی در نظر گرفته شده است. هدف:این مطالعه با هدف بررسی تحلیل عاملی تأییدی، اعتبار و روایی مقیاس خودکارآمدی اجتماعی در دانشجویان ایرانی صورت گرفته است. روش:این مطالعه همبستگی از نوع اعتبارسنجی بود که پرسشنامه های خودکارآمدی اجتماعی گریو و همکاران (2014)، خودکارآمدی عمومی شوارتز و جروسلم (1995)، بی تفاوتی اجتماعی، پذیرش و همبستگی اجتماعی در اختیار 750 دانشجوی دانشگاه های پیام نور کرمانشاه و کنگاور و دانشگاه آزاد کرمانشاه که به صورت در دسترس انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای محاسبه اعتبار، از روش همسانی درونی و برای سنجش روایی همزمان از همبستگی بین نمرات ابزارهای مذکور استفاده شد. برای مشخص شدن روایی سازه نیز از روش تحلیل عاملی استفاده گردید. نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل داده ها SPSS و Amos بود. یافته ها:نتایج تحلیل عاملی نشان داد که اکثر گویه های ابزار به جز گویه های 4،5، 9 و 16 از بار عاملی مناسب برخوردار بوده و پنج عامل ارزش ویژه بالاتر از یک داشتند و 04/47 درصد واریانس های مشاهده شده را تبیین کردند. این امر می تواند حاکی از روایی عاملی نسبتاً مناسب پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی باشد. ضرایب همبستگی نشان داد که روایی همزمان مقیاس خودکارآمدی اجتماعی با دیگر ابزارهای مذکور در حد مطلوبی بود. برای همسانی درونی نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ و دونیمه کردن به ترتیب مقادیر 83/0 و 76/0 به دست آمد. نتیجه-گیری: مقیاس خودکارآمدی اجتماعی دارای اعتبار و روایی مناسبی است و از این مقیاس می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
برای رسیدن به اهداف استراتژیک، ماموریت ها و وضع مطلوب فناوری اطلاعات، سازمان ها نیازمند برنامه جامع و مناسبی هستند؛ بر این اساس، برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات به عنوان یک جزء از برنامه ریزی استراتژیک سازمان مطرح می گردد. برنامه ای که برای هر سازمان، منشور و برنامه کلان سازمان در زمینه سیستم های اطلاعاتی و به طور کلی فناوری اطلاعات می باشد. یکی از پرسش های بنیادی در این حوزه این است که موفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات از چه عواملی متاثر است. این پژوهش برای پاسخگویی به این پرسش انجام شده است. در این راستا عوامل موثر برموفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات را می توان بر اساس معیارهای مختلف تقسیم بندی کرد، دراین تحقیق با استفاده از مدل TOE متغیرها به سه دسته عمده تقسیم شده اند که عبارتند از: عوامل تکنولوژیک، عوامل سازمانی و عوامل محیطی، که هر یک از این عوامل دارای بعدهای مربوط به خود می باشند. پژوهش حاضر در شرکت ملی نفت ایران و شرکت تابعه ی آن (شرکت ملی حفاری اهواز) صورت گرفته است و جامعه آماری مورد مطالعه مدیران، مشاوران، روسا و کارشناسان فناوری اطلاعات این شرکت به تعداد 101 نفر بودند، که به دلیل کم بودن افراد جامعه آماری، نمونه آماری برابر با جامعه آماری و 101 نفر در نظر گرفته شد. جهت گرد آوری داده ها پرسشنامه ای طراحی شد که روایی آن مورد بررسی و تأیید قرار گرفت و پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ مقدار 96/0 برآورد شده است. داده ها نیز با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS تحلیل شده اند. مدل کلی با معیار جی.اُ.اِف 62%، دارای برازش قوی توصیف شد و از 8 فرضیه پژوهش 5 مورد تایید و 3 مورد تایید نگردید. رابطه بین زیرساخت سیستم های اطلاعاتی، مدیریت دانش، مشارکت، ارزیابی محیطی و زمینه محیطی با موفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات تایید شد و رابطه بین بلوغ سیستم های اطلاعاتی، مدیریت تغییر و هماهنگی با موفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات تایید نگردید.
اهداف نگرانی های جدی درباره شکل بدن ویژگی اصلی اختلالات خوردن است. اختلال خوردن با بیماری های طبی و روانی متعددی همراه است. بنابراین ابزاری معتبر و پایا به پیشگیری از این اختلال و پیامد های آن کمک می کند. در نتیجه هدف مطالعه حاضر بررسی مشخصات روان سنجی پرسش نامه شکل بدن C 8 در زنان مبتلا به اختلال بود. مواد و روش ها ابزار اصلی این مطالعه مقطعی و اعتبارسنجی، پرسش نامه شکل بدن ( BSQ - C 8) به فارسی ترجمه شد. سپس مشخصات روان سنجی این پرسش نامه در نمونه ای از زنان مبتلا به اختلال خوردن که با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند، بررسی شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های BSQ - C 8، شکل بدن 34 سؤالی ( BSQ -34)، ارزیابی فراشناختی بدشکلی بدن ( BDMCQ ) و مقیاس اصلاح شده وسواس فکری-عملی ییل-براون برای اختلال بدشکلی بدن ( YBOCS - BDD ) بود. برای تحلیلی داده ها با SPSS نگارش 16 از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب دو نیمه سازی، روایی همزمان ضریب همبستگی و نمودار راک استفاده شد. یافته ها در نمونه زنان مبتلا به اختلال خوردن، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب دو نیمه سازی 79/0 و 74/0 بود و روایی همزمان این پرسش نامه با BSQ -34، BDMCQ و YBOCS - BDD به ترتیب 59/0، 91/0 و 58/0 بود. حساسیت، ویژگی و نقطه برش این پرسش نامه به ترتیب80/0، 67/0 و 5/26 بود. نتیجه گیری پرسش نامه شکل بدن C 8 برای سنجش نارضایتی از شکل بدن در نمونه زنان مبتلا به اختلال خوردن، پایایی بالا و روایی هم زمان خوبی دارد و برای استفاده در تحقیقات بالینی و غیربالینی ارزیابی نارضایتی از شکل بدن مفید است.
بررسی رفتار مصرفی گروه های سنی مختلف از جمعیت یک کشور بر مصرف انرژی، کمتر در پژوهش های داخلی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی رفتار سه گروه سنی مصرفی در کشورهای عضو اوپک بر مصرف انرژی سرانه در دوره زمانی 2014-1990 می باشد. این گروه های سنی شامل گروه سنی 20 تا 34 سال، 35 تا 64 سال و 65 تا 79 سال می باشند. برآورد سه الگوی تجربی که با استفاده از روش پانل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی صورت گرفته است، نشان می دهد که افزایش سهم هر سه گروه سنی، منجر به افزایش معنی دار مصرف انرژی می شوند؛ به طوری که با افزایش سن جمعیت در این کشورها و همچنین کاهش سهم نیروی کار فعال، میزان اثرگذاری کمتر خواهد بود. در این میان، بیشترین اثرگذاری مربوط به گروه سنی 20 تا 34 سال و کمترین آن مربوط به گروه 65 تا 79 سال است. همچنین متغیرهای تولیدناخالص داخلی سرانه اثر مثبت و معنی دار بر مصرف انرژی سرانه داشته و اثر سبد قیمت جهانی نفت خام بر مصرف انرژی سرانه گروه کشورهای مورد مطالعه، منفی است. همچنین ضرایب تصحیح خطای سه الگوی تجربی برآورد شده نشان می دهد که میزان انحراف از تعادل بلندمدت برای گروه سنی 20 تا 34 سال به میزان 32/0- و معنی دار بوده و در پایان دوره سوم، هرگونه شوک وارده به مصرف انرژی به تعادل بلندمدت باز می گردد. میزان سرعت تصحیح خطا در گروه سنی دوم، دو دوره بوده و انحراف از تعادل در گروه سوم، در کمتر از یک دوره ناپدید می گردد
اهداف این پژوهش با هدف بررسی روایت از خود بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع تحلیل روایت بود و نمونه آماری آن عبارت بود از ۹ نفر بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل فرم مصاحبه وضعیت روانی و مصاحبه داستان زندگی مک آدامز بود. به منظور تحلیل داده ها از دو روش تحلیل ساختاری ژنت و تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نتایج نشان داد که روایت این بیماران با وضعیتی بی ثبات آغاز می شود و در آن سرنخ های آشوبی بزرگ وجود دارد. این آشوب معمولاً ابتلای راوی به بیماری اسکیزوفرنیاست که زندگی او را کاملاً تحت تأثیر قرار می دهد. بر اساس تحلیل محتوا درون مایه اصلی در روایت از خود بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا درون مایه قربانی شدن بود. درون مایه های طرد، ناامنی، تنهایی، شرم و گناه نیز از دیگر درون مایه های اصلی روایت های این بیماران محسوب می شوند. همچنین درون مایه پدر غایب و مادر بیش از حد مداخله گر نیز از مهم ترین یافته های حاصل از روایت آزمودنی های پژوهش حاضر بود. نتیجه گیری یافته ها حکایت از این داشت که درک بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا از خود درکی خودمرکزبین است و بیماری در فهم آن ها از خود نقش محوری دارد.
هدف:از این مطالعه مقایسه نمرات آزمونهای عملکردی تارارا در مردان فعال با و بدون ناهنجاریهای زانوی ضربدری و پرانتزی بود. روش ها:60 مرد فعال 18 تا 25 سال با و بدون ناهنجاریهای ضربدری و پرانتزی (هر گروه 20 نفر، ارزیابی بوسیله کولیس) به صورت هدفمند انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. سپس آزمودنیها به اجرای آزمونهای عملکردی 16 مرحله ای تارارا پرداختند. داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آزمون ANOVA تجزیه و تحلیل شد نتایج:نتایج نشان داد بین سه گروه، فقط در اجرای 7 آزمون، تفاوت معناداری وجود دارد و گروه ضربدری در اجرای این 7 آزمون ضعیف تر از دو گروه دیگر بودند. همچنین در اجرای آزمونهای تارارا بین افراد با و بدون ناهنجاری پرانتزی تفاوت معناداری یافت نشد که این امر نشان می دهد این ناهنجاری خود در اجرای برخی آزمونها برتری محسوب می شود. بحث:با افزایش بدراستایی ها و ناهنجاری های وضعیتی زانو در میان ورزشکاران، اهمیت تاثیر این ناهنجاری ها بر عملکرد ورزشی جایگاه ویژه خود را بیش از پیش نمایان تر می سازد. با توجه به نتایج باید توجه بیشتری از سوی مربیان به ناهنجاری زانوی ضربدری در رابطه با در نظر گرفتن اقداماتی جهت برطرف نمودن آن شود.
بیش از نیمی از بازیکنان فوتبال را بازیکنان زیر 18 سال تشکیل می دهند. خطر بروز آسیب نیز در این بازیکنان بالا است اما مطالعات اندکی درزمینه اپیدمیولوژی و پیشگیری از این آسیب ها انجام شده است. هدف از این مطالعه مروری سیستماتیک، ارزیابی مطالعات علمی انجام شده در زمینه شیوع، بروز، مکانیسم و پیشگیری آسیب های کودکان و نوجوانان است. بدین منظور پایگاه های علمی MEDLINE، EMBASE و Scopus و magiran با استفاده از کلیدواژه های”football” یا“soccer”، ‘‘youth’’, ‘‘junior*’’ , ‘‘adolescent*’’ ‘‘pediatric,’’ ،‘‘child*’’ ‘‘injury*’’، “injury prevention” جستجوشد. درمجموع 989 تحقیق مرتبط شناسایی شد که از این میان 62 تحقیق معیارهای ورود به مطالعه ما را دارا بودند. نتایج نشان داد میزان بروز آسیب در تمرینات برای کودکان و نوجوانان از 1 تا 5 آسیب در هر 1000 ساعت تمرین متغیر بود. میزان بروز آسیب ها در مسابقه همراه با افزایش سن افزایش دارد. به طور میانگین این میزان حدود 15 تا 20 آسیب در هر 1000 ساعت مسابقه بود. 60 تا 90 درصد از آسیب های فوتبال حاد بودند. بیشتر آسیب ها اندام تحتانی را تحت تاثیر قرار می دادند.
اکوسوفی(Ecosophy) علمی بین رشته ای است که از امتزاج دو حوزه طبیعی و معرفت شناختی نضج می گیرد. بحث پیرامون تناکح اسما و صفات الهی بحثی کاملا عرفانی است، لکن در این نوشتار قصد داریم آنرا در حوزه زیست محیطی بکار گیریم. هدف ما در این پژوهش کاربست این موضوع در حوزه اخلاق زیست محیطی و استخراج آموزه های مرتبط با مسائل زیست محیطی است. محور بحث در این پژوهش بررسی و تبیین جایگاه طبیعت در ابن عربی و بررسی موضوع نکاح اسما و صفات الهی و چگونگی حمل این آموزه های عرفانی در اخلاق زیست محیطی خواهد بود. در این پژوهش از روش اسنادی – تحلیلی استفاده شده است. از جمله نتایج این پژوهش می توان به درونی سازی احترام به طبیعت نزد انسان به عنوان موجودی قدسی و دارای ارزش ذاتی اشاره کرد.
اخلاق یکی از مؤلفه های اصلی دوام و قوام جوامع بشری است و استحکام نظام اخلاقی هر جامعه، وابسته به نظام ارزشی حاکم بر آن است. هدف از تحقیق حاضر بررسی رویکردهای تربیت اخلاقی در سه کشور ایران، آمریکا و چین به طورکلی و در آموزش عالی است. روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع پیمایش تطبیقی است و داده های موردنیاز از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای، گزارش های تحقیقی و جستجو در شبکه جهانی اینترنت به دست آمده است و با استفاده از الگوی بردی که چهار مرحله توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه را در مطالعات تطبیقی مشخص می کند؛ پس از بیان واقعیت های تربیت اخلاقی نقدوار به نقاط اشتراک و افتراق و نقاط ضعف و قوت هر کشور در این زمینه می پردازد. بررسی یافته ها نشان می دهد تمامی رویکردها به نوعی از مذهب یا دین رایج هر کشور نشاءت می گیرد و مراحل رشد اخلاقی در رویکردهای غیر اسلامی بخصوص رویکرد شناختی ثابت و بدون تغییر هستند حال آنکه اسلام قوانین و احکام اخلاقی را مطلق و واقعی می داند و به جز اسلام سایر رویکردها تنها به یک جنبه خاصی از تربیت اخلاقی تأکید می کنند.
اصطلاح ملاک و واژه های مشابه آن در فقه امامیه به ویژه در ابواب معاملی آن، کاربرد زیادی دارد. «ملاک حکم» امری است که حکم دائرمدار آن است؛ امری که شاخص تحقق موضوع و یا شاخص غایت حکم است و فقیه با استنباط آن شاخص می تواند موضوع حکم را نسبت به موضوع ظاهری دلیل، موسع و یا مضیق بیابد. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از گردآوری اطلاعات از کتب فقهی اصولی، به بررسی نتیجه استقرای کاربرد ملاک و اصطلاحات مشابه در فقه معاملات امامیه پرداخته شده و با استفاده از تحلیل آرای فقهی اثبات شده است که فقهای امامیه با ملاک شناسی احکام معاملی، به توسعه یا تضییق حکم مورد استنباط نائل شده اند.
«تعلیم قرآن» به عنوان محور اصلی رسالت پیامبر اسلام (ص) از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ بر اساس مستندات تاریخی، آن حضرت برای ترویج آموزش قرآن میان مسلمانان، نظام آموزشی منسجم و هدف مندی را پایه ریزی و دنبال نمود. این نظام آموزشی، از نظر مکانی، بر دو مکان مقدس «خانه» و «مسجد» مبتنی است که هر یک در مقایسه با دیگری، دارای آثار و کارکردهای مشخص و بعضاً متفاوتی است. در این میان، آموزش «خانگی» قرآن که از اجزای نظام ارتباط خانگی با قرآن نیز محسوب می شود، به عنوان راهبردی اساسی در فرایند تعلیم و تعلّم قرآن کریم، نقش بی بدیلی در سیره آموزشی رسول خدا (ص) دارد. جایگاه آموزش خانگی قرآن، با عنایت به مزایا و کارکردهای فراوان و منحصر به فرد آن، نظیر امکان برگزاری به صورت خصوصی و انفرادی و نیز توجه به آموزش های خانوادگی شامل: آموزش به فرزندان، همسر و خویشاوندان، نشان از تقدّم و اصالت آن، نسبت به مکان مقدس مسجد دارد. ضمن آنکه امروزه مسئله تحصیل در خانه به مفهوم آموزش کودکان در خانه به جای رفتن به مدرسه، در نظامات تعلیم و تعلّم جهان، جای خود را باز کرده است. مقاله حاضر، ضمن واکاوی سیره پیامبر(ص) در خصوص نهادینه سازی فرهنگ آموزش خانگی قرآن در میان امّت اسلامی، به اهمیت ویژه آموزش خانگی قرآن در مقایسه با نقش مساجد در این زمینه، پرداخته است.
به اعتقاد برخی نویسندگان، اواسط دهه 1970 میلادی، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نسل جدیدی از تروریسم شکل می گیرد و هر گونه اقدام آزادیخواهانه در دُوَلِ شیعی خاورمیانه، در نتیجه تحریکِ ایران و از مصادیق تروریسم مذهبی است. لذا نویسندگان این مقاله با استناد به حقایق تاریخی و اخلاق کاربردی، نشان خواهند داد که آنچه امروزه تحت عنوان «تروریسم شیعی» شناخته می شود، ریشه در اصطلاح «ترور مقدسِ» انجیلی دارد. تقدیسی که از بی اخلاقی دینی در نتیجه تفکرات یهود و بنیادگرایی مسیحیت ناشی شده و این اصطلاح اول بار، در کتب دینی تحریفی آنان آمده و اخلاق شیعی اسلامی، برنامه های خود را برای ممنوع دانستن این گونه از رفتارها ارائه کرده است. اخلاقی که برگرفته از سیره ائمه اطهار علیهم السلام و در نتیجه پایبندی به آموزه های قرآن کریم است که به موجب آن، همه انسان ها با هم برابر دانسته شده و غافلگیری در کشتن آن ها، با هر بهانه و انگیزه ای ممنوع بوده و هست.