ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۹٬۱۰۱ تا ۲۰۹٬۱۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۲۰۹۱۰۱.

کشف بنای موسوم به "خانه صلح" در کاوش مجموعه تاریخی اتحادیه: روایتی باستان شناسانه از درگیری های واقعه 14 آذر 1330 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۰ تعداد دانلود : ۵۲۵
علیرغم توسعه علم باستان شناسی و تحقیقات مرتبط با آن در دهه های اخیر، جایگاه "باستان شناسی تاریخی"، به عنوان یکی از پیشروترین شاخه های این علم، در پژوهش های مربوط به تاریخ ایران چندان برجسته نیست. بی تردید می توان بافت قدیم شهر تهران را کانون ظهور اصلی ترین رویدادهای تاریخی سده های معاصر ایران به حساب آورد. یکی از نهادهایی که در 14 خرداد 1329 در عرصه سیاسی ایران ظاهر شد «جمعیت ایرانی هواداران صلح» بود که ساختمان این نهاد موسوم به «خانه صلح» در درگیری های واقعه 14 آذر 1330 ویران و برای همیشه متروک گردید؛ لیکن هیچ یک از منابع تاریخی محل دقیق این خانه را مشخص نساخته بودند. درادامه عملیات مرمت و احیای بافت تاریخی تهران و به منظور خوانا سازی فضاهای تخریب شده شهری، کاوشهای باستان شناسانه در یکی از مشهور ترین مجموعه های تاریخی محله لاله زار (خانه اتحادیه) به انجام رسید. در عملیات مرمت و کاوش سال 1394 در این مجموعه تاریخی بقایای یک ساختمان تخریب شده به دست آمد که با توجه به شعارها و دیوارنوشته های موجود مشخص شد که این بنای تخریب شده همان باشگاه اعضای جمعیت ایرانی هواداران صلح (خانه صلح) است. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا در پاسخ به این پرسش که باستان شناسی تاریخی چگونه می تواند چشم اندازهای جدیدی از یک واقعه تاریخی را در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار دهد، گزارشی از کشف بنای گم شده مذکور ارائه شود.
۲۰۹۱۰۲.

تأملی در کارکرد توحید عبادی نسبت به مظاهر عینی و مادی تمدن نوین اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۹ تعداد دانلود : ۸۱۸
پذیرش ربوبیت مطلق الهی، نویدبخش عبودیت تام انسان در زندگی این جهانی بوده، و یگانه پرستی او در تمام ساحت های حیات را به منصه ظهور می رساند. در همین زمینه و با تحلیل مفهومی و تبیین چیستی توحید عبادی، این حقیقت نمایان می شود که این مرتبه از توحید، ازیک سو، متضمن جهت دهی به انگیزه های شخص موحِّد است، و از سوی دیگر، تحدیدکننده اعمال او در تمام عرصه های حیات، از جمله حیات اجتماعی به شمار می رود. براین اساس، ازآنجاکه رویش تمدنی جدید به عنوان فعلی بشری، آن هم مطابق آموزه های اسلامی و در گستره کشورهای مسلمان در پرتو حضور و تأثیرگزاری خداوند، امکان پذیر است، این پژوهش کوشیده با روشی تحلیلی، در کارکردهای توحید عبادی، به عنوان یکی از جلوه های زیبای توحیدی نسبت به مظاهر مادی و عینی تمدن تأمل کند. خروجی این تأملات موضوعاتی همچون تلاش انسان در جهت آبادنی زمین؛ صیانت از طبیعت؛ رعایت ضوابط شرعی؛ پرهیز از تشبه به کفار؛ و اتقان و استحکام و زیباسازی که می تواند به عنوان مهم ترین کارکردهای توحید عبادی در این بخش از تمدن نوین اسلامی، مطمح نظر قرار گیرد.
۲۰۹۱۰۳.

واکاوی نقش راهبری دانشمندان و حاکمان در بالندگی تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۷ تعداد دانلود : ۶۹۲
«تمدن اسلامی» اصطلاحی است که بخش زیادی از تحقیقات تاریخ نگاری و تمدنی جهان را به خود اختصاص داده است؛ چیستی و چگونگیِ عوامل رویش، خیزش، شکوفایی و بالندگی تمدن اسلام، سوال های مهمی هستند که دانستن آنها، علاوه بر تسلط بر تاریخ اسلام و ایران، موجب کشف سنت های بسیار تمدنی در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میشود. قرن 4 و 5 هجری دوره «بالندگی تمدن اسلامی» است که به عصر طلایی و رنسانس اسلامی مشهور گردیده و نمودهای بالندگی آن در بخشهای مختلف تمدنی مانند هنر، معماری، تجارت و بازرگانی و شهرسازی و... متبلور هستند؛ واکاوی و تبیین عوامل و لوازم محوری برای دست یابی به این تمدن («فرهنگ متعالی اسلام»، «دانشمندان حاذق» و «حاکمان کارآمد»)، از مهم ترین نتایج این مقاله میباشد که با روش توصیفی - تحلیلی و منابع مختلف کتابخانه ای انجام شده است. مسأله اصلی در این پژوهش، «چیستی عوامل محوری در بالندگی تمدن اسلامی» است که به منظور رهیافتی به چهار چوبی نظری برای راهبری «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، ذیل «تمدن نوین اسلامی» تدوین شده است، تا از نتایج آن در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های کلان استفاده شود.
۲۰۹۱۰۴.

تحلیل مؤلفه های «تصویر ذهنی ارزیابانه» شهروندان از دروازه قرآن شیراز و بافت پیرامون آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۳ تعداد دانلود : ۶۰۷
تصویر ذهنی ارزیابانه حاصل توسعه مفهوم تصویر ذهنی لینچ است که مؤلفه «معنا» را به نحوی به دو مؤلفه «هویت» و «ساختار» اضافه نموده و بدین ترتیب جنبه های احساسی را نیز در نظر می گیرد. پژوهش حاضر به بررسی مؤلفه های تصویر ذهنی ارزیابانه شهروندان از محدوده دروازه قرآن شیراز شامل منطقه ای وسیع از ویژگی های تاریخی، طبیعی، خاطره ای و اجتماعی را می پردازد. راهبرد این پژوهش ترکیبی شامل کیفی و مورد پژوهی است. ارزیابی شهروندان بر روی عکس هوایی رنگی منطقه به دست آنان در قالب نواحی «دوست داشتنی» و «غیر دوست داشتنی» ترسیم شده است. همچنین مصاحبه نیمه سازمان یافته و عمیقی نیز با هر یک انجام شده است. در مجموع 53 نفر از شهروندان به عنوان «مشارکت کنندگان بالقوه» و با در نظر داشتن میزان آشنایی با محدوده انتخاب شدند. نتایج به شیوه تحلیل محتوا و در رویکردی استنتاجی و انتقادی ارزیابی و تحلیل شدند. نقشه های ترکیبی حاصل از پاسخ های ترسیمی و تحلیل محتوای مصاحبه ها نشان دادند که «آرامگاه حافظیه» و «باغ جهان نما» و «دروازه قرآن و محدوده پیرامون آن» به ترتیب دوست داشتنی ترین مکان ها بوده اند. مؤلفه های ابراز شده در مصاحبه ها نیز به ترتیب به «واکنش های احساسی و عاطفی»، «عناصر طبیعی»، «عناصر تاریخی»، «خاطره انگیزی»، «مدیریت شهری مناسب» و «عوامل اجتماعی» قابل طبقه بندی هستند. نواحی غیر دوست داشتنی در نقشه نهایی به «لبه های کالبدی خیابان های شهری پیرامون» و «بافت مسکونی هفت تنان» محدود شده است. تحلیل محتوای مصاحبه ها نشان می دهند که «ضعف مدیریت شهری»، «معضلات اجتماعی»، «ذهنیت و خاطرات نامناسب» و «واکنش های احساسی منفی» از دلایل اشاره به محدوده های غیردوست داشتنی هستند. عناصر تاریخی و عناصر طبیعی تأثیری در ترجیح و انتخاب محدوده های غیر دوست داشتنی نداشتند. بر این اساس در انتها پیشنهادات و راهکارهایی در دو بٌعد 1) طراحی و 2) کالبدی و عملکردی ارائه شده است.
۲۰۹۱۰۵.

نقش خوانایی فضای باز بر ایجاد تعاملات اجتماعی در مجموعه های مسکونی (نمونه موردی: مجموعه مسکونی سعیدیه همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۹۳۹
در پژوهش حاضر، تأثیر خوانایی فضای باز مجتمع های مسکونی بر تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، بواقع این پژوهش بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که، چه و چگونه رابطه ای بین ابعاد کالبدی مقوله خوانایی و تعاملات اجتماعی در فضاهای باز مجموعه های مسکونی بر قرار و چه مؤلفه هایی و به چه میزان در این رابطه مؤثر هستند؟ نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را ساکنین مجتمع سعیدیه همدان تشکیل دادند، 210 پرسشنامه در بین آن ها توزیع شد که پس از پالایش و کنار گذاشتن پرسشنامه های مخدوش، تعداد 81 پرسشنامه در طی مراحل تحلیل آماری پژوهش به کار گرفته شدند. تحلیل آماری این پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های آنالیز واریانس، تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام، مدل مفهومی پژوهش را برای مجموعه های مسکونی شهر همدان مورد کنکاش قرار می دهد. در رابطه با پرسش تحقیق مبنی بر میزان تأثیر خوانایی فضایی بر تعاملات اجتماعی، نتایج نشان می دهد که مؤلفه های 1) تشخص راه، گره، لبه، نشانه و چشم انداز، 2) تعریف واحدهای فضایی، 3)فرصت مرور کلیت فضایی، 4)موانع و اختلالات بصری، 5)مؤلفه های معماری موکد مسیر یابی، دارای بیشترین نقش بر تعاملات اجتماعی می باشند، از سوی دیگر هندسه و مؤلفه های قابلیت دسترسی، ترکیب ساختار و پیکره بندی واضح بر شکل گیری تعاملات اجتماعی این مجموعه مسکونی تأثیر اندکی دارند، همچنین یافته ها بیانگر این مطلب هستند که مؤلفه های سه بعدی معماری (نظیر شاخص بودن نشانه هایی مانند مجسمه و آبنما و برجستگی چشم انداز هایی نظیر دید به کوه) نسبت به مؤلفه های دوبعدی معماری (نظیر هندسه محیط) نقش پررنگ تری بر شکل گیری تعاملات اجتماعی در بستر فضای باز مجموعه مسکونی داشته اند. به طور کلی، مؤلفه های خوانایی فضایی در فضای باز مجموعه مسکونی سعیدیه تأثیر نسبتاً متوسطی در ارتقاء تعاملات و پایداری اجتماعی این مجموعه دارند.
۲۰۹۱۰۶.

تبیین زمینه ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۹۷۷
تاریخ شهرسازی قرن بیستم، مملو از نظریات و روش هایی است که به مفروضات هستی شناختی، شناخت شناختی و روش شناختی پارادایم اثبات گرایی (پوزیتیویستی) وابسته هستند؛ در واقع، برنامه ریزی شهری پیش از اواخر دهه هفتاد میلادی، میراث تسلط رویکرد عقلائی مدرنیستی دهه 50 و 60 م. است.  در دهه 60 و 70 م.، بروز آثار فلسفه ساختارگرایی در نظریه شهرسازی، تا حدودی باعث کاهش اقتدار مدرنیسم و اثبات گرایی شد و این سیر تحول، متعاقباً به رواج پساساختارگرایی و اندیشه های پسامدرن در نظریه و عمل برنامه ریزی شهری انجامید به گونه ای که پساساختارگرایی، نقطه عطف این چرخش پارادایمی محسوب می شود. با گذشت چند دهه از این چرخش پارادایمی، هم چنان ابهاماتی درباره اصول و ویژگی های این پارادایم در برنامه ریزی شهری و زمینه های شکل گیری آنها وجود دارد. این مقاله با روش بازبینی سیستماتیک منابع و تکیه بر ابزار مطالعه تطبیقی و روش اسنادی در جمع آوری داده ها، ابتدا اصول فکری و فلسفی دو جریان پوزیتویسم و ساختارگرایی و بازتاب آن در برنامه ریزی شهری را مورد مطالعه قرار داده و سپس به هدف اصلی پژوهش یعنی تبیین ریشه ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه ریزی شهری پرداخته است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش اسنادی و  بیش از 130 ماخذ بازبینی شده در حوزه پساساختارگرایی در فلسفه، فیزیک، جغرافیا، برنامه ریزی و... به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان می دهند که ریشه نظری اصلی برنامه ریزی پساساختارگرا مبتنی بر "هستی شناسیِ شدن" و متافیزیک پویشی است. بر اساس این یافته ها، ارتباطی بودن فضا-زمان، درهم بافتگی واقعیت های شهری و فضایی، کثرت گرایی، چندسطحی بودن مسائل شهری (فراباشندگی و درون باشندگی همزمان)، و مجادله محوری، اصول برنامه ریزی شهری پساساختارگرا محسوب می شوند. همچنین نمونه های عینی برنامه ریزی پساساختارگرا، سابقه ای نزدیک به دو دهه داشته و تحقق واقعی این پارادایم در عمل برنامه ریزی نیازمند تحول اساسی بسترهای رسمی نهادی و سنتی برنامه ریزی در سراسر دنیا و نیز گسترش مقیاس و تعداد کنشگران و تنوع پروژه های برنامه ریزی شهری، در کنار ادامه پژوهش های نظری و تضارب آرا در این حوزه است.
۲۰۹۱۰۷.

بررسی تأثیر ریسک قیمت انرژی ناشی از هدفمندکردن یارانه ها بر بودجه خانوارهای شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۶۰۱
این مقاله برای محاسبه تأثیر ریسک قیمت انرژی [1]  بر بودجه خانوارهای شهری ایران به دلیل هدفمندکردن یارانه ها، ریسک مخارج نُه بخش هزینه ای خانوارهای شهری ایران را برآورد کرده است؛ همچنین در مقاله حاضر تغییرات ریسک دهک های مختلف درآمدی و آثار درآمدی و قیمتی تغییرات مخارج طی دوره 1388- 1392 محاسبه شده است. در این تحقیق به منظور برآورد اثر رفاهی حاصل از اصلاح ساختار در قیمت حامل های انرژی به کمک مدل رفتار مصرفی، مخارج انرژی خانوارهای نمونه به شکل تابعی ساده الگوسازی شده است؛ بدین ترتیب که مخارج انرژی خانوارهای نمونه تابعی از هزینه (قیمت) انرژی است؛ سپس با برآورد ریسک و انحراف معیار مخارج انرژی، اثر هدفمندسازی یارانه ها بر رفاه خانوارها تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ریسک بخش انرژی از 0.062 درصد از سال 1388، یعنی یک سال قبل از اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها، در سال 1390 به میزان 0.072 درصد رسیده است. ریسک بخش های خوراک و پوشاک و کفش تغییرات چندانی نداشته است؛ اما باتوجه به نتایج مشاهده می شود ریسک تمام بخش ها در سال 1391 تقریباً با کاهش روبرو شده است و دلیل آن افزایش شدید نرخ تورم به ترتیب از میزان 12.4 به 21.5 درصد در سال 1389 به 1390 بوده که تا حدودی افزایش قیمت های انرژی به دلیل هدفمندکردن یارانه ها را کم رنگ تر کرده است. نتایج نشان می دهد ریسک دهک های پایین درآمدی در سال های نخست اجرای طرح مذکور دچار افزایش شده است؛ اما ریسک دهک های بالای درآمدی یا ثابت بوده یا تغییرات اندکی داشته است. نکته شایان ذکر این است که در سال 1390 به دلیل افزایش در نرخ تورم، افزایش ریسک تا حدودی برای خانوارهای کم درآمد کاهش یافته است. نتایج حاکی از آن است که آثار درآمدی و قیمتیِ به جامانده از تغییرات مخارج انرژی، خانوارها را با خطراتی مواجه کرده و درمجموع ریسک تمام خانوارهای جامعه، به ویژه خانوارهای کم درآمد، افزایش یافته است. <br clear="all" /> [1]. اگر قیمت انرژی در مقایسه با قیمت کالاهای دیگر افزایش یابد، یک خانوار عقلایی با جایگزینی انرژی به جای کالاهای دیگر ریسک قیمت ها را کاهش می دهد.
۲۰۹۱۰۸.

اثر هوش اخلاقی بر چرخش انگیزه ها در فعالیت تیمی: رهیافت اقتصاد آزمایشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۵۲۷
هوش اخلاقی از عوامل اثرگذار بر عملکرد افراد در فعالیت های تیمی است که می تواند به کاهش سطح چرخش انگیزه ها در میان اعضای تیم منجر شود. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا در محیطی آزمایشگاهی و با استفاده از بازی های همزمان و متوالی، به بررسی اثرهای هوش اخلاقی بر عملکرد افراد و رخداد چرخش انگیزه ها در میان اعضای تیم بپردازد. بنابراین، 182 نمونه از دانشجویان دانشگاه های یزد انتخاب شدند که هر کدام 12 بازی (6 بازی متوالی و 6 بازی همزمان) انجام دادند، که در مجموع 2184 مشاهده جمع آوری شد. نتایج به دست آمده در دو سطح فردی و گروهی طبقه بندی شدند؛ که نتایج سطح فردی نشان دهنده اثرگذار نبودن هوش اخلاقی بر چرخش انگیزه ها، و نتایج سطح گروهی حاکی از اثرگذاری هوش اخلاقی بر چرخش انگیزه هاست. در سطح تیمی نتایج نشان می دهد که ارتباط بین هوش اخلاقی و چرخش انگیزه ها معکوس است؛ بدین معنی که با افزایش هوش اخلاقی میزان چرخش انگیزه ها در فعالیت تیمی کاهش می یابد.
۲۰۹۱۰۹.

مطالعه میزان سرمایه اجتماعی کاربران ایرانی اینستاگرام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۸۲۳
اینستاگرام، شبکه اجتماعی مجازی اشتراک گذاری عکس و فیلم بر روی تلفن همراه است. با وجود حدود 5/23 میلیون کاربر ایرانی در اینستاگرام، معلوم نیست که فعالیت در اینستاگرام، موجب ایجاد منافع حاصل از روابط کاربران می شود یا خیر؟. براین اساس، فرضیه پژوهش این است: به نظر می رسد، سرمایه اجتماعی تولید شده کاربرانِ اینستاگرام، نسبت به سرمایه اجتماعی غیرکاربرانِ اینستاگرام بیشتر است. برای آزمون فرضیه، دو گروه کاربران ایرانی اینستاگرام و ایرانیان غیرکاربر اینستاگرام، دارای تلفن هوشمند متصل به اینترنت را به عنوان جامعه آماری برای مقایسه سرمایه اجتماعی در نظر گرفتیم. بر مبنای تعریف پوتنام، سرمایه اجتماعی را دارای ابعاد، سرمایه اجتماعی پیوندبخش، سرمایه اجتماعی پیوندمدار و اعتماد در نظر گرفتیم. روش گردآوری داده ها، روش پیمایش آنلاین وارونه است. حجم نمونه با روش تعیین حجم نمونه برای جوامع کلان، 1033 تعیین شد. لینک پرسش نامه برای 15000 ایمیل ارسال شد. مقایسه میانگین ها، گویای این است که میانگین های سرمایه اجتماعی دو گروه عضو در اینستاگرام و غیرعضو در اینستاگرام، تفاوت معناداری با یگدیگر نداشته است، این بدین معناست که سرمایه اجتماعی مجازی افراد عضو در اینستاگرام، بیشتر از سرمایه اجتماعی افراد غیر عضو نیست، همچنین سرمایه اجتماعی مجازی پیوندبخش و پیوندمدار با این دو بعد سرمایه اجتماعی افراد غیرکاربر اینستاگرام تفاوتی ندارد، ولی میزان اعتماد در محیط واقعی، بیشتر از محیط اینستاگرام است. این کاهش اعتماد در اینستاگرام، به نظر ناشی از عدم مجاورت فیزیکی در این محیط مجازی است.
۲۰۹۱۱۰.

مبانی تعیّن فرهنگی اجتماعیِ اعتباریات در المیزان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۹۲
مسئله اصلی این پژوهش، «تعیّن فرهنگی اجتماعی معرفت اعتباری»، از منظر مرحوم علامه طباطبائی در المیزان است. سؤالات پژوهش عباتند از: خاستگاه معرفت های اعتباری چیست؟ عوامل اجتماعی فرهنگی به چه میزان در تعیین آنها مؤثرند؟ این معارف در چه سطحی شکل می گیرند؟ عامل مسلط در آنها چیست و بالاخره، هدف و محور اصلی تغییرات در معرفت های اعتباری چه چیزی است؟ برخی از نتایج این پژوهش در پاسخ به این پرسش هاست که مرحوم علامه طباطبائی، خاستگاه اصلی معرفت های اعتباری را فطرت و طبیعت انسان می داند. تأثیر عوامل اجتماعی فرهنگی را یک تأثیر اضطراری معرفی می کند. سطوح مختلف فردی، گروهی، حزبی و مانند آن، برای این معارف در نظر می گیرد. با وجود تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی بر آنها، عامل اصلی تعیین کننده بر آنها را فطرت و طبیعت می داند. بالاخره، اصلی ترین هدف تغییرات در معرفت های اعتباری را اعتباریات پسینی قلمداد می کند. در این جستار، از روش های توصیفی تحلیلی، تحلیل محتوا و روش اسنادی استفاده برده ایم.
۲۰۹۱۱۱.

ارزیابی اقتصادی انرژی بادی با تأکید بر ابزارها و کانا های تأمین مالی: مطالعه موردی استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۴۲۳
امروزه، این پروژه ها صورت می گیرد. در ارزیابی اقتصادی، هر دو پروژه بادی اقتصادی بوده، و براساس چهارسناریوی موجود در این پژوهش که شامل یارانه خرید تضمینی، سرمایه گذاری، تحقیق و توسعه و نسبت درآمد به مخارج برای کاهش انتشارات می باشد، بهترین سناریوی منتخب براساس کاهش هزینه سطح بندی مربوط به ابزار مالی تولید یا خرید تضمینی است. برای تعیین مناسب ترین کانال های تأمین مالی از روش سلسله مراتبی AHP <span lang="FA" style="line-height: 120%; font-family:; font-size: 12pt; mso-ansi-font-size: 11.0pt;" new="" b="" roman";mso-bidi-language:fa"="" mitra";mso-ascii-font-family:"times="" "times=""> استفاده شده است که براساس آن بهترین کانال ها به ترتیب مؤسسات پولی خارجی، فاینانس خارجی، بورس، صندوق توسعه ملی، بانک و صندوق بازنشستگی بدست آمده است.
۲۰۹۱۱۲.

بررسی مقایسه ای رویکرد سیاست خارجی آمریکا در دوران اوباما و ترامپ در منطقه آسیای شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۵ تعداد دانلود : ۸۷۰
«سیاست موازنه مجدد» اوباما در منطقه آسیای شرقی با هدف بازتعریف منافع، تهدیدات و راهبردهای سیاسی، اقتصادی و نظامی پیگیری شد. با روی کار آمدن دونالد ترامپ، موازنه مجدد جای خود را به سیاست «نخست آمریکا» داد که در آن منافع ایالات متحده بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار گرفت. پرسش اساسی مقاله حاضر آن است که «سیاست موازنه مجدد» اوباما و «سیاست نخست آمریکا» ترامپ چگونه در جهت ارتقای منافع آمریکا در آسیای شرقی پیگیری شده است؟ در پاسخ به این پرسش، نگارندگان معتقدند که سیاست موازنه مجدد با اتخاذ رویکردی چندجانبه گرایانه و تمرکز بر جلوگیری از رشد اقتصادی و نظامی چین، با هدف اجماع سازی میان کشورهای همسو با سیاست های ایالات متحده در آسیای شرقی دنبال شده است؛ درحالی که سیاست های ترامپ با رویکردی یک جانبه گرایانه در حوزه اقتصاد و چندجانبه گرایانه در حوزه های نظامی و سیاسی و با تمرکز بر بحران شبه جزیره کره، در راستای بسط رقابت منطقه ای با چین در این منطقه پیگیری می شود. در این مقاله روش پژوهش «تحلیلی و توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای» بوده و با بهره گیری از مکتب کپنهاگ تلاش شده است که با تبیین و تحلیل سیاست های اوباما و ترامپ در آسیای شرقی، به بررسی تمایز، وجوه مشترک و رویکردهای هر یک پرداخته، جهت گیری جدید سیاست خارجی ایالات متحده را در دوره ترامپ در منطقه آسیای شرقی ترسیم نماید.
۲۰۹۱۱۳.

خاورمیانه پساداعش؛ کاهش یا استمرار خشونت های بنیادگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۷ تعداد دانلود : ۷۰۹
از دهه 2000 به این سو با گسترش شتابان جهانی شدن و دگرگونی در جنبش های اجتماعی و بنیادگرا، معمای امنیت بسیار پیچیده شده است. با تشدید دخالت ها و نقش آفرینی های منفی قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای و گروه های هویت بنیاد مذهبی، قومی و سلفی- تکفیری به ویژه داعش در خاورمیانه، پیچیده تر شدن معمای امنیت در این منطقه بیش از مناطق دیگر مشاهده شده است. این پژوهش با روش تبیینی- تحلیلی و آینده پژوهی و از منظر جامعه شناختی سیاسی درصدد ارائه پاسخ تحلیلی به این پرسش بوده است که «آینده امنیت خاورمیانه پساداعش چگونه خواهد بود؟» فرضیه پژوهش بر این امر استوار بوده که نهادینه شدن و ریشه دار بودن تفکر بنیادگرا و استمرار بسترهای شکل گیری گروه های تکفیری- سلفی همچون تحقیر و تهدیدهای هویت بنیاد دینی از ناحیه جهانی شدن و جهانی سازی شتابان ارزش ها و فرهنگ سکولار غربی، فقر، نابرابری و شکاف طبقاتی ناشی از نوسازی و توسعه وابسته به غرب و جهانی شدن اقتصاد نئولیبرال، حکومت های ناکارآمد، وابستگی سیاسی حکومت های منطقه به غرب و دلایلی از این دست، سبب شده است که خاورمیانه پساداعش، شاهد استمرار ناامنی و خشونت های ناشی از ظهور گروه های تکفیری جدید باشد. یافته های این پژوهش نشان داده است که تا وقتی بسترها و نارضایتی های یادشده وجود داشته باشد، تفکر داعشی و تکفیری به ویژه در بدنه های اجتماعی حفظ خواهد شد و با شکست داعش از بین نخواهد رفت! در واقع خشونت های تکفیری در منطقه با ترتیبات سیاسی- نظامی و بین المللی شاید به صورت موقتی کاهش یابند، اما از بین نمی روند! بر این اساس نیازمند ایجاد بسترهای فکری و اجتماعی و جنبش اجتماعی فرا منطقه ای با عضوگیری از نخبگان و فعالان صلح بر ورای تعصبات مذهبی، فرقه ای و ملی- قومی، همراه با اصلاح فکری و باوری در بدنه اجتماعی یا توده ها بوده است.
۲۰۹۱۱۴.

تبیین تاریخی پیدایش بسیج در ایران با تأکید بر نقش بسیج در انقلاب کبیر اسلامی ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۵ تعداد دانلود : ۵۸۹
بسیج عمومی مردم اشاره به گردهم آمدن مجموعه ای از انسان ها حول محور و هدفی خاص است، که در هر کشوری و با هر آیین و مسلکی می تواند مشاهده شود. بسیج در تاریخ کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست، به این معنا که در تمام ادوار تاریخی وجود داشته است؛ اما در دوره انقلاب کبیر اسلامی به شکلی بسط یافته و ماهوی، شکل پیدا کرد. بدیهی است که به واسطه درگیری نوع حرکت بسیج مردمی بر مدار تفکر رهبران انقلابی، در انقلاب کبیر اسلامی شکل حرکت توده مردم از نضج و اتقان لازم برخوردار شد، و به طور کلی هر انقلابی لازمه اش بهره گیری از بسیج مردمی است؛ آرمانی که بسیاری در رسیدن به آن سطح از همدلی و همراهی تا رسیدن به خواسته تحقق یافته آن، ناتوان ماندند. تاریخ این سرزمین متمدن، از شیخ فضل الله نوری، میرزا کوچک خان جنگلی و رئیسعلی دلواری تنها به عنوان معدود کسانی که در راه بسیج همگانی توده مردم- در عصر معاصر- علیه استبداد طبقه حاکمه به پا خواستند، نام می برد. گروهی که در عین ایستادگی های فراوان خود، به تحقق آرمان اصلی نرسیدند، و البته زمینه سازان بزرگ آینده ای روشن بودند. با توجه به رویکرد بالا، در این مقاله به دنبال تبیین تسری مفهوم بسیج در درازنای تاریخ بشری بودیم. با توجه به این هدف، با تقسیم ادواری تاریخ به پنج دوره مختلف، از بسیج و مادها، بسیج و هخامنشیان، در قبل از اسلام، تا بسیج و صفویان، بسیج و مشروطه و در نهایت بسیج و انقلاب کبیر اسلامی پرداختیم. یافته های مقاله که مبتنی بر رویکردی تحلیلی بود، مبین ارائه مدعایی بود، که اشاره به این داشت، که پیدایش بسیج به دوره ابتدایی زندگی جمعی انسان ها می رسد، و این که بسیج مفهومی مستحدثه در دوره چند دهه ای انقلاب کبیر اسلامی نیست، هر چند در همین دوره و به ویژه در دوران دفاع مقدس، مفهوم بسیج به بهترین نحو از انحاء ممکن، تعبیر و تفهیم شد.
۲۰۹۱۱۵.

The Impact of Task-based Language Teaching on ESP Learners’ Productive Skills: From Task-based Instruction to Investigation of Learners’ and Instructors’ Attitudes toward the Course(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۵۶۵
Togetherness of English for Specific Purposes (ESP) and Task-Based Language Teaching (TBLT) has been the subject of many recent studies in English as a Foreign Language (EFL) and English as a Second Language (ESL) domain. Few studies, however, have addressed the impact of TBLT on ESP learners’ linguistic production. This study aimed at investigating the impact of task-based teaching on ESP learners’ speaking and writing. Furthermore, this study aimed to explore the ESP learners’ and instructors’ attitudes toward the nature of program and their perceived needs of tasks to be accomplished in the course. To fulfill this aim, 60 ESP students majoring in Law in 2 different classes at Allameh Tabataba’i University, Iran, and 10 ESP instructors were selected as the participants of the study. Accordingly, the students in one of the two classes received a one-semester long instruction based on the principles of TBLT as the experimental group, while the students in the other class were taught according to the content of the textbook developed for such courses. After the instruction was over, the students were given a set of standardized and teacher-made tests. The results of the data analysis indicated that the experimental group showed a significant difference in terms of improvement in acquiring productive skills. It was also revealed that there were significant differences between the participants’ attitudes regarding the nature of the course and their perceived needs of tasks. The findings of this research could provide an insight into designing opportune syllabi for ESP courses.
۲۰۹۱۱۶.

The Effects of VAK Learning Style and Input Type on Causative Construction Development by Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۵۶۸
Long’s Interactional Input Hypothesis and Smith’s Input Enhancement Hypothesis hold both foci on Zellig Harris's (1976) formalist approach. Accordingly, the pivotal role of learner’s attention as one of the subcomponents of focus-on-form approach may have confused instruction types. However, whether such learning theories on drawing learners' attention on target language forms suit all types of learners, has not been adequately investigated. Of interest were to explore the significant effect of the two input types as interactionally modified input (IM) and textual input enhancement (TIE) and the interactional effect of learning styles of either visual, auditory, or kinesthetic (VAK) style on knowledge gain of causative constructions. A hundred and twenty female subjects were selected as a homogenous sample out of the 300-member population based on the TOEFL test. A pretest and two posttests were conducted immediately and about one month after the instructional interventions based on either IM technique or TIE technique. To address research questions, two paired samples t-tests and a two-way ANOVA were conducted. Considering the learner’s VAK learning style, the results revealed TIE and IM techniques positively facilitated the development of knowledge of the target features immediately after the instructional interventions. The results, however, failed to indicate the merging effect of the two input types of the study with the leaner’s VAK learning style and the learner’s gain of target grammar knowledge marginally decreased over time. The findings may contribute to the understanding of the integration of learning styles and input-based instructional programs in foreign language education policy.
۲۰۹۱۱۷.

Teacher Evaluation in EFL Context: Development and Validation of a Teacher Evaluation Questionnaire(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۲ تعداد دانلود : ۵۲۷
Teacher Evaluation (TE) is a critical and controversial process in the teaching profession and formal education system. Effective TE requires both sound policy implementation and efficient processes, affecting the efficiency of the education system. To present a framework for research and highlight the constructs of TE, this study developed and validated a teacher evaluation questionnaire. To this end, seven TE components were identified after undertaking a comprehensive review of the literature and conducting interviews with domain experts on TE. Then a draft version of the TE questionnaire, consisting of 105 items, was pilot tested with 330 teacher evaluators, who were working for various English language institutes in Iran. The results, using Exploratory Factor Analysis (EFA), led to a 90-item questionnaire with strong estimates of reliability and validity. The results also demonstrated that the questionnaire consisted of a six-factor structure of perception, method, system, content, purpose, and outcome of TE. The subsequent Confirmatory Factor Analysis (CFA) of the data from another 360 Iranian teacher evaluators, selected through convenience sampling, indicated that the six-factor structure of the questionnaire was statistically supported, meaning that the questionnaire’s detected constructs were not the result of random variance in the participants’ responses. The results of the study have presented a framework for research and highlighted the principles of teacher evaluation.
۲۰۹۱۱۸.

نقش خوانندة آرمانی در نقد ادبیات داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۴۰۰
هدف از تگارش این جستار تبیین فرایند خوانش و فهم متن با تأکید بر مفهومی به نام «خوانندة فرضی» است؛ مفهومی که ازیک سو نقد خواننده مدار و ازسوی دیگر نقد مؤلف محور را بر سر تعریف آن با یک دیگر تلفیق کرده و از ائتلاف این دو رویکرد هرمنوتیکیِ ظاهراً هم ستیز، در این جا بر ضد هرگونه رویکرد متن گرایانه به نقد ادبیات داستانی بهره گرفته ایم. متن را در این دیدگاه ضدعینیت گرا جز زمینه ای برای آمیزش آفاق دید نویسنده و خواننده ندیده ایم. به پشتوانة پیش فهم های مشترک میان طرفین متن، خوانندة فرضی را هم مفهومی برساخته از آداب و اصول حاکم بر آفرینش و خوانش ادبیات داستانی تعریف کرده ایم: مفهومی کاملاً آرمانی که هیچ گاه درمورد این یا آن شخص به خصوص صدق نمی کند، ولی خوانش دل بخواهی متن را به درستی مهار می کند. در انتهای این جستار به این نتیجه رسیده ایم که با شناسایی عادت های داستان خوانی در یک جامعة زبانی و گردآوری آن ها تحت اصطلاح «خوانندة فرضی» می توان فاصلة کاذبی را، که در دیگر نظریه های تفسیر معمولاً بر تباعد میان نیت مؤلف و برداشت خواننده دامن می زند، برطرف کرد و درعوض، به ضرورت هم کوشی نویسنده و خواننده در معنادهی به متن گردن نهاد.
۲۰۹۱۱۹.

بحران و امنیت نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۲۵ تعداد دانلود : ۵۴۹
در روایت فیلیپ داروس از تاریخ نقد ادبی در اروپای پس از جنگ، سه دورۀ اصلی از هم متمایز می شوند: نخست دوره ای صورت گرا و ساختارگرا، با محوریت رویکردهای زبانی و زبان شناختی، که داروس آن را واکنشی منفی به فجایع جنگ و نمودگارِ میل به از یاد بردن تاریخ می داند؛ دوم دورۀ بازگشتِ تاریخ به مطالعات ادبی و قرارگرفتن عنصر زمان در مرکز نقد، کمابیش هم زمان با ظهور نوعی «ادبیات گواهی» ( littérature de témoignage ) که به روایتِ مستقیم یا غیرمستقیمِ «فاجعه» می پرداخت؛ و سوم دوران نوگشتگی رویکردهای «انسان شناختی» و تمرکز نقد بر نوعی «بحران ضمیر تاریخی» که تظاهر ملموس آن در گرایش نویسندگان به بازنمودِ روزمره ترین ابعاد زندگی های خُرد، این جا و اکنون ، قابل مشاهده است. در شرایطی که به نظر می رسد هریک از این دوره ها در اروپا از تحولاتی قانون مند پیروی کرده باشند؛ در حالی که نقد معاصر اروپایی می کوشد این قانون مندی را تبیین کند و از بحران های بشر در برهه های مختلف پرده بردارد، نقد ایرانی گویی امروز هم چنان آسایش خود را در پژوهش های زبان گرا و متن گرا می جوید. در فراسوی بحث های مربوط به هم گرایی، واگرایی، روزآمدی یا زمان پریشیِ رویکردهای انسان گرا و زبان گرا، گفتار حاضر به فرایندی می اندیشد که طی آن هریک از این رویکردها به فضایی «امن» برای حذر از رویاروییِ بی واسطه با انسان و زبان بدل می گردد. این امنیت نه تنها اصالت نقد، بل هستی او را، که در گرو شرایط «بحرانی» اوست، تهدید می کند.
۲۰۹۱۲۰.

توسعۀ مالی و نابرابری؛ نقدی بر مبانی نظری متون منتشرشده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۷۰۷
ارتباط توسعۀ مالی و نابرابری یکی از موضوعاتی است که مطالعات نظری و تجربی زیادی دربارة آن انجام شده است، اما هنوز در این خصوص بین نظریه پرداز ان اقتصادی اجماع نظر وجود ندارد. در ایران، مطالعات زیادی درخصوص ارتباط توسعۀ مالی و نابرابری انجام شده است که عمدتاً در چهارچوب فرضیۀ ارتباط غیرخطی گرین وود و جوانویچ (1991) یا فرضیۀ ارتباط خطی منفی بوده است و محققان بسته به تعداد مشاهدات، نوع مشاهدات، و شکل تابعی مورد استفاده نتایج متفاوتی در تأیید یکی از این فرضیه ها به دست آورده اند. از اواخر دهۀ 1990، ادبیات نظری توسعۀ مالی و نابرابری دچار تحولات جدی شده است و نظریه پردازان اقتصادی کانال های جدیدی را برای اثرگذاری توسعۀ مالی بر نابرابری معرفی کرده اند که عمدتاً در مطالعات انجام شده در ایران موردتوجه واقع نشده است. در این مقاله تلاش می شود، ضمن ارائۀ نقدهای وارده بر مبانی نظری مطالعات انجام شده در ایران، برخی از مهم ترین رویکردهای جدید ارائه شده درخصوص ارتباط توسعۀ مالی و نابرابری به صورت اجمالی ارائه شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان