زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای (Oppositional Defiant Disorder یا ODD)، اختلالی تدریجی و مزمن است که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکردی تحصیلی کوک تداخل ایجاد می کند. آموزش والدگری یکی از روش های مداخله مؤثر در ODD است که در آن والدین می آموزند چگونه با فرزند خود رفتار نمایند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش والدگری کازدین (Kazdin method for parenting) بر روابط والد-کودک (Parent-child relationships) در دانش آموزان مبتلا به ODD انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 90 روزه بود. از بین دانش آموزان مبتلا به ODD بر اساس کسب نمره بالاتر از نقطه برش در سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (Child Behavior Checklist یا CBCL) و مصاحبه بالینی انجام شده توسط مشاور مدرسه، تعداد 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش برنامه والد گری Kazdin را طی 12 جلسه به مدت 90 دقیقه دریافت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه رابطه والد-کودک (Child-Parent Relationship Scale یا CPRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: برنامه آموزش والدگری Kazdin منجر به افزایش معنی دار تعامل والد- کودک در خرده مقیاس های نزدیکی و رابطه کلی مثبت و کاهش تعارض و وابستگی در کودکان مبتلا به ODD شد (001/0>p). نتیجه گیری: برنامه آموزش والدگری Kazdin موجب افزایش روابط والد- کودک در کودکان مبتلا به ODD شد. بر اساس نتایج حاضر آموزش والدین به شیوه کازدین می تواند روش کارآمدی در بهبود روابط والد-کودک در بین دانش آموزان مبتلا به ODD باشد.
نگرانی ها و آگاهی زیست محیطی افراد جامعه باتوجه به افزایش مشکلات و مسائل زیست محیطی افزایش یافته است. این امر به نوبه خود تغییر در رفتار مصرف کننده و تصمیم گیری های خرید وی را در پی دارد؛ بنابراین هدف پژوهش این است که با استفاده از تئوری رفتار برنامه ریزی شده، تأثیرات نگرش، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده مصرف کننده با در نظر گرفتن نقش نگرانی و دانش زیست محیطی بر قصد خرید محصولات سبز را بررسی کند. به همین منظور، داده های پژوهش از نمونه ای مشتمل بر 384 نفر در شهر شیراز گردآوری شده و داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد نگرش و کنترل رفتاری ادراک شده تأثیر مثبتی بر قصد خرید محصولات سبز دارند؛ اما تأثیر هنجار ذهنی بر قصد خرید محصولات سبز معنادار نیست. هم چنین، نگرانی زیست محیطی و دانش زیست محیطی تأثیر مثبتی بر قصد خرید محصولات سبز دارد؛ اما نگرانی زیست محیطی بر هنجار ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده اثرگذار نبوده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر چابکی راهبردی بر عملکرد سازمانی از طریق پاسخگویی عملیاتی شرکت های تولیدی بزرگ استان خوزستان، انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کاربردی را 180 شرکت تولیدی بزرگ استان خوزستان تشکیل می دهد. واحد آماری جامعه، مدیران عملیاتی/ مالی/بازاریابی آن شرکت هاست که 122 شرکت با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع محدود، به عنوان نمونه انتخاب شد و پرسشنامه ای در اختیار مدیر عملیاتی/ مالی/بازاریابی هر یک از شرکت ها قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه شین و همکاران (2015) است که روایی محتوایی آن را خبرگان و اساتید دانشگاهی تأیید کردند و روایی سازه آن، از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها با بهره گرفتن از نرم افزار22 SPSS و روش معادلات ساختاری صورت پذیرفت. نتایج نشان داد چابکی راهبردی بطور مستقیم و غیرمستقیم (از طریق پاسخگویی عملیاتی)، عملکرد سازمانی را بهبود می بخشد. چابکی راهبردی، پاسخگویی عملیاتی سازمانی را افزایش می دهد. همچنین، پاسخگویی عملیاتی موجب ارتقا عملکرد سازمانی می شود.
روابط روسیه و آمریکا یکی از جذاب ترین موضوعات برای پژوهشگران حوزه روابط بین الملل محسوب می شود. در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ این روابط از نوسانات پیچیده ای برخوردار شده است. بخشی از این پیچیدگی به رقابت های راهبردی دو کشور و بخشی دیگر به کنش های همکاری جویانه تاکتیکی آن ها مربوط می شود. بر این اساس مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که مهم ترین تعارضات روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه مواردی است؟ یافته های مقاله نشان می دهد که در سه سطح دوجانبه، منطقه ای و بین المللی می توان تعارضات دو کشور را در مقطع مذکور دسته بندی کرد. از جمله محل های منازعه می توان به موازنه هسته ای، اختلافات تجاری، تحریم ها در سطوح بین المللی، گسترش ناتو به شرق، دخالت در امور داخلی یکدیگر، مسئله اوکراین و سوریه اشاره کرد. در این مقاله پژوهشی به روش «توصیفی- تحلیلی» و با استفاده از بررسی راهبردها، اسناد امنیتی منتشر شده و همچنین تجزیه و تحلیل تصمیمات تقابلی متصدیان حوزه های مختلف دو کشور، مؤلفه های رفتار راهبردی مؤثر بر گسترش اختلافات دوسویه، تبیین می شود.
دانش مرزشکنانه برایند گونه ای از دانش است که در آن، نوآوری نه به شکل جزئی و تدریجی؛ بلکه در اثر اندیشه های جدید و افکار نو شکل می گیرد. دانش مرزشکن ویژگی هایی دارد که فراتر از پارادایم های سنتی و کهنه است و به دنبال ویژگی هایی غیر از نظم و عینیت گرایی، قطعیت، ثبات و پیش بینی پذیری دقیق مطرح در پارادایم های سنتی است. دانش مرزشکن ممکن است برایند خصوصیاتی نظیر آشفتگی و بی نظمی، گسستگی و انقطاع، بی ثباتی، روابط احتمالی، برآورد و تخمین و اشراق در دانش باشد. این دانش، دانشی است که با صرف نیرویی اندک، تأثیری شگرف و فراگیر در عالم ایجاد می کند. خلق این دانش، نیازمند افرادی مخاطره جو، کارآفرین، خلاق و نوآور است و معیارهای اصالت چندی دارد. این پژوهش درصدد تبیین معیارها و مختصات دانش مرزشکنانه، در تلاش برای تنویر بستر و شرایط تولید، رشد و بالندگی آن است.
گونه شناسی (سنخ شناسی) به عنوان روشی که پیش از این در نظریه پردازی ها و تحقیق های برخی اندیشمندان مطرح علوم اجتماعی به کار رفته است، در کنار دیگر انواع روش های طبقه بندی، خود می تواند به مثابه روشی برای تبیین و تولید مفاهیم در تحقیقات نظری و حتی کاربردی استفاده شود. هدف این مقاله، بررسی چیستی، چرایی و چگونگی گونه شناسی و همچنین مرور نمونه های مشهور گونه شناسی مکاتب دانش مدیریت بوده است. بدین منظور، ضمن بررسی ریشه های هستی شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی گونه شناسی در مقام بیان چیستی، به بررسی انواع طبقه بندی، خوشه بندی، رده بندی و در مقام چرایی به اهداف، مزایا و معایب آن پرداخته و در بیان چگونگی ساخت گونه شناسی ضمن اشاره به مواردی همچون گونه های نماینده، ایدئال و ممتاز، راهبردهای قیاسی، استقرایی و عملیاتی در ساخت گونه شناسی معرفی شده است. در نهایت، برخی از مطالعات گونه شناسی در دانش مدیریت، معرفی و تحلیل شده اند. یافته ها، نشان می دهند به مسأله گونه شناسی نظریه های مدیریت از دهه 60 قرن بیستم میلادی بیشتر توجه شده است. در سال های اولیه، ساخت گونه شناسی ها مبنای استقرایی داشته اند اما به نظر می رسد در سال های اخیر، رویکرد قیاسی و عملیاتی در ساخت آن ها پررنگ تر شده است.
بر پایه نگاهی کلاسیک در حوزه دانش مدیریت دولتی، شایسته است اداره کنندگان امور عمومی خود را کسانی بدانند که برای خدمت به عامه فراخوانده شده اند. بر این اساس و با نگاهی استعاری، اگر امور عمومی به مثابه یک دعوت و فراخوان دانسته شوند، سزاوار است که اعضای سازمان های دولتی خود را در معرض چنین فراخوان و دعوتی ببینند. از آنجا که سازه فراخوان واجد درجه بالایی از انتزاع است، مادام که در معرض کالبدشکافی و ریخت شناسی نظری قرار نگیرد، مخاطبان دعوت به فراخوان دانی سمت های دولتی، فهم نامنسجم و گسیخته ای از قالب و محتوای آن خواهند داشت. مضاف بر اینکه، پیامدها و کارکردهای رفتاری آن نیز می تواند برای ایشان محل پرسش و بحث داشته باشد. مطالعه حاضر کوششی نظری است تا در کنار وصفی ریخت شناسانه (کندوکاو در تعاریف و حدود و ثغور، ویژگی ها و گونه ها) از پدیده فراخوان در سازمان ، در یک بازخوانی به بررسی وجوه رفتارشناختی آن بپردازد.
کاشی های هفت رنگ قاجاری نمود بارزی از هویت تصویری هنر این دوره را به نمایش می گذارد که از نظر سبک و سیاق هنری تفاوت های عمده ای با دوران قبل از خود دارد. کاشی نگاران شیرازی در این دوره مطابق با فرهنگ عامیانه، کاشی هایی با ویژگی های خاص تولید کردند و مکتب کاشی نگاری شیراز را بنا نهادند . این مقاله به بررسی یک هلالی ستون دار مزین به کاشی نگاره کتیبه دار در حراجی بونامز لندن می پردازد و می کوشد با توجه به اسناد موجود و نیز مقایسه و تطبیق ویژگی های مشترک این اثر با آثار مشابه هم دوره در کاشی نگاره های شیراز از جمله درمانگاه نمازی، خانه صالحی و خانه عطروش مسئله انتساب زمانی، مکانی و هویت کاشی نگار آن را روشن سازد . تحقیق حاضر به روش تحقیق تحلیلی و تطبیقی با گردآوری اطلاعات بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام یافته است . نتایج به دست آمده از یافته های پژوهش حاضر بیانگر این است که اثر مورد بررسی به لحاظ موضوعات، نقش مایه ها، رنگ بندی و شیوه رنگ گذاری ویژگی های معناداری با کاشی نگاره های مکان های مذکور دارد که مبین تعلق آن به مکتب کاشی نگاری شیراز در اواخر دوره قاجار است. همچنین بررسی کتیبه های این اثر و کتیبه های موجود دراین مکان ها روشن می سازد که هنرمند این اثر استاد ابراهیم کاشی نگاری بوده است که در شیراز فعالیت داشته و دوران حیات وی معاصر با میرزا عبدالرزاق؛ مهم ترین کاشی پز مکتب کاشی نگاری شیراز در اواخر دوره قاجار بوده است .
بسیاری از نقاشی های ایران پس از اسلام در لابه لای نوشته های ادبی و اشعار، به تصویر درآمده اند. شاعر در شعر سبک خراسانی پیش از آن که شاعر باشد، تصویرگری است که تصاویر بدیع و متنوع را ابتدا در ذهنِ خود و سپس با بیانی بی نظیر در ذهنِ خوانندگان می نگارد. استفاده از اسامی رنگزاها در رنگ آمیزی فضای شعری یا حضور آن ها به عنوان جانشین رنگ در این سبک، قابل تأمّل است. شاعر سبک خراسانی گاهی با واژه های مرتبط با کتابت و نگارگری مانند نقش کردن، خامه، دفتر و گاهی به صورت غیر مستقیم از قالب های گوناگون بیانی نظیر تشبیه، از اصطلاحات و مفاهیم رنگزاها به عنوان ابزار تصویرگری مدد جسته است.از آن جایی که تا دوره صفوی در مورد رنگزا های مورد استفاده در کتابت و نگارگری ایران اطلاعات زیادی در دسترس نیست و پرداختن به این موضوع، به منظور فن شناخت این آثار تاریخی جهت حفاظت و مرمت بهتر آن ها ضروری و لازم به نظر می رسد، می توان از اطلاعات نهفته در شعر سبک خراسانی در حوزه تصویرسازی و رنگ آمیزی ها به منظور شناخت و بررسی رنگزاهای مورد استفاده در کتابت و نگارگریِ قرن 3 الی 6 ه.ق. استفاده نمود. شناسایی رنگزا هایی که به مرور زمان به فراموشی سپرده شده اند یا در طول زمان تغییر نام داده اند، از انگیزه اصلی نگارنده در تدوین پژوهش حاضر است. از مهم ترین نتایج این تحقیق، شناسایی تعدادی از رنگزاهای کهن ایران است که برای نخستین بار در این مقاله معرفی شده و با شناخت برخی از رنگزاها، قدمت استفاده از آن ها گاهی تا چندصد سال به عقب برگردانده شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر دین داری، حمایت اجتماعی و تحصیلات بر گرایش به باروری زنان متأهل شهر تهران انجام شد. باروری و گرایش به آن متغیری چندوجهی است که در علوم گوناگون بررسی شده و در پژوهش حاضر از بعد جامعه شناختی به آن پرداخته شده است. این پژوهش براساس داده های پیمایشی بر روی 384 نفر از زنان متأهل 20 تا 44 ساله شهر تهران که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند، انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس راهبردهای حل تعارض و شاخص استرس والدگری جمع آوری و به روش ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون و تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین متغیرهای مستقل دین داری، حمایت اجتماعی، تحصیلات با متغیر وابسته گرایش به باروری، رابطه آماری معنادار وجود دارد. همچنین در نتایج رگرسیون مشاهده شد که دین داری و تحصیلات، تغییرات گرایش به باروری را تبیین می کند. در تحلیل مسیر نیز نتایج نشان داد که دین داری به طور مستقیم، حمایت اجتماعی به صورت غیر مستقیم و تحصیلات هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم بر گرایش به باروری تأثیر داشته است.
آمنه ودود[1] یکی از نظریه پردازان فمینیسم اسلامی است که طرفدار بازخوانی متون مقدس درباره ی زنان است و با رویکرد هرمنوتیکی و فمینیستی قرآن را تفسیر کرده است. یکی از مفاهیمی که ودود به آن توجه داشته، مفهوم «نقش جنسیتی» است. تفسیر ودود از این مفهوم در دو اثر او نخست در سال 1999 در کتاب قرآن و زن؛ بازخوانی متن مقدس از منظر یک زن و سپس در سال 2015 در مقاله ای در کتاب Men in Charge بیان شده است. ودود در تفسیر اولیه ی خود، مفهوم نقش جنسیتی را ذیل آیه ی 34 سوره ی نساء بررسی می کند. او تأکید می کند که هیچ نقش تعریف شده و دائمی در قرآن برای زنان و مردان بیان نشده است. از سوی دیگر، نظام سلسله مراتبی شیطانی قوامیت را تعریف می کند که مخل ارتباط مستقیم خدا و زن است. تفسیر ودود را می توان مطابق رویکرد تفسیری اجتهادی- کلامی نقد و بررسی کرد. طبق رویکرد منتقدین، قوامیت منطبق بر تفاوت های طبیعی زن و مرد است و منظور از آن ارزش گذاری ذاتی مرد نسبت به زن نیست. <br clear="all" /> [1]. Amina Wadud
حفظ بنیان خانواده یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع امروزی است و همواره ابعاد متعدد حمایت از تشکیل و تحکیم خانواده در بخش های مختلف قدرت اعم از تقنین، اجرا و قضا مورد توجه قرار گرفته است.از مهمترین این ابعاد که می تواند نقش اساسی در حمایت از خانواده داشته باشد، اشتغال است که باید در وضع قوانین و سیاست های مربوط به اشتغال، وضعیت و جایگاه خانواده، تقویت بنیان خانواده، خانواده محوری در عرصه نظام حقوقی و سیاستگذاری اشتغال کشورها تمهیداتی اندیشیده شود. پژهش حاضر با هدف بررسی جایگاه خانواده در قوانین مربوط به اشتغال به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شد. نتایج نشان داد که در حال حاضر بسیاری از دولت ها در سیاستگذاری خود در حوزه اشتغال، اهمیت ایجاد ترتیبات خانواده محور را که در دسترس همه کارکنان باشد، مورد شناسایی قرار داده اند. همچنین در نظام جمهوری اسلامی ایران که به تأسی از شرع، اهمیت زیادی برای خانواده و توالد قائل شده است، سیاستگذاری حقوقی اشتغال با رویکرد حمایت از خانواده مورد توجه است، گرچه تحقق این سیاست ها در عمل با موانع اجرایی و حقوقی بسیاری روبرو است.
در دهه های اخیر به دلیل تحولاتی مانند صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی و.... تغییرات بسیاری در حوزه فرهنگی-اجتماعی زندگی انسان رخ داده است. ساختار خانواده و الگوی ازدواج تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته و دچار تحولات زیادی شده اند. جوامع امروزی دگرگونی زیادی را در سن ازدواج شاهد بودند. در کشور ما نیز تاخیر در ازدواج و تشدید تجرد در سالیان اخیر روندی فزاینده داشته است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی مولفه های تجرد براساس پژوهش های انجام شده در این زمینه و با استفاده از روش فراترکیب است. بدین منظور مطالعات کیفی صورت گرفته در حوزه تجرد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از فراترکیب مطالعات تجرد، در 6 مقوله اصلی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مسئله تجرد مقولات اقتصادی، ساختاری، اجتماعی-فرهنگی و فردی از ابعاد اساسی هستند. در این میان تاکید بر ابعاد فرهنگی-اجتماعی است و همچنین پیامدهای منفی تجرد نیز مورد توجه و دارای اهمیت است.
تشریح چگونگی کشف و توسعه فرصت ها و شناخت عوامل مؤثر بر آن در موفقیت کارآفرین تأثیر بسیار دارد و شناسایی فرصت های کارآفرینانه به یکی از موضوعات اصلی در تحقیقات کارآفرینی است. از عوامل بسیار تاثیر گذار در فرآیند تشخیص فرصت، سرمایه های کارآفرینانه هستند که شامل سرمایه اقتصادی ،سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی می باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش تعدیل گری جنسیت در رابطه سرمایه کارآفرینانه و تشخیص فرصت های کارآفرینانه با استفاده از روش تحقیق توصیفی پیمایشی می باشد. صنعت گردشگری به دلیل پتانسیل و فرصت های کارآفرینانه ای که در این صنعت وجود دارد به عنوان زمینه تحقیق انتخاب شد. برای انتخاب نمونه آماری از میان 210 عضو انجمن صنفی گردشگری افرادی انتخاب شدند که تجربه مدیریت یا ایجاد کسب و کار داشتند (110 نفر). با توجه به تعداد کم نمونه ها از نمونه در دسترس استفاده شد و پرسشنامه تحقیق برای110 نفر ارسال شد. تحلیل داده های حاصل از 82 پرسش نامه جمع آوری شده با نرم افزار PLS نشان داد که متغیر جنسیت نقش تعدیلگری در رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی با تشخیص فرصت های کارآفرینانه دارد. در حالیکه نقش تعدیلگری در رابطه سرمایه اقتصادی و تشخیص فرصت های کارآفرینانه ندارد. این نتایج می تواند به سیاستگذاران در توسعه کارآفرینی زنان در صنعت گردشگری کمک کند.
مسئله امکان رقابت هوش مصنوعی با ذهن انسان سال هاست به عنوان موضوعی جذاب در فلسفه ذهن مطرح است. از طریق بررسی آیات و استنباط مبانی انسان شناختی قرآن می توان میزان مطابقت نظریه هوش مصنوعی را با نگاه کلی مکتب اسلام به انسان مشخص کرد. هدف این مقاله مقایسه میان مبانی انسان شناختی قرآن با اصول کلی نظریه هوش مصنوعی است. بر اساس این مقایسه روشن می شود میان نگاهی که قرآن به ابعاد وجودی انسان، استعدادها و قابلیت های او و معارف ویژه بشری دارد، با رویکرد قوی به نظریه هوش مصنوعی ناسازگاری جدی وجود دارد. قرآن انسان را خلیفه الله می داند که به روح او وحی می شود و استعداد رسیدن به مقام قرب الهی را دارد؛ درحالی که نظریه هوش مصنوعی، انسان و ذهن او را تماماً مادی می پندارد و با استناد همه فعالیت های ذهنی به مغز، امکان تقلید تحرکات مغزی توسط یک ماشین را کاملاً ممکن می داند.
تبیین رویکرد قرآن به تفضیل پیامبران با محوریت گونه شناسی اسلوب بیانی آیات، زمینه پژوهی چرایی طرح تفضیل پیامبران در قرآن، رهیافت شناسی مفسران در مواجهه با این مسئله و تعیین مصداق پیامبر افضل از نگاه قرآن، مسائل محوری این پژوهش هستند که ضمن نقد نظریه رقیب، به اقتراح در هر یک از مسائل محوری پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که آموزه تفضیل پیامبران در آیات متعدد مکی و مدنی قرآن با دو اسلوب تصریح و تلویح و در گونه های ارجاع، استشهاد و احتجاج بیان شده است. طرح و بسط این آموزه، از فرایند اجمال در مکه و تفصیل در مدینه برخوردار بوده است. سه زمینه اخلاقی، تبلیغی و معرفتی برای پاسخ به چرایی ورود قرآن به این آموزه قابل ارائه است. دو رهیافت «سکوت» و «تبیین» در تحلیل ماهیت تفضیل پیامبران رایج است. برابر رهیافت تبیین، سه فرضیه تاریخی بودن، اعطایی بودن و اعطایی- اقتضایی بودن فضایل پیامبران محتمل است. نگارنده فرضیه سوم را به دلیل امتیازات آن به عنوان دیدگاه معیار پذیرفته است. هرچند قرآن بر وجود نوعی تفاضل میان بعضی از پیامبران تصریح دارد، ولی آیه ای صریح در تفضیل و افضیلت پیامبری خاص بر سایر پیامبران به دست نیامد؛ لکن در روایات اسلامی بر افضلیت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بر پیامبران پیشین تأکید و از سوی متکلمان و محدثان ادعای اجماع شده است؛ همچنین برخی از نظریه های تفسیری نیز دلالت آیه «وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجات» بر افضلیت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را پذیرفته اند.
در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، کاربرد واژه های «وجوه» و «نظائر» در کتاب های وجوه و نظائر پیگیری، سخنان زرکشی در تعریف «وجوه و نظائر» و نقد وی بر تعریف ابن جوزی بررسی و تعریف ابن جوزی تأیید شده است. همچنین برداشت نادرست برخی محققان از بیان زرکشی در تعریف نظائر روشن و نیز اقسامی که آیت الله معرفت برای وجوه و نظائر ذکر کرده اند، بررسی شده است. طبق تعریف ابن جوزی «نظائر» واژه های همسانی است که در قرآن در معانی گوناگون استعمال شده است؛ و وجوه، معانی آنهاست. زرکشی به غلط، هم وجوه و هم نظائر را وصف الفاظ می داند. آیت الله معرفت و برخی دیگر در برداشتی نادرست از کلام زرکشی، نظائر را به الفاظ مترادف معنا کرده اند. «وجوه و نظائر» و «محکم و متشابه» دو مبحث مستقل علوم قرآن هستند و خلط آنها به یکدیگر خطا و خروج از اصطلاح است. در وجوه و نظائر، کاربردهای مختلف یک کلمه در قرآن مد نظر است؛ ولی متشابه به معانی محتمل یک آیه معطوف می باشد. از اقسام چهارگانه ای که آیت الله معرفت برای وجوه و نظائر برشمرده، سه قسم هیچ ارتباطی به وجوه و نظائر ندارد و برخی مثال هایی که برای قسم دیگر ذکر کرده، مربوط به محکم و متشابه است.