بحران مالی جهان طی سال های اخیر سبب شد تا توجه محققان به سمت تثبیت و پایداری سیاست های مالی دولت، پررنگ تر شود. همچنین این بحران ها به دولت ها یادآور شدند که باید نگاه ویژه ای به پایداری بدهی های خود داشته باشند تا در شرایط مختلف از جمله رکود اقتصادی، بتوانند با حداقل هزینه، بدهی های خود را بازپرداخت کنند تا وارد یک بازی پونزی نشوند. در سال های اخیر سطح بدهی بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه رو به افزایش بوده است که کشور ایران هم از این قاعده مستثنی نبوده است. با توجه به اینکه ایران کشور صادرکننده نفت است و بودجه آن به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است، نداشتن یک مسیر بهینه می تواند آثار قابل ملاحظه ای در پی داشته باشد از جمله اینکه می تواند منجر به صرف درآمدهای حاصل از فروش نفت به منظور بازپرداخت بدهی ها و همچنین تحمیل هزینه های سنگین بار بدهی بر نسل های بعد شود. از این رو، در این مطالعه سعی می شود تا در چارچوب یک الگوی رشد درون زا، مسیر تعادلی بدهی در اقتصاد ایران استخراج و با مسیر واقعی بدهی در ایران مقایسه شود. نتایج حاصل از شبیه سازی معادلات تعادلی نشان می دهد که مسیر تعادلی بدهی در اقتصاد ایران پایین تر از مسیر واقعی آن است. از این رو، به عنوان یک توصیه سیاستی، مقامات مالی کشور باید توجه ویژه ای به کسری بودجه و بدهی خود داشته باشند و بتواند از طریق یک سیستم مالیات گیری مناسب و اصلاح آن و استفاده بهینه از درآمدهای نفتی، مسیر واقعی بدهی را به سطح مطلوب آن نزدیک کنند تا باعث جلوگیری از استقراض بیش از اندازه دولت از سیستم بانکی، افزایش حق الضرب پول و پیامدهای منفی ناشی از آن شوند.
اظهارنظر بازرس و حسابرس در خصوص اطلاعات مالی ارائه شده به سرمایه گذاران در بازار بورس و اوراق بهادار، مبنای تصمیم گیری و خرید یا فروش سهام شرکت توسط آنها خواهد بود. اگرچه این دو شخص جایگاه و تکالیف مستقلی از یکدیگر دارند ولیکن فعالیت هر دو آنها در شرکت ها به نوعی اعتباربخشی به اطلاعات مالی ارائه شده توسط شرکت است. علی رغم اهمیّت زیاد اظهارنظر این اشخاص در خصوص اطلاعات مالی، به غیر از ماده 267 لایحه اصلاحی قانون تجارت ضمانت اجرای کیفری مشخص و محکمی برای اظهار نظر خلاف قانون و مقررات این دو شخص وجود ندارد. این ماده نیز فقط در خصوص بازرس بوده و تنها برای دایره محدودی از رفتارهای بازرس ضمانت اجرای کیفری تعیین نموده است. حسابرس و بازرس شرکت ها به عنوان رکنی از ارکان شرکت مسئولیت اظهارنظر و تصدیق اطلاعات ارائه شده توسط هیأت مدیره را برعهده دارند. این پژوهش با روش کتابخانه ای و با هدف نقد و بررسی ضمانت اجرای رفتارهای غیرقانونی بازرس و حسابرس شرکت از منظر فقه و قانون نگارش یافته است. لذا بند 3 ماده 49 قانون بازار اوراق بهادار به عنوان ضمانت اجرای مستقل در خصوص رفتار حسابرس و بازرس شرکت معرفی شده است. همچنین علاوه بر بررسی ارکان تشکیل دهنده این جرم و شرح برخی انتقادات وارده به این ماده قانونی، به برخی از مهم ترین مبانی فقهی موید جرم انگاری اظهارنظر خلاف قانون و مقررات بازرس و حسابرس در مورد اطلاعات مالی و اقتصادی اشاره شده است. اگرچه در متون دینی به لحاظ جدید بودن موضوع، بحث مفصلی از حسابرسی و بازرسی شرکت ها صورت نپذیرفته است، ولیکن برخی قواعد مسلم فقهی همچون «ممنوعیت اکل مال به باطل»، «ممنوعیت ضرر و ضرار در اسلام» و «حفظ نظام» به عنوان مویدات جرم انگاری این رفتار در این مقاله شرح و توضیح و مطابقت داده شده است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت مؤلفه های اخلاق زیست محیطی در کتاب های درسی دوره متوسطه اول می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه اول می باشد که در سال 1398چاپ شده است و سه عنوان کتاب «پیام</span><span> های آسمان»، «مطالعات اجتماعی» و «علوم تجربی» با 9 جلد کتاب به صورت هدفمند در نمونه قرار گرفت. ابزار پژوهش، سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بوده است که روایی آن به وسیله متخصصان تعیین شده و برای تعیین پایایی از روش ویلیام اسکات استفاده شده است. داده های حاصل با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی «آنتروپی شانون» مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه های «شناخت طبیعت و استفاده صحیح از آن» با ضریب اهمیت139/، «پرهیز از آلوده نمودن محیط زیست» با ضریب اهمیت138/، «درخت کاری و حفاظت از فضای سبز» با ضریب اهمیت 128/ دارای بیشترین ضریب اهمیت و مؤلفه های «حفاظت از تنوع زیستی» با ضریب اهمیت 096/، «دیدگاه اسلام در زمینه محیط زیست» با ضریب اهمیت 095/و «احساس مسؤلیت در برابر حیات وحش» با ضریب اهمیت 07/، دارای کمترین ضریب اهمیت بوده و به مؤلفه «رعایت حقوق حیوانات» هیچ توجهی نشده است.
گردوغبار را می توان یک پدیده طبیعی در نظر گرفت که در کشور ایران و به ویژه در استان خوزستان بروز آن در چند دهه اخیر دارای توالی بیشتری بوده است. بدین منظور در این پژوهش، شناسایی منابع تأمین کننده گردوغبارهای غرب خوزستان هدف گذاری گردید. بر این اساس از تصاویر ماهواره ای مودیس سنجده ترا برای استخراج شاخص بهبود یافته دمای روشنایی گردوغبار (BADI) در سه گردوغبار متوالی در زمستان 1396 و بهار 1397 (2018) بهره برده شد. نتایج شاخص بکار رفته روشن ساخت که مناطق مختلفی در داخل و خارج کشور تأمین کننده ذرات گردوغبار در غرب استان خوزستان می باشند. بر این اساس در اولین گردوغبار به تاریخ 20/1/2018 مشاهده شد که چشمه اصلی گردوغبار در نواحی خشک و بیابانی غربی استان در محدوده غرب شهرستان شوش و بستر خشک شده تالاب هورالعظیم در استان خوزستان می باشد. در گردوغبار متوالی بعدی (20/2/2018) فرسایش در بستر تالاب هورالعظیم و مناطق بیابانی در شمال سوسنگرد را می توان منبع اصلی ذرات گردوغبار قلمداد کرد. همچنین می توان مشاهده کرد که نواحی پراکنده در کشور عراق محدوده شهر بصره نیز در این گردوغبار مؤثر می باشند. در گردوغبار سوم در تاریخ 23/4/2018 بر اساس شاخص BADI دارای چندین هسته تراکمی می باشد و از نواحی بیابانی در کشور عربستان شروع و تا کشور کویت و نواحی جنوب غربی ایران و شرق عراق امتداد می یابد. همچنین در این پژوهش در محدوده های فضایی استخراج شده، نقاط برداشت ذرات گردوغبار به صورت دقیق تر با استفاده از تصاویر ماهواره ای Meteosat8 و سنتینل 3 تعیین شد که بارزترین منابع داخلی در منطقه جفیر و تالاب هورالعظیم و نواحی خشک و بیابانی شهرستان شوش در قسمت غربی استان خوزستان می باشند. همچنین در مورد منابع خارجی بیابان های کشور عربستان در مناطق غرب ریاض و شرق مدینه (الذکری، الرقایع و البجادیه) و مناطقی بین کربلا و نف در کشور عراق در شکل گیری توده گردوغبار نقش مؤثری دارند.
مقدمه: امروزه اهمیت کارآفرینی در سیستم اقتصادی منجر به توسعه آن در بخش های بنیادین یک کشور از جمله آموزش و پرورش شده است. از این رو از آنجا که آموزش کارآفرینی عامل مهمی در رشد و توسعه خصیصه های کارآفرینی در دانش آموزان به حساب می آید، هدف پژوهش حاضر مطالعه ی نگرش معلمان به روش های یاددهی- یادگیری آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی بود. روش ها: پژوهش حاضر به شیوه ی توصیفی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری شامل کلیه مهارت آموزان آموزگار ابتدایی ماده ی 28 ورودی سال 1396 و در نهایت گروه نمونه شامل 44 نفر از مهارت آموزان آموزگاری ابتدایی داوطلب بودند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه به روش نظرخواهی از صاحبنظران و اعتماد یا پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 94/. تأیید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss v 24 و آزمون کالموگروف-اسمیرنوف جهت اطمینان از نرمال بودن توزیع داده ها و آزمون تی تک نمونه به منظور بررسی نگرش معلمان در ابعاد فنون تدریس، محتوا و ارزشیابی از منظر کارآفرینی در دوره ابتدایی تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش بیانگر این بودند که میانگین و انحراف استاندارد بعد فنون تدریس 0/65±4/11؛ بعد ارائه ی محتوا 18/69±4/0؛ و نهایتاً بعد ارزشیابی 0/67± 3/95بود که از میانگین آماری بزرگتر و این تفاوت در سطح 0/01 معنادار شد. زیرا (0/01< p )؛ بنابراین با 99% اطمینان می توان گفت که نگرش معلمان نسبت به کارآفرینی در دوره ابتدایی مثبت و معنی دار می باشد. نتیجه گیری: معلمان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی بوده و به دلیل ایفای نقش خاص خود طی تدریس، چنانچه از نگرش و بینش خوبی نسبت به کارآفرینی برخوردار باشند، می توانند با ادغام آن با راهبردها و روش های یاددهی-یادگیری در کلاس، در پرورش افرادی خلاق و دارای روحیه و نگرش کارآفرینی بسیار تسهیل گر باشند
هدف اصلی این مقاله ارایه چارچوب نظری جامع تری درباره نظام نوآوری ملی مبتنی بر رویکرد تکاملی، از طریق الگوسازی نظری میان حکمرانی، نظام نوآوری ملی، ظرفیت جذب، هم پایی و توسعه فناورانه و هدف فرعی، ارایه چارچوبی برای شناسایی رابطه میان عوامل نهادی غیرقیمتی و بازاری قیمتی با استفاده از شاخص های مهم است. با استدلال ورزی وابسته به متن (شواهد متنی یا متن محور) روابط میان نظام نهادی و حکمرانی، نظام نوآوری ملی، ظرفیت جذب، همپایی و نوآوری فناورانه، شناسایی و بر مبنای ویژگی های روش شاختی (علّیت انباشتی و کل گرایی نظام مند) و تفکیک میان عوامل زیرساختی غیرقیمتی و متغیرهای اثرگذار قیمتی، این روابط مدل سازی شده است. نتایج نشان می دهد تمامی متغیرها و عوامل اثرگذار، به جز سیاست شوک قیمتی، درون زاد است؛ چرخه فزاینده ای میان ظرفیت جذب و هم پایی فناورانه وجود دارد (علّیت انباشتی). این چرخه، عامل اصلی هم پایی فناورانه و توسعه اقتصادی است. در غیاب چرخه، سیاست های قیمتی مبتنی برعقلانیت نئوکلاسیکی، در نیل به هم پایی فناورانه، شکست می خورند.
طی یک قرن اخیر زمین لرزه ها بیش از یک میلیون نفر را به کام مرگ فرستاده اند که از کل زمین لرزه های جهان 18 درصد سهم ایران می باشد. استان کرمان در وقوع زلزله رتبه نخست کشور را داراست. با توجه به علت پدیده ی بالا آمدن سطح آب های زیرزمینی در هنگام زلزله بسیاری از سازه ها دچار نم گرفتگی شده و با خطر بالقوه مواجه هستند از سوی دیگر به دلیل نوع خاک بستر شهر کرمان امکان تشدید شدت زمین لرزه نیز در این شهر وجود دارد، بنابراین همه این عوامل این شهر را در معرض خطر جدی زمین لرزه قرار داده است اما به دلیل افزایش نرخ چشمگیر مصالح ساختمانی و از سوی دیگر عدم توجه به مقاوم سازی سازه ها در کرمان جدی گرفته نشده و هر لحظه امکان بروز فاجعه ای بزرگ در این کلان شهر میلیونی وجود دارد. در این تحقیق به منظور کم شدن خسارات زلزله از رویکرد پدافند غیرعامل استفاده شد. برای طراحی با این رویکرد الزامات معماری شامل برنامه ریزی مکان یابی، طراحی فضاهای چند عملکردی، طراحی شبکه زیرساخت ها در نظر گرفته شد و یک مجتمع صنفی ورزشی جهت تأمین پناهگاه در زمان زلزله در کرمان طراحی شد. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی – توصیفی بود که از طریق مطالعات نظری پیرامون مبانی نظری به اصول و چارچوب موردنظر دست یافت و با رویکرد کیفی سعی در بکار بستن اصول تبیین شده در امر طراحی مورد نظر داشت.
مدل درمان آسیب دل بستگی رویکردی ساختاریافته برای درمان و بهبود روابط آشفته است که بر چرخه های تعاملی منفی پایدار در اثر آسیب پذیری هیجانی عمیق، توجه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان مبتنی بر مدل درمان آسیب دل بستگی بر بخشش در زن های آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر، آزمایشی تک موردی از نوع طرح های خط پایه ی چندگانه ناهم زمان بود و جامعه ی آماری آن را 53 زن خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بوشهر تشکیل می دادند. نمونه پژوهش دربرگیرنده 3 زن خیانت دیده از میان زن های مراجعه کننده به این مراکز بودند که با در نظر گرفتن ملاک های ورود و خروج از پژوهش، پاسخ به پرسشنامه ی بخشش (رای و همکاران، 2001) و با روش نمونه گیری هدفمند-داوطلب انتخاب و به همراه همسر پیمان شکن خود در درمان شرکت داده شدند. زوج درمانی هیجان محور مبتنی بر مدل درمان آسیب دل بستگی در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری انجام شد. داده ها به روش های ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تجزیه وتحلیل گردید. یافته های حاصل نشان داد که مدل درمان آسیب دل بستگی موجب افزایش معنی دار بخشش در میان زن های خیانت دیده در مرحله درمان (26/35 درصد بهبودی) و پیگیری (93/45 درصد بهبودی) شده است؛ بنابراین یافته های پژوهش روشنگر این است که مدل درمان آسیب دل بستگی می تواند به عنوان مداخله ای مؤثر در کاهش آسیب های ناشی از خیانت زناشویی مورداستفاده قرار گیرد.
این پژوهش با هدف ارائه الگوی معادله ساختاری دینداری نوجوانان، بر اساس روابط بین فردی درون خانواده انجام شد. برای دستیابی به این مهم، تعداد 722 دانش آموز دبیرستانی (49 درصد دختر و 51 درصد پسر)، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از شهر تهران انتخاب و به مقیاس دینداری نوجوانان، سیاهه سبک های دلبستگی (AAI)، مقیاس ادراک از سبک های فرزندپروری والدین (POPS) و پرسش نامه های محقق ساخته تقویت دینداری و الگوگیری از دینداری والدین پاسخ دادند. روش پژوهش در طرح های توصیفی همبستگی، از نوع الگوی معادلات ساختاری قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اثرات مستقیم سبک های دلبستگی ایمن، اضطرابی / اجتنابی، اضطرابی / دوسوگرا و تقویت دینداری بر دینداری نوجوانان معنا دار است. همچنین، اثرات غیرمستقیم سبک های دلبستگی ایمن، اضطرابی / اجتنابی، تقویت دینداری، مشارکت جویی والدین و حمایت از خودمختاری، از طریق میانجی گری الگوگیری از والدین با دینداری نوجوانان معنا دار است. در نتیجه می توان گفت: نحوه تعامل والدین با فرزندان، به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم، رشد دینداری در نوجوانان را دستخوش تحول می سازد و نقش پویایی در شکل گیری و رشد باورهای دینی، عواطف دینی و رفتارهای دینی آنان ایفا می کند.
امروزه گسترش فضاهای باز جمعی و ایجاد مراکز فراغتی به ویژه فضاهای گردشگری به یکی از اهداف برنامه ریزی فراغت تبدیل شده است که علاوه بر تامین اهداف اقتصادی و زیست محیطی، نقش موثری در تعادل بخشی به گذران فراغت و تامین سلامت جسمی و روانی جوامع دارد. تولد مفاهیمی همچون توسعه توریسم بیانگر شکل گیری تقاضای جدیدی از سوی گردشگران است که برای غنی تر کردن فرهنگ اجتماعی فردی خود پای در راه سفر و مکاشفه در سایر فرهنگ ها می گذارند. این امر واقعیت"اجتماعی"به عنوان مولفه ای اصلی و مهم در برنامه ریزی شهری را بیان می کند. واز سوی دیگر مشارکت در باززنده سازی مبتنی بر توسعه گردشگری رویکردی نوین به بازآفرینی شهری است. در این پژوهش به بررسی نقش مشارکت مردمی در باززنده سازی و توسعه گردشگری برای ارتقاء صنعت گردشگری بافت مرکزی شهر سنندج پرداخته شده است. روش انجام این پژوهش تحلیلی و توصیفی بوده و در بخش تحلیل، اطلاعات با استفاده از تکنیک تحلیل SWOT-AHP مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این ارزیابی نشان داد، معیار تنوع و سرزندگی اجتماعی، و زیر معیار های پژوهش، خدمات و تسهیلات رفاهی، پویایی زندگی محلی و بومی، گردشگری پذیری، حفظ کاراکتر اجتماعی و بومی، دارایی های اجتماعی بیشترین تاثیر را در مشارکت مردمی دارا می باشد.
خلأ دین ورزی موحِّدان و فقدان حضور همه جانبه دین در عرصه اجتماعی از حیات، مسئله ای است که از دیرباز ذهن بسیاری از نخبگان فکری و دل سوزان اجتماعی مسلمان را به خود مشغول کرده، و هر کدام سعی نموده اند، با ارائه نظریه ای نوین، به گونه ای چرائی این مسئله را مورد کندوکاو فکری قرار دهند. با این وجود به نظر می رسد یکی از اندیشه هایی که می تواند به این مشکلات پایان داده، موجبات تکامل معرفتی موحِّدان و تعالی معنوی آنان در ساحت اجتماعی از حیات را فراهم نماید، اندیشه بنیادین توحیداجتماعی به معنای یگانه پرستی در عرصه حیات و زیست اجتماعی است. براین اساس در این پژوهش تلاش نموده ایم با روشی تحلیلی، نخست با ایضاح مفهومی حیات اجتماعی، یگانه پرستی در مجموع ارتباطات اجتماعی و ایجاد و عضویت در نهادهای اجتماعی را به عنوان دو مؤلفه اساسی توحید اجتماعی شمارش نماییم؛ و در ادامه با توسعه مفهومی توحید عبادی، اطاعت از قوانین فقهی حقوقی و اخلاقی خداوند و نیز اخلاص در عمل و انجام تمامی افعال و رفتارها برای رضای او جل جلاله در ساحت اجتماعی از حیات را، ذیل مفهوم توحید اجتماعی مطرح نموده، آن را به عنوان نصابی جدید در هندسه معرفتی توحیدی، و بستری برای تعالی معنوی موحِّدان معرفی نماییم.
مقدمه : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر دلیل های منطقی بر تصمیم گیری های اخلاقی انجام گرفته است. روش: بدین منظورفراخوان شرکت در پژوهش به 75000 نشانی ایمیل ساکنان شهر تهران و حومه فرستاده شد که 765 نفر داوطلب شرکت در این پژوهش شدند. ابزار پژوهش یک دوراهی اخلاقی بود. در یک طرح آزمایشی از آزمودنی ها خواسته شد که بگویند اگر در این دوراهی اخلاقی بودند، کدام یک از دو راه را بر می گزیدند (تصمیم نخستین). سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی به سه گروه گمارده شدند: به یک گروه دلیل های موافق تصمیم نخستین داده شد، به یک گروه دلیل های مخالف تصمیم نخستین داده شد، و به یک گروه همه دلیل ها (موافق و مخالف) داده شد. از آزمودنی ها خواسته شد که این دلیل ها را ارزیابی کنند. سپس از آزمودنی ها خواسته شد که دوباره یکی از دو راه را برگزینند (تصمیم پایانی). یافته ها:آزمون دقیق فیشر، تحلیل رگرسیون لُجیستیک، و تحلیل واریانس نشان داد که تعداد بسیار کمی از آزمودنی ها پس از بررسی دلیل ها تصمیم نخستین خود را تغییر دادند، تصمیم نخستین، بخش بزرگی از واریانس تصمیم پایانی را تبیین کرد، و آزمودنی ها دلیل های موافق تصمیم نخستین خود را بهتر از دلیل های مخالف آن ارزیابی کردند. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که دلیل های منطقی کمکی به تغییر تصمیم های اخلاقی مردم نمی کنند.
هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه بین تواناییهای شناختی و اعتماد به شهود با استراتژی های معاملاتی و عملکرد سرمایه گذاران حرفهای بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور مؤلفه های مربوط به توانایی شناختی و اعتماد به شهود در ارتباط با استراتژی های سرمایه گذاری فعال/خرید و نگهداری و تنوع/تمرکز پرتفوی و همچنین عملکرد افراد مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی 310 نفر از سرمایه گذاران حرفه ای شامل 160 معاملهگر و 150 تحلیلگر در بازار سرمایه را شامل می شود که اطلاعات آنها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده است. به منظور تحلیل داده ها از رگرسیون های لجستیک و حداقل مربعات به تناسب استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که در مورد معاملهگران، اعتماد به شهود بالا با خرید و فروش فعالانه سهام مرتبط است، از سوی دیگر، معامله گرانی که توانایی شناختی بالاتری دارند پرتفوی متمرکزتری دارند. در نهایت، توانایی شناختی بالاتر تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد معاملهگران دارد، این در حالی است که اعتماد به شهود بالاتر تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد آنان دارد. نتایج در مورد تحلیلگران قدری متفاوت است؛ به نحوی که با افزایش سن تحلیلگران پرتفوی آنها متنوع تر شده است در حالی که اعتماد به شهود بالا موجب می شود تا تحلیلگران پرتفوی متمرکزی داشته باشند. با این حال، اعتماد به شهود در مورد تحلیلگران نیز همچون معاملهگران، ارتباط منفی و معناداری با عملکرد دارد.
در زون هزار مسجد-کپه داغ، توده های کارستی متعددی وجود دارد که هرگونه تحقیقات کارست ژئومورفولوژی بر روی آنها می تواند به لحاظ زمین شکل های کارست، آبخوان های آهکی، ارتباط لندفرم های کارستی با سیستم هیدرولیک کارست و کاربری و مدیریت سرزمین در این قلمروها حائز اهمیت باشد. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی اشکال کارستی حوضه کلات انجام می شود و نقش مهمی در پروژه های مدیریت سرزمین در مناطق کارستی خواهد داشت. ابزار تحقیق شامل نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، مدل رقومی ارتفاع(DEM) و نرم افزارARC GIS می باشد. پس از مرزبندی حوضه مورد مطالعه و شناسایی اشکال کارستی آن، از روش های طبقه بندی سویجیک، والتهام ، کماتینا و هراک جهت طبقه بندی اشکال کارستی این حوضه استفاده شد. اشکال کارستی این حوضه از تنوع بالایی برخوردار بوده و انواع کارنها، دولین ها، دره های کارستی و چشمه های کارستی را شامل می شوند. مطالعه اشکال کارستی حوضه کلات مشخص نمود براساس طبقه بندی سویجیک، این اشکال در ردیف کارست های انتقالی، براساس طبقه بندی والتهام و فوکس در ردیف کارست های جوان، براساس طبقه بندی کماتینا در ردیف کارست های ناودیسی و براساس طبقه بندی هراک در ردیف کارست های کوهزایی قرار می گیرد
سنگاب ظرفی بزرگ و سنگی است که در حیاط و ورودی اماکن مقدس و عمومی قرار می گرفت و جهت رفع تشنگی از آن استفاده می شد. سنگاب سازی در دوره صفویه به اوج رسید و ارتباط نزدیکی به تفکر شیعه و قداست آب نزد ایرانیان دارد. ظهور دولت صفوی باعث تحول در ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران شد. در این دوره جهان بینی سیاسی و مذهبی ایران تغییر اساسی پیدا کرد و دولت ملی بر پایه اندیشه های شیعی ایجاد شد که در پی آن هنر ملی-مذهبی شکل گرفت. بسیاری از نماد های کهن ایرانی بر پایه اندیشه جدید مجدداً مورد استفاده قرار گرفت. نقوش و تزیینات آثار عصر صفوی تحت تأثیر چنین تفکری ایجاد شدند. تحقیق پیش رو با استفاده از داده های گردآوری شده به صورت میدانی و کتابخانه ای و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی است که ضمن بیان جایگاه آب در فرهنگ ایرانی به معرفی سنگاب امام زاده شاه سیدعلی اصفهان می پردازد. در این مقاله سعی در بررسی نقوش آن و ریشه یابی این نقوش از نظر مفهوم و ساختار در هنر ایران است. این سنگاب در بحث نمادشناسی دارای عالی ترین پیام های ملی و مذهبی است. استفاده نمادین از مفهوم آب، نقش شیر و خورشید و درخت مقدس (در بین دو حیوان روبه روی هم) و همچنین حالت چهره تداوم سنت نقش پردازی ایرانی قبل از صفوی به خصوص هنر ایران پیش از اسلام را نشان می دهد، که با مفاهیم جدید تحت تأثیر مذهب شیعه به بهترین نحو بیان می شود که در هیچ سنگاب یا اثر دیگری با این زیبایی تکرار نشده است. این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و توسعه ای است. از نظر روش تحلیلی–توصیفی است. ضمن بررسی میدانی سنگاب، به صورت کتابخانه ای و مطالعه مقالات و اسناد، به بررسی و چگونگی تداوم نقوش و ریشه نمادین آنها پرداخته شده است.
پژوهش حاضر به بررسی روش های ترجمه به کار گرفته شده، از سوی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی، در ترجمه تردیدنما ها در یک مقاله علمی در حوزه پزشکی می پردازد. در این پژوهش از روش پیسانسکی پترلین و زلاتنار مو (2016) برای جمع آوری و تحلیل داده ها جهت بررسی رویکرد دانشجویان ایرانی در ترجمه تردیدنماها استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که علیرغم اهمیت تردیدنما ها، نزدیک به چهل درصد آن ها در ترجمه به گونه های مختلف حذف شده و یا تغییر کرده اند. سپس به روش مصاحبه گفتمان محور نیمه ساختار یافته دلایل تصمیمات دانشجویان ارزیابی و تحلیل شد. در آخر، یافته های پژوهش از منظر مدیریت ریسک در ترجمه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی ها نشان داد چارچوب مدیرت ریسک آنتونی پیم (2015) می تواند به مترجمان در ترجمه تردیدنماها کمک کند.
دونالد ترامپ، از زمان تبلیغات انتخاباتی، از ایران به عنوان یکی از تهدیدات اصلی پیش روی آمریکا نام برده و پس از رسیدن به قدرت، مقابله با جمهوری اسلامی را به عنوان اصل محوری سیاست خارجی خاورمیانه ای خود قرار داد. نقطه ورود ترامپ به پرونده ایران، بحث توافق هسته ای بوده و از آن توافق به «توافق بد» یاد می کرد. برهمین اساس، پس از رسیدن به قدرت، ترامپ در ابتدا خواستار مذاکره مجدد در مورد توافق هسته ای شد بگونه ای که نفوذ منطقه ای و برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران را نیز جدای از مسائل هسته ای در بر بگیرد. در نهایت نیز پس از ناکامی در دستیابی به خواسته اصلاح توافق هسته ای به طور یک جانبه از توافق خارج شده و تقابل با ایران در سه حوزه «هسته ای»، «نفوذ منطقه ای» و «برنامه موشکی» را در پیش گرفت. فرضیه پژوهش حاضر این است که رویکرد تقابلی ترامپ با ج.ا.ایران، مبتنی بر تقابل ژئوپلیتیکی بوده و آنچه آمریکا به دنبال آن است محدود کردن ایران مبتنی بر مفاهیم قدرت و فضاست. چارچوب نظری پژوهش، مفاهیم ژئوپلیتیکی قدرت و روابط فضایی و روش پژوهش نیز تحلیلی- تبیینی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است.
انرژی از نیازهای اصلی بشر و موتور محرک توسعه اقتصادی است. منابع انرژی سنتی محدود و آلاینده هستند و این موضوع دولت ها را خواهان جایگزینی انرژی های تجدیدپذیر به جای منابع انرژی سنتی کرده است. یکی از منابع انرژی های تجدیدپذیر انرژی خورشیدی است که برای استفاده از آن از فناوری سلول های خورشیدی استفاده می کنند. در ایران، اراده قوی سیاسی برای توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر وجود دارد، اما یکی مهم ترین موضوعات در این باره یافتن مکان بهینه برای استقرار صفحات خورشیدی است. در پژوهش حاضر، با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تکنیک Fuzzy AHP که یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره است، مکان های مناسب برای استقرار نیروگاه خورشیدی در استان آذربایجان شرقی شناسایی شده است. براساس نتایج این پژوهش، 60/6 درصد از اراضی استان از تناسب عالی، 31/18 درصد از تناسب خوب و 10/27 درصد از تناسب متوسط برای نصب نیروگاه خورشیدی برخوردارند، اما 99/47 درصد اراضی استان مطلوبیت لازم را برای نصب نیروگاه خورشیدی ندارند. در حالت کلی مناطق غربی و جنوب غربی استان بیشترین تناسب و مناطق شمالی و شمال شرقی استان کمترین تناسب را از دیگر مناطق برای نصب نیروگاه خورشیدی دارند. همچنین تحلیل حساسیت وزن های به دست آمده از روش Fuzzy AHP نشان می دهد معیارهای GHI و PVOUT اهمیت زیادی در تعیین مناطق مناسب برای بهره برداری از انرژی خورشیدی دارند.
تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر گسترش شهرنشینی و تغییر کاربری شهر تهران بر شرایط اقلیمی ایستگاه سینوپتیک مهرآباد انجام شده است. برای اجرای این کار، داده های روزانه بارش، بیشینه دما، و کمینه دما طی دوره 1966-2016 از سازمان هواشناسی کشور اخذ شد. پس از کنترل کیفی داده ها، برای بررسی شرایط اقلیمی، نخست از آزمون من – کندال استفاده شد و در مرحله بعد با استفاده از نرم افزار RClimDex تغییرات و روند 23 شاخص حدی اقلیمی، متشکل از شاخص های دوره ای، مطلق، مبتنی بر صدک، و آستانه ای متغیرهای دما و بارش روزانه استخراج شد. نتایج نشان داد همگام با افزایش جمعیت و رشد فیزیکی شهر تهران و قرارگیری ایستگاه سینوپتیک مهرآباد در محدوده شهری، هر دو پارامتر دمای کمینه و بیشینه در طی دوره آماری 1966-2016 از روند افزایشی برخوردار است؛ به طوری که دمای کمینه ایستگاه مهرآباد در دوره 1966-1975 حدود 9/10 درجه سانتی گراد بوده و در دوره 2005-2015 به حدود 7/13 درجه سانتی گراد افزایش یافته است. از نظر شاخص های حدی، افزایشی قابل ملاحظه در شاخص های حدی سرد و افزایش در شاخص های حدی گرم وجود دارد. شاخص روزهای سرد، شب های سرد، روزهای همراهِ یخبندان، روزهای یخی با کاهش مواجه اند.