ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸٬۵۲۱ تا ۹۸٬۵۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۹۸۵۲۱.

مقایسه فرسودگی تحصیلی، حساسیت به اضطراب و آسیب پذیری روانی در دانش آموزان با والد مطلقه و عادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۲۷۳
زمینه و هدف: طلاق اثرات و عوارض بسیاری بر خانواده بر جای می گذارد که بیشترین این اثرات و عوارض متوجه کودکان این خانواده ها است؛ از میان عوارض موثر بر کودکان می توان از عوارض عاطفی، اجتماعی سخن به میان آورد و این آسیب ها و عوارض به صورت ترس، اضطراب، انتقام جویی، افسردگی، اختلال در رفتار آمادگی برای جرم و بزهکاری و حتی تن دادن به جرم و ارتکاب آن اختلال در امر تحصیل و فرسودگی مرتبط با تحصیل را نشان داد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه فرسودگی تحصیلی، حساسیت به اضطراب و آسیب پذیری روانی در دانش آموزان با والد مطلقه و عادی انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر دبیرستانی 15 تا 18 سال دارای والدین مطلقه و عادی با تحصیلات دیپلم و بالاتر شهرستان قائم شهر در سال تحصیلی 1401- 1400 تشکیل دادند. براساس آمار اداره بهزیستی شهرستان قائم شهر 90 دانش آموز 15 تا 18 ساله دارای والدین مطلقه هستند. با توجه به تعداد جامعه هدف بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 73 دانش آموز دارای والد طلاق به عنوان نمونه به روش دردسترس انتخاب گردید و همین تعداد برای گروه افراد عادی با توجه به همتا سازی با گروه اصلی در نظر گرفته شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه شامل: پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی فلوید و همکاران (2005)، پرسش نامه آسیب روانی نجاریان و داوودی (1380) استفاده شد. اطلاعات به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین فرسودگی تحصیلی، حساسیت به اضطراب و آسیب پذیری روانی در دانش آموزان دارای والدین مطلقه و دانش آموزان دارای والدین عادی تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود دارد. فرسودگی تحصیلی، حساسیت به اضطراب و آسیب پذیری روانی در دانش آموزان دارای والدین مطلقه بیشتر از دانش آموزان دارای والدین عادی است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان دهنده نقش طلاق والدین در عملکرد شناختی در دانش آموزان با والد مطلقه و عادی است که می تواند پیشنهاد دهنده تلویحات کاربردی برای مشاوران و روانشناسان جهت بهبود عملکرد دانش آموزان با والد مطلقه باشد.
۹۸۵۲۲.

مقایسه تاثیر توانبخشی شناختی-تعادلی با روش تلفیقی اورتون-دیویس به صورت آموزش از راه دور بر عملکرد کلی خواندن و درک کلمات و درک متن کودکان نارساخوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۳۳
زمینه و هدف: خواندن مهمترین مهارت اکتسابی و اساسی ترین ابزار یادگیری دانش آموزان بوده و کسب این مهارت از اهداف اصلی آموزش و پرورش ابتدایی هر کشور می باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر توانبخشی شناختی-تعادلی با روش تلفیقی اورتون-دیویس به صورت آموزش از راه دور بر عملکرد کلی خواندن و درک کلمات و درک متن کودکان نارساخوان بود. روش پژوهش: روش پژوهش در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و از طرح های پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه را تمام دانش آموزان دختر و پسر دبستانی نارساخوان که در مراکز اختلالات یادگیری شهر تهران در سال 1400-1399 بود. برای اندازه گیری متغیر وابسته مورد مطالعه از آزمون خواندن و نارساخوانی نما (کرمی نوری و مرادی، 1384) استفاده شد. در این پژوهش دو مداخله آموزشی روش تلفیقی اورتون-دیویس که از روش های چند حسی بوده و شامل تکالیف مبتنی بر بازی های جهت دار بوده و توسط عچرشاوی (1399)، برای ارتقای مهارت خواندن و کاهش نارساخوانی طراحی و تدوین شده است و از توانبخشی شناختی-تعادلی" باران" که در قالب یک بسته آموزشی و شامل تکالیفی با محوریت تقویت کارکردهای اجرایی و توجه نجاتی (1396) استفاده قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج نشان داد توانبخشی شناختی-تعادلی با روش تلفیقی اورتون-دیویس به صورت آموزش از راه دور بر عملکرد کلی خواندن (001/0>P) و درک کلمات (001/0>P) و درک متن (001/0>P) کودکان نارساخوان موثر بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت هر دو آموزش توانبخشی شناختی-تعادلی و روش تلفیقی اورتون-دیویس به صورت آموزش از راه دور بر عملکرد کلی خواندن و درک کلمات و درک متن کودکان نارساخوان تاثیر دارد و می توان از آن در جهت کاهش مشکلات کودکان نارساخوان استفاده کرد.
۹۸۵۲۳.

طراحی و اعتباریابی عناصر چهارگانه الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۴۹۵
زمینه و هدف: یکی از این کارکردهای نهاد آموزش وپرورش، تلاش در جهت رشد و شکوفایی قابلیت ها و استعدادهای هنری و زیبایی شناختی دانش آموزان است؛ لذا هدف از پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی عناصر الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر کیفی – کمی بوده، جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصان حوزه برنامه درسی مبتنی بر زیبایی شناسی و هنر و اسناد مکتوب مرتبط با موضوع شامل مقالات و پژوهش های علمی، کتب مرتبط تالیفی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و در بخش کمی، متخصصان برنامه ریزی درسی، مؤلفان کتب درسی، متخصصان و برنامه ریزان وزارت آموزش و پرورش و متخصصان هنر در تابستان 1401 بتعداد نامحدود بوده، در بخش کیفی با روش نمونه گیری گلوله برفی برای خبرگان و نمونه گیری هدفمند برای اسناد، 15 خبره و 35 سند (متن) مناسب با اهداف و سوالات تحقیق، تعیین شد و در بخش کمی، برای سنجش مدل، پرسشنامه محقق ساخته 96 گویه ای با روش نمونه گیری طبقه ای در دسترس در بین 250 نفر از نمونه ها توزیع گردید. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کیفی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید(بازبینی مجدد خبرگان) استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 718/0 تا 931/0) و پایایی ترکیبی (بین 774/0 تا 951/0 ) برآورد و تأیید شد. داده های کیفی با تکنیک تحلیل محتوا با کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار One Note و داده های کمی با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و آزمون های تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی، فریدمن و همبستگی اسپیرمن در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که در عنصر «هدف»، 162 کد نهایی در قالب 5 زیرمقوله: اهداف اکتسابی، اهداف شناختی و فراشناختی، اهداف مبتنی بر یادگیرنده، اهداف زیباشناختی و اهداف اخلاقی، در 2 مقوله: مهارتی و فردی، در عنصر «محتوا»، 141 کد نهایی در قالب 8 زیرمقوله: محیط یادگیری، محتوای مبتنی بر یادگیرنده، محتوای مبتنی بر اجتماع و فرهنگ، محتوای مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی، فرم ادبی، فرم نمایشی، فرم تجسمی و فرم ترسیمی / بصری، در 3 مقوله: هنری- فرهنگی، محیطی و فرم محتوا جای گرفتند. در عنصر «روش های تدریس»، 129 کد نهایی در قالب 7 زیرمقوله: زیباشناختی محور، طبیعت محور، رسانه محور، پروژه و کارگاه محور، قابلیت معلم در تدریس، خلاقیت محور و تیم و مشارکت محور، در 3 مقوله: هنری، فنی - انسانی و نوآورانه و در عنصر «ارزشیابی»، 53 کد نهایی در قالب 4 زیرمقوله: ارزشیابی کیفی، ارزشیابی مبتنی بر نتایج، ارزشیابی زیباشناختی و ارزشیابی اخلاقی، در 2 مقوله: علمی و هنری - اخلاقی جای گرفتند. نتیجه گیری: نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی ابعاد و مولفه های مدل پژوهش، مورد تائید واقع شدند.
۹۸۵۲۴.

آینده پژوهی پیشران های موثر بر درآمدهای پایدار شهری در شهرداری ها (مورد مطالعه: منطقه 22 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۳۵۷
مجموعه مدیریت شهری، در دنیای امروز بایستی به دنبال برقراری درآمدهای پایدار برای بهبود اداره محیط شهر باشد و این امر، در گام نخست با کاهش منابع مالی ناپایدار امکان پذیر است. بی تردید درآمدزایی در شهرداری، تأثیر زیادی بر خدمات رسانی و آسایش شهروندان همراه با کیفیت مناسب دارد. اما تمامی درآمدها، پایدار نیستند و ناپایداری در درآمدها، با توجه به عدم تناسب جمعیت، ناهمگونی فضاهای شهری و پراکنش ناموزون جمعیت، هزینه های شهرداری منطقه را بالا می برد. الگوی حاکم بر پژوهش، به لحاظ هدف، شناختی؛ از نظر روش، میدانی و اسنادی تحلیلی؛ از نظر زمانی، مقطعی؛ و به لحاظ نوع داده، کمی کیفی است. جامعه آماری تحقیق، شامل خبرگان متخصص در حوزه مدیریت شهری و اقتصاد شهری است. ابزار تحقیق، پرسشنامه ماتریس اثرات متقابل است که به عنوان پیشران ها، در اختیار متخصصان قرار داده شده است. نرم افزارهای میک مک و سناریوویزارد به ترتیب برای تعیین عوامل کلیدی و سناریوهای مطلوب، مورد استفاده قرار گرفته اند. روایی پرسشنامه با ارزشیابی توسط اساتید دانشگاه، مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن نیز براساس شاخص ها و با دو مرحله چرخش داده ها، از مطلوبیت تام برخوردار است. یافته های تحقیق نشان می دهد پنج شاخص 1) اقتصاد سبز، 2) گردشگری شهری، 3) سرمایه گذاری خارجی، 4) بهینه سازی در حوزه فناوری و 5) توسعه فضاها و صنایع فرهنگی، عوامل کلیدی بوده و از میان آنها نیز، عوامل 2، 3 و 5 از بالاترین سازگاری در درآمدزایی پایدار برای شهرداری منطقه 22 برخوردار هستند.
۹۸۵۲۵.

واکاوی چالش های آتی پیشروی سیاست های مسکن مهر و طرح اقدام ملی مسکن (مورد مطالعه: شهرجدید پردیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۳۶
سیاست های ساخت مسکن در کشور بعد از انقلاب اسلامی و طی دو دهه اخیر با چالش های زیادی روبرو بوده و موفقیت چندانی نداشته اند. کاهش شدید ساخت مسکن و تأخیر در تحویل، از چالش های عمده در حوزه سیاست های ساخت مسکن در کشور ایران است. بازار ساخت طی یک دهه گذشته تاکنون که سیاست مسکن مهر را بازتاب می دهد و سپس طرح اقدام ملی مسکن برای تداوم آن و رفع ضعف های موجود مطرح می گردد، به دلیل افزایش شدید قیمت زمین، مصالح، تورم و غیره با رکود فزاینده مواجه بوده است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و هدف آن، واکاوی چالش های آتی در سیاست های مسکن مهر و طرح اقدام ملی مسکن برای شهرجدید پردیس واقع در استان تهران است. انتخاب معیارها و شاخص ها و نهایی شدن آنها، با نظرخواهی از متخصصان و براساس تکنیک دلفی انجام شده و پرسشنامه به عنوان ابزار تحقیق، تهیه گردید و در اختیار 35 کارشناس متخصص و خبره در حوزه مسکن قرار گرفت. روایی پرسشنامه توسط کارشناسان خبره و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ، مورد تأیید قرار گرفته است. برای تحلیل داده های به دست آمده، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SMART-PLS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تمامی شاخص های مورد نظر به عنوان مسائل حاد، ضعف های حساس و چالش های آسیب زا در آینده مطرح هستند و براساس پردازش های مبتنی بر روابط میان متغیرها، معیار کالبدی با اهمیت 268/0، معیار اقتصادی با اهمیت 262/0، . معیار اجتماعی با اهمیت 248/0 و معیار مدیریت با اهمیت 205/0 برحسب ترتیب، پرچالش ترین مؤلفه های آتی در سیاست های مسکن مهر و طرح اقدام ملی برای شهرجدید پردیس هستند.
۹۸۵۲۶.

ارائه الگوی نظام ارزشی دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۲۸۴
زمینه و هدف: نظام های ارزشی نقش موثری در بهبود نظام های آموزشی از جمله نظام آموزش وپرورش دارند. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی و ارائه الگوی نظام ارزشی دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مدیران و کارکنان دبیرستان های دخترانه شهر تهران در سال تحصیلی 400-1399 به تعداد 2934 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 196 نفر برآورد که این تعداد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه محقق ساخته نظام ارزشی دبیرستان ها (57 گویه ای) بود که روایی محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان تایید و پایایی کل آن با روش آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. داده ها پس از گردآوری با ابزارهای فوق با روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که نظام ارزشی دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه دارای 7 مولفه خوداتکایی، جهان گرایی و خیرخواهی، موفقیت، مدیریت، قدرت، امنیت و همنوایی و سنت و انگیزش بود که بار عاملی همه آنها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی همه آنها با روش آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 به دست آمد. همچنین، نظام ارزشی دبیرستان های دخترانه بر هر هفت مولفه خوداتکایی، جهان گرایی و خیرخواهی، موفقیت، مدیریت، قدرت، امنیت و همنوایی و سنت و انگیزش تاثیر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<). نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش موثر نظام ارزشی دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه بر هر هفت مولفه خوداتکایی، جهان گرایی و خیرخواهی، موفقیت، مدیریت، قدرت، امنیت و همنوایی و سنت و انگیزش بود. این نتایج برای متخصصان و برنامه ریزان نظام آموزش وپرورش تلویحات کاربردی بسیاری دارد و آنان بر اساس نتایج این مطالعه می توانند گام موثری در جهت بهبود نظام ارزشی دبیرستان ها بردارند.
۹۸۵۲۷.

الگوی ساختاری تبیین اضطراب امتحان بر اساس ویژگی های شخصیتی: ارزیابی نقش میانجی گر راهبردهای شناختی و فراشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۳۲۳
زمینه و هدف: عملکرد تحصیلی دانش آموزان شاخصی است که به وسیله آن میزان یادگیری و پیشرفت آنها قضاوت می شود و عوامل فردی و محیطی متعددی در عملکرد تحصیلی اثرگذار هستند. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی ساختاری تبیین اضطراب امتحان براساس ویژگی های شخصیتی: ارزیابی نقش میانجی گر راهبردهای شناختی و فراشناختی بود. روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم در شهر تهران در سال تحصیلی 1398- 1397 تشکیل دادند. روش نمونه گیری به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و حجم نمونه 421 نفر بود. ابزار پژوهش شامل شامل پرسشنامه پنج عاملی نئو کاستا و مکری (1989)؛ مقیاس اضطراب امتحان ساراسون و همکاران (1956) و پرسشنامه راهبردهای شناختی و فراشناختی داوسون و مک اینری (2004) بود. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین عامل روان رنجورخویی شخصیت (01/0>p، 492/0=β) و اضطراب امتحان مثبت و در سطح 01/0 معنادار است. همچنین ضریب مسیر کل بین عامل گشودگی شخصیت (01/0>p، 186/0=β) و اضطراب امتحان منفی و در سطح 01/0 معنادار بود. ضریب مسیر بین راهبردهای شناختی و اضطراب امتحان (05/0>p، 196/0-=β) از یک سو و ضریب مسیر بین راهبردهای فراشناختی و اضطراب امتحان (01/0>p، 231/0-=β) از سوی دیگر منفی و به ترتیب در سطوح 05/0 و 01/0 معنادار بود. اثر غیرمستقیم صفات وظیفه شناسی (01/0>p، 126/0-=β)، گشودگی (01/0>p، 121/0-=β) و برونگرایی (01/0>p، 079/0-=β) شخصیت بر اضطراب امتحان منفی و در سطح 01/0 معنادار است. از سوی دیگر اثر غیرمستقیم روان رنجورخویی (01/0>p، 062/0=β) بر اضطراب امتحان مثبت و درسطح 01/0 معنادار بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت می شود الگوی ساختاری تبیین اضطراب امتحان براساس ویژگی های شخصیتی: ارزیابی نقش میانجی گر راهبردهای شناختی و فراشناختی قابل برازش است.
۹۸۵۲۸.

دراسة عنصر "النبرة" بناءً على نظریة السردیات البنیویة لجیرارد جینیت روایة "مذکّرات کلب عراقي" مثالاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۸۴
یجب البحث عن الأسس النظریه للسردیات المعاصره فی الشکلیات الروسیه وکذلک فی وجهات النظر البنیویه لباحثین مثل دو سوسور. لذلک، دخلت السردیات کعلم مستقل إلى الساحه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتمکن علماؤها مثل جیرارد جینیت من بناء الأسس النظریه لعلم السرد الجدید من خلال توسیع آراء أسلافهم من اللغویین. لقد تمکنوا من تمییز خمس مقولات محوریه عن بعضها البعض فی تحلیل الأعمال الروائیه، وهی: النظم والاستمراریه والتکرار والوجه والنبره. فی أبسط تعریف لها، تعد "النبره" فی الروایه هی نفسها طریقه السرد التی تتضمن عنصرین مهمین هما "الزمان" و "المکان". تحاول هذه المقاله تحلیل عنصر "النبره" فی الروایه بالمنهج الوصفی التحلیلی. والمثال الذی قمنا باختیاره فی هذا البحث هو روایه "مذکرات کلب عراقی" والتی تم تحلیلها بناءً على نظریه جیرارد جینیت. وتشیر نتائج هذا البحث إلى أن النبره المستخدمه فی هذه الروایه، على مستوى المکان، هی نبره "الاستبطان"، کما أن نبره الروایه هی "الاسترجاع الفنی" على مستوى الزمان.
۹۸۵۲۹.

Design and Validation of Media Literacy Education Model in Secondary School

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۴۰۲
Purpose: Media literacy plays an important role in teaching and learning curriculum. Therefore, the purpose of the present research was to design and validate the media literacy education model in secondary school. Methodology: This was an applied study in terms of purpose and qualitative in terms of implementation method. The study population for designing the media literacy education model was the specialized council of the thinking and media literacy book department of the country (n=18 people) who were selected by census sampling method. Also, the study population for the validation of the media literacy education model was professors and researchers in the field of communication, Education Department experts and experienced teachers in the field of media literacy, 20 of whom were selected as a sample using the purposeful sampling method. The data collection tool was in-depth interviews in the model design section and calculation the agreement rate in the model validation section. Data analysis was carried out by coding method in MAXQDA ver.10. Findings: The results showed that the model of media literacy education in secondary school consisted of 40 components in 7 categories of media message creation techniques, media unknowns, audience studies, media and lifestyle, media consumption regime, harm of media literacy education and opportunity of media literacy. Also, the model of media literacy education in secondary school had an acceptable validity after calculating content validity ratio (CVR) (0.88) and content validity index (CVI) (0.91) based on the opinion of professors and researchers in the field of communication, Education Department experts and experienced teachers in the field of media literacy. Conclusion: Based on the results of the current research, it seems necessary to plan for the inclusion of media literacy education in secondary school curriculum through the identified components and categories.
۹۸۵۳۰.

واکاوی خانه های سنتی شهر همدان با روش نشانه شناسی لایه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۳۵
امروزه با توجه به اهمیت جایگاه معانی، طراح معماری باید بداند آنچه که خلق می کند از طریق چه سازوکاری نزد مردم معنی و تفسیر می شود. خانه نیز در ساختارهای معماری به دنیای مفاهیم و معانی تعلق دارد. در این پژوهش از میان رویکردهای مختلفی که به بررسی معنای خانه پرداخته اند، رویکرد علوم اجتماعی که بیشتر به جنبه های فرهنگی و اجتماعی خانه توجه دارد انتخاب شده است. در این رویکرد یکی از روش هایی که از آن در جهت بررسی خانه می توان بهره گرفت روش نشانه شناسی است. نشانه شناسی در حوزه معماری می تواند به شناخت فرایند معنی از سوی مردم، جنبه ای آگاهانه ببخشد، از این رو پژوهش حاضر به دنبال تبیین و خوانش عناصر معماری خانه بر اساس نظریات نشانه شناسی است. نشانه شناسی یکی از روش های واکاوی متن، در جست وجوی معانی پنهان و ضمنی است. همچنین این پژوهش به لحاظ نتایج نیز از نوع توصیفی   تحلیلی است. هدف این پژوهش بررسی مؤلفه های اثرگذار در ایجاد معنا در خانه سنتی شهری و تدوین مدل مفهومی برای خوانش مناسب متنِ خانه با روش نشانه شناسی لایه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد که خانه متنی است که از مجموعه لایه های متعدد معنایی و نظام های درگیر در بنا که پشتیبانی کننده یکدیگر و اثرگذار بر هم هستند و یک کلیت نظام مند به نام خانه را به وجود می آورند.
۹۸۵۳۱.

واکاوی نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوان بیگی بخارا از منظر نشانه شناسی لایه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۳۱۶
آثار هنری موجود در دنیای اسلام با توجه به احوال و گرایشهای اندیشه هنرمندانش و نیز حامیان آنها دارای معنایی گوناگونی است، برخی اوقات این آثار بیانگر رمزی هستند که میتواند متأثر از تفکرات عرفای مسلط در زمان خلق اثر باشد. این چنین آثاری در هر لایه از معانی خود، رمزی با بار ارزشی ویژهای را جای دادهاند. هدف این پژوهش، نشانهشناسی نقش سیمرغ در سَردر مدرسه دیوانبیگی بخارا است که با بهرهگیری از رویکرد نشانهشناسی لایهای و نیز با توجه به تفکرات عرفای اسلامی و مفاهیم اسطورهای این نقش به این دو پرسش پاسخ داده است، 1. بر اساس علم نشانهشناسی لایهای نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوانبیگی چه معنا و مفهومی دارد؟ و 2. عوامل مؤثر در شکلگیری نقش سیمرغ در سردر این مدرسه کدام است؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی   تحلیلی به بررسی دو نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوانبیگی بخارا پرداخته و گردآوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانهای بوده است. نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که سیمرغِ سردر مدرسه نادر دیوانبیگی و نقوش مجاورش، نشانههایی را در بر گرفتهاند که متأثر از تمایلات فکری حامیان مدرسه و نیز اندیشه مسلط در جامعه و نخبگان آن جامعه است. این پژوهش با بررسی نشانه سیمرغ به کمک ادبیات عرفانی حاکم در جامعه و نیز اندیشه مسلط در اجتماع مشخص شد که سیمرغ در معانی صریح خود به عنوان یک پرنده اسطورهای و در مفاهیم ضمنی خود در معنای انسان، عالیترین نمونه جامعه خود است.
۹۸۵۳۲.

بررسی چرایی و چگونگی تأویل آیات قرآنی در کشف المحجوب هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۰۲
کشف المحجوب نخستین کتابی است که در تصوف به زبان فارسی تألیف شده و استناد به آیات قرآن از ویژگی های سبکی این متن کهن به شمار می آید. در این پژوهش، چگونگی تأویل آیات قرآنیِ به کاررفته در مقدمه و شش باب آغازین این کتاب، که مؤلف در آن به موضوعات بنیادین تصوف پرداخته، بررسی و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که هجویری در این بخش از کتاب برای بررسی و تبیین 17 موضوع نسبتاً کلی و گوناگون به 55 آیه از قرآن استناد کرده که برداشتش از 27 آیه صحیح بوده، از 26 آیه برداشت شخصی داشته و در تأویل 2 آیه خطای آشکار داشته است . بر این اساس، تأویل بیش از نیمی از آیات بررسی شده مورد استناد هجویری، شخصی بوده که اثبات مدعا و مطلوب مؤلّف و تفسیر مدِّ نظر وی از برخی مفاهیم تصوف عامل اصلی برداشت های شخصی و ناصحیح او از این آیات است. از عوامل اصلی این تأویلاتِ نادرست، می توان به تقلید هجویری از پیشینیان، شناخت محدود او از آیات و روایات و استفاده هدفمند از آن، انگیزه خاص وی در اثبات مدّعا و مطلوب خویش، و نوعی خودباوری برآمده از آشنایی او با عرفان و تصوف اشاره کرد. کشف المحجوب نخستین کتابی است که در تصوف به زبان فارسی تألیف شده و استناد به آیات قرآن از ویژگی های سبکی این متن کهن به شمار می آید. در این پژوهش، چگونگی تأویل آیات قرآنیِ به کاررفته در مقدمه و شش باب آغازین این کتاب، که مؤلف در آن به موضوعات بنیادین تصوف پرداخته، بررسی و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که هجویری در این بخش از کتاب برای بررسی و تبیین 17 موضوع نسبتاً کلی و گوناگون به 55 آیه از قرآن استناد کرده که برداشتش از 27 آیه صحیح بوده، از 26 آیه برداشت شخصی داشته و در تأویل 2 آیه خطای آشکار داشته است . بر این اساس، تأویل بیش از نیمی از آیات بررسی شده مورد استناد هجویری، شخصی بوده که اثبات مدعا و مطلوب مؤلّف و تفسیر مدِّ نظر وی از برخی مفاهیم تصوف عامل اصلی برداشت های شخصی و ناصحیح او از این آیات است. از عوامل اصلی این تأویلاتِ نادرست، می توان به تقلید هجویری از پیشینیان، شناخت محدود او از آیات و روایات و استفاده هدفمند از آن، انگیزه خاص وی در اثبات مدّعا و مطلوب خویش، و نوعی خودباوری برآمده از آشنایی او با عرفان و تصوف اشاره کرد.
۹۸۵۳۳.

انواع اضطراب در اندیشه و آثار عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۳۱۷
عطار شاعری است پر از اضطراب و درد که حقیقت حیات و هستی انسان را در سلوک و عروج معنوی برای پیوند با مبدأ آفرینش می داند. اضطراب عطار از لحظه هبوط انسان آغاز می شود و تا لحظه بازگشت و عروج روح ادامه دارد. این اضطراب و دلهره شاعر، فلسفی و خودیافته نیست بلکه مبتنی بر آموزه های دینی، سنت عرفانی و الگوها و قهرمانان مسیر سلوک است که خود عطار نیز به روایت زندگی و اندیشه آنان پرداخته است. این مقاله به بررسی و تحلیل انواع اضطراب در اندیشه و آثار عطار با تکیه بر نظریه اضطراب وجودی پل تیلیش با روش توصیفی- تحلیلی می پردازد. حرکت عطار در مسیر سلوک بیشتر مبتنی بر اضطراب وجودی است تا جذبه و شوق که نتیجه هبوط از بهشت و گناه آغازین است. اضطراب وجودی عطار به حوزه سلوک محدود نمی شود و به ساحت زندگی فردی و اجتماعی و داستان های او  نیز گسترش پیدا می کند. چگونگی بروز و ظهور اضطراب در این داستان ها مبتنی بر تحول درونی شدید در یک لحظه و سپس توبه و جبران است. این تحول و انقلاب درونی بر اثر عوامل مختلف انسانی، قدسی یا طبیعی بروز پیدا می کند. نحوه واکنش شخصیت های داستان به اضطراب، گستره ای از پذیرش حداکثری تا انکار کامل آن را شامل می شود. اضطراب در آثار عطار به دلیل حضور مستمر در ذهن شخصیت و بازگشت و تکرار مداوم آن، به موقعیت زمانی خاصی منحصر نمی شود. تلاش برای غلبه بر اضطراب با تعیین استانداردهای مطلق اندیشانه به کمال گرایی یا پرفکشینیسم عرفانی و دینی منجر می شود که ساختار نهایی اندیشه شاعر را شکل می دهد.
۹۸۵۳۴.

زمان دیرشی و گونه شناسی آن در روایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۳۲
زمان روایی با زمان واقعی و خطی تفاوتهای بنیادینی دارد و آزادیهای زیادی برای انسان قائل است. روایت پرداز با دستکاریهای ممکن زمان را در مهار خود دارد در صورتیکه در جهان واقعی انسان محکوم به یک زمان خطی است. شیوه های دستکاری در زمان روایت به سه دسته و گونه بزرگ تقسیم بندی می شوند: نظم، دیرشی و بسامد زمانی. دیرش زمانی که موضوع اصلی این نوشتار است با تمایز و نسبت میان دیرش داستان و دیرش روایت تعریف می گردد. نسبت مدت زمان روایت و داستان در یک اثر می تواند به سه شکل کلی بروز نماید: کاهشی، افزایشی و تفارنی. این سه به چهار گونه اصلی ارجاع می دهند که عبارتند از : حذف، تلخیص، صحنه و درنگ. روایت پرداز به واسطه این چهار گونه دیرشی به دستکاری زمان روایت می پردازد تا بتوان معنا را زیباتر و موثرتر انتقال دهد. مقاله حاضر نقش این چهار گونه را در سرعت، شتاب، ضرب آهنگ روایت و تاثیرگذاری آن در معناپردازی بررسی می کند.
۹۸۵۳۵.

زیباشناسی امر والا ازمنظر لیوتار (مطالعه موردی: آثار بارنت نیومن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۶۷
از دیرباز تاکنون، والایی در کنار زیبایی، برای توصیف تجربه هایی مانند نامتناهی، هراس، شکوه، مرگ و ... به کار رفته است. در میان اندیشمندانی که به موضوع والایی پرداخته اند، ادموند برک، با تمایز قائل شدن میان امر زیبا و امر والا، سنت اندیشه ی غربی را در باب زیبایی و والایی دگرگون کرد. کانت نیز در تلاش برای کشف بنیان های پیشین تجربه ی لذت و رنج، بخشی از کتاب نقد سوم خود را به بررسی تجربه ی زیباشناختی امر والا اختصاص داد.در میان فیلسوفان معاصر، «لیوتار» اندیشمند فرانسوی و چهره ی شاخص فلسفه پست مدرن، آموزه ی کانت درباره ی والایی را برگرفت و با ارائه ی تفسیری نو از آن، والایی را وارد قلمرو دگرگونی های فرهنگی کرد و آن را برای توصیف جامعه پسامدرن و نیز تجربه ی زیبا شناختی هنر، به کار گرفت. نزد لیوتار، والایی در مقام یک رخداد، قادر است بازی های زبانی مستقر را به چالش گرفته و قواعد رایج و کلان روایت های مدرنیته را در هم شکند.مقاله حاضر برآن است که ضمن بررسی آراء لیوتار در باب والایی و با توجه به تفسیر وی از آثار هنرمند نقاش، بارنت نیومن، وجه زیباشناسانه ی تجربه والایی را نزد وی، آشکار سازد. از این رهگذر هم چنین روشن خواهد شد که چرا لیوتار فیلسوف والای پسامدرن نامیده شده است.
۹۸۵۳۶.

هنر روزنه ای به امر معنوی در تفکر هایدگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۰ تعداد دانلود : ۳۹۹
در جهان جدید، تفکر متافیزیکی، یعنی تفکر مفهومی، گزاره محور، منطق سالار و به منزله ی امری تکنیکی، قابل انتقال و بین الاذهانی، در سراسر کره ی زمین سیطره ای تام یافته است، تا آنجا که بشر متافیزیک زده ی روزگار ما اُنس و آشنایی خویش را با هرگونه معرفت معنوی، غیرعلمی، غیرنظری، غیرعینی و غیرروشمند، که در سنن نظری تاریخی به منزله ی بخشی بنیادی از تجربیات بشری تلقی می شد، از دست داده است. این در حالی است که معرفتِ علمی یعنی شناختِ عینی و روشمند، یگانه صورتِ آگاهی نبوده و تنها بخشی از کل تجربه ی بشری را شکل می دهد. در کنار معرفت علمی، آنچنان که در همه ی سننِ تاریخیِ غیرمتافیزیکی تأکید شده است، معرفت معنوی بخشی بنیادی و اجتناب ناپذیر از تجربیات انسانی را تشکیل می دهد.از منظر هایدگر، سوبژکتیویسم متافیزیکی منجر به «بی خانمانی» انسانِ مدرن شده است. او به منظورِ نقدِ  سوبژکتیویسمِ متافیزیکی و گسست از آن و به قصد نشان دادن اینکه برخلاف تفکر متافیزیکی نه می توان انسان را به یک سوبژه (فاعل شناسای علمی و نظری) تقلیل داد و نه می توان جهان را تنها یک ابژه برای سوبژه جهت شناسایی در نظر گرفت و نه می توان رابطه ی سوبژه ابژه، یعنی رابطه ی نظری و علمی را مهم ترین رابطه و بنیادِ هرگونه رابطه ی میان انسان و جهان دانست، به هنر و تجربه ی هنری ارجاع داده است.این پژوهش می کوشد تا نشان دهد که در اندیشه ی هایدگر، هنرمندان با اجازه دادن به حضور یافتنِ «عدم» در کار هنری، نه تنها صحنه را برای رخدادِ حقیقتِ وجود آماده می کنند، بلکه با آگاه کردن ما به تمایز میان «وجود» و «موجود»، موجب گسست ما از سوبژکتیویسم شده و در نتیجه موجب گشایش روزنه ای به امر معنوی می شوند.
۹۸۵۳۷.

مطالعه نمادین نقش قندیل در محراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۱۴
قندیل ابزاری جهت ایجاد روشنایی است که در هنر و معماری اسلامی کاربرد های وسیعی از جمله آویخته شدن در فضاهای مذهبی مانند مساجد و آرامگاه ها به ویژه در محراب داشته است. از آنجایی که امروزه قندیل کاربرد خود را با حضور وسایل روشنایی مدرن از دست داده است، اما بازنمایی نقش آن در محراب ها و همچنین برخی دست ساخته های آیینی مانند سنگ قبرها و فرش های سجاده ای که طرحی مشابه محراب دارند، بیانگر ارتباط محراب با قندیل و نیز اهمیت این چراغدان  به عنوان یک چراغدان آیینی است. این مقاله با هدف شناخت معنای نمادین قندیل در محراب با روش توصیفی تحلیلی در پی دستیابی به این سؤال است که چرا قندیل در محراب ها بازنمایی شده و کاربرد آن در محراب و طرح های محرابی بر چه مؤلفه های نمادینی دلالت داشته است. یافته های پژوهش با توجه به پیشینه کهن محراب در معابد ایران باستان بیانگر ارتباط بین معنا، نور و روشنایی بوده که در پی آن محراب مکانی جهت قرارگیری مظاهر، نشانه های نور و روشنایی مانند جایگاه ایزد مهر در مهرابه ها و نیز آتش آیینی در آتشکده ها بوده است. تجسم قندیل در محراب های اسلامی هم یادآور سنت های پیشااسلامی و همبستگی بین معنا و کاربرد محراب در ایران باستان بوده است که با فلسفه اسلامی به ویژه مبحث نور درآمیخت و منجر شد تا قندیل مطابق با ارزش های اسلامی به عنوان تجلی نور الهی و چراغی نمادین در محراب ها معرفی گردد.
۹۸۵۳۸.

رده بندی فرمالیستی آیرونی در داستان های کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
هیچ تعریفی قابلیت اشتمال بر تمام وجوه آیرونی را ندارد. از منظر این پژوهش، آیرونی ( Irony ) مستلزم حضور سه شخص است: آیرونیست ( Ironist )، قربانی، و ناظر آیرونی. آیرونیست با کلام یا با کنش خود به صورت آگاهانه (به قصد فریب) یا ناآگاهانه، به مدلولی اشاره می کند؛ ولی قربانی، عکس آن را برداشت می کند. ناظر آیرونی، کسی (اغلب خواننده ای) است که به برداشت نادرست قربانی، آگاهی دارد و به آن می خندد. در واقع، آیرونی قائم به دال هایی چندمدلولی (چندپهلوبودن جملات، چندمعنابودن کلمات، چنداستنباطی بودن کنش ها و موقعیت ها) است که برخی از مدلول های آن با یکدیگر در تضادند. روش پژوهش پیشِ رو تحلیلی-توصیفی و حوزه مطالعه آن، داستان های کودک است. هدف از این پژوهش، ریخت شناسی انواع آیرونی از منظر نوع رمزگان، جایگاه قربانی، بینامتنیت، شفافیت، و چگالی است. در همین راستا، این مقاله با رهیافتی صورتگرا در پی پاسخ به چگونگی شکل گیری آیرونی در داستان های کودک است.
۹۸۵۳۹.

La remise en doute de L’individualisme, comme une valeur moderne, dans le roman Immortalité de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
Si l'on considère l'individualisme et la recherche de l'individualité comme l'une des valeurs de la modernité, cette valeur est mise en doute dans la pensée postmoderne. Dans cette recherche, nous étudions comment cette mise en doute se révèle dans le roman L’Immortalité de Milan Kundera et le comportement des personnages. En fait, l’objectif de cette recherche est de projeter la lumière sur l'un des grands défis du monde contemporain, qui est la négation de l'individualité et la tendance au conformisme, et de montrer comment telle négation, en tant que l'un des signes de la fin de la modernité, se manifeste tant dans le comportement des personnages du roman que les événements du récit. Notre approche est une approche analytique basée sur le concept de l’individualisme et son importance dans le monde moderne ainsi que sur les idées que Kundera développe dans l’Art de roman et les travaux d’autres penseurs. Dans le roman L’ Immortalité la remise en doute de l'individualisme se révèle sous la forme d'une crise d'identité chez le personnage principale Agnès et sa sœur Laura et leur révolte contre la société uniforme. Leur tentative à arborer un « moi » unique et autonome est souvent vouée à l’échec, ne leur apportant que l’isolement et la déception. 
۹۸۵۴۰.

بررسیِ ظرفیت های ساختاریِ شعر حجم برای گریز از گفتمان مسلط (مطالعه موردی اشعارِ یدالله رؤیایی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۳۳۰
شعر حجم به عنوان یکی از گونه های شعر نو که بیشتر با شیوه سرایش یدالله رؤیایی شناخته می شود یکی از ابهام برانگیزترین گونه های شعری معاصر است که تعاریف متفاوت و گاه متناقضی برای آن ارائه شده است . در این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی توصیفی، کوشیده شده است که برخی جنبه های ساختاری این گونه از شعر که کمتر مورد توجّه قرارگرفته بررسی شود؛ از جمله این موارد کیفیت روساخت و ژرف ساخت این گونه از شعر با تکیه بر بررسی کارکرد محور همنشینی و محور جانشینی در آن است. بررسی دقیق این گونه از شعر با تمرکز بر شعر رؤیایی این نکته را بر ما آشکار می کند که شعر حجم، برخلاف برخی جریان های شعری پسامدرن، به دنبال معنا گریزی و تعهدگریزی نیست؛ بلکه راهکارهایی را در پیش می گیرد که در عمل به گفتمان گریزی می انجامد. با چنین رویکردی، شاعر با در هم ریختن معیار های مرسومی چون محور همنشینی و محور جانشینی که حامل پیام و محتوا در واقعیت روزمره زندگی هستند می کوشد تا مخاطب خود را از فضای واقعیت به سوی فراواقعیت عبور دهد. این فراواقعیت، همان واقعیتی است که متأثر از گفتمان های مسلط نباشد و خواننده بتواند در آن محتوایی بکر و ژرف در ذهنش تداعی کند؛ محتوایی که با ضرورت های ناخوشایندِ واقعیت روزمره آمیخته نشده است و خواننده بتواند با نگرش هنری خود، آن را بسازد و در قالب شعر درک کند. 

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان