مقاله حاضر ، در آغاز با توجه به برخی شواهد ، ارتباط آیات در چارچوب سوره های قرآنی را تأیید کرده ، آنگاه پس از یاد کرد مهمترین وجوه و احتمالات در چگونگی ربط و پیوند آیات 19-16 از سوره قیامت با آیات قبل و بعد از آنها ، بر خلاف نظر مشهور درمیان مفسران، یعنی معترضه بودن آنها، در این خصوص وجهی را تقویت می کند که تصویری کاملاً یکدست و یکپارچه از آن سوره به دست می دهد.
از جمله مسائلی که از دهه نخست هجری توجه دانشمندان علم قرائت و تفسیر را به خود جلب نمود و موجب پیدایش آراء و نظریاتی گردید ، پیدایش اختلاف قرائت در عرصه کتاب الهی بود. پدیده اختلاف قرائت به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر قرنها افکار دانشمندان علوم قرآنی و نیز قاریان را تحت تأثیر قرار داد و به نوبه خود آثار و مکاتبی در حوزه قرائت ه وجود آورد که آثار آن تا عصر حاضر باقی است. پدیده اختلاف قرائت در عین حال در دوره های مختلف از ماهیت واحدی برخوردار نبوده بلکه در هر دوره ای ، عللی توجیه گر اختلاف قرائت است. اینکه قراءات مختلف تا چه میزان با واقعیت قرآن در ارتباط بوده و در این میان کدام قرائت و با چه ضابطه ای بر دیگر قراءات ارجحیت یافته است ، این خود مطلب دیگری است که به نظر می رسد در کنار نزاعهای تاریخی قاریان ، نحویون متکلمان ، فقها ، مفسران ، ... حرکت و هویتی مخصوص به خود دارد که در این مقاله برآنیم تا به اختصار – پس از بررسی اختلاف قرائت در دوره های مختلف – به آن بپردازیم اما قبل از هر کلام دیگر ابتدا بحث کوتاهی در باب موضوعیت قرائت قرآن به میان می آوریم .
این مقاله پس از تحقیقی نسبتاً مستوفی و مستند درباره ریشه و مفهوم کلمه پاشا، به چگونگی رواج این لقب افتخاری در امپراتوری عثمانی پرداخته و پس از بیان تحول مفهومی و سازمانی این لقب و تبدیل آن به سمتی رسمی در حوزه های حکومتی خلافت عثمانی ، به اهمیت تأثیر و خدمات زیاد پاشایان برجسته عثمانی در اشاعه فرهنگ اسلامی در سرزمینهای امپراتوری اشاره کرده است .
مسأله کلیات یکی راز مهمترین مسائل فلسفی است و در کثیری از دیگر مسائل فلسفه دارای نقش و تأثیر است. کلیات ممهمترین نقش را در معرفت شناختی و هستی شناختی ایفا می کند. به همین دلیل، هدف این پژوهش بررسی چگونگی برخوردها و تلقیات گوناگون در باب کلیات در فلسفه غرب و فلسفه اسلامی است. برشمردن راه حلهای ارائه شده برای حل مشکلات ، مقایسه و تطبیق مسائل راجع به این موضوع به منظور دستیابی به فهم کلی درباره نحله های فلسفی مختلف هدف دیگر این رساله بوده است.
واژه « ضم ضمیمه » اصطلاحی است که فقها در سه مورد از مباحث فقهی ، یعنی در بیع ربوی و در اجاره منفعت غیر مقدور، بدان اشاره کرده اند؛ بعضی قائل به صحت آن شده و برخی حکم به بطلان آن داده اند. آنچه در این مقاله می آید، بررسی صحت یا سقم آن در حقوق اسلام است.