پاره ای از مسائل مکشوفه به صورت تأویل آیات وحی در متون عرفانی وارد شده است که نمونه بارز این تأویلات در آخرین اثر عرفانی شیخ اکبر محیی الدین عربی موسوم به قصوص الحکم فراهم آمده است. استخراج آراء تفسیری و تأویلی فصوص الحکم به کمک شروح موجود به ویژه شرح خوارزمی ، که برگردان فارسی شرح قیصری است ، هدف اصلی این پژوهش است. بررسی و مقایسه این آراء با متون روایی و تفسیری عامه و خاصه و سنجش میزان تطابق این آراء از اهداف دیگر این رساله به شمار می آید.
علامه اقبال لاهوری، از سرآمدان احیای اندیشه ی دینی، به عنوان آسیب شناس حوزه ی اسلامی در تاریخ معرفت سیاسی از اهمیت برخوردار است.معمولا بنابه دلایلی نام او را در کنار سید جمال الدین اسدآبادی می آورند.از آنجا که اندیشه های سیاسی و اجتماعی بسیاری از متأخران، بازتاب آرای علامه است اهمیت او در تاریخ معرفت سیاسی دو چندان می شود.اندیشه ی علامه نیز به سان همردیفان دیگرش، متأثر از تعامل شرق و غرب و در مسیر پی جویی هویتی اسلامی در مقابله با غرب است.عصر علامه، از هجوم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب علیه بلاد اسلامی حکایت دارد؛لذا بدیهی است که در چنین فضایی، واکنش ها و عکس العمل هایی از سوی روشنفکران جهان اسلام، و از جمله او صورت گیرد.علامه اقبال از جمله آشنایان با غرب و اسلام است که در پی شناخت درد جامعه ی اسلامی و از سوی دیگر داروی آن درد است.با این همه فرهنگ و ماهیت غرب، اثرهای دو سویه یی بر دل و دماغ او داشته، آن چنان که آرای سیاسی او به طور عمده ملهم از این شناخت است.بنا بر این، نظریات علامه در ارتباط با غرب شکل گرفته و به طور مجزا قابل بررسی است.این مجموعه نظرها به طور کل شاکله ی اندیشه ی سیاسی وی را فراهم می سازد. ازهمین رو در مقاله ی حاضر، به بازشناسی تأثیرهای شناخت غرب بر علامه اقبال اشاره شده است.