مقاله حاضر به مساله هویت و ابعاد مختلف آن دراستان سیستان و بلوچستان می پردازد. در این مقاله با استفاده از داده های گردآوری شده در چهارشهر استان سیستان و بلوچستان، تحولات جمعیتی استان در پرتو نگرش های اجتماعی بررسی می شود. داده های مورد استفاده، از نمونهای به حجم 3913 نفر از ساکنان چهار شهر زاهدان، خاش، چابهار و زابل گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که دو شیوه نگرش نسبت به هنجارهای خانوادگی وجود دارد. در یک سو هنجارهای خانوادگی با تاکید بر ارزشهای جمع گرایانه، تشکیل خانواده در سنین پایین و اهمیت نقش بزرگترها و در سوی دیگر، هنجارهای جدید خانوادگی با گرایشهای فرد گرایانه، تشکیل خانواده در سنین بالاتر و گرایش نسبی به برابری در خانواده قرار دارد. این دو الگوی زندگی با تحصیلات و تمایل به مهاجرت نیز مرتبط هستند.
در این مقاله نسبت میان حل مسئله جز گرایانه یا اصلاحی با حل مسئله کل گرایانه یا یوتوبیایی سنجیده می شود و تغییر پارادیمی از اولی به دومی مورد تاکید قرار می گیرد. سپس نظریه سه جهان پوپر ارائه میگردد. هدف از ارائه این نظریه و یاری گرفتن از آرای لاکاتوش برای تکمیل آن، تصریح نقش طرحهای تحقیقاتی رقیب در حل مسئله و تاثیر نقادی بر پیشرفت علم است. در پایان با توجه به مقولات نظری وضعیت آکادمیک ایران به شیوهای نقادانه بررسی میشود
"کارل پوپر، فیلسوف اتریشی الاصل مقیم انگلیس، آنچه را که با عنوان ""منطق موقعیت"" یا ""تحلیل موقعیت"" معرفی کرده به منزله ابزاری روش شناسانه (متدولوژیک) برای علوم اجتماعی و انسانی در نظر گرفته است. هر چند این متدولوژی با اقبال شمار زیادی از محققان همراه بوده، اما نحوه معرفی این رهیافت از جانب پوپر، گذشته از تغییراتی که طی سالها و در جریان تحریرهای مختلف در آن واقع شده، با ایجاز و اختصاری همراه بوده است که در مواردی مخل فهم دقیق میشود و بعضا"" نوعی توهم ناسازگاری درونی را با برخی دیگر از آراء این فیلسوف به وجود میآورد. در مقاله ذیل، ضمن معرفی نقادانه رهیافت پوپر و اشاره به کاستیهای احتمالی آن، کوشش می شود تا قرائت سازگاری از مدل ""منطق موقعیت یا تحلیل موقعیت"" به عنوان مدل تبیین کننده مناسب برای فهم متاملانه در حوزه علوم اجتماعی و انسانی، ارائه شود. این مدل بر مفاهیمی همچون، موقعیت و شرایط، نهادها و بر ساخته های اجتماعی، حیث التفاتی، کنش و عمل، عقلانیت، معنا و نقش ظرف و زمینه در فهم امور، رویدادها و متون تاکید میکند. به اعتبار نقشی که مدل ""تحلیل موقعیت یا منطق موقعیت"" در وحدت بخشی میان رهیافتهای تبیین کننده مختلف، از جمله مدلهای علی، مدلهای متکی به تعمیمهای قانون مانند،تبیینهای متکی به نقش شخصیت و تفسیرهای متکی به متن (هرمنیوتیک) بازی میکند مدلی فراگیر و کارآمد است که در قیاس با برخی از مدلهای علوم اجتماعی و انسانی از این مزیت مضاعف برخوردار است که یافته ها و دعاوی اش عینی و نقد پذیر و متعلق به حیطه عمومی هستند.
"
چکیده
شاید چنین به نظر رسد که در عالم اسلام و فرهنگ و اندیشه دینى، «رمز» به عنوان یک اصطلاح، اختصاصاً مربوط به قلمرو عرفان و تصوف و صرفاً داراى جنبههاى دینى و عرفانى است. اما در همان مراحل اولیه شکلگیرى فلسفه در جهان اسلام، فلاسفه اسلامى به «رمز» توجه کردند و در سیر تکاملى خود، بنیادهاى فلسفىِ خاصى پیدا کرد. اگر به این مبانى و بنیادها، به طور مستقل و منسجم پرداخته شود، مىتوان به یک رمزشناسى انتولوژیک با وجوه خاص هرمنوتیکى در فلسفه اسلامى دست یافت، زیرا دیدگاههاى متفکران بزرگى چون ابنسینا، سهروردى، شهرزورى، خواجه نصیرالدین طوسى، میرداماد و ملاصدرا، در مجموع، تصویر جامعى از وجودشناسى و هرمنوتیکشناسىِ «رمز» به دست مىدهد و آن را کاملاً از «رمزشناسى» در هرمنوتیک مدرن، متمایز مىکند. ما در این مقاله، تا حدّ امکان، در صدد تبیین مبانى فلسفى و هرمنوتیکى «رمز» در فلسفه اسلامى هستیم.
حجاب موضوع دیگری میباشد که مرنیسی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشنپوش» به آن پرداخته است، وی از میان آیات حجاب فقط به آیه 53 از سوره احزاب اکتفا نموده و برداشت غریبی از مفهوم حجاب ارائه میدهد. وی در تحلیل خویش با تمام تلاشی که میکند، هیچ دلیل منطقی و علمی برای نظر خود بیان نمیکند. در این نوشتار به صورت اختصار به نقد این موضوع از جهات مختلف پرداخته شده و به سئوالات ذیل پاسخ داده میشود. آیا مفسرین اهل سنت و شیعه با توجه به آیات قرآن کریم، این معنای غریب از حجاب را تأیید مینمایند؟ آیا فقهای اهل سنت و شیعه با توجه به منابع فقهی، این موضوع را قبول دارند؟ آیا سیره پیامبر اکرم (ص) دلالتی بر این برداشت عجیب میکند؟
بیتردید خشونت و آزار جنسی زنان به عنوان یکی از انواع انحرافات اجتماعی، از عوامل مهم اختلال امنیت فرهنگی، اجتماعی، نظم و انتظام جوامع محسوب میشود و به همین دلیل نظامهای مختلف حقوقی راهکارها، تدابیر و اقدامات ویژهای را در کنترل، برخورد و ریشهکن کردن آن اتخاذ میکنند. در این میان نظام حقوقی اسلام و سیاست جنایی متخّذ از آن با انحرافات جنسی عموماً وخشونت و آزارجنسی خصوصاً به شدت برخورد میکند. مؤلف در این نوشتار درصدد است با ارائه تعریفی از خشونت و آزارجنسی و ذکر انواع آن، به بررسی اجمالی و تبیین احکام فقهی و مجازاتهای آن می پردازیم.
کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان تنها سند بینالمللی است که در ارتباط با حقوق زنان توسط مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیده؛ البته دولتها با اعمال شرطهای متعدد در ارتباط با این سند، واکنشهای متفاوتی از خود نشان دادهاند. پاسخ به این سؤال که آیا الحاق به کنوانسیون به مصلحت جمهوری اسلامی ایران است؟ در پرتو بررسی پیامدهای حقوقی الحاق میباشد که این پیامدها دارای ابعاد داخلی و بینالمللی میباشد. هرچند پرداختن به این موضوع از دیدگاه حقوقی کافی نیست؛ اما آنچه در این نوشتار تعقیب میشود، بررسی پیامدهای حقوقی بینالمللی الحاق یا عدم الحاق به کنوانسیون است و با نگاهی نسبتاً جامع، ادله موافقان و مخالفان الحاق به کنوانسیون مورد بررسی قرار گرفته در نتیجه معلوم می شود الحاق به کنوانسیون به هیچ وجه مصلحت نیست، زیرا نه تنها مشکلی از زنان ما را حل نمی کند، بلکه از جهاتی مشکل زا هم است.