مطالعه سخنان امام علی در زمینه مسائل اقتصادی، بیانگر این واقعیت است که رفتارهای اقتصادی در حیطه اقتصاد در چارچوب تعریف شده ای باید صورت گیرد. کارایی همراه با عدالت، توازن در توزیع درآمد و رعایت مصالح جامعه و در یک کلام، اقتصاد مبتنی بر عدالت و اخلاقیات، ثمره تفکیکناپذیر رعایت چارچوب مذکور است. در مقاله حاضر، این چارچوب و مقررات از سخنان امام علی در حیطه تولید، استخراج و تحلیل شده است.
نظریه اقتصاد سیاسی اسلام به صورت یک قرائت از اقتصاد سیاسی، مؤلفه ها و شاخصه های مربوط به خود را دارد. تبیین این نظریه، هم از نظر علمی ارزشمند است و هم از جهت سیاستگذاری اهمیت دارد. این مقاله در صدد است در قالب دو بخش اصلی به تحلیل موضوع مذکور بپردازد. هدف عمده مقاله این است که به ترسیم الگویی در این زمینه بپردازد. بخش اول، طرح موضوع و ملاحظات روش شناختی و تاریخی را می پوشاند، و بخش دوم، عناصر کلیدی اقتصاد سیاسی مورد نظر اسلام را مورد اشاره قرار می دهد.این مقاله نشان می دهد که اقتصاد سیاسی اسلام (دست کم در ظرفیت نظری) ضمن آن که کارآمد است، اخلاق مدار نیز شمرده می شود، با این وصف، الگوی اقتصاد سیاسی اسلام می تواند با دیگر الگوهای اقتصاد متعارف رقابت کند و با آن ها مورد مقایسه قرار گیرد.
هدف از نگارش این مقاله، تاثیر واکه هسته هجا در انتخاب همخوان های خوشه پایانه است. بدین منظور کلماتی که دارای هجای cvcc هستند از فرهنگ لغات زبان فارسی استخراج و مورد مطالعه قرار گرفتند. این تحقیق از جنبه واج آرایی زبان مورد توجه قرار گرفته است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از:
1.هرگاه همخوان های گرفته در هجای cvcc بعد از واکه های /u،i،a/ قرار گیرند، هر دو همخوان در مشخصه ] ـ واک[ مشترک هستند. مانند: بیست، ریخت، ساخت، یافت، گوشت، پوست. اما این اشتراک در مشخصه ] ـ واک[ بعد از واکه های /o،e،a/ رعایت نمی شود.
2.چنانچه واکه هسته یکی از واکه های /u،i،a/ باشد، همخوان های چاکنایی در خوشه پایانه انتخاب نمی شوند، اما اگر در هسته واکه های ] h، ʔ [ حضور داشته باشد، همخوان های چاکنایی در خوشه پایانه به کار می روند.
3.حضور واکه های /u،i،a/ در هسته مانع حضور غلت های /w،j/ در خوشه پایانه می شود.
4.با وجود واکه های /u،i،a/ در هسته، اصل سلسله مراتب رسایی در هجای cvcc رعایت می شود. اما با حضور واکه های /o،e،a/ این اصل نقض می گردد.
وجود موارد فوق در واج آرایی زبان فارسی موجب می شود که واکه های زبان فارسی دو طبقه طبیعی به شمار روند.
عرفان به عنوان یکی از جنبه های اصلی اندیشه زندگی و هنر صائب محسوب نمی شود بلکه همانند سایر عناصر فرهنگی ابزاری برای مضمون سازی و تقویت ساختار ادبی و بلاغی شعر اوست اما بنفسه موضوعیت و اهمیت مستقل و قابل توجهی ندارد . ...