در مطالعه حاضر، رابطه برخی پیشایندهای شخصیتی و انگیزشی خود ناتوان سازی تحصیلی با این متغیر مورد بررسی قرار گرفت. به علاوه، رابطه خودناتوان سازی با برخی پیامدهایش، نظیر عملکرد تحصیلی بعدی، نگرش نسبت به تقلب و اقدام به آن بررسی شد. 436 دانش آموز پسر سال اول دبیرستان به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های اقتباس شده از PALS توسط آنها تکمیل گردید. نتایج نشان داد که از بین هدفهای تبحری، تنها هدف تبحری دانش آموز با خود ناتوان سازی رابطه (منفی) داشت. به علاوه، غیر از هدف عملکردی والدین، هیچ یک از هدفهای عملکردی (عملکرد گرا و عملکرد گریز) دانش آموز، کلاس و معلم، خودناتوان سازی را پیش بینی نکردند. تحلیل کوواریانس نشان داد هدفهای عملکردگریز خواه با هدفهای تبحری همراه شوند خواه نشوند، اثری روی درگیری در خود ناتوان سازی ندارند. سایر نتایج نشان داد که متغیرهای کارآمدی تحصیلی و عملکرد تحصیلی قبلی به صورت منفی و بدبینی به مدرسه به صورت مثبت خودناتوان سازی را پیش بینی کردند و بین دو گروه قومی (فارس و عرب زبان) در استفاده از راهبردهای خودناتوان سازی تفاوتی مشاهده نشد. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که کلیه متغیرهای پیش بین با خودناتوان سازی تحصیلی رابطه چندگانه دارند. نتایج مربوط به متغیرهای پیامد، آشکار ساخت که خودناتوان سازی با عملکرد تحصیلی بعدی رابطه منفی، و با نگرش نسبت به تقلب و اقدام به آن رابطه مثبت دارد. در پایان، رابطه بین هدفهای پیشرفت و خودناتوان سازی از نظر برخی مسایل فرهنگی و بافت تعلیم و تربیت مورد بحث قرار می گیرند.
این پژوهش آزمایشی میدانی به منظور بررسی تاثیر آموزش بارش مغزی بر پرورش خلاقیت دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شده است. نمونه تحقیق شامل 91 دانشجوی دختر می باشد که در سال تحصیلی 82-81 مشغول به تحصیل بودند و به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها عبارتند از: 1) آزمون هوشی ریون (برای کنترل هوش)، 2) آزمون خلاقیت عابدی (برای سنجش میزان خلاقیت) و 3) آزمون خلاقیت گیلفورد (برای سنجش میزان خلاقیت و تعیین پایایی و روایی آزمون خلاقیت عابدی). نخست گروه آزمایشی و گواه تحت آزمون هوشی ریون قرار گرفتند؛ سپس میزان خلاقیت هر دو گروه قبل و بعد از مداخله آزمایشی با آزمونهای خلاقیت عابدی و گیلفورد سنجیده شد. گروه آزمایشی در هشت جلسه یک ساعته تحت آموزش تکنیک بارش مغزی (لغت تصادفی، تصویر تصادفی و اسکمپر) قرار گرفتند. پس از اعمال برنامه مداخله آزمایشی بار دیگر میزان خلاقیت هر دو گروه سنجیده شد (مرحله پس آزمون). نتایج تحلیل کوواریانس و t تست گروههای مستقل نشان داد که بین تفاضل نمره های پیش آزمون – پس آزمون خلاقیت گروه آزمایشی و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین، از طریق تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) در میانگین تفاضل نمره ها در مولفه های سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار، در گروهها تفاوت معنی داری مشاهده شد، ولی در مولفه بسط تفاوت معنی داری مشاهده نشد. به طور کلی، نتایج نشان داد که آموزش تکنیک بارش مغزی موجب افزایش خلاقیت و مولفه های آن (سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار) در دانشجویان دختر می شود.