هدف: در ادبیات پژوهشی جدید، در تبیین میزان همبودی بالاتر از انتظار دو اختلال اسکیزوفرنیا و وسواسی – اجباری اصطلاح «اسکیزو – وسواسی» پیشنهاد گردیده است که توصیف کننده طبقه تشخیصی مجزایی است. یکی از محورهای پژوهشی در این زمینه، شناسایی الگو یا نیمرخ نقایص عصب – روانشناختی خاص در این زیر گروه می باشد. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش بوده که آیا الگوی کژکاری اجرایی متفاوتی در بیماران اسکیزو – وسواسی وجود دارد یا اشکالات شناختی مربوط به دو اختلال در این بیماران به یکدیگر افزوده می شوند؟
روش: به این منظور، در قالب یک طرح پژوهش مقطعی، 20 بیمار اسکیزو – وسواسی، 20 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا و 20 بیمار وسواسی – اجباری غیر افسرده با 20 فرد بهنجار سالم از لحاظ عملکرد در آزمون های کارکردهای اجرایی مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: دو گروه اسکیزو – وسواسی و اسکیزوفرنیک در کارکردهای اجرایی دچار اشکال هستند ولی بیماران وسواسی – اجباری غیر افسرده تفاوت معناداری با گروه بهنجار ندارند. به علاوه گروه اسکیزو – وسواسی در مقایسه با گروه اسکیزوفرنیک دارای اشکالات کارکردهای اجرایی بیشتری هستند.
نتیجه گیری: به نظر می رسد این تفاوت مربوط به «آسیب شناسی افزوده» نبوده بلکه احتمالا مربوط به الگوی متفاوت نقایص عصب – روانشناختی این بیماران است.
یهودی فرانسوی، کلود لانزمان، یکی از سرسخت ترین مدافعان داستان هولوکاست است. او احتمالاً بیشترین شهرت خود را مدیون کارگردانی فیلم شوآه است؛ فیلمی طولانی به مدت 91.2 ساعت شامل مصاحبه های ضبط شده لانزمان با افرادی که ادعا می کنند شاهد انواع بیرحمی ها طی تعقیب یهودیان توسط حزب سوسیالیست ملی (نازی) بوده اند. در این مقاله بعد از بررسی دقیق، مشخص می شود که همگی آنها غیرقابل اعتماد هستند؛ خواه به دلیل ادعاهای باور نکردنی یا به این دلیل که شرایط مصاحبه، اعترافات لانزمان، یا اعترافات بعدی شهود وی نشان می دهد که این مصاحبه ها از قبل هماهنگ شده اند.حفره ای نیست پس اتاق گازی وجود نداشته است: بررسی تاریخی- تکنیکی حفره های سقف سردخانه اول کوره های شماره دو در بیرکناو برای وارد ساختن زیلکون Bکارلو ماتوینو مترجم:سید مجتبی عزیزی و غلامرضا رفعت نژاد چنان که می دانیم ادعاهای یهودیان در مورد هولوکاست در نهایت بر ادعای آنان در مورد وجود اتاق های گاز استوار است. اتاق گاز به اتاق های بزرگی گفته می شود که یهودیان مدعی اند تعداد زیادی از یهودیان توسط نازی ها در این اتاق های در بسته با گاز زیکلون B خفه شده و سپس جسد آنها به کوره های آدم سوزی منتقل شده است. سردخانه شماره یک از کوره شماره 2 بیرکناو از جمله مهمترین مکان هایی است که یهودیان در مورد آن ادعا دارند و معتقدند که اتاق گاز بوده است؛ اما این سردخانه - که در کنار کوره ای که پیش از آن برای سوزاندن اجساد قربانیان بیماری های واگیردار از جمله تیفوس و تب تیفوئید به کار می رفته است قرار دارد- برای آنکه کارکرد اتاق گاز برای خفه کردن و کشتار جمعی را داشته باشد نیازمند وجود حفره هایی مناسب برای ورود گاز زیکلون B است. مقاله حاضر که توسط کارلو ماتوگنو محقق ایتالیایی و از جمله متخصصان صاحب اثر در زمینه هولوکاست نوشته شده است به بررسی این نکته می پردازد که آیا چنین حفره هایی وجود داشته و دارند یا خیر.
کوهستان های نیمه خشک به لحاظ شرایط طبیعی، از حساس ترین مناطق در برابر فعالیت فرآیندهای فرسایشی می باشند. حضور آثار ژئومورفولوژیکی متنوعی در طول دروه ها و سطوح دامنه ها از نتایج فعالیت چنین فعالیت هایی محسوب می شود. با توجه به آشفته شدن سطوح دامنه ها و انباشتگی حجم زیادی از مواد در دره های کوهستان سهند به عنوان یکی از کوهستان های نیمه خشک کشور سعی شده است در این مقاله، ابتدا پتانسیل سایشی منطقه از نظر شرایط طبیعی (ویژگی های اقلیمی، لیتولوژیکی و ژئومورفولوژیکی)، با به کارگیری روش های کلاسیک و ریاضی و با استفاده از داده های واقعی بارش، دبی، دما و رسوب مورد ارزیابی قرار گیرد، سپس نقش انسان در آشفتگی ها بررسی شود. نتایج این مطالعات نشان می دهد که تغییرات کاربری فعالیت های انسانی در طول دره ها و سطوح دامنه ها، به فعالیت این فرآیندها شتاب فزاینده ای بخشیده است و عملکرد این فرآیندها را در مرحله دیگری از فرسایش، یعنی نوع تسریع شده آن، قرار داده است. آثار این آشفتگی ها، به صورت ازدیاد مواد انباشته شده در طول دره، ظهور بعضی از اشکال ژئومورفولوژیکی ، مانند تشکیل خندق ها ایجاد زخم ها در سطوح شیب های مشرف به دره، تغییر در ویژگی هیدرولوژیکی (مانند پیچان ها و افزایش بار رسوب رودخانه) نمود پیدا کرده است. ایجاد ویلاها در مسیر جریان رودخانه ها، انحراف آبهای جاری در بسترهای سیلابی به کناره ها و به پای دیواره دره ها، تغییرات کاربری در سطوح دشت های سیلابی و سطوح شیب دار مشرف به دره ها، باعث شتاب در فعالیت فرآیندهای کاوشی در بخشی از بستر و افزایش در سرعت فعالیت های انباشتی در بخش دیگر از آن شده است. در دهه های اخیر، تنگ شدگی در مسیر جریان آبهای جاری، به طور مستقیم و غیر مستقیم به دست انسان، مهمترین عامل در بروز آشفتگی در بستر جریان رودخانه ها بوده است که تاثیر آن در محدوده مورد بررسی، به گونه های مختلف ظاهر شده است. تاثیر عمده تنگ تر شدن بستر جریان رودخانه ها و خمیده شدن رودخانه در اثر دست اندازی به دشت سیلابی، بیشتر به وقوع سیل های بزرگتر و افزایش قدرت سایشی آبهای جاری منجر شده است