ایالات متحده را می توان به عنوان تنها کشوری به حساب آورد، که به واسطه برتری های مختلف و انگیزه های قوی خود می تواند نقش موثری را در مسایل سیاسی امنیتی و در زمینه بحرانها ایفا کند. نقش امنیتی ایالات متحده در خاورمیانه به جنگ جهانی دوم بر می گردد. سیاستهای منطقه ای ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری های مختلف بر مبنای رویاروی با اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی می شد. نقش آمریکا در این منطقه از زمان جنگ سرد به بعد فوق العاده مهم شده است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فضای امن تری را برای امریکا در جهت کنترل کشمکش های منطقه ای بر مبنای مدیریت بحران فراهم آورده است. افزایش مداخلات آمریکا منجر به پیچیدگی مسایل امنیتی در خاورمیانه شده و این مداخلات نقش ژئوپلیتیکی موثری در سیاست جهانی دارد.مدل مدیریت بحران در آمریکا بر مبنای رویارویی است و نه بر مبنای فرایند دیپلماتیک و مدل تعادل. هدف ایالات متحده از مدیریت بحران در خاورمیانه را نمی توان در جهت برقراری تعادل و پایداری در نظر گرفت. آمریکا شیوه اشغال گری را در جهت مدیریت بحران برگزیده است که این امر خود منجر به ناپایداری ها و درگیری های بیشتری در خاورمیانه شده است.
دوره خشک به عنوان یک پدیده خزندهای است که در اثر کمبود رطوبت ناشی از کاهش میزان بارندگی به وقوع میپیوندد. خسارات بسیار گسترده و وسیع این پدیده بخشهای زیادی از جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده و همه ساله زیانهای بسیار زیادی را به بار میآورد، لذا پایش و پهنهبندی آن به عنوان یک اصل مهم در برنامهریزیهای کلان باید مد نظر قرار گیرد. به طور مشخص در این تحقیق، شاخص بارندگی استاندارد شده برای پایش دوره های خشک و چهار مدل رگرسیون، کرجینگ، Spline و IDW برای پهنهبندی این دورهها استفاده شد. بررسی دوره های خشک در یک دوره آماری 33 ساله(1968-2000) در خراسان نشان داد که وقوع این پدیده، یک ویژگی اقلیمی است که در دوره های زمانی خاصی به وقوع میپیوندد. این بررسی نشان میدهد در سالهای اخیر تکرار و تداوم این پدیده در کلیه نقاط استان افزایش داشته است ولی و از شدت آن کاسته شده است. همچنین مشخص شد که دوره های خشک به وقوع پیوسته در مناطق جنوبی استان تداوم و شدت بیشتری نسبت به مناطق مرکزی و شمالی استان دارد. بررسی روشهای مختلف درونیابی برای پهنهبندی این بلای طبیعی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی نشان داد که از بین چهار روش مختلف درونیابی، روش کریجینگ با توجه به عملکرد آن(ضریب همبستگی، MDE و MAE به ترتیب 71/0، 1/1- و 95/0) روش مناسبی برای درونیابی و در نهایت پهنهبندی شدت دوره های خشک است. لذا با استفاده از این روش مقادیر نقطهای شاخص SPI ماهانه استفاده شده برای پایش دوره های خشک، به سطح تعمیم داده شده و نقشههای شدت این پدیده در مقیاس های زمانی متفاوت برای استفاده در برای برنامهریزی های سازگار با دوره های خشک تولید شد.
وقوع پدیدة خشکسالی از واقعیتهای مهم ایستگاههای حوضه آبریز دریاچه ارومیه است که می توان علت اصلی آن را در نوسانهای دوره ای اقلیم و عدم عبور توده هوای مرطوب و باران آور خصوصاً توده هوای مرطوب مدیترانه ای دانست. در این مطالعه دادههای مربوط به بارش سالیانه در یک دورة آماری43 ساله (1960- 2002) برای ایستگاههایی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه جهت تحلیل آماری و محاسبه سالهای مرطوب و خشک استفاده قرار گرفته است. روش اصلی استفاده شده در این تحقیق عبارت از « نمایة بارش قابل اعتماد DRI» است. نتایج این مطالعه حاکی از وقوع پدیدة خشکسالی درکل ایستگاهها است که با شدت و ضعفهایی، توأم است. در بین مدلهای «بارش قابل اعتماد»، «نمرات استاندارد شدة بارش سالیانه»2 و «شاخص درصد از بارش میانگین سالیانه»3 که در این تحقیق استفاده قرارگرفته اند، مدل بارش قابل اعتماد با داشتن قابلیتهای بیشتر و محدودیتهای کمتر بهتر از دیگر مدلها تشخیص داده شده است.
شهر مشهد به عنوان دومین کلان شهر مذهبی جهان و معرف یکی از کلان شهرهای اقالیم خشک با محدودیتهای محیطی فراوانی روبروست. علیرغم محدودیت محیط طبیعی، گسترش ناگهانی شهر طی دهههای اخیر منجر به بروز بحرانهای محیطی در این کلان شهر شده که از جمله بحرانهای نوظهور میتوان به کمآبی، آلودگی هوا، آسیبپذیری در برابر زمین لرزه و مشکل سیل و دفع آبهای سطحی اشاره نمود. تشدید خطر سیل و آبگرفتگی معابر که منجر به افزایش هزینههای نگهداری شهر و خسارات احتمالی جانی و مالی بیشتر خواهد شد، تا حد زیادی ناشی از اثرات توسعه شهری و تغییرات شدید ببار آمده در الگوی زهکشی طبیعی است. در این مقاله که از دیدگاه ژئومورفولوژی تاریخی و تلفیق آن با روشهای تجربی، موضوع سیلاب و آبگرفتگی شهر مشهد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته مشخص مینماید که اثرات غیر مستقیم گسترش شهر در داخل حوضههای آبریز منتهی به شهر و اثرات مستقیم آن بر الگوی زهکشی طبیعی در محدوده گسترش بافت فیزیکی باعث تشدید شرایط سیلخیزی در این شهر و آسیبپذیری بخشهای وسیعی از بافت آن شده است.
شهرسازی جدید زیربنا نیست. فلسفه و تئوری اقتصاد سرمایهداری است که فضا را شکل میدهد و آن را بازسازی مینماید. ظهور انقلاب صنعتی موجب تغییرات فضایی شد بهطوری که در نتیجه آن مردم به تدریج از روستاها به شهرها مهاجرت کرده و شهرنشینی شتاب گستردهای به خود گرفت. از آن زمان شهرگرایی و صنعتی شدن لازم و ملزوم هم شده و دست در دست هم به پیش رفتهاند. تغییرات سیستم جهان و به وجود آمدن سیستمی از تولید به نام «فوردیزم» تأثیر عمیقی بر شهرنشینی چه در دنیای پیشرفته و چه در کشورهای رو به توسعه گذاشته است. این مقاله در جستجوی چنان تأثیرات مشابه بر روی تبریز میباشد. روش تحقیق در این مقاله به صورت ساختارگرایی و بازتولیدی میباشد که بنا به نظر پروفسور رونالد جانستون (Johnstone,1983:10) یکی از سه روش اصلی تحقیق در جغرافیاست. نتایج پژوهش نشان میدهد که تا قبل از انقلاب اسلامی فوردیزم نقش خود را در میان سایر عوامل در شکل دهی شهر تبریز ایفا نموده است، ولی بعد از آن صنعت و به تبع آن شهرکهای صنعتی نقش خود را از دست داده و در زمین های «پس مانده» سایر کاربریها مکان گرفتهاند.
سیرهنگارى به عنوان یکى از شاخههاى مهم تاریخنگارى اسلامى، در رویکرد مسلمانان به تاریخپژوهى و مطالعات تاریخى نقش مهم و ارزندهاى ایفا کرده است. به عبارت دیگر، سیرهنگارى که با ثبت و ضبط سیره پیامبر صلىاللهعلیهوآله آغاز شد، مدخل و دروازه پهناورى بود که مسلمانان از مسیر آن به مطالعه و بررسى دیگر رخدادها و تدوین آنها راغب شدند. در این مقاله، نگارنده کوشیده است تا معنا و مفهوم سیره، علل و عوامل پیدایش و شکوفایى سیرهنویسى، ویژگىها و مشخصههاى کتابهاى سیره و معدود مطالب مرتبط دیگرى را مورد بررسى و پژوهش قرار دهد. یافتهها مبیّن آن است که در پیدایش و شکوفایى سیرهنویسى، شناخت و عمل به سنت و سیره پیامبر صلىاللهعلیهوآله (به عنوان دومیّن منبع حُکمى مسلمانان) عامل مهم و اصلى بوده است. عامل مزبور موجب شده تا از صدر اسلام تاکنون آثار فراوانى به رشته تحریر در آید. در بیان ویژگىها و مشخصههاى کتابهاى سیره مىتوان به مواردى، همانند کاربرد و استفاده از شیوه حدیثى و خبرى در طرح رخدادها و حوادث، قرار گرفتن مطالب در هاله تقدّس، دخالت داشتن گرایشهاى فکرى ـ عقیدتى و سیاسى در طرح یا عدم طرح برخى وقایع و حوادث و تلاش معدودى از سیرهنویسان متأخر در پیرایه زدایى و تحلیل گزارشها اشاره داشت.