پیچیدگی ذاتی جامعه ی بشری، همراه با کاهش امکان انجام آزمایش در بیشتر محدوده های علوم اجتماعى و بهداشتى منجرَ به آن شده است که محقَقان به استفاده از شبیه سازى کامپیوترى و به کارگیرى مدل های مصنوعى در مطالعه ی جنبه های ضروری متفاوت موجود در این علوم روی بیاورند. طراحى مدل هاى مصنوعى مبتنى بر اطلاعات محیط هاى واقعى و تحلیل و شناسائی؛ و سپس بازخوانى نتایج حاصله و به کارگیرى شان در محیط واقعى جهت تصحیح رفتارهاى پیچیده انگیزه ی مناسب و بجایى بود که توانست چرخ پژوهش را به حرکت درآورد و آن را فعَال سازد. دراین پژوهش یافتن یک راه حل برای شناسایی، تحلیل و بهینه سازی فرایند در نظام های پیچیده بهداشتى درمانى هدف گذارى شده و در همین راستا مدل هایى براى پایش سلامت در حیات مصنوعى در حوزه ی بیمارى هاى واگیر و آلودگى ارائه شده است.
روش بررسی: نوع روش تحقیق بنیادى، شبیه سازى و کاربردى (منبعث از هوش مصنوعى) است و روش گردآورى اطلاعات میدانى، کتابخانه اى و محاسباتى ست. جامعه ی مورد مطالعه ی مصنوعى (لابراتوار کامپیوترى)، شامل عامل هاى محاسباتى هوشمند و ابزار استفاده شده به منظور شبیه سازى (مدلسازى) و تحلیل، نرم افزار NetLogo است.
یافته ها: نتایج نشان مى دهد که افزایش و انتشار آلودگى و فقدان مراقبت بهداشتى در محیط باعث کاهش رفاه عامل ها و تداوم آن، باعث افزایش تدریجی تعداد مرگ و میر عامل ها مى شود، ضمن آنکه نبودِ سیاستگذارى صحیح در بخش درمان مى تواند منجرَ به همه گیر شدن بیمارى و اتلاف منابع شود. همچنین یافته ها نشان مى دهد که مدلسازى مبتنى بر عامل در حیات مصنوعى روشى کارآمد و راه حلى راهگشا در نظام سلامت مى باشد.
نتیجه گیری: نیاز به استفاده از مدل هاى حقیقى در حیات مصنوعى و گسترش و توسعه ی آنها در جهت تصمیم گیرى، تحلیل و بهینه سازى بهتر مسائل و فرایندهاى سلامت در حیات واقعى مشاهده مى شود که در صورت وقوع مى تواند حلَال برخى از مسائل و معضلات موجود در نظام سلامت کشور باشد و در جهت ارتقاء و توسعه ی آن به کار گرفته شود. "
روشن است که نوآوری در آموزه های اسلامی هم برای فرد و هم برای جامعه معنادار بوده و در جهت مثبت و برای بهبود وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تاثیرداشته و هرگز به معنی نادیده گرفتن اصول و مبانی و ترک سنت ها و خروج از چارچوب شریعت و احکام الهی نیست...
حرمت بهره در اسلام از یک سو و نقش مهم آن در مباحث اقتصادی، عامل ارتباط دهنده بازار کالاها و خدمات، بازار پول و ترازپرداخت ها به یکدیگر از دیگر سو، باعث شده است که یک چالش مهم فراروی جوامع اسلامی و مسلمانان خودنمایی کند. بانکداری بدون ربا به مثابه راهکاری برای برون رفت از مشکل ذکرشده در بیشتر کشورهای اسلامی و حتی در بعضی از کشورهای غیراسلامی مطرح شده و در کل کشور یا در مناطق خاصی اجرا شده است. بانکداری غیرربوی به شکل موجود آن علی رغم مشکلات، تنگناها و کاستی هایی که دارد، در مقایسه با بانکداری ربوی دارای امتیازاتی است. شناسایی مزیت های بانکداری غیرربوی در تجهیز و تخصیص منابع و استفاده از آن ها به مثابه فرصت های بالقوه و تبیین تنگناهای فراروی بانکداری غیرربوی با هدف ارائه راهکارهایی مناسب برای رفع آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است که در این نوشتار بدان توجه می شود. تبیین شیوه های تجهیز منابع در بانکداری ربوی و غیرربوی، تشریح روش های تخصیص منابع در بانکداری بدون ربا و بانکداری ربوی، تحلیل کارایی شیوه های تجهیز منابع در سیستم های بانکداری غیرربوی و ربوی و تحلیل و ارزیابی شیوه های تخصیص منابع در بانکداری غیرربوی و ربوی موضوعاتی است که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود.
از دلایل متعددی که برای اهمیت دو حوزه بنگاه های کوچک و متوسط و کارآفرینی بیان می شود، شاید ایجاد اشتغال را بتوان به عنوان مهم ترین دلیل قلمداد نمود. با این همه، و با توجه به ادبیات موجود، واقعیت آن است که تنها تعداد معدودی از بنگاه های کوچک و متوسط توانایی ایجاد اشتغال و کار آفرینی را داشته و به عبارتی، تنها بخش اندکی کار آفرین تلقی شده یا ایجاد اشتغالی قابل توجه در دوره معینی را نشان می دهند. ایجاد اشتغال قابل توجه در دوره ای معین در ادبیات این حوزه با معیار رشد سریع سنجیده می شود و مطالعات موجود نشان می دهد که حدود 10 درصد از بنگاه های اقتصادی می توانند رشدی سریع را تجربه نمایند. بر این اساس، شناسایی بنگاه های کوچک و متوسط صنایع تولیدی با رشد سریع، و نیز تعیین سهم آنها در ایجاد اشتغال در برنامه دوم توسعه هدف اصلی این پژوهش است. بنگاه های کوچک و متوسط به بنگاه هایی گفته می شود که دارای حداکثر 50 نفر کارکن باشند. رشد سریع نیز با معیارهای سه گانه رشد مطلق، رشد نسبی و معیار برچ محاسبه می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از اشتغال ایجادشده در این دوره توسط درصد اندکی از بنگاه های کوچک و متوسط با رشد سریع صورت گرفته و این نتایج با مدل های متفاوت اندازه گیری رشد سریع تغییر نمی یابد.
قسمت عمده ای از نیروی کار فعال در هر جامعه ای خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کارفرما یا مؤسسات خصوصی و دولتی ندارندو یا نمی توانند شغل دستمزدبگیر مناسب پیدا کنند ، این بخش از نیروی کار در ادبیات اقتصادی به بخش خوداشتغالی تعلق دارند.هدف این تحقیق نشان دادن تاثیر نرخ بیکاری بر نرخ خوداشتغالی است،که برای این منظور علاوه بر نرخ بیکاری عوامل مؤثر محیطی، اقتصادی و فرهنگی نیز بر نرخ خوداشتغالی در اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گرفته است. برای نشان دادن تاثیر این عوامل از داده های بیست هشت استان بین سالهای 82 ـ 1375 استفاده شده است و مدل مناسب به صورت تلفیقی از دادهای سری زمانی و مقطعی برآورد شده است، نتایج مدل برآوردی نشان از تاثیرات منفی نرخ بیکاری ، تاثیر مثبت سهم جمعیت روستایی و تاثیر منفی سطح سواد شاغلین بر نرخ خوداشتغالی است.