در طی دو دهه گذشته، اغلب نظام های آموزش عالی جهان کوشش هایی برای انجام ارزیابی و بهبود کیفیت آموزش، پژوهش و عرضه خدمات تخصصی در سطح دانشگاه و نیز در سطح نظام های آموزش عالی انجام داده اند.کشورهایی که به کسب تجربه موفق در این زمینه نایل آمده اند، به انجام ارزیابی مستمر پرداخته اند و از ارزیابی درونی به عنوان رویکردی زیربنایی با هدف اشاعه فرهنگ کیفیت استفاده کرده اند. در ایران نیز اجرای طرحهای مربوط به ارزیابی مستمر از سال 1375 آغاز شد. پس از آن کوشش هایی در انجام ارزیابی درونی در گروههای آموزشی دانشگاهی به عمل آمده است. در این راستا ارزیابی کیفیت دوره های دکتری نیز به علت نقش این دوره ها در تربیت افراد متخصص و انجام پژوهش و تولید دانش، از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین امروزه ارزیابی کیفیت دوره های دکتری در نظام های ارزیابی دانشگاهها مدنظر قرار می گیرد. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی ـ تحلیلی است و برای انجام آن از ابزارهای کمی (پرسشنامه) بهره گرفته شده است. جامعه مورد مطالعه شامل: 1ـ مدیرگروه 2ـ اعضای هیات علمی 3ـ دانشجویان دوره دکتری 4ـ دانش آموختگان و کارفرمایان است. با توجه به کوچک بودن جامعه مورد مطالعه و به منظور بررسی عمیق آن سرشماری کامل انجام شده است. در نهایت با توجه به داده های به دست آمده، میزان مطلوبیت هر یک از عوامل مورد ارزیابی به این ترتیب است: عامل اول ـ دانشجویان: مطلوب؛ عامل دوم ـ اعضای هیات علمی: مطلوب؛ عامل سوم ـ برنامه درسی: نسبتاً مطلوب؛ عامل چهارم ـ منابع کالبدی: نسبتاً مطلوب؛ عامل پنجم ـ فرایند تدریس و یادگیری؛ نسبتاً مطلوب؛ عامل ششم ـ دانش آموختگان: نسبتاً مطلوب؛ عامل هفتم ـ مدیریت گروه: مطلوب.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرآموزش شیوه-های تربیتی سیره عملی پیامبر اکرم (ص) بر تفکر دینداری، اعتقادات و باورهای مذهبی وسلامت روان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهراهواز درسال 87-1386 بود. آزمودنی ها80 نفر دانش آموز دختر بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله-ای انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه40 نفری-آزمایش وکنترل تقسیم شدند. این پژوهش از نوع تجربی بودکه درآن ازطرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه-کنترل استفاده شده است. ابزارهای اندازه گیری پژوهش عبارت بودنداز:آزمون تفکردینداری آرین(1377)، پرسشنامه اعتقادات و باورهای مذهبی آلپورت(1967) وآزمون 25Scl- جهت سنجش سلامت روان. ابتدا پیش آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایشی به مدت 17 جلسه ی50 دقیقه ای تحت آموزش شیوه های تربیتی عملی پیامبر اسلام(ص) قرار گرفتند. پس از اعمال متغیرمستقل، مجدداً از هر دوگروه پس آزمون بعمل آمد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) نشان دادکه آموزش شیوه های تربیتی عملی پیامبر اکرم(ص) موجب افزایش تفکر دینداری، همچنین بهبود سلامت روانی عمومی گردیده (0001/0P< ) ولی بین گروه کنترل و آزمایش از لحاظ اعتقادات و باورهای مذهبی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رابطه تیپ های شخصیتی (درونگرا ـ برونگرا)، هوش و جنسیت با شرطی سازی معنایی بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. بدین منظور با روش نمونه گیری تصادفی نظامدار از بین دانشجویان ترم های اول و دوم رشته روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن تعداد 94 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابتدا از نمونه آماری آزمونهای شخصیت آیزنک و هوش ریون به عمل آمد و سپس 25 واژه از طریق دستگاه ضبط صوت به صورت تصادفی و در چهار مرحله ارائه شد. آزمودنی ها هنگام شنیدن 9 واژه از فهرست کلمات، شوک برقی دریافت می کردند. بعد از شرطی سازی آزمودنی ها به این واژه ها، 25 واژه دیگر به صورت تصادفی ارائه گردید که در بین آنها، 9 واژه هم معنا با واژه های شوک داده شده موجود بود. پاسخ برقی پوست آزمودنی ها به هنگام ارائه واژه های هم معنا اندازه گیری شد و در نهایت برای هر یک از آزمودنی ها یک نمره واحد به عنوان شاخص شرطی سازی به دست آمد. تحلیل داده ها به وسیله آزمون رگرسیون چندمتغیری نشان داد که تنها بین متغیر تیپ شخصیتی و شرطی سازی معنایی، رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). تحلیل واریانس دو طرفه برای هر یک از متغیرها نیز نشان داد که تعامل هیچ یک از آنها در شرطی سازی معنایی تاثیر ندارد (05/0P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که آزمودنی های درون گرا سریع تر از آزمودنی های برون گرا شرطی می شوند و متغیرهای هوش و جنسیت با شرطی سازی معنایی رابطه ندارند.
هدف از این پژوهش، مقایسه سبک دلبستگی در نوجوانان عادی و کم توان ذهنی آمـــــوزش پذیر می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان عادی و کم توان ذهنی آموزش پذیر مدارس راهنمایی شهر تهران در سال 86 ـ1385 است که 250 نفر از طریق نمونه گیری چندمرحلـه ای انتخاب شدند که شامل 132 دانش آموز عادی (64 دختر و 68 پسر) و 118 دانش آموز کم توان ذهنی(57 دختر و 61 پسر) می باشد. میانگین سن گروه عادی 14 سال با انحراف معیار 83/0 و گروه کم توان ذهنی 8/16 با انحراف معیار 58/0 می باشـد. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های جمعیت شناختی و آزمون دلبستگی کولینز و رید می باشد که ضریب اعتبار آن برای هر یک از سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 81/0، 78/0 و 85/0 می باشد به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعـات از تحلیل واریانس دو راهه استفـاده شـده است. نتایج نشـان داد که در بین دانش آموزان عادی (دختر ـ پسر) میزان سبک دلبستگی ایمن بالاتر از دانش آموزان کم توان ذهنی است (001/0P<) میزان سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در دانش آموزان کم توان ذهنی (دختر ـ پسر) بیشتر از دانش آموزان عادی است (001/0P<). همچنین یافته های جانبی تحقیق نشان داد که صرف نظر از عامل هوشی آزمودنی ها، در آزمودنی هایی که سبک دلبستگی آنها ایمن نمی باشد، سبک دلبستگی اجتنابی در پسران و سبک دلبستگی دوسوگرا در دختران بیشتر است (001/0P<).
هدف پژوهش بررسی میزان اثربخشی برنامه های درسی دروس تربیتی دوره های کارشناسی رشته های مختلف دبیری بر ارتقای سطح دانش، نگرش و مهارتهای دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دوره کارشناسی رشته های مختلف دبیری دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران به تعداد 1644 نفر بود که در سال تحصیلی 86 ـ 85 مشغول به تحصیل بودند.
نمونه آماری با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه (نادری و سیف نراقی، 1380 و دلاور، 1384) به روش تصادفی طبقه ای نسبی به تعداد 310 نفر انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بسته پاسخ محقق ساخته بود که براساس فرضیه های تحقیق و به شیوه مقیاس لیکرت پس از به دست آوردن اعتبار (74/0) اجرا شد.
به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری توصیفی از قبیل توزیع فراوانی، درصد فراوانی و جدولهای آماری مربوط به آن استفاده گردید. در بخش آمار استنباطی به منظور بررسی تاثیر برنامه های دروس تربیتی برحسب رشته ها و سالهای مختلف تحصیلی با توجه به مقایسه بیش از دو گروه مستقل از نظر یک متغیر رتبه ای، آزمون کروسکال ـ والیس به کار گرفته شد.
در ارتباط با متغیر جنسیت با توجه به اینکه در طرح مستقل دو موقعیتی از آزمودنیهای متفاوتی برای هر یک از موقعیتها استفاده می شود، از آزمون یومان ـ ویتنی استفاده شد.
نتایج نشان داد که دانش، نگرش و مهارتهای دانشجویان برحسب رشته های مختلف تحصیلی و جنسیت دستخوش تغییر مطلوبی شده است. این تغییر در رشته آموزش ابتدایی در مقایسه با سایر رشته ها با توجه به ارائه حجم وسیعی از واحدهای درسی دروس تربیتی، بیشتر و در مردان با توجه به برخورداری از شرایط و فرصت های بیشتر برای فراگیری و کاربرد آموخته ها، بیشتر از زنان بوده است. در ارتباط با متغیر سال تحصیلی، تنها دانش دانشجویان تغییر مطلوبی یافته، ولی نگرش و مهارتهای آنان با توجه به اینکه در برنامه های درسی سنتی به این حیطه ها توجه کمتری شده است، تغییر معنا داری پیدا نکرد.
هدف اصلی این پژوهش «بررسی تجارب زنان مدیر از رهبری در آموزش عالی ایران» است. در این پژوهش از روش تحقیق کیفی از نوع پدیده شناسی (فنومنولوژی) توصیفی استفاده گردیده است. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان دارای رتبه دانشگاهی بوده است که دارای سِمت های مهم دانشگاهی در سطح استان اصفهان بوده اند. نمـونه گیری به روش مبتنی بر هدف و با استفاده از روش گلوله برفی از افراد مهم آغاز شده و تا پایان اشباع اطلاعات ادامه یافت. در پایان تعداد مشارکت کنندگان به 8 نفر رسید. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق و ضبط به وسیله دستگاه MP3 انجام شد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش 7 مرحله ای کلایزی استفاده شد. یافته های به دست آمده شامل عوامل و موانع موفقیت زنان مدیر در دانشگاه بود که موانع موفقیت در 3 مؤلفه اصلی و 8 زیرمؤلفه قرار گرفت که عبارت بودند از عوامل اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل فردی، لازم به ذکر است که هر کدام از این 8 زیرمؤلفه خود زیرمؤلفه های دیگری داشت که در کل 61 مؤلفه را تشکیل می دادند، همچنین عوامل موفقیت در 7 مؤلفه اصلی و 19 زیرمؤلفه دسته بندی شدند که عبارت بودند از نگرش مثبت اطرافیان، ویژگیهای شخصیتی زنان، نگرش های فردی زنان، نگرش های جامعه، مهارتهای مدیریت و رهبری، عوامل خانوادگی والدین و محیط دانشگاهی و آزاد، هر کدام از این 18 زیرمؤلفه خوددارای زیرمؤلفه های دیگری بودند که در مجموع می توان به 191 مؤلفه اشاره کرد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که زنان در آموزش عالی ایران با وجود موانع متعددی که در سر راهشان قرار گرفته به ارتقای مهارتهای مدیریت و رهبری پرداخته و جایگاه خود را به عنوان مدیر موفق تثبیت کرده اند. آنان توانسته اند دیدگاه منفی جامعه را به سوی نگرش های مثبت تری نسبت به زنان سوق دهند.
هدف این پژوهش بررسی مشکلات (فناوری اطلاعات، برنامه ریزی درسی و مالی ـ اداری) مراکز آموزش از راه دور از دیدگاه دبیران و دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان بود. جامعه آماری پژوهش 4021 دانش آموز (دختر و پسر) و 402 دبیر دوره متوسطه این مراکز، در سال تحصیلی 88 ـ1387 بودند. افراد نمونه 300 دانش آموز و 110 نفر از دبیران مراکز آموزش از راه دور بودند که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی بود. به منظور بررسی میزان مشکلات در این مراکز، از دو پرسشنامه محقق ساخته برای دانش آموزان و دبیران با درجه بندی لیکرت استفاده گردید. روایی صوری و محتوایی هر دو پرسشنامه با نظر متخصصان و کارشناسان در حد مطلوب گزارش گردید. پایایی هر دو پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه دانش آموزان 87/0 و برای پرسشنامه دبیران 88/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری تحلیل واریانس، t تک متغیره و t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که از نظر دانش آموزان میزان مشکلات فناوری اطلاعات، برنامه ریزی درسی، مالی ـ اداری در سطح خطای 05/0P≤ بیش از سطح متوسط و نیز از نظر دبیران، مشکلات فناوری اطلاعات و برنامه ریزی درسی بیش از سطح متوسط بود. یافته های دیگر پژوهش نیز بیانگر تفاوت معنادار (05/0P≤) در میزان مشکلات فناوری اطلاعات از نظر دانش آموزان برحسب ویژگیهای جنسیتی بود، همچنین تفاوت معناداری میان نظرات دانش آموزان و دبیران در میزان مشکلات مشاهده گردید
هدف از پژوهش حاضر مقایسه درک اجتماعی و ابعاد آن در دانش آموزان با و بدون اختلال شنوایی شهر شیراز بود. در این پژوه پژوهش تعداد160 نفر (80 نفر با اختلالات شنوایی) و (80 نفربدون اختلال شنوایی) مورد بررسی قرار گرفتند. آزمودنی های موردبررسی شامل دو گروه از دانش آموزان با اختلال شنوایی(40 پسر و40 دختر) و دو گروه از دانش آموزان بدون اختلال شنوایی (40 پسر و40 دختر) بودند که از بین دانش آموزان دو مرکز ناشنوایی، دانش آموزان با اختلال شنوایی به صورت تصادفی ساده و در انتخاب دانش آموزان بدون اختلال شنوایی از روش نمونه برداری چند مرحله ای استفاده شد. ابزار مورد استفاده مقیاس درک اجتماعی بوزاکی(1998) بود. مقیاس درک اجتماعی شامل ابعاد مفهوم نقش پذیری، ادراک شخصی، احساس همدلی و توضیحات متناوب بود. روایی مقیاس از طریق همسانی درونی و پایایی آنها از طریق آلفای کرنباخ( 81/0) احراز گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری تحلیل واریانس یک طرفه و دوطرفه و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد بین دانش آموزان دختر و پسر در نمره کل مقیاس درک اجتماعی و ابعاد آن تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه با اختلال شنوایی و بدون اختلال شنوایی در نمره کل مقیاس درک اجتماعی و ابعاد آن وجود دارد (001/0P<). نتایج نشان داد در میان دانش آموزان با اختلال شنوایی و بدون اختلال شنوایی با توجه به طبقه اقتصادی – اجتماعی (تحصیلات و شغل پدر) در مقیاس درک اجتماعی و ابعاد-آن تفاوت معنا داری وجود دارد (001/0P<). همچنین نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که در مقیاس درک اجتماعی به ترتیب، متغیرهای تحصیلات پدر(لیسانس و بالاتر)، شغل پدر (فنی تخصصی و خدماتی) در مقایسه با سایر متغیرها از قدرت پیش بینی معنا دار و بالاتری برخوردار هستند (001/0P<).
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عدالت سازمانی ادراک شده با اعتماد ( اعتماد سازمانی و اعتماد به سرپرست) کارکنان مجتمع فولاد مبارکه انجام شد. این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه ی پژوهش را 290 نفر از کارکنان مجمتع فولاد مبارکه اصفهان در سال 1387تشکیل می دادند، که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه عدالت رویه ای (نیهوف و مورمان ، 1993) (86/0=α)، عدالت توزیعی (کالکیت ، 2001)(91/0=α) ، اعتماد سازمانی مورمان، (بلاکلی و نیهوف، 1998)(66/0=α) واعتماد به سرپرست (هارتوگ وکوپمن، 2003)(87/0=α) استفاده شد، که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها روش رابطه ای (همبستگی و رگرسیون) به کار رفت. نتایج پژوهش نشان دهنده روابط مثبت و معنادار میان ابعاد عدالت و ابعاد اعتماد بود. (0/0>(p همچنین ابعاد عدالت قادر به پیش بینی ابعاد اعتماد بودند (0/0≥(p. پیشنهادهای کاربردی برای راهنمایی مدیران و مسؤولان سازمانی ارائه گردید.
پژوهش حاضر به بررسی میزان استفاده دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز از فناوریهای اطلاعاتی می پردازد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش ر ا دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم دبیرستانهای مناطق چهارگانه شهر شیراز تشکیل داد ه اند که از میان آنها 824 دانش آموز دختر و پسر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان افراد نمونه مورد تحقیق انتخاب شده اند . روش پژوهش به کار رفته، روش پیمایشی – تو صیفی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است . یافته های پژوهش بر استفاده بسیار زیاد پاسخگویان از رایانه و لوح فشرده دلالت دارد، در حالی که کمتر از 50 درصد دانش آموزان از اینترنت استفاده می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه
نشان داد میان رشته های مختلف تحصیلی از لحاظ میزان استفاده از هر یک از فناوریهای اطلاعاتی تفاوت معنادار وجود ندارد . همچنین نتیجه آزمون تی مستقل نشان داد که در میزان استفاده دانش آموزان از فناوری رایانه و اینترنت میان دختران و پسران تفاوت معنادار وجود دارد . با توجه به نتایج به دست آمده از تحقی ق حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که فناور یهای اطلاعاتی مورد استقبال توجه بسیار دانش آموزان است و این در حالی است که مراکز آموزشی کشور هنوز به عنوان یک محیط آموزشی مبتنی بر فناوریهای اطلاعاتی شناخته نشده اند در صورتی که دانش آموزان به فناوریهای
اطلاعاتی د ر منزل و مکانهای دیگر از قبیل کافی نتها و خانه دوستان خود دسترسی دارند.
هدف از انجام این پژوهش که به روش توصیفی ـ مقایسه ای انجام شده، مقایسه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان محبوب و دانش آموزان منزوی بوده است. کلیه دانش آموزان پسر سوم راهنمایی ناحیه 2 شهر شیراز جامعه تحقیق را تشکیل می دادند. به روش نمونه گیری خوشه ای از بین مدارس راهنمایی پسرانه شهر شیراز، 4 مدرسه به صورت تصادفی انتخاب و به دانش آموزان کلاس های سوم راهنمایی این مدارس (490 نفر) آزمون جامعه سنجی داده شد. از دانش آموزان خواسته شد که از بین افراد کلاس خود فردی را انتخاب کنند که ترجیح می دهند با او بازی کنند یا به گردش بروند. ملاک انتخاب افراد منزوی این بود که هیچ کدام از همکلاسی ها آنها را انتخاب نکرده باشند. بر همین اساس تمام دانش آموزانی که هیچ کدام از همکلاسی ها آنها را انتخاب نکرده بودند، به عنوان افراد منزوی تعیین شدند (36=n). به منظور داشتن تعداد مساوی برای مقایسه، 36 نفر نیز از دانش آموزانی که دارای بالاترین پایگاه جامعه سنجی بودند و بیشتر از همه انتخاب شده بودند، به عنوان گروه محبوب تعیین شدند دانش آموزان محبوب را حداقل یک چهارم همکلاسی ها انتخاب کرده بودند. میانگین مرکب نمره های درسی سالهای اول و دوم راهنمایی دانش آموزان دو گروه به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. میانگین نمره های درسی دو گروه روش آماری t مستقل مقایسه شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمره های درسی دانش آموزان محبوب به طور معناداری از میانگین نمره های درسی دانش آموزان منزوی بیشتر است (001/0P<). این نتایج نشان می دهند که شایستگی های اجتماعی و تحصیلی مستقل از یکدیگر نیستند. از این رو ممکن است با افزایش مهارت های تحصیلی دانش آموزان منزوی، میزان پذیرش اجتماعی آنها نیز افزایش یابد.
این پژوهش به بررسی رابطه دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس متوسطه شهر مشهد پرداخته است. برای انجام این امر دو نمونه از دو جامعه مستقل از یکدیگر مدنظر قرار گرفته اند. در این پژوهش برای سنجش میزان دانش مدیریتی مدیران، 40 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به مدیران مدارس و برای سنجش میزان اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس 200 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به دبیران مورد مطالعه قرار گرفتند. در تحقیق حاضر که با روش پیمایشی انجام گرفته است برای سنجش هر کدام از متغیرهای فوق از سه پرسشنامه جداگانه استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این امر است که رابطه ای معنادار بین دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس وجود ندارد.
با توجه به خلا ادبیات نظری و تجربی، این نوشتار به معرفی روش تحلیل شبکه ای به عنوان یکی از ابزارهای مفید تحلیل جامعه شناسی پرداخته است.نویسنده پس از مرور ویژگی ها و مفهوم جرایم سازمان یافته، انواع مهم آن را معرفی نموده است. همچنین به مفهوم، ضرورت ها، کاربردها و مفاهیم پایه و استاندارد شبکه و ساختار شبکه ای در علوم اجتماعی اشاره شده است. بحث اصلی مقاله در خصوص نحوه پیاده سازی و بهره گیری از تکنیک تحلیل شبکه ای در تحلیل اطلاعات و داده های مربوط به شبکه های جرایم سازمان یافته است که در دو مقطع قبل از تکمیل یافته ها (و در حین مرحله گردآوری اطلاعات) و پس از تکمیل داده ها، ارایه شده است. در این مقاله به نکات و ملاحظات کاربردی که برای تلخیص، فشرده سازی، تجمیع، نمایش و ارایه داده های مربوط به جرایم پیچیده، مفید و ضروری هستند، پرداخته شده است. تاکید اصلی نویسنده آن است که تکنیک تحلیل شبکه ای، ابزاری سودمند و روشمند برای ترکیب اطلاعات متنوع به شمار می آید.