هدف از این پژوهش معرفی نظام کدگذاری مشاهده ای از تعاملات دوجانبه زوجین ایرانی است که به بررسی کیفیت و کمیت تعامل در زوجین می پردازد. در این مطالعه نظام کدگذاری مشاهده ای بر اساس چندین نظام کدگذاری از جمله نظام کدگذاری مخصوص عاطفه (SPAFF) انجام شده است و نوارهای ویدئویی از 31 زوج سازگار و ناسازگار (16 ناسازگار)، که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، در چند مرحله از تعامل زوجین که شامل حل مسئله، تصمیم گیری و صحبت در مورد خاطره خوب قبلی می باشد، گرفته شد. هم چنین زوجین پرسشنامه سازگاری زناشویی (MAT) را نیز تکمیل نمودند. نتایج بررسی داده ها با تحلیل نتایح پایایی ملاک، پایایی بین مشاهده گران، بررسی رابطه نمرات MAT و نمره تعاملات مثبت و منفی در زوجین سازگار و ناسازگار و نیز تحلیل تشخیصی نشان داد که نظام ایرانی کدگذاری مشاهده ای تعاملات زوجین ICICS ابزاری معتبر و رواست. نتایج نشان دادند که نظام کدگذاری تعامل زوجین ایرانی شامل 23 کد تعاملی است: 15 کد تعاملی منفی، 1 کد تعاملی خنثی و 7 کد تعاملی مثبت. 11 کد از 15 کد تعاملی منفی شبیه سایر نظام های کدگذاری در مطالعات متعدد است. این کدها شامل تنفر، اهانت، کج خلقی، سلطه گری، انتقاد، عصبانیت، تنش، شوخی عصبی، دفاعی رفتار کردن و غمگینی و دیوار سنگی است. کدهای تعاملی منفی که در این مطالعه معرفی شدند شامل 4 زمینه اصلی از قبیل «خانواده»، «اهانت به خود»، «تخطئه کردن رابطه» و «قواعد جنسیتی»می باشند. البته در این زمینه ها 11 زیرکد نیز شناسایی شدند. در تعاملات مثبت رد و بدل شده بین زوجین نیز کاربرد کلمه «ما» جزء زمینه معرفی شده در این مطالعه است که کد مربوط به آن گفتن کلمه ما زوجین در مورد روابط شان می باشد. سایر کدها که مشابه کدهای مطالعات دیگر است، شامل علاقه برای رابطه، تصدیق و تایید کردن، عاطفه، شوخی، شگفت زده کردن و خودافشایی است. در تفسیر یافته های فوق به نقش بااهمیت خانواده اصلی و تاثیر آن بر زندگی زوجین ایرانی و نیز برجسته کردن تفاوت های فرهنگی در گویه های ایرانی اشاره شده است.
گزارش های متفاوتی درباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی ارائه شده است که تاریخ های هفتم و بیست و هشتم صفر در میان شیعیان مشهورتر از سایر گزارش ها هستند. این پژوهش برای پی بردن به زمان دقیق شهادت امام حسن مجتبی، ابتدا گزارش های منابع شیعه و اهل سنت را درباره تاریخ شهادت آن حضرت بررسی می کند. سپس به نقد ابعاد مختلف گزارش هفتم صفر، مانند شخصیت راوی، صحت انتساب گزارش به وی، فاصله زمانی میان وقوع رخداد و راوی و اشتباه در نسخه برداری می پردازد. و پس از بررسی گزارش بیست و هشتم صفر به روشی مشابه آن را بر گزارش هفتم صفر ترجیح می دهد.
فقد ملات قضیه «الإرهاب» اذهان الناس، و اصبحت حدیث الساعه، و علی اختلاف الحضارات، و هو حدیث العالم شرقیه وغربیه، ولا سیما بعد الاحداث الاخیره الواقعه فی الحادی عشر من سبتمبر عام 2001م. و ما توالی بعدها من احداث.
ولکن اختلفوا فی تحدید معناها، فلا تکاد تعریفات «الإرهاب» تقع تحت الحصر، وکل مقر بنسبیه المصطلح، وعدم تحدده وعدم الاتفاق علی معناه ولکن دیننا دینٌ تمیز فیما تمیز به بدقه الفاظه، وتحدد معانیها وبناء الاحکام علی ذلک، فلیست امه عنیت بنصوص وحیها فدرست الالفاظ ومعانیها، دراسهً لغویهً ودراسه یتتبعُ فیها استعمالات الشارع لتلک الالفاظ کهذه الامه.
وإن هذه المقاله دراسه قصد بها بیان معنی الإرهاب، ثم ذکر الالفاظ القرآنیه المستعمله فی هذا الموضوع.
از آنجا که هدف اصلی نزول آیات قرآن هدایت آدمیان و تامین سعادت ابدی آنان است، قرآن کریم به بیان سرنوشت انسانها در قیامت، اهتمام جدی دارد. بازتاب رفتاری مکذبان و باطل گرایان در برابر مشاهده صحنه های قیامت پس از ظهور حقایق، یکی از مسائلی است که در عرصه قرآن پژوهی تامل برانگیز است. این مقاله ضمن واکاوی دو نظریه متقابل، کوشیده است دیدگاه سومی را ارائه نماید و از این رهگذر، تفسیری را که با دو رویکرد متفاوت از آیات نخستین سوره واقعه ارائه شده است، نقد و بررسی کند.
یکی از مسایل بحث برانگیز درباره قرآن که در دوره معاصر مطرح شد ادعای وجود قصه اسطوره ای در قرآن بوده است. نخست محمد احمد خلف الله در الفن القصصی این ادعا را مطرح کرد. یکی از ادله خلف الله بر مدعایش این است که در قرآن کریم 9 بار از زبان مشرکان به قرآن نسبت اسطوره بودن داده شده و خدای متعال نه تنها این نسبت را رد نکرده بلکه در مواردی تایید هم کرده است. محققان زیادی در نقد دیدگاه خلف الله قلم زده و دلایلی در رد وی بیان کرده اند. در مقاله حاضر دیدگاه وی صرفاً از زاویه معناشناسی واژه «اساطیر» در قرآن و تفاوت آن با مفهوم رایج در روزگار ما که اساطیر را یکی از انواع ادبی معرفی می کند، نقد شده و اثبات شده است که با در نظر گرفتن معنای اساطیر در فرهنگ عربی عصر نزول از یک طرف، و با توجه به تفسیر آیات شریفه بر اساس ترتیب نزول، از طرف دیگر، مقصود قرآن از اساطیر نمی تواند قصه های اسطوره ای به عنوان یکی از انواع ادبی رایج در روزگار ما باشد.
پژوهشگران در مقالهی پیش رو، زیر نظر و راهنمایی استاد، دکتر سیّد مهدی نوریان، بر آن شدند با مراجعه به کتاب نفیس و ارزشمند نهجالبلاغهی امام علی 7و مجموعهی اشعار شاعر توانای ادب پارسی، شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی و منابع معتبر و موثّق دیگر، مضامین اجتماعی و اخلاقی را درحوزهی ادب تعلیمی بازبینی و بررسی کرده، حاصل پژوهش خودرا به محضر ادب دوستان تقدیم دارند. نخست، چهارده مضمون و موضوع غالباً اخلاقی، از قبیل قناعت و صرفهجویی، صدق و راستی، تواضع و فروتنی، پرهیز از حرص و طمع، اخلاق و پاکی و ...که در دو اثر گرانسنگ سعدی، بوستان و گلستان، نمودی چشمگیرتر دارند انتخاب شد و به روش تطبیقی، مضامین مربوط به آن در سخن امام علی 7ریشهیابی و استخراج و ذیل هر عنوان تدوین گردید.
حاصل این تلاش آمیزهای است از سخنان گهربار امیر سخن علی 7و استاد سخن سعدی که امید است توانسته باشد قطرهای از دریای بیکران معارف نهج البلاغه را در شعر فارسی بشناساند و بشناسانند.
اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
از ابتدایی ترین ویژگی های نخبگان سیاسی و دینی در جامعه ی اسلامی متخلّق شدن به صفت بصیرت دینی و سپس تلاش و کوشش در راستای ایجاد بصیرت دینی در عموم مردم است. بصیرت دینی توسط مسؤولان و نخبگان سیاسی و دینی در دو مقوله ی بصیرت رفتاری و بصیرت گفتاری نمایان می گردد و هر دوی آن ها برای ایجاد چنین بصیرتی لازم است.
نگارنده در این نوشتار بر آن است تا پاره ای از عوامل رفتاری و گفتاری را که در ایجاد بصیرت دینی از دیدگاه ثقلین مؤثّر است بیان نماید. این عوامل عبارتند از: دعوت به قرآن، اطاعت از ولیّ امر، امر به معروف و نهی از منکر، پرهیز از کتمان حقیقت، مبارزه با حرکت نفاق، حق مداری و عدالت پیشگی، دین مداری، آشتی دادن نخبگان سیاسی، صبر، جلوگیری از سوء استفاده ی فرصت طلبان، مبارزه با دنیاطلبی.
هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی بخش خصوصی سازی در اثرگذاری سرمایه ساختاری بر عملکرد سازمانی در چارچوب یک رویکرد غیر مالی است. خصوصی سازی به معنای ساده، واگذاری صنایع و واحدهای دولتی به بخش خصوصی و یا فرایندی است که طی آن شرکت ها و تأسیسات دولتی به بخش خصوصی واگذار می شوند. سرمایه ساختاری شامل تمام ذخایر غیر انسانی در سازمان است. عملکرد سازمانی نیز به تمام موفقیت های سازمان که از طریق فروش، دارایی، سود، ارزش بازاری و ارزش دفتری اندازه گیری می شود اشاره دارد. رابطه مثبت و معنا داری بین سرمایه ساختاری و عملکرد سازمانی در تحقیقات پیشین ارائه شده است. این تحقیق به دنبال آزمون این یافته ها در دو بخش دولتی و خصوصی صنعت بانکداری ایران است. به این منظور، بخشی از پرسشنامه که در کانادا تهیه و اجرا شده است مورد استفاده قرار گرفته است. برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل ماتریس همبستگی متغیرها از روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری (LISREL) استفاده شده است. مدل های برآورد شده در این تحقیق بیانگر بزرگتر بودن ضریب اثرگذاری سرمایه ساختاری بر عملکرد سازمانی بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی صنعت بانکداری کشورمان است. این یافته ها نشان دهنده کارایی کمتر ساختار دولتی در مقایسه با حجم انبوه آن است.
امروزه انرژی نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد جهانی از اهمیت و جایگاهی در نظام اقتصادی و سیاسی بین الملل برخوردار است که حتی روابط سیاسی، اقتصادی و ... کشورها از آن متأثر می گردد. با این وجود، از همان زمان اکتشاف و استخراج نفت و شتاب روز افزون توسعه صنعتی دنیا، کشورها در رابطه با این حامل انرژی با سه مسئله اساسی پایان پذیری، آلودگی زا بودن و وابستگی به واردات آن مواجه بوده اند. این مسائل باعث شده است که کشورها به ویژه اقتصادهای بزرگ جهان با اقدام در دو زمینه با این مشکلات مقابله کنند. یکی حرکت در جهت دستیابی به انرژی های جایگزین و دیگری افزایش کارایی استفاده از آن است. در این مقاله یکی از سیاست های مهم و تأثیرگذار که توسط اغلب کشورها برای دستیابی به این اهداف اتخاذ شده است یعنی مدیریت مصرف نفت از طریق اعمال مالیات بر مصرف حامل های انرژی (بنزین و گازوییل) مورد برسی قرار گرفته است. این بررسی نشان می هد که در کشورهای منتخب حتی تا 70 درصد بهای تمام شده را با مالیات از مصرف کننده نهایی اخذ می نمایند. این سیاست باعث شده است اولاً شاخص شدت انرژی به میزان قابل توجهی بهبود یابد و ثانیاً تولید و مصرف انرژی های تجدید پذیر از لحاظ اقتصادی امکان پذیر شود. همچنین، مالیات بر انرژی منبع درآمد خوبی برای دولت ها در این کشورها بوده است.
فرایند بودجه ریزی در ترکیه دارای سه ویژگی است که آن را از سایر کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (OECD) متمایز می کند یکی اینکه فرایند تصمیم گیری متمرکزاست، اما یکپارچه نیست. دیگری اینکه موافقت نامه موقت صندوق بین ا لمللی پول به عنوان یک قاعده بودجه ریزی غیررسمی عمل می کند و همچنین بودجه از یک طبقه بندی بسیار تفضیلی براساس ردیف و اقلام برخوردار است. این گزارش به بررسی این ویژگی ها پرداخته و پیشنهادهایی برای تبیین خط مشی ها به منظور بهبود اثربخشی و کارایی ارائه می کند. علاوه بر این، گزارش مذکور تمام مراحل بودجه ریزی (شامل تهیه، تصویب، اجرا، حسابداری و حسابرسی) را مورد بررسی قرار می دهد و به بحث در خصوص نحوه پیشرفت اقتصاد ترکیه در زمینه اصلاحات می پردازد و در نهایت، پیشنهاداتی به منظور برداشتن گام های بعدی وانتخاب الویت های جدید در ترکیه از منظر تجربیات کشورهای OECD ارائه می نماید.
این پژوهش با بهره گیری از مطالعات میدانی و جمع آوری پرسش نامه از مزارع برنج هیبرید استان گیلان در سال زراعی 85-1384 مزیت نسبی تولید این رقم را مورد بررسی قرار داد. از سو دیگر، محاسبه سودآوری اجتماعی، توان رقابت صادراتی و استفاده از ره یافت برنامه ریزی خطی به منظور محاسبه شاخص های مزیت و الگوی کشت بهینه اجتماعی زراعت ارقام برنج دانه بلند مرغوب و پرمحصول در سناریوهای مختلف از دیگر اهداف مورد نظر در این پژوهش است. نتایج به دست آمده از محاسبه مزیت نسبی و توان رقابت صادراتی گویای وضعیت برتر برنج دانه بلند پرمحصول در قیاس با برنج دانه بلند مرغوب در سناریوهای مختلف است. از سوی دیگر، الگوی برنامه ریزی خطی توسعه سطح زیر کشت ارقام پرمحصول تا 86 هزار هکتار را به منظور بیشینه سازی سود اجتماعی پیش نهاد کرد. با توجه به اهمیت برنج در امنیت غذایی ایران، اصلاح سامانه تولیدی برای کشت مکانیزه این محصول و کاهش هزینه های تولید در جهت افزایش رقابت پذیری و جلوگیری از اثر منفی کاهش سیاست های حمایتی الزامی است.