مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۸٬۵۲۱ تا ۳۰۸٬۵۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
برآورد تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان مجموعه تاریخی شهر سوخته با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط (CVM)(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تحلیلی رمان ""الثلج یأتی من النافذة"" (دراسة تحلیلیة لروایة ""الثلج یأتی من النافذة"" لحنا مینة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ حنا مینة من الکتّاب الذین یعدّون فی إطار المدرسة الواقعیة. وقد برز فی الروایة السوریة منذ روایته الأولی ""المصابیح الزرق"" عام 1945م، وفرض نفسه فی المؤلّفات التالیة بصفته کاتباً موهوباً غزیر الإنتاج وهو یمیز عن الروائیین الآخرین فی أنّه استمدّ رؤیته الروائیة من المعاناة الفعلیة علی أرض الواقع. ویری بإمکان الواقعیة أن تهضم مجموع التیارات المعروفة سواء أکانت رومانسیة أو رمزیة؛ وهذا الموقف یفسّر کیف أنّه یستخدم الرمز أو تقنیات عصریة فی روایته.
و""الثلج یأتی من النافذة"" روایة بطل یهرب فی البدایة عن مواجهة الاستبداد ولکن فی المراحل المختلفة تعلّم مبادئ النضال واجتاز مراحل الوعی، ویتطوّر شخصیته من مستوی الشخص العادی إلی مستوی البطل الثوری والمناضل. قمنا فی هذه الدراسة بتبیین رؤیة حنا مینة الواقعیة وسماتها فی روایتنا هذه من جهة والکشف عن دلالة الأشیاء الجامدة، من جهة أخری، خاصة النافذة وهی تلعب دوراً هاماً فی تصویر مراحل تطوّر شخصیة البطل.
معانی رنگ ها در شعر یحیی سماوی (دلالات الألوان فی شعر یحیی السماوی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یمثل اللون ملمحا جمالیا فی الشعر ویُعدُّ عنصرا مهما من عناصر البناء الفنی، بما یحمل من دلالات ذات علاقة مباشرة بالرؤیة الفنیة، ففی معظم الأحیان لایرد اللون فیما وصف له، بل یکشف عن إحساس الشاعر؛ فهو مبعث للحیویة والنشاط والراحة والاطمئنان، ورمز للمشاعر المختلفة من حزن وسرور.
اللون من أهم ظواهر الطبیعة وأجملها، ومن أهم العناصر التی تشّکل الصورة الفنیة، لما یشتمل علیه من الدلالات الفنیة والنفسیة والاجتماعیة والرمزیة. لذلک ینبغی دراسة اللون فی الشعر من خلال ربطه بسیاق النص الشعری، فالسیاق الشعری هو الذی یحدد وظیفته وفاعلیته.
یتناول هذا البحث دراسة الألوان ودلالاتها فی شعر الشاعر العراقی یحیی السماوی دراسة دلالیة أسلوبیة، ویهدف إلى إحصاء الظواهر اللونیة فی شعره وإبرازها؛ وقد اعتمد البحث منهج التحلیل والوصف والإحصاء فی تناول الألفاظ اللونیة. فالسماوی من الشعراء المعاصرین الذین قاموا بتوظیف الألوان الرمزیة علی مستوی وسیع. وتشیر نتائج هذا البحث إلی أنّ الشاعر اعتمد فی استخدامه للون علی ألوان بعینها، وهی علی الترتیب حسب قوة ظهورها لدیه: الأخضر والأبیض والأسود والأحمر والأصفر والأزرق.
تعارض دموکراسی و سکولاریسم
حوزههای تخصصی:
بین المللی شدن حقوق بشر و دگردیسی در مفهوم حاکمیت دولتها در عصر جهانی شدن
نسبت حقوق بشر با دین
حوزههای تخصصی:
حقوق بشر از موضوعاتی است که در حوزه های مختلف مانند دین، حقوق، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست و روابط بین الملل مورد بحث قرار می گیرد. نظام های حقوقی، حقوقدانان، دولت ها، ملت ها، حتی افراد با هر عقیده و فرهنگی، در اطراف و اکناف جهان، نسبت به مسائل و رویداد های حقوق بشری واکنش نشان می دهند.
از مسائلی که در دوران معاصر، با حساسیت ویژه دنبال می شود، «نسبت حقوق بشر با دین» است. این مسئله با عنایت به دین مورد نظر و مبانی اعتقادی هر نظام حقوقی، قابل بحث و بررسی است. نظامهای حقوقی سکولار با تلقی خاصی از دین و اعتماد بر خرد بسندگی، حقوق بشر را پدیده فرا دینی پنداشته و تشریع آن را در صلاحیت انسان می دانند. نظام حقوقی اسلام با اعتقاد به جامعیت دین و رابطه عمیق انسان با خدا، حقوق بشر را پدیده دروندینی و در قلمرو انتظارات بشر از دین می داند.
بررسیها نشان می دهد که علوم تجربی و روشهای متعارف عقلی مورد اعتماد نظامهای حقوقی سکولار از شناخت کامل حقیقت انسان و تبیین بایسته حقوق بشر، ناتوان است. مهمترین ایراد نظریه فرا دینی پنداشتن حقوق بشر، غفلت از پیوند عمیق انسان با خدا و نسبت حقوق بشر با جهانبینی توحیدی است. اعتماد بر شناخت جامع و مانع حقیقت انسان و حقوق بشر از طریق منبع فراتر از انسان (وحی الهی) ویژه نظام حقوقی اسلام است.
طبقه بندی نظارت شده لندفرم های ژئومورفولوژیکی مناطق خشک با استفاده از پارامترهای ژئومورفومتریک (نمونه موردی: منطقه مرنجاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مطالعه لندفرم ها و پراکنش فضایی آنها در ژئومورفولوژی و سایر علوم محیطی، در این مقاله روشی کمّی با استفاده از پارامترهای مورفومتریک حاصل از مدل رقومی ارتفاع برای طبقه بندی لندفرم های مناطق خشک ارائه شده است. پارامترهای ژئومورفومتریک استفاده شده شامل شیب، انحنای پروفیل، انحنای طولی و انحناهای حداقل و حداکثر هستند که برای تشخیص ویژگی های مورفومتریک و شکلی لندفرم ها مناسب اند و تا حد زیادی نیز با فرایندهای ژئومورفولوژیکی سروکار می یابند. نقشه پارامترهای ژئومورفومتریک در ساختار رستری و با استفاده از مدل رقومی ارتفاع SRTM در منطقه کویر مرنجاب به دست آمد و طبقه بندی با استفاده از روش طبقه بندی نظارت شده حداکثر شباهت (MLC) و نمونه های آموزشی برداشت شده از لندفرم های منطقه مطالعاتی انجام شد. نتایج به دست آمده از این طبقبه بندی، لندفرم های منطقه را در هفت کلاس مخروط افکنه، تپه های ماسه ای مختلط، عرضی و برخان، تیغه سنگی، تپه سنگی و پلایا نشان می دهد؛ به طوری که پلایا بیشترین گسترش را در منطقه دارد. نتایج ارزیابی آماری کلاس های لندفرمی نیز با سه پارامتر حداقل و حداکثر و میانگین ارائه شده است. به علاوه، ارزیابی دقت طبقه بندی با استفاده از نقشه پایه ژئومورفولوژی منطقه مرنجاب انجام گرفته است و نتایج نشان می دهند که دقت کلی طبقه بندی حدود 81 درصد و شاخص کاپا برابر 73/0 است.
بهبود شاخص عمودی خشکسالی اصلاح شده به منظور برآورد میزان خشکسالی در مناطق خشک مرکزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشکسالی از بلایای طبیعی است که تبعات منفی گسترده ای را برای اقتصاد، کشاورزی، محیط و اجتماع به همراه دارد. فقدان شناخت و ارزیابی دقیق این پدیده باعث بروز بخش عمدة خسارت های ناشی از آن می شود. در چند دهة اخیر، علم و به ویژه فناوری سنجش از دور محققان را در زمینه خشکسالی بسیار کمک کرده است و شاخص های متعددی برای ارزیابی و بررسی خشکسالی ارائه شده اند. هدف از این تحقیق بهبود شاخص عمودی خشکسالی اصلاح شده (MPDI) از طریق محاسبه دقیق و صحیح پوشش گیاهی به عنوان مهم ترین پارامتر در این شاخص است. به منظور محاسبة شاخص مذکور، تعیین درصد پوشش گیاهی و همچنین پارامترهای خط خاک ضروری است. برای این کار از تصاویر ماهواره ای ALOS مربوط به تیر ماه سال 1388 استفاده شده است. حوضه آبخیز شیطور واقع در استان یزد به عنوان منطقة مطالعه انتخاب شد و با مطالعات میدانی درصد پوشش گیاهی 52 پلات اندازه گیری شد. 17 شاخص رایج گیاهی و شبکه های عصبی مصنوعی برای تخمین درصد پوشش گیاهی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از شاخص های گیاهی نشان دادند شاخص هایی که در آنها بازتاب خاک در نظر گرفته می شود، با دقتی بهتر از دیگر شاخص ها (درصد 4RMSE< و 63/0> 2R) می توانند درصد پوشش گیاهی را در مناطق خشک تبیین کنند. از طرفی، نتایج به دست آمده از شبکه های عصبی نیز تأیید می کنند که چون در شبکه های مذکور می توان ورودی های متعددی همچون اطلاعات طیفی باندهای متفاوت را به شبکه معرفی کرد، لذا اینها با دقتی بیشتر (%2RMSE< و 74/0 >2R) از شاخص های گیاهی می توانند در تخمین درصد پوشش گیاهی به کار روند. در نهایت، با استفاده از مناسب ترین روش (شبکه های عصبی)، درصد پوشش گیاهی منطقه محاسبه شد و با توجه به پارامترهای خط خاک، نقشة شدت خشکسالی تهیه گردید.
نقش مولفه های مدیریت دانش در پیش بینی مؤلفه های سلامت سازمانی (مورد مطالعه: اداره ی راه و شهرسازی جنوب استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش، محور خلق ارزش در سازمان های عصر حاضر است. ذخیره ی دانشی به عنوان سرمایه ی استراتژیک هر سازمان، مهم ترین مزیت رقابتی سازمان ها به شمار می رود. از طرفی سلامت سازمانی منجر به دوام و بقاء سازمان در محیط خود و ارتقاء سازگاری با آن می گردد. در واقع سلامت سازمانی توانایی سازمان برای رشد و بهبود مداوم است. این پژوهش، با هدف بررسی رابطه ی بین مدیریت دانش و سلامت سازمانی در اداره ی راه و شهرسازی جنوب استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از حیث شیوه ی جمع آوری داده ها توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه ی آماری این تحقیق شامل کل 607 نفر کارکنان اداره ی راه و شهرسازی جنوب استان سیستان و بلوچستان در سال 1391 بود. نمونه ی آماری تحقیق بر طبق جدول مورگان که 237 نفر بودند با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داد ه های پژوهش از طریق پرسشنامه مدیریت دانش با پایایی 0.83 و سلامت سازمانی با پایایی 0.94 جمع آوری و از طریق آزمون های همبستگی پیرسونی و رگرسیون ساده بوسیله نرم افزارSPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق بیانگر این بود که مولفه ی اجتماعی سازی دانش قابلیت پیش بینی مؤلفه های تأکید علمی، رعایت، ساختاردهی و یگانگی نهادی؛مؤلفه ی ترکیب دانش قابلیت پیش بینی تمامی مؤلفه های سلامت سازمانی؛ مؤلفه ی بیرونی سازی دانش قابلیت پیش بینی تأکید علمی، رعایت، حمایت از منابع و نفوذ مدیر و مؤلفه ی درونی سازی قابلیت پیش بینی روحیه، ساختاردهی، حمایت از منابع، نفوذ مدیر و یگانگی نهادی از زیر مؤلفه های سلامت سازمانی را دارد. بنابراین زیرمؤلفههای مدیریت دانش با برخی از زیر مؤلفههای سلامت سازمانی ارتباط مثبت معنادار و با برخی ارتباط منفی معنادار دارد و با برخی دیگر ارتباط معناداری ندارد.
تاخیر در نشر مقالات علمی بین المللی: مطالعه مقایسه ای چند رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به بررسی سهم هر یک از مراحلی که باعث تأخیر در روند نشر مقالات علمی از مرحله ارسال تا انتشار برخط می شود، پرداخته شده است. ازآنجاکه این تأخیر می تواند در بین حوزه ها و رشته های علمی متفاوت باشد، نقش تفاوت های میان رشته ای در تأخیر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه تعداد 11,598 مقاله از 102 نشریه متعلق به هفت رشته علمی در حوزه های علوم و علوم اجتماعی است که در سال 2009 منتشر شده اند. در این پژوهش، از مقالات نمونه گیری صورت نگرفته است و از سرشماری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشترین و کمترین میانگین زمانی از بین سه مرحله مورد بررسی در کل مقالات به ترتیب، متعلق به مرحله ارسال-اصلاح (8 ماه) و اصلاح-پذیرش (1 ماه) مقالات در نشریات مورد بررسی است. میزان فواصل زمانی در مراحل مختلف بررسی مقالات در هر رشته نیز متفاوت بود و درصد بسیار کمی از نشریات هر رشته کمترین تأخیر را داشتند. بدین ترتیب 56 درصد مقالات رشته شیمی، 57 درصد مقالات رشته زیست شناسی، 47 درصد مقالات رشته جراحی، 72 درصد مقالات رشته کامپیوتر، 89 درصد مقالات رشته اقتصاد، 96 درصد مقالات رشته مدیریت، و 71 درصد نشریات رشته کتابداری در فاصله زمانی بیش از 6 ماه منتشر شده اند. در نهایت و با توجه به تأثیر تأخیر به عنوان شاخصی مؤثر در کاهش و افزایش ضرایب تأثیر نشریات، می توان گفت که این ارقام می تواند هشداری برای مسئولان نشریات مورد نظر جهت تلاش برای کاهش این تأخیر ها و افزایش ضریب تأثیر نشریاتشان باشد.
مطالعه روند پژوهش در حوزه مدیریت دانش در بازه زمانی 2001- 2010 و ترسیم ساختاری از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش های علم سنجی و کتاب سنجی، در صدد پرداختن به این مسأله است که مجموعه تولیدات علمی در حوزه مدیریت دانش در سطح بین المللی در بازه زمانی 10 ساله (2001-2010)، چه رویکردی داشته و به چه حوزه هایی پرداخته است. بدین منظور، پس از شناسایی و انتخاب واژه های کلیدی و زیرشاخه های این حوزه به کمک منابع اطلاعاتی مختلف، کار جستجوی پیشرفته واژه های گزینش شده در پایگاه اطلاعاتی «وب آوساینس» انجام شد. داده های استخراج شده از این پایگاه ها، در حیطه های موضوع، زبان، کشور، نویسنده، سال انتشار، مجله، مؤسسه یا دانشگاه، و نوع مدرک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس، همه پیشینه های مربوط به پایگاه «وب آوساینس» برای ترسیم ساختار علم به نرم افزار «هیست سایت» وارد شد و پس از انجام تحلیل های لازم، نقشه علم نگاشتی انتشارات این حوزه در این بازه زمانی، توسط این نرم افزار ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد مقدار متوسط نرخ رشد سالانه انتشارات حوزه مدیریت دانش در طی سال های مورد بررسی در پایگاه وب آوساینس ، 9/10 درصد است. در میان 164 کشور تولیدکننده مدارک این حوزه، تولیدات علمی دانشمندان ایرانی، با دارا بودن رتبه 35 و تعداد 221 مدرک، 4/0 درصد کل تولیدات علمی این دانشمندان را تشکیل می داد. به لحاظ موضوعی، بیشترین گرایش به برخی فنّاوری های اطلاعاتی پشتیبان، به ویژه «داده کاوی» و نیز مفاهیم و جنبه های سازمانی و اجتماعی حوزه مدیریت دانش بوده است.
ترسیم «میان رشتگی» در پژوهش های علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات علم سنجی در سال های اخیر بسیار فزونی یافته است. بیشتر این مطالعات به گزارش های اجرایی شبیه بوده است و متخصصان این حوزه نیز از این مسأله ابراز نگرانی کرده اند. اینکه علم سنجی یک حوزه فرارشته ای، میان-رشته ای، و یا چندرشته ای است در پژوهش های بسیار فراوان پیشین چندان مورد توجه نبوده است. در این پژوهش، با استفاده از یک رویکرد علم سنجی به بررسی مقالات منتشرشده با عنوان علم سنجی پرداخته می شود و نتایج آن در قالب پاسخ پرسش های زیر ارائه می گردد: 1) آیا علم سنجی رویکردی میان رشته ای است؟ 2) سهم حوزه های علمی گوناگون از مقالات علمی با عناوین علم سنجی چقدر است؟ 3) تحولات اخیر علم سنجی به کدام سمت وسو سیر می کند؟ داده های این پژوهش از پایگاه «وب آوساینس» استخراج گردید و براساس آن به ترسیم ارتباطات حوزه های علمی گوناگون در تولید مقالات با عنوان علم سنجی پرداخته شد. نتایج نشان می دهد مطالعات علم سنجی را می توان در زمره مطالعات میان رشته ای قلمداد کرد که بیشتر در سیطره دو رشته علوم کتابداری و اطلاع رسانی و علوم رایانه قرار دارد. همچنین، سهم حوزه های علمی گوناگون از مطالعات علم سنجی یکسان نیست و بیشترین میزان مقالات منتشرشده با این رویکرد، به دو حوزه علمی پیش گفته تعلق دارد. گفتنی است سال های 2006 تا 2010 پررونق ترین دوره زمانی انتشار مقالات با عناوین علم سنجی است. در این سال ها، حوزه های علمی به مطالعات علم سنجی بیشتر روی آورده اند و به احتمال، این مسأله ناشی از توجه کشورهای مختلف جهان به مطالعات سنجش کمّی در حوزه علم و سیاست گذاری و برنامه ریزی برای پیشی گرفتن از یکدیگر است.
بررسی هزینه-سازگاری یکپارچه سازی سامانه های اطلاعاتی کتابخانه های دیجیتالی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی عناصر هزینه ای دخیل در یکپارچه سازی نحوی سامانه های اطلاعاتی کتابخانه های دیجیتالی در ایران در سه سطح محتوا، فنّی، و سازمانی است. بدیهی است در این راستا، برخی اهداف جزئی نیز نظیر شناسایی وضعیت موجود سامانه های اطلاعاتی از نظر ذخیره سازی اطلاعات، قابلیت های موجود خروجی های اطلاعاتی مورد نیاز برای میان کنش پذیری، وضعیت موجود میان کنش پذیری سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی در ایران، و مدل مناسب یکپارچه سازی سامانه های اطلاعاتی در کتابخانه های دیجیتالی ایران حاصل خواهد شد. در پژوهش حاضر، از روش پژوهش پیمایش تحلیلی استفاده شده است. جامعه مطالعاتی پژوهش، متشکل از 11 سامانه اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی است که در حال حاضر در کتابخانه های دیجیتالی ایران مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به عدم وجود ابزار استانداردی برای مطالعه یکپارچه سازی نحوی سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی، جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که برای شناسایی عناصر هزینه-سازگاری در یکپارچه سازی نحوی باید در سه سطح محتوا، فنّی، و سازمانی به جستجو پرداخت. همچنین، یافته ها نشان داد که مهم ترین سطح در عناصر مربوط به هزینه-سازگاری متعلق به عناصر سطح سازمانی است. همچنین، پژوهش حاضر نشان داد که بیشترین عناصر مربوط به هزینه سازگاری مربوط به کتابخانه ها و سازمان های مادر آنهاست و در این راستا، سعی می شود تا کمترین بار هزینه ای بر دوش شرکت های تولیدکننده سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی باشد.
بررسی اثرات بلند مدت حذف یارانه حامل های انرژی، نفت، گاز و برق بر سطح تولید و تورم در ایران
حوزههای تخصصی:
ﻛﺸﻮر اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻛﺸﻮر در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ و رو ﺑﻪ رﺷـﺪ و ﺑﺮﺧﻮردار از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻋﻈﻴﻢ اﻧﺮژی و ﻣﺨﺎزن ﺑﺰرگ ﻧﻔﺖ و ﮔـﺎز، از ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ دارای اﻟﮕـﻮی رﺷـﺪ ﺑـﺎ اﻋﻤـﺎل ﻓﺸﺎر ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌـﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪرﻳـﺰی ﺑـﺮای ﻣﺼﺮف اﻧﺮژی اﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮاواﻧﻲ داﺷﺘﻪ و ﺑﺎﻳﺪ ﺑـﺎ دﻗـﺖ ﺑﺴـﻴﺎری اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد. واﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻖ اﻳﻦ اﻣﺮ، ﺑﺎﻳـﺪ ﺷـﻨﺎﺧﺖ درﺳﺘﻲ از راﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺼﺮف اﻧـﺮژی و ﺗﻮﻟﻴـﺪ داﺷـﺖ. اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻲ اثرات بلند مدت حذف یارانه حامل های انرژی نفت، گاز و برق بر سطح تولید و تورم اﻳﺮان در دوره زﻣﺎﻧﻲ 1387–1352 ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. نتایج حاصل از آزمون همجمعی یوهانسن مشخص کرد که در سطح معنا داری 95 درصد، 3 و در 99 درصد، 2 رابطه تعادلی بلند مدت بین متغیرها وجود دارد. طبق تحلیل واکنش ضربه، مشخص شد که حذف یارانه حامل های انرژی باعث کاهش مصرف این حامل در کوتاه، میان و بلند مدت و در نتیجه، کاهش تولید ناخالص داخلی در کوتاه، میان و بلند مدت می شود. همچنین با حذف یارانه انواع حامل های انرژی، قیمت این حامل ها نیز در کوتاه، میان و بلند مدت، افزایش می یابد و این افزایش قیمت نیز باعث کاهش مصرف انواع حامل های انرژی می شود. از این رو، دولت باید الگوی بهینه در مصرف تمامی حامل ها در بخش های مختلف را تدوین نماید و از کسانی که این الگو را رعایت نمی کنند، مالیات اضافه مصرف اخذ کند.
توسعه انرژی های تجدیدپذیر در کشور: موانع و راهبردها
حوزههای تخصصی:
انرژی پایدار به مفهوم استفاده از منابع به شیوه ای است که انرژی لازم برای جمعیت فعلی فراهم شود و شرایط نسل های آتی نیز مورد توجه قرار گیرد. انرژی های تجدیدپذیر شامل انرژی خورشید، باد، آب، امواج و جزر و مد، بیوماس و زمین گرمایی می توانند نقش مؤثری در این خصوص ایفا نمایند. استفاده از انرژی تجدیدپذیر، منافع کوتاه، میان و بلندمدت قابل ملاحظه ای را به همراه دارد: امنیت عرضه انرژی، توسعه پایدار صنایع محلی، ایجاد اشتغال و پایداری زیست محیطی. انرژی های تجدیدپذیر با قابلیت ایجاد فرصت های شغلی و درآمدزایی، باعث توانمندسازی و تقویت خوداتکایی جوامع محلی شده و به تحقق اهداف فقرزدایی کمک می کند. لازمه استفاده از فناوری های انرژی تجدیدپذیر و توسعه بازارها، برطرف کردن موانع مالی، قانونی، مقررات گذاری و سازمانی موجود می باشد. تنظیم نقشه راه برای توسعه انرژی تجدیدپذیر در یک رویکرد سه مرحله ای، استفاده از محرک های سیاستی تشویقی، بهبود رقابت و مقررات زدایی فضای بازار به همراه افزایش قابل توجه در مقیاس فعالیت ها در توسعه انرژی تجدیدپذیر متناسب با توسعه پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی مؤثر خواهد بود.
مدل مناسب حسابداری برای بانکداری اسلامی در ایران با تأکید بر عقود مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون عملیات بانکداری بدون ربا در سال 1362 تصویب و به مورد اجرا گذاشته شده است، اما سیستم حسابداری مناسب و مورد نیاز برای ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی حاکم بر الزامات این قانون تدوین و طراحی نشده است. به نظر برخی صاحب نظران سیستم حسابداری و گزارشگری مالی مورد استفاده در نظام بانکی کشور برای انجام عملیات حسابداری قراردادهای با نرخ معین مشکلی ندارد و اجرای آنها با به کارگیری استاندارهای حسابداری مصوب سازمان حسابرسی امکان پذیر است، اما سیستم مورد عمل از قابلیت های لازم برای اجرای قراردادهای دارای سود نامشخص (عقود مشارکتی)، به دلیل پیچیدگی و مشکلات محاسبة سود مبتنی بر نتایج واقعی عملکرد، برخوردار نیست و به محاسبة درست سود ناشی از این عقود منجر نمی شود. این درحالی است که نهاد استانداردگذار و مجامع حرفه ای حسابداری نیز تا کنون نسبت به ارائة راه حل و رویه ای مناسب و مشخص برای اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا و رعایت الزامات مورد تأکید این قانون اقدامی نکرده اند. به همین دلیل و به لحاظ اهمیت این موضوع، در این تحقیق ضمن انجام مطالعات نظری با استفاده از روش دلفی و کسب نظر از 96 فرد صاحب نظر، نارسایی های نظام حسابداری مورد استفادة بانک ها شناسایی گردیده است. علاوه بر این، کاربرد «نظریه وجوه» و سیستم حسابداری حساب های مستقل همراه با «چارچوب مفهومی مبتنی بر مسئولیت پاسخ گویی»، مورد نظر خواهی قرار گرفت. بر اساس یافته های این پژوهش، عوامل کلیدی یک مدل حسابداری و گزارشگری مالی مبتنی بر مبانی قانونی عملیات بانکداری بدون ربا تبیین و پیشنهاد شده است.
معنویت، شادی و محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
شناسایی واولویت بندی عوامل مؤثردستیابی مدیریت زنجیره تأمین به کلاس جهانی وارائه راهکارهای مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی اهمیت و نقش سرمایه فکری در انتخاب پرتفوی از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اهمیتی سرمایه فکری در تصمیمهای سرمایهگذاران است. در حقیقت، هدف پژوهش حاضر پاسخگویی به این سؤال است که آیا نیاز به افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری واحدهای تجاری، برای سرمایهگذاران وجود دارد یا خیر؟ به این منظور در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها، دو گروه پرتفوی (هر گروه شامل 36 پرتفوی) از میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1383- 1388، انتخاب گردید. تفاوت دو گروه پرتفوی انتخاب شده، تنها در متغیر ورودی روش تحلیل پوششی دادهها بود که یک بار، ارزش افزوده سرمایه فکری و بار دیگر، کارایی داراییهای مشهود به عنوان متغیر ورودی در نظر گرفته شد. در نهایت برای پاسخگویی به سؤال پژوهش، بازده دو گروه پرتفوی با استفاده از آزمون آماری مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر آن بود که سرمایه فکری میتواند نقش مهمّی در تصمیمهای سرمایهگذاران داشته باشد. از این رو، نیاز است اطلاعات لازم در باب سرمایه فکری خلق شده توسط شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صورتهای مالی یا در منابع اطلاعاتی دیگر افشا گردد. که لازمه چنین کاری، تدوین استانداردهای مناسب است.







