هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اختلافها و کشمکش های میان والیان پشتکوه و حکومت عثمانی، بر سر معادن نمک واقع در مرز ایران با عثمانی،در فاصله سال های(1255-1347ق./1838-1928) می باشد.
روش/ رویکرد پژوهش: این مقاله، با روش توصیفی و تحلیلی، بر پایه اسناد موجود و منابع کتابخانهای انجام شده و پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها، به سازماندهی و استنتاج پرداخته است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته ها حاکی از آن است که یکی از موضوعهای مورد اختلاف میان والیان پشتکوه(ایلام) و پاشایان بغداد- که تابع حکومت عثمانی بودند- معادن نمک بود. حدود تقریبی این معادن، در شمال غربی پشتکوه و در مرز ایران و عثمانی بود و به نام های دشتلگ، تاریکه، و داودر خوانده می شدند. اهمیت اقتصادی این معادن، و تلاش والیان پشتکوه و پاشایان بغداد، برای در اختیار گرفتن این معادن، باعث ایجاد کشمکش هایی میان دو طرف شد. حسنخان، اولین والی پشتکوه، و پسر او حیدرخان، به خوبی توانستند تسلط خود را بر معادن حفظ کنند و حتی حیدرخان پا را فراتر نهاد و معدن نمک واقع در خاک عثمانی را متصرف شد. اما عباسقلیخان، به دلایل متعددی نتوانست تسلط خود را بر این معادن حفظ کند و این معادن در زمان او به تصرف عثمانی ها درآمدند. پس از عباسقلیخان، پسر عموی او حسین قلیخان، مشهور به ابوقداره، به حکومت رسید. او، معادن نمک را از عثمانی ها باز پس گرفت و در زمان پسرحسین قلی خان، یعنی غلامرضا خان، این معادن بدون دغدغه جزء خاک پشتکوه باقی ماندند. این پژوهش، سعی دارد با مطالعه اسنادی به بازسازی روند اختلافها و چگونگی حل و فصل آنها میان دو کشور بپردازد.
پادشاهی، در باور و فرهنگ ایرانیان، مدّت ها فرّه ای ایزدی به حساب میآمد. شاهان گرچه به مددِ زر و زور یا به طریق موروثی بر اریکة قدرت تکیه میزدند، در حقیقت حکومت را هدیه ای از جانب پروردگار و حقّ مسلّمِ خود میدانستند. اگر ما نیز این عقیدة نااستوار را، صحیح فرض کنیم، باید بگوییم کمتر پادشاهانی در طول تاریخ وجود داشته اند که قدر این موهبت الهی را دانسته و از آن در جهت منافع و مصالح جامعه استفاده کرده باشند . بیشتر آن ها کسانی بوده اند که برای استمرار قدرتمندی خود، بر زیردستان ستم کرده، امنیتِ مالی و جانی آن ها را قربانی خواسته های سیریناپذیرِ خود کرده اند.
در این گفتار، با توجه به متون ادبی قرن چهارم تا هفتم هجری به ویژگیهای یک حکومت آرمانی پرداخته ایم تا دانسته شود که حکومت چگونه باید رفتار کند تا همگان آرامش و امنیت را حس کنند و از رفاهی نسبی برخوردار باشند؛ سپس به یادکردِ اخلاق و منشِ پادشاهانی پرداخته ایم که بنا به روایت شاعران و نویسندگانِ این دوره، از عدالت و دادگری بهره ای داشته اند و ردّ پای حاکمیت صحیح در زندگیشان دیده شده است. بدیهی است آنچه از نظر میگذرانید، شواهدی است که از متون ادبی استخراج شده؛ بنابراین میتواند در مقایسه با حکومت های آرمانیای که از زبانِ متفکران و جامعه شناسان معرفی شده، مورد بررسی قرار بگیرد.
المعجم اللغوی والثروه اللفظیه للشاعر أو الکاتب هی من أبرز الخواص الأسلوبیه، إذن فحص هذه الثروه فی النصوص الأدبیه یدلنا علی استبانه واحد من أهم الملامح الممیزه للأسلوب، وهذه الثروه تدل علی شخصیه الأدیب وتفرده بین الآخرین وتنوع المفردات هو أحد الخواص الأسلوبیه التی یمکن التوصل بقیاسها فی عدد من النصوص إلی إجابه مدعومه بالدلیل الإحصائی إلی ثلاثه أمور هامه: الثراء اللغوی، وکیفیه استخدام الکاتب لخاصیه تنوع مفرداته عند صیاغه النص، وإمکانیه التوصل إلی نتائج أخرى من خلال تکرار بعض المفردات. تقوم هذه الدراسه علی استخدام معطیات علم الإحصاء لتصل إلی نتائج علمیه دقیقه؛ ولهذا نرمی إلی تقدیم عرض نظری لإحدى الطرق الإحصائیه المستخدمه فی قیاس خاصیه تنوع المفردات مع دراسه تطبیقیه لنماذج من کتابات خلیل جبران، والمنفلوطی والریحانی. وأیضا الوصول إلی نتائج أخری من خلال تکرار بعض الکلمات، حیث إن تکرار بعض المفردات یبین لنا أفکار الکاتب، وشخصیته وأسلوبه إلی حد کثیر، دون أن نعرف الکاتب بصوره دقیقه وعلی فرض التعرّف إلی الکاتب فإننا نفهم مقدار نجاحه فی بیان آرائه فی نتاجه الأدبی. أماّ أهم النتائج الکلیه التی توصلت إلیها هذه الدراسه فهی أنّ أکثر الأسالیب الثلاثه تنوعاً هو أسلوب جبران (0.43) وأقلها هو أسلوب الریحانی (0.35) ویتوسط أسلوب المنفلوطی بینهما (0.38).
اسطوره و حماسه به عنوان گونهای از فرهنگ عامه، پیش از ظهور ادبیات پدید آمده و با ادبیات ملل ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده است. با وجود تفاوتهای فراوان بین انسان ها و فرهنگ ها، از نظراسطوره و حماسه شباهت های مشترک فراوانی بین آنها وجود دارد. ادبیات جهان سرشار از عناصر حماسی اسطوره - ایی است. این مسأله در مورد ادبیات ایران و آلمان نیز در شا هنامه و سرود نیبلونگن [Nibelungenlied] بهخوبی قابل مشاهده است. هردو اثر به لحاظ زبانی و فرهنگی زیر مجموعه زبانهای هندو ژرمنی قرار دارند و در آنها عناصر مشترک فراوانی به چشم میخورد. در این مقاله سعی می شود ابتداء به مفاهیم و پیشینه تاریخی هردو اثر پرداخته شود و سپس به طور مفصل به بررسی جهانبینی و تفاوت دیدگاه و ویژگیهای حماسی این دو اثر جاودان در ادبیات حماسی ایران و آلمان نیز پرداخته شود.
این مقاله به بررسی اثرات محیطی بر اجرای استراتژی منابع انسانی درشرکت ارتباطات و زیرساخت پرداخته است. اساس استراتژیک عمل کردن شناخت شرایط است، برای اینکه یک سازمان نیز در رسیدن به مأموریت خود موفق گردد باید شرایط حاکم بر خود را به خوبی شناسایی نماید. بنابراین، محیط خارجی سازمان در قالب شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی مورد نظر قرار می گیرد و نقاط فرصت و تهدید آنها برای سازمان تعیین می گردد و همچنین محیط داخلی در قالب نقاط قوت و ضعف سازمان مورد برسی قرار می گیرد. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده و از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده نموده است. جامعه آماری این پژوهش شرکت ارتباطات و زیرساخت می باشد که از روش تصادفی طبقه ای برای نمونه گیری استفاده شده است. همچنین پرسشنامه بین مجموع مدیران ستادی و معاونت های مجموعه ارتباطات و زیرساخت توزیع شده است و سنجش روایی پرسشنامه از طریق بررسی محتوایی توسط اساتید مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین برای پایایی پرسشنامه ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است ۰.875درصد می باشد و از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن نیز جهت محاسبه شدت یا میزان رابطه معنی داری بین مؤلفه ها بهره گرفته شده است و داده های بدست آمده از پرسشنامه ، توسط نرم افزار SPSS پردازش شده است. یافته های تحقیق در بررسی روابط بین متغییر های مستقل (نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدها) ومتغییر وابسته (اجرای استراتژی منابع انسانی) نشان داد که شناسایی و درک همه افراد سازمان نسبت به نقاط قوت، فرصت های سازمان نقش کلیدی در اجرای استراتژی های سازمان خواهد داشت.
هدف تحقیق حاضر شناسایی رابطه مؤلفه های هوش سازمانی با مؤلفه های مدیریت دانایی محور در واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است.روش جمع آوری اطلاعات میدانی بوده که از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد یکی پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت( 2003) و دیگری پرسشنامه مدیریت دانش نیلی ونفیسی(1381)بودکه برای تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ها، روایی محتوایی آن با نظرخواهی متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. علاوه بر آن به منظور برآورد همسانی درونی بین سؤال ها و مؤلفه ها از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد. که اعتبار شاخص کلی هوش سازمانی (97/0) و شاخص کلی مدیریت دانایی محور (98/0) بدست آمد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اعضای هیأت علمی (غیر پزشکی) دانشگاه آزاد اسلامی است که در سال تحصیلی 90-1389 در واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد غیرپزشکی اشتغال داشتند می باشد، که بالغ بر 6000نفر بودند. نمونه آماری از طریق نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انجام شد. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 350 نفر تعیین شد. در مجموع نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته 266 نفر می باشد.اطلاعات بدست آمده با انجام محاسبات آمار توصیفی و آمار استنباطی (رگرسیون ،تحلیل واریانس)به کمک نرم افزار spssمورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.نتایج حاصل نشان داد که بین تک تک مؤلفه های هوش سازمانی با مؤلفه های مدیریت دانایی محور رابطه معنا داری وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ارزشیابی توصیفی بر پیشرفت تحصیلی و نگرش نسبت به مدرسه در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان پیرانشهر صورت پذیرفته است. روش پژوهش، شبه تجربی است و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان پیرانشهر بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 132 نفر به عنوان نمونه پژوهش (44 نفر گروه آزمایشی و 88 نفر گروه کنترل) انتخاب گردید. ابزارهای جمع آوری اطلاعات، آزمون محقق ساخته پیشرفت تحصیلی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی در مدرسه می باشد که روایی و پایایی هر دو ابزار مورد تایید قرار گرفته است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) استفاده شده است. عمده ترین نتایج بیانگر آن است که بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مشمول طرح ارزشیابی توصیفی و دانش آموزان عادی تفاوت معنی داری وجود دارد و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان این طرح بیش از دانش آموزان مدارس عادی بوده در ضمن نگرش نسبت به مدرسه در بین دوگروه تفاوت معنی داری داشته، بدین صورت که دانش آموزان مشمول طرح ارزشیابی توصیفی نگرش مطلوب تری نسبت به مدرسه داشته اند.
ایمان شورمندانه، مطلوب هر نگاه دینی است. در نگاه کرکگور این شورمندی در گرو پارادوکس است و فقط با اعتقاد و عمل به «امر محال» به دست می آید. ازهمین روست که رویکرد آفاقی زداینده هرگونه شورمندی است و صرفاً، با رویکرد انفسی است که می توان ایمانی شورمندانه داشت. مبانی اندیشه کرکگور دراین مورد، از سویی، یک دیدگاه «غیرقیاس گروانه» به مقوله معرفت است و ازدیگرسو، نگاهی اراده گروانه. به این دیدگاه کرکگور، که به «برهان شورمندی» معروف شده، نقدهایی وارد است. ازجملة ناقدان این دیدگاه لویی پویمن است که بر مبنای نظریه اش درباره معرفت شناسی دینی، سه نقد بر آن وارد کرده است. در ابتدای این مقاله، به نگاه ویژه ای که لویی پویمن به فلسفه کرکگور دارد اشاره مختصری خواهیم داشت و در گام بعدی، تقریری منطقی از نظریه معرفت شناسی دینیِ پویمن ارائه خواهیم کرد. چنان چه خواهیم دید، درخصوص ارتباط عقل و ایمان، باور پویمن یک نظریه «قیاس گروانه ضعیف» درمقابل دو نظریه «غیر قیاس گروی» و «قیاس گروی قوی» است و از لحاظ چهارچوب عقلانی، مبتنی بر موضع «منظرگروی انعطاف پذیر» درمقابل دو موضع «غیر منظرگروی» و «منظرگروی انعطاف ناپذیر» است. در گام نهایی، با نقدهای پویمن بر برهان شورمندی آشنا می شویم و خواهیم دید که نگاه کرکگور در این برهان با نقدهای جدی معرفت شناختی مواجه است.
مکان های روستایی همانند دیگر مکان های جغرافیایی فضاهایی به شدت جنسیتی هستند و تمامی رفتارها و عملکردها بازتابی از نگرش ها، عقاید و دیدگاه های در خصوص جایگاه و نقش ها و وظایف دو جنس است. پژوهش حاضر با تکیه بر تحلیل جنسیتی به دنبال شناخت تأثیر فضاهای جغرافیایی حاکم بر روستاها بر نوع نگرش به کار زنان و مشارکت آنان است. روش به کار رفته در تحقیق، پیمایشی توصیفی است و داده ها از طریق پرسشنامة محقق ساخته گردآوری شده است. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ محاسبه شد و با رقم 88/0 برای گویه های مربوط به مشارکت زنان، با رقم 93/0 برای نگرش مردان به کار زنان و با رقم 90/0 برای نگرش زنان به کار خود، مورد تأیید قرار گرفت. جامعة آماری تحقیق، زنان و مردان ساکن در روستای دهستان مریدان از توابع شهرستان لنگرود و دهستان هولی از توابع شهرستان پاوه بوده اند. از مجموع جامعه آماری، 124 نفر از شهرستان لنگرود و 106 نفر از شهرستان پاوه از طریق فرمول کوکران به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج و تحلیل آزمون ها در SPSS نشان داد که تفاوت معنی داری بین زنان شهرستان های لنگرود و پاوه در خصوص نگرش شان به حقوق اجتماعی و وظایف شان وجود دارد. هعلاوه بر این، در سطح 99 درصد تفاوت معنی داری بین نگرش مثبت مردان به فعالیت زنان در بین دو شهرستان دیده شد. باتوجه به متفاوت بودن محیط جغرافیایی دو منطقة مورد مطالعه که منجر به دو نوع معیشت متفاوت می شود فرضیه پژوهش مبنی بر تفاوت در نگرش های موجود در مورد کار و مشارکت زنان، تأیید می شود.
فرسایش خاک یکی از مهم ترین عواملی است که سالانه بخش وسیعی از اراضی کشور ایران را تهدید می کند و کیفیت زمین های کشاورزی و مراتع را کاهش داده یا از بین می برد، به همین دلیل پرداختن به مسئله ی فرسایش و ارائه ی راهکارهای مدیریتی برای جلوگیری یا کاهش آثار منفی آن ، از اهمّیّت شایانی برخوردار است. این پژوهش به بررسی میزان فرسایش و شناسایی عوامل مؤثّر بر آن، در حوضه ی آبخیز رود شور فدامی می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی برپایه ی آنتروپی است. این گونه که نخست مهم ترین عوامل مؤثّر بر فرسایش شامل ( شیب زمین ، جنس زمین، نوع خاک و پوشش گیاهی و...) در آبخیز مورد شناسایی و سپس با استفاده از روش AHP وزن دهی و طبقه بندی شده اند تا اهمّیّت هر یک از طبقات متغیّرهای یاد شده مشخّص شود، سپس با استفاده از مدل آنتروپی شانون، میزان توزیع نامتعادل طبقات هر یک از عوامل مؤثّر بر فرسایش در آبخیز مورد مطالعه، مشخّص شد. نتایج نشان می دهند که در بین طبقات شیب، شیب بیش از 15 درصد و با فرسایش زیاد با ضریب آنتروپی 85/0 دارای توزیع متعادلی در آبخیز بوده و درنتیجه، فرسایش زیادی در قسمت های مختلف آبخیز تحت تأثیر شیب ایجاد می شود، همچنین در بین سازندهای زمین شناسی آبخیز، سازندهای سست کواترنر با فرسایش بیشتر، دارای ضریب آنتروپی 7/0 بوده و توزیع آن در آبخیز کمابیش متعادل بود. افزون بر این، در بین طبقات خاک، خاک های با بافت سبک (با ضریب 89/0) و در بین کاربری اراضی، مراتع آبخیز (با ضریب97/0) و فرسایش بالا دارای توزیع متعادلی در آبخیز بودند.