این مقاله به مطالعه تاثیر التقاط فرهنگی در پیکره نگاری هخامنشی و قاجار می پردازد. هنر، فعلی انسانی است و انسان محصور در مجموعه روابطی با محیط پیرامون که بر نحوه تولید و بروز افعال وی که هنر نیز یکی از آن هاست،تاثیر می گذارد.دو برهه هخامنشی و قاجار از دوره هایی است که روابط با سایر کشورها بسیار بوده است. هنر هخامنشی به عنوان هنری تالیفی، التقاطی است که با وجود تمامی تاثیرات سرانجام هویتی مستقل و والا یافت؛حال آنکه هنر دوره قاجار در برخورد و کشمکش بسیار با پذیرش التقاط یا رد آن مواجه بود و نتیجه حاصل،نه التقاطی در جهت صحیح و نه پایبندی به سنت های خودی بود.
در ابتدا تاریخچه و هنر پیکره نگاری هخامنشی با تکیه بر روابط با سایر فرهنگ ها بررسی و پس از آن دوره قاجار،با توجه به اوضاع حاکم بر آن با تکیه بر روابط با سایر فرهنگ ها پرداخته می شود و در انتها هنر آن و نوع تاثیر پذیری اش از عناصر خارجی تعریف خواهد شد، پس از آن با مقایسه تطبیقی بین اوضاع و هنر هخامنشی و قاجار سعی بر بررسی روند التقاط های هنری دو دوره شده است.
تلاش بر این بوده است تا با بررسی شرایط حاکم بر این ادوار،نوع التقاط فرهنگی در دوره هایی که در معرض ورود فرهنگ های دیگر بوده است،بررسی گردد و با توجه به شرایط حاکم بر هر دوره و نوع مواجهه با سایر فرهنگ ها درباره هنر هر دوره نتیجه گیری شود.
نخستین گام در تحقق کارآمدی و ثمربخشی هر تحقیق و پژوهشی، شناخت ابعاد مختلف آن است. در این میان، شناخت روشهای به روز و کاربردی این گونه پژوهش ها، به ویژه در حوزه مطالعات دینی، اهمیت خاصی دارد. مطالعه در آموزه های دینی به ویژه در آیات قرآن کریم، در سدههای اخیر دچار تحولات پرفراز و نشیبی شده است. در این میان پدیدار شدن اندیشه های غربی که عموماً بر اساس سنت نامیمون ترجمه و کپی برداری و بدون در نظر گرفتن فرهنگ اسلامی ـ ایرانی بوده، عاملی اساسی تلقی میشود.
عدم توجه به ذات و هدف غایی فعالیت های پژوهشی و اهمیت تحقیق در مطالعات دینی، باعث شده است تا جامعه علمی در روش شناسی دین پژوهی، دچار سردرگمی شود. نهایتاً با این اوصاف، بازگشت به آموزههای دینی و آیات قرآن به عنوان هدایتگر اصلی انسان ها به سوی تفکر و تأمل و نحوه صحیح فرایند تحقیق، یکی از کلیدی ترین راههای شناخت ذات پژوهش است که با بهره گیری از ابزارهای مختلف معرفتی، محقق را به سوی پژوهش در حقایق هستی رهنمون می سازد.
پرداختن به دیدگاه های مختلف در رابطه با پژوهش و تعاریف این فعالیت، بررسی ابعاد آن و همچنین بیان جایگاه واقعی تحقیق در آیات قرآنی از جمله مباحثی است که نگارنده سعی نموده است در این نوشتار مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد
در این مقاله به مقایسه دیدگاههای تفسیری دو مفسر بزرگ شیعه و اهل سنت درباره سوره انسان پرداخته میشود و ابتدا ساختار کلی دو مفسر و تفسیر آنها و سپس دیدگاههای موجود در مورد آیات سوره انسان بررسی میگردد. مهمترین تفاوت دیدگاهی، به شأن نزول و مکی یا مدنی بودن سوره انسان مربوط میباشد که سید قطب به مکی بودن سوره قائل بوده و علامه طباطبایی مانند دیگر مفسران شیعه به مدنی بودن و نیز نزول آن در شأن اهل بیت نظر داده است؛ به این صورت که در پی ادای نذر خاندان علی برای شفای حسنین و مراجعه مسکین و یتیم و اسیر بر در خانهشان، این سوره در شأن بزرگواریها و کرامات آنان، نازل گشت که با توجه به دلایل و مدارک ارائه شده مانند وجود کلمه «اسیر» در آیه هشتم این سوره مشخص میشود که مدنی بودن سوره و نزول آن در شأن اهل بیت محرز و غیرقابل انکار است.
این مقاله به بررسی میزان و تأثیر سرمایة اجتماعی بر روابط اجتماعی ساکنان مجتمع های مسکونی می پردازد. به منظور دستیابی به این هدف از بین مولفة های گوناگون سرمایة اجتماعی تأثیر مولفة هایی چون آگاهی، اعتماد، مشارکت، تعهد اجتماعی، تکالیف اجتماعی و انسجام اجتماعی بر روابط بین ساکنان مجتمع های مسکونی مورد بررسی قرار گرفته است. چارچوب نظری این پژوهش در حوزة سرمایة اجتماعی و شاخصه های آن با استفاده از نظرات پاتنام، کلمن، فوکویاما و بوردیو و ... ساخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه دارای اعتبار و پایایی است. جامعة آماری مورد پژوهش ساکنان مجتمع های مسکونی دو منطقة ملک شهر و سپاهان شهر و حجم نمونه در هرکدام از مناطق 192 نفر بوده است. شیوة نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بوده است و برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایة اجتماعی رابطه معنا دار (r=%48) با روابط اجتماعی مجتمع های مسکونی تأثیر دارد. از مولفة های گوناگون سرمایة اجتماعی، تعهد اجتماعی و تکالیف اجتماعی به اندازه مساوی(25%= 2) تأثیر گذار بودند، ولی بقیه مولفة ها، هر چند از نظر آماری معنادار بوده، ولی در این دو منطقه یکسان نبود.
هدف کلی این تحقیق بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با رعایت قوانین شهروندی (قانون پذیری) در بین شهروندان اردبیلی است. در این تحقیق با استفاده از نظریات مرتن، لویتدکه و شوایتزر، ساترلند و کرسی، والتر رکلس و تئوری نیازها به تنظیم فرضیه و پرسشنامه مبادرت گردیده است. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و اطلاعات با یک پرسشنامة ۳۱ سؤالی و به طریق نمونه گیری چند مرحله ای (ابتدا طبقه بندی شده و سپس تصادفی) تکمیل گردیده است.
متغیرهای مستقل تحقیق عبارتند از : سن، جنس، تحصیلات، پایگاه اجتماعی افراد، فردگرایی، تأمین نیازهای مادی افراد، نظارت اجتماعی، معاشرت با افراد کج رو (قانون گریز) و تشویق (پاداش).
متغیر وابسته، رعایت قوانین شهروندی است که عبارت است از رعایت آگاهانه، داوطلبانه و ارادی افراد از قوانین و مقررات جامعة شهری و عمل به آنها. جامعة آماری تحقیق حاضر، شامل کلیة شهروندان بالای ۱۸سال ساکن در شهر اردبیل و حجم نمونه شامل ۳۸۳ (۱۹۳مرد و۱۹۰زن) نفر می باشد. بر اساس یافته های تحقیق، ۶/۸ درصد افراد مورد مطالعه، نسبت به قوانین شهری، دارای قانون پذیری پایین، ۱/۵۵ درصد دارای میزان قانون پذیری متوسط و ۳۶/۳ درصد دارای قانون پذیری بالا هستند. همچنین طبق یافته های تحقیق از میان متغیرهای فوق الذکر، ارتباط بین رعایت قوانین شهروندی و متغیرهای فردگرایی و نظارت اجتماعی و داشتن ابزار و وسایل اجتماعی برای رسیدن به اهداف فرهنگی و جنس معنادار است. در بقیة فرضیه های تحقیق ارتباط معناداری بین متغیرهای مستقل و وابسته مشاهده نگردید.
چگونگی توزیع و پراکندگی فعالیت های تولیدی و استقرار واحدها و بنگاه های صنعتی در مناطق مختلف به تصمیم های این واحدها برای مکان یابی در نواحی معین بستگی دارد. امّا بسیاری عوامل مهم وجود دارند که در این تصمیم گیری مؤثر هستند و واحدهای تولیدی با در نظر گرفتن آن عوامل، اقدام به انتخاب مکان و منطقه مناسب برای استقرار در آن می کنند. پس می توان گفت آن عوامل باعث ایجاد نوعی تمرکز به نام تمرکز جغرافیایی در صنعت می شوند که یکی از مهم ترین عناصر ساختار بازار می باشد. در این تحقیق ما با اندازه گیری میزان تمرکز جغرافیایی استانی برحسب اشتغال و با استفاده از شاخص EG، به بررسی تأثیر عوامل مؤثر در این نوع تمرکز برای دوره 1385- 1379 می پردازیم و برای این کار مدل اقتصادسنجی پانل دیتا و روش Pooling و نرم افزار Eviews6 مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج این ارزیابی برای دوره مورد مطالعه نشان می دهد که سه استان سمنان، قزوین و تهران به ترتیب دارای بیشترین تمرکز جغرافیایی فعالیت های مختلف در خود می باشند. همچنین سه عاملِ موجودی سرمایه انسانی، دسترسی به حمل و نقل و دسترسی به بازار مصرف به ترتیب بیشترین تأثیر معنی دار را بر میزان تمرکز جغرافیایی صنایع در بین استان ها دارند. البته متغیر سرمایه انسانی در مقایسه با سایر عوامل مؤثر بر میزان تمرکز جغرافیایی فعالیت ها، بیشترین قدرت توضیح دهندگی را در مدل دارا می باشد. معنی دار بودن عامل سرمایه انسانی و ارتباط مثبت و قوی آن با میزان تمرکز جغرافیایی، یکنقطه قوت برای سیاست های دولت در تنظیم تمرکز جغرافیایی در بین استان ها و مناطق مختلف کشور است؛ به طوری که دولت با افزایش میزان کمّی و کیفی این نوع سرمایه بخصوص در استان های محروم خواهد توانست در جهت کاهش میزان تمرکز جغرافیایی و ایجاد یک توسعه هماهنگ منطقه ای گام بسیار مهمی بردارد.
مقدمه: هدف این پژوهش، تهیهی نسخهی فارسی پرسشنامهی نظمجویی شناختی هیجان- فرم کودکان (CERQ-K-P) و بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی آن در جامعهی کودکان ایرانی بود.
روشکار: نسخهی انگلیسی CERQ-K پس از آمادهسازی با روش ترجمهی مضاعف بر روی 531 نفر (258 نفر پسر و 273 نفر دختر) از دانشآموزان پایههای سوم، چهارم و پنجم ابتدایی شهر مشهد در سال تحصیلی 90-1389 اجرا و اعتبار نسخهی CERQ-K-P از طریق همسانی درونی و همبستگیهای مجموعهی ماده بررسی گردید. ساختار عاملی مقیاس با هر دو شیوهی تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مولفه ی اصلی با استفاده از چرخش واریماکس ارزیابی و روایی پرسشنامهی مذکور، از طریق همبستگی بین خردهمقیاسها و روایی ملاکی بررسی گردید.
یافتهها: ضرایب آلفای کرونباخ برای تمام خردهمقیاسها و کل مقیاس در هر دو جنس و کل شرکتکنندگان از نظر روانسنجی، مطلوب بوده و دامنهی اکثر همبستگیهای مجموعهی ماده بیشتر از 4/0 بود. بررسی ساختار عاملی این
پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی از الگوی 9 عاملی اصلی CERQ-K حمایت کرد که 68 درصد واریانس را تبیین میکرد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز حاکی از برازش مطلوب و قابل قبول ماده ها بود. به علاوه، الگوی ضرایب همبستگی بین خردهمقیاسها و روایی ملاکی هم زمان
پرسشنامه، با مقیاس اضطراب چندبعدی کودکان و مقیاس افسردگی کودکان، بیانگر روایی خوب این مقیاس بود.
نتیجهگیری: نسخهی فارسی پرسشنامهی نظمجویی شناختی هیجان فرم کودکان در جامعهی ایران اعتبار و روایی خوبی دارد و ابزار مناسبی جهت فرآیندهای غربالگری، تشخیص و درمان مشکلات مختلف هیجانی در موقعیتهای بالینی و پژوهشی میباشد.